شاهنامه، اثر فاخر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگترین آثار ادبی جهان برشمرده میشود و ایرانیان از دیرباز آن را مهمترین سند فرهنگی، تاریخی و ملی خود به حساب میآورند. موضوع این اثر اسطورهها و تاریخ ایران از آغاز تا حملۀ اعراب به ایران در سدۀ هفتم میلادی است که در چهار دودمان پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان گنجانده میشود و از سه بخش اسطورهای، پهلوانی و تاریخی، تشکیل شده است.
به گفته مورخان و اساتید ادبیات، فردوسی هنگامی شاهنامه را سرود که زبان فارسی دچار آشفتگی بود و او از تداوم این آشفتگی جلوگیری کرد. به طوری که ادوارد براون، محقق انگلیسی گفته است «فردوسی با آفرینش شاهنامه، زبان فارسی را از انقراض نجات داد و از آن زمان تا به امروز، شاهنامه یکی از ارکان اساسی فرهنگ و ادبیات فارسی به شمار میرود.»
شاهنامه را شناسنامه فرهنگی ایران دانستهاند و بسیاری از بزرگان ادبیات جهان مانند از شاهنامه به نیکی یاد کردهاند. «هانری ماسه»، محقق فرانسوی، شاهنامه را یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر در زمینه زبان و ادب برشمرده است که در آن فردوسی به اصولی چون عدالت، شجاعت و خردورزی تأکید میکند. «ارنست رنان»، لغتشناس، فیلسوف و تاریخنگار فرانسوی نیز گفته است «فردوسی مظهر اصالت نژاد ایرانی است، به افتخار و معنویت ایمان دارد، بشردوست است و انسانی فکر میکند. خوبی را صمیمانه دوست دارد، و پیشرفت مدنیت را مأموریت و هدف واقعی بشر میداند. این قهرمان برای ما بیگانه نیست، از خود ما است.»
تلاشی گرانقدر در حفاظت از شاهکار فردوسی
ایرانیان طی قرنها تلاش کردند شاهنامه را از خطر نابودی حفظ کنند و تجلی این تلاش مجالس شاهنامهخوانی، نقالی و پردهخوانی بوده است که صدها سال به عنوان سنتهای کهن قصهگویی بار حفظ این میراث فاخر را به دوش کشیدهاند. اینگونه شاهنامه به بخشی از فرهنگ شفاهی ایرانیان تبدیل شده است.
اما نخستین تلاشها در دوران معاصر برای ارجنهادن به یادگار فردوسی به دوران پهلوی اول باز میگردد. زمانی که جشن جهانی هزارۀ شاهنامه (یا هزارۀ فردوسی) به مناسبت فرا رسیدن هزارمین سال تولد فردوسی در مهرماه سال ۱۳۱۳ خورشیدی در ایران برگزار شد.
این رویداد شامل کنگرههای علمی با حضور ایرانشناسان برجسته از سراسر جهان بود که در آن به شاهنامه و فردوسی به عنوان سند هویت ملی و فرهنگی ایران پرداخته شد و محل برگزاری آن عمارت دارالفنون تهران بود. در این رویداد علمی بزرگ، ۴۰ ایرانشناس برجسته از ۱۷ کشور جهان و همچنین دهها دانشمند و ادیب ایرانی حضور داشتند و فرصتی برای نمایش غنای فرهنگی و ملی ایران در جامعه جهانی فراهم کرد.
برگزاری گسترده این جشن باعث شد تا بازسازی آرامگاه فردوسی با شکوه فراوان صورت گیرد و کتابچههایی حاوی سخنرانیهای ایراد شده در این کنگره نیز به چاپ رسید. همچنین تصحیح شاهنامه که حاصل سالها تلاش محمدعلی فروغی بود در همان سال به همت وزارت فرهنگ وقت و در زمان برگزاری جشن هزارۀ فردوسی منتشر شد، که نسخ شاهنامههایی که امروزه مردم در دست دارند ماحصل همان تصحیح است.
حدود هفتاد سال بعد در سال ۱۳۸۸ جشن جهانی هزارۀ شاهنامه، با حضور ۱۹۲ کشور وابسته به یونسکو در شهر پاریس برگزار شد و آیین بزرگداشت هزارۀ شاهنامه نیز در کشورهای گوناگون به بهانه ثبت آن در یونسکو از جمله برلین، آلمان برگزار شد.
شاهنامه، نقشه راه ملت ایران در حفظ هویت ملی
منتقدان معتقدند که در دهههای اخیر حاکمیت ایدئولوژیک در ایران باعث شده که اعتباربخشی به شاهنامه و دیگر آثار ارزشمند ملی کمرنگ شود و به تشریفات سطحی و ظاهری حکومتی تنزل پیدا کند. با این حال تاریخ نشان داده است که مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی در برابر تحمیل فرهنگهای بیگانه مقاومت کردهاند و در شرایط سخت شاهنامه را الهامبخش خود برای حفظ هویت ملی و تقویت روحیه ظلمستیزی دانستهاند.
گویی فردوسی به خوبی از خطر فراموشی هویت ایرانی در برابر تهاجمات فرهنگی و سیاسی به ایران آگاه بوده است و تمام عمر خود را صرف اثری کرده است که پیوندی میان گذشته اساطیری ایران و دوران پس از آن باشد. دکتر محمدجعفر یاحقی، استاد ادبیات فارسی و پژوهشگر شاهنامه میگوید «فردوسی با شاهنامه نهتنها تاریخ ایران را حفظ کرد، بلکه روحیهای از خودباوری و مقاومت در برابر ستم را در میان ایرانیان نهادینه ساخت.»
دکتر جلال خالقیمطلق، پژوهشگر و تصحیحکننده شاهنامه، ضمن اشاره به پیامهای مهم شاهنامه در ترویج عدالتخواهی و مبارزه با ظلم معتقد است که داستانهای شاهنامه به قدری قدرتمند هستند که میتوانند روحیۀ عدالتخواهی را در افراد جامعه تقویت کرده و آنها را به قیام در برابر ستمگران تشویق کنند.
شاهنامه گرچه به عنوان اثری حماسی شناخته میشود، با اینحال در جایجای آن و در گرماگرم نبردها، به ماجراهای لطیف و جانپرور عاشقانه نیز نقب زده است. آنجا که زال در عشق رودابه گرفتار میشود و سودابه در عشق سیاوش میگرید. جایی که تهمینه دل به عشق رستم میسپارد و سهراب در عشق گردآفرید غرق میشود.
شاهنامه، کهکشانی از اساطیر و نمادهای ماندگار
در میان داستانهای شاهنامه، کاوه آهنگر، که بهعنوان نمادی از قیام مردم علیه ظلم ضحاک شناخته میشود، نمونهای برجسته از روحیه ظلمستیزی اشعار فردوسی است. کاوه نه بهعنوان یک پهلوان، بلکه بهعنوان یک آهنگر ساده، با تکیه بر همبستگی مردمی، ضحاک را سرنگون کرد.
علاوه بر این، شخصیتهایی همچون رستم، که نماد شجاعت و فداکاری هستند، میتوانند الهامبخش افرادی باشند که در برابر سختیها مقاومت میکنند و میجنگند. رستم با وجود تمام چالشهایی که در برابرش قرار میگیرد، هرگز از مسیر عدالت و دفاع از حق بازنمیماند. اشاره فردوسی به آرش و تیراندازیاش، ارزشهایی مانند جانفشانی و میهندوستی را پررنگ کرده است.
در شاهنامه فر کیانی و فروهر به عنوان نماد پادشاهی و شکوه ایران است و حکایت از آن دارد که مقام پادشاهی از سوی آسمان و خداوند به خاندان پادشاهی اعطا میشود. در سرودههای فردوسی دیوها نماد شر هستند که در جدالی دائمی با نیروهای نیک و ایزدی دیده میشوند. درفش کاویانی نماد پیروزی، عدالت، و اتحاد ملی است. همچنین مهرۀ رستم نماد معرفت، هویت و پیوندهای خانوادگی است. فردوسی شیر را به عنوان نماد قدرت و اقتدار به تصویر کشیده است که نشانه قدرت شاهان ایران است. در سرودههای او آناهیتا ایزد بانوی آب و باروری است و هما پرندهای افسانهای است که نماد خوشبختی است. همانطور که سیمرغ پرندهای اساطیری است که با قدرتهای جادویی، نماد خرد، دانایی، و گاهی هم کمک و یاریرسانی به قهرمانان است.
















