نویسنده: استیون دبلیو
بمبهایی که در کاراکاس فرود آمدند، چند میلیارد دلار تجهیزات نظامی ساخت چین را نابود کردند. رادارها، موشکها و هواپیماهایی که پکن میگفت «توان مقابله با غرب» را دارند، در برابر قدرت آتش آمریکا تاب نیاوردند.
اما نتیجه حمله آمریکاییها فراتر از تخریب وجهه اسباببازیهای زیبا و گرانقیمت چین بود و باعث شد که برخی از مشتریان ازهمهجا بیخبرِ چین مانند ایران دچار تشویش شوند. مهمترین پایگاه چین در قاره آمریکای جنوبی در این حمله نیست و نابود شد.
اشتباه نکنید: نیکولاس مادورو آدمِ چینیها بود.
درحالیکه کشورهای جهان ادعای نامشروع مادورو درباره پیروزی در انتخابات ۲۰۲۴ ونزوئلا را زیر سؤال میبردند، پکن بابت «برگزاری انتخابات سالم» و پیروزی «موفقیتآمیز» به او تبریک میگفت.
حزب کمونیست چین در یک سال و نیم گذشته مشغولِ حمایت از رژیم فاسد و سوسیالیستی مادورو بوده که احتمال بازپرداخت تسهیلات دهها میلیارد دلاری چین به این کشور را بهشدت کاهش میدهد.
اما بازپرداخت این دیون برای حامیان کمونیست مادورو در پول و بشکههای نفت خلاصه نمیشود. این درحالی است که نیاز چین به انرژی در اعطای این تسهیلات بیتأثیر نبوده است.
پکن دائماً در جستوجوی «شرکای راهبردی» جدید است؛ یعنی کشورهایی که توسط رهبران سوسیالیست، کمونیست یا تمامیتخواه اداره میشوند و حاضرند از حزب کمونیست چین در برابر آمریکا حمایت کنند.
و اگر این کشورها در تروریسم مواد مخدر دست داشته باشند و مواد مخدر را به آمریکا بفرستند و جان صدهاهزار آمریکایی را بگیرند، نور علی نور خواهد بود.
راهبرد کلان حزب کمونیست چین در آمریکای جنوبی بر بازتولید «دوستی آهنین» با کوبا و «شراکت همهجانبه» با ونزوئلا در کل قاره متمرکز بوده است. رهبران سوسیالیست مخالف آمریکا بستر خوبی برای پیشروی پکن فراهم کردند.
و تقریباً هم موفق شدند.
تا همین چند سال پیش به نظر میرسید که کل کشورهای آمریکای لاتین در آینده نزدیک در جاده ابریشم نوین چین دوشادوش یکدیگر حرکت خواهند کرد.
این غول آسیایی درصدد افتتاح بندرها، ساخت سد، ایجاد تله بدهی و- باید گفت- اشاعه فساد در بخش جنوبی مرز بود.

چپگراهای پوپولیست کنترل بیشتر کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی اعم از هندوراس و نیکاراگوئه در شمال و شیلی و آرژانتین در جنوب را به دست داشتند که همگی جزو دوستان نزدیک چین بودند، درحالیکه مردمان عادی از مشکلات مرسوم سوسیالیسم رنج میبردند: فساد گسترده، تورم سرسامآور و البته نابودی آزادی.
اما اتفاق عجیبی در مسیر توسعه منطقهای رژیم چین رخ داد. مردم در کشورهای مختلف عزمشان را جزم کردند و سوسیالیستها را با رأی خود به زیر کشیدند و پوپولیستهایی را جایگزین آنها کردند که حاضر نبودند در مسائل اصلی مانند امنیت، حاکمیت و رفاه با چین و دیگر کشورها ساختوپاخت کنند.
به قدرت رسیدن نجیب بقیله در السالوادور اولین مورد بود. او در سال ۲۰۱۹ به ریاستجمهوری رسید و بهسرعت هزاران عضو اماس-۱۳ و سایر باندهای تبهکاری را از خیابانهای کشور پاکسازی کرد و بازسازی اقتصاد کشور را در دستور کار قرار داد. اکنون خیابانهای السالوادور امنترین خیابانهای نیمکره غربی هستند و خرابیهای ناشی از جنگ داخلی دهساله این کشور بازسازی شدهاند.
چندین رهبر پوپولیست طی دو سال گذشته در کشورهای دیگر به قدرت رسیدهاند.

خاویر میلی در سال ۲۰۲۳ به ریاستجمهوری آرژانتین رسید. میلی، بهعنوان یک آزادیخواه متعهد، با ارهبرقی معروف خود به جانِ تشکیلات اداری عریض و طویل آرژانتین افتاد. پیروزی قاطع حزب او در انتخابات میاندورهای اخیر بهمنزله استقبال مردم از «ارهبرقی» میلی بوده که ارزش پول ملی را تثبیت کرده و رشد اقتصادی کشور را کلید زده است.
دانیل نوبوآ در سال ۲۰۲۳ در انتخابات زودهنگام اکوادور به پیروزی رسید و برنامه سختگیرانه خود را در زمینه نظم و قانون به اجرا درآورد. او در سال ۲۰۲۵ با پیروزی در انتخابات بهعنوان رئیسجمهور کشور انتخاب شد. برخلاف دولتهای چپگرای پیشین که اجازه میدادند باندهای تبهکاری آزادانه عمل کنند، نوبوآ مانند بقیله هزاران عضو باندهای تبهکاری را روانه زندان کرد و امنیت را به خیابانهای کشور بازگرداند.
این روند در واپسین ماههای سال ۲۰۲۵ شتاب بیشتری گرفت:
- شیلیاییها، خوزه آنتونیو کاست، محافظهکار کاتولیک و پدر ۹ فرزند، را بهجای رقیب کمونیست خود انتخاب کردند. کاست وعده داده که اصلاحات اقتصادی موفق آرژانتین را اجرا میکند و مهاجرت غیرقانونی را تحت کنترل درمیآورد.
- بولیویاییها رودریگو پاز را انتخاب کردند و به یک دهه حکومت سوسیالیستی که اقتصاد کشور را به ورطه نابودی کشانده بود پایان دادند.
- مردم هندوراس به نصری عصفوره، نامزد محافظهکار حزب ملی، رأی دادند که در واپسین روزهای رقابت انتخاباتی مورد حمایت دونالد ترامپ قرار گرفت.
نتیجه تمام این رقابتها بهمنزله شکست فاحش پکن بود. درمجموع، این رویدادها نشانه زوال بلندپروازی چین در قاره آمریکا هستند.
اکنون در جنوب مرز جمع قابلتوجهی از رهبران قدرتمند و محافظهکار را داریم که همانند ترامپ درصدد مقابله با کارتلهای مواد مخدر، تثبیت دموکراسی و رشد اقتصاد کشورشان هستند.
و این افراد برای حل مشکلات کشورشان به شمال چشم دوختهاند و توجهی به شرق ندارند. آنها به دنبال ایجاد روابط نزدیکتر با واشینگتن هستند تا با تهدیدات منطقهای مقابله کنند، زیرا میدانند که پکن با حمایت از رژیمهای چپگرای منطقه به این تهدیدات دامن میزند.
جرقهای که آتشِ پوپولیسم را شعلهور کرد، پیروزی ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶ بود که نشان داد مردم مجبور نیستند همیشه به همان نامزدهای قدیمی و تکراری نظام حاکم رأی دهند.
پیروزی دوباره ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۴ به تقویت جنبشهای پوپولیستی در آمریکای جنوبی کمک کرد و باعث شکلگیری کارزارهای تازه برای انتخاب رهبرانی شد که در پی رسیدگی به دغدغههای مردم در رابطه با آزادی و رفاه بودند. از اینرو، اکنون با مجموعهای از رهبران قاطع مواجه هستیم که با وضع موجود مخالف بوده و متحد آمریکا و البته دشمن رژیم چین به شمار میآیند.
هنوز زود است که بگوییم کل قاره در این مسیر قدم برداشته و برنامه اقتصاد باز و حکومت دموکراتیک را در دستور کار قرار داده است. سوسیالیستها هنوز در بزرگترین کشور آمریکای جنوبی یعنی برزیل دست بالا را دارند و کوباییها همچنان در جزیره زندانگونه خود در رنج و عذاب هستند.
اما شتاب تحولات غیرقابل انکار بوده و روزهای بسیار خوبی برای قاره آمریکا در پیش است.
اکنون جمع قابلتوجهی از رهبران محافظهکار و همفکر در قاره آمریکا در رأس کار هستند که بهواسطه ارزشها و دغدغههای مشترکشان کنار هم قرار گرفتهاند و از این فرصت تاریخی برخوردارند که «عظمت را دوباره به قاره آمریکا بازگردانند.»
روزهای بسیار خوبی برای قاره آمریکا در پیش است.
سوسیالیستها و معدود دوستان کمونیست پکن در منطقه نباید با خیال راحت سر به بالین بگذارند.
مسئله این نیست که شاید در نیمههای شب بهدست نیروهای ویژه آمریکا ربوده شوند.
بلکه مسئله این است که مردم در این کشورها با تأسی از موسم آزادی درحال برنامهریزی هستند تا آنها را به زیر بکشند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: استیون دبلیو. موشر رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت است و کتاب «قلدر آسیا: چرا رویای چین یک تهدید جدید برای نظم جهانی است» را به نگارش درآورده است. او پیشتر از همکاران بنیاد ملی علوم آمریکا بوده و در دانشگاه استنفورد زیر نظر لوئیجی کاوالی-سفورزا، ژنتیکدان برجسته، زیستشناسی انسانی خوانده است. موشر در رشتههای اقیانوسشناسی زیستی، مطالعات شرق آسیا و مردمشناسی فرهنگی موفق به اخذ مدارک معتبر شده است. او یکی از برجستهترین تحلیلگران امور چین در آمریکا به شمار میرود و در سال ۱۹۷۹ از جانب بنیاد ملی علوم آمریکا بهعنوان نخستین دانشمند علوم اجتماعی آمریکا انتخاب شد تا در چین تحقیقات میدانی انجام دهد.

















