ائتلاف روسیه و چین شکافی برداشته که درست از دل قزاقستان میگذرد.
تفسیر
جهان از روی عادت مسکو و پکن را در یک جبهه میبیند: «محور خودکامگی»، «شراکت نامحدود» و مسائلی از این دست. اوضاع بهظاهر خوب و مرتب است، اما اشکالاتی وجود دارد.
برای پی بردن به واقعیت امر هیچجایی بهتر از قزاقستان وجود ندارد؛ کشوری که در دل اوراسیا جا خوش کرده و طولانیترین مرز زمینی جهان را با روسیه دارد که طول آن به ۷ هزار و ۶۰۰ کیلومتر میرسد و خط مرزی بسیار حساسی هم با استان سینکیانگ چین دارد.
تاریخ و پیشینه قزاقستان
قزاقستان بزرگترین کشور محصور در خشکی و نهمین کشور بزرگ جهان است که ۲ درصد از ذخایر نفت و ۴۳ درصد از ذخایر اورانیوم جهان را در اختیار دارد و تقریباً از ذخایر تمام فلزاتی که فناوریهای سبز به آن نیاز دارند برخوردار است. خطوط ریلی شرق به غرب «کمربند و جاده» که تا اروپا ادامه دارند (با دور زدن روسیه) و خطوط لوله شمال به جنوب از قزاقستان میگذرند.
این کشور در دوران اتحاد جماهیر شوروی دوران سختی را پشت سر گذاشت. سیاست اشتراکیسازی استالین در دهه ۱۹۳۰ باعث شد که یکسوم قزاقها از گرسنگی بمیرند که یکی از فجیعترین رویدادهای جمعیتی قرن به شمار میآید. مهاجرت دولتی به قزاقستان باعث شد که قزاقها در سال ۱۹۷۰ در میهن خود به اقلیت تبدیل شوند. شوروی از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۸۹ حدود ۴۵۶ آزمایش اتمی در سمیپالاتینسک در شمال شرق قزاقستان انجام داد و ۱.۵ تا ۲ میلیون نفر را بدون هشدار رسمی در معرض تشعشع قرار داد. روستاییها که خانه و کاشانه خود را ترک نکرده بودند، بعضاً بهعنوان نمونه انسانی مورد مطالعه قرار گرفتند. چین در آنسوی مرز در سینکیانگ دست به کار مشابهی زد و ۴۵ آزمایش هستهای در دریاچه لوپ نور انجام داد که ۲۲ مورد از آنها در آسمان محل سکونت اویغورها و قزاقها منفجر شد.
وقتی قزاقستان در دسامبر ۱۹۹۱ به استقلال رسید، از دو نکته درسِ عبرت گرفته بود: دیگر نقش آزمایشگاه پایتختهای دوردست را ایفا نکند و هرگز به قدرتهای بزرگ همجوار دل نبندد. از اینرو، سیاست خارجی قزاقستان- یعنی دیپلماسی چندوجهی یا موازنه همیشگی- صرفاً شعار نیست و راه بقای این کشور به شمار میرود.
رقابت روسیه و چین بر سر نفوذ
روسیه هنوز نیمی از برق قزاقستان را تأمین میکند، در ۸۰ درصد از صادرات نفت این کشور دخیل است و شهرهای شمالی آن را در زمستان گرم نگهمیدارد. وقتی مردم در ژانویه ۲۰۲۲ دولت را در آستانه سقوط قرار دادند، نیروهای تحت رهبری روسیه ظرف چند ساعت وارد قزاقستان شدند. پیام مسکو این بود: همیشه به ما احتیاج خواهید داشت. در عینحال، چین به بزرگترین شریک تجاری قزاقستان تبدیل شده و سرمایهگذاریهای این کشور تنها در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ بیش از ۴۰۰ درصد افزایش داشته است. احداث راهآهن و خط لولههای جدید، پیوند اقتصادی دو کشور را محکمتر کرده است. پیام پکن ملایمتر اما به همان اندازه شفاف است: آینده از مسیر ما میگذرد.
این فشارها مکمل یکدیگر نیستند، بلکه سمتوسوی متفاوتی دارند. اهرم فشار روسیه مشخص است: قطع برق، بستن خط لوله و ایجاد ناآرامی در استانهای شمالی که جمعیت روسها هنوز در آنها دست بالا را دارد. اهرم فشار چین از عمق بیشتری برخوردار است: توسعه زیرساخت، تأمین مالی معادن و تصاحب کشور در ۲۰ سال آتی. اساساً هردو کشور براساس قواعد خود بازی میکنند. قزاقستان نمیخواهد به هیچکدام وابسته شود.
مسئله دیگری که در رابطه با سیاستهای چین در سینکیانگ وجود دارد، محدودیتهای سیاسی سختگیرانه، برنامههای کار اجباری، برداشت اجباری اعضای بدن و مسائلی از این دست است که به شکل مستقیم بر حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون قزاق ساکن چین اثر میگذارد؛ افرادی که بسیاری از آنها در هردو سوی مرز قوم و خویش خود را دارند. این وضعیت قزاقستان را در موقعیتی حساس قرار داده که باید بین وابستگی اقتصادی فزاینده به چین و فشارهای داخلی برای رسیدگی به وضعیت مردم تعادل ایجاد کند.
به همین دلیل است که یکپارچگی روسیه و چین به محض ورود به جلگه قزاقها فرومیپاشد. هر قطار چینی که بدون استفاده از خطوط ریلی روسیه بار جابهجا میکند، درآمد ترانزیتی مسکو را کاهش میدهد. پروژههای معدنی چین دامنه کنترل روسیه را به حداقل میرسانند و سرمایهگذاری چین جایگزینِ اهرم فشار روسیه میشود. روسیه نفوذ چین به عمق راهبردی خود را به نظاره نشسته و چین میداند که روسیه به تسهیلاتی دل بسته که دیگر توان تأمین آنها را ندارد. قزاقستان هم ایندو کشور را بازی میدهد و اخیراً «بازیکن» سوم را هم به میز بازی اضافه کرده است: ایالات متحده آمریکا.
واشینگتن با جدیت بیشتری وارد بازی میشود
واشینگتن بهجز افغانستان، چند قرارداد در حوزه انرژی و مسائلی از این دست، در ۳۰ سال نخست پس از جنگ سرد توجه چندانی به آسیای مرکزی نداشت. این وضعیت پس از سال ۲۰۲۲ بهسرعت تغییر کرد. سه اتفاق مهم همزمان رخ داد: روسیه به استفاده ابزاری از انرژی و مرزهای خود روی آورد، ابتکار «کمربند و جاده» چین قزاقستان را به محور حملونقل زمینی اوراسیا تبدیل کرد و رقابت بر سر تأمین مواد معدنی حیاتی غیرچینی به یک اولویت حیاتی تبدیل شد.
ناگهان آستانه، پایتخت قزاقستان، میزبان نشستهای سی۵+۱ شد. رهبران اوراسیا به کاخ سفید دعوت شدند تا در رابطه اورانیوم با شرکتهای آمریکایی قرارداد ببندند و آمریکا هم برای توسعه کریدور میانی ترانس-خزر سرمایهگذاری کند؛ مسیری که از چین به اروپا میرسد و روسیه و تنگه مالاکا را دور میزند.
آمریکا از نگاه قزاقستان تنها یکی از سه غول بزرگی است که با آن مرز مشترک و مناقشه سرزمینی ندارد و این کشور را به همسویی ایدئولوژیک یا سکوت درباره سینکیانگ مجبور نمیکند. آمریکا تنها شریکی است که با حضور خود به تقویت حاکمیت قزاقها کمک میکند.
هیچکدام از این مسائل الزاماً به منزله این نیستند که قزاقستان به غرب تمایل پیدا کرده است. دیپلماسی چندوجهی قزاقستان موقتی نیست و اساسِ کار این کشور است. آستانه همچنان قصد دارد از روسیه گاز بخرد و راهآهن چینی بسازد، اما اورانیوم خود را به نیروگاههای آمریکایی بفروشد و همزمان مطمئن شود که هیچ خط لوله، راهآهن یا قراردادی نمیتواند این کشور را در تنگنا قرار دهد. هدف، داشتن حق انتخاب است.
آموختههای ارزشمندی که میتوان از آنها بهرهبرداری کرد
نکته مهمی وجود دارد که سیاستگذاران همچنان در فهم و اجرای آن مشکل دارند. امپراتوریهایی که به جلگه قزاقستان رسیدند- از دودمان چینگ گرفته تا روسهای شوروی- همیشه با یک انتخاب تکراری مواجه بودهاند: با این کشور همجوار همچون مستعمره برخورد کرده و منابع و کنترل آن را مالِ خود کنند، یا همچون شریکی محترم و شریف سراغ آن بروند. راه دوم سختتر، تدریجیتر و بینهایت بادوامتر است. تایزونگ، امپراتور دودمان تانگ، در قرن هفتم به این مسئله پی برد و ژنرالهای ترک را در سطوح عالی به خدمت گرفت و دخترانش را به ازدواج قبایل جلگهنشین درآورد. پکن و مسکو تا حد زیادی این مسئله را فراموش کردهاند.
اما قزاقستان فراموش نکرده است. رهبران این کشور به خوبی میدانند که اگر قدرتهای بزرگ تصور کنند مردمان کشور همسایه بیارزش هستند، چه اتفاقی رخ خواهد داد: قحطی، تشعشعات، اردوگاهها و سرطانهایی که دو نسل بعدی را درگیر میکنند. رهبران قزاقستان بر این باورند که مطمئنترین راه برای جلوگیری از تکرار تاریخ این است که خود را برای همه غیرقابلجایگزین کنند و مطیع هیچکس نباشند.
اگر ایالات متحده با صبر و احترامی که قزاقستان همیشه از آن استقبال کرده پیش برود، آستانه صرفاً تأمینکننده مواد معدنی و مسیرهای ترانزیتی آمریکا نخواهد بود، بلکه به شریک بلندمدت و قابل اعتماد این کشور تبدیل خواهد شد و شکاف بین روسیه و حزب کمونیست چین را عیان خواهد کرد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
نویسنده: تموز ایتای، روزنامهنگار.
















