Search
Asset 2

حکومت‌های توتالیتر و الگوی چینی در نظارت بر شهروندان؛ جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه نزدیک شده است؟

الگوی چینی نظارت، الهام‌بخش مدل ایرانی شده و در سه محور کلیدی فناوری، داده و حکمرانی پیگیری می‌شود.
نمایشی از فناوری تشخیص چهره و هوش مصنوعی بر روی مانیتورها در پردیس بانتین شرکت هوآوی در تاریخ ۲۶ آوریل ۲۰۱۹ در شنژن، چین دیده می‌شود. (Kevin Frayer/Getty Images)

حکومت‌های توتالیتر در عصر دیجیتال، با تکیه بر ابزارهای فناورانه پیچیده، شیوه‌های نوینی برای مهندسی اجتماعی، سرکوب مخالفان، و کنترل فضاهای عمومی طراحی کرده‌اند. از سیستم امتیاز اجتماعی جمهوری خلق چین گرفته تا الگوریتم‌های تشخیص چهره و سامانه‌های ردیابی تلفن همراه در روسیه، فناوری‌های نظارت در این رژیم‌ها نه ابزاری صرفاً امنیتی، بلکه سازوکارهایی بنیادی برای بازتولید قدرت و ایدئولوژی حاکم به شمار می‌روند. جمهوری اسلامی ایران، طی یک دهه اخیر، با الگوبرداری صریح از این مدل‌ها، تلاش گسترده‌ای را برای بومی‌سازی نظامی مشابه در سطح شهری و دیجیتال آغاز کرده است.

تحلیل تازه‌ای از روندهای نظارتی جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی با الگوبرداری صریح از مدل دیجیتال چینی، در حال ساخت یک نظام ترکیبی برای کنترل اجتماعی، داده‌محور و مجهز به فناوری‌های نوین نظارت است. این گزارش با تمرکز بر توافق‌نامه ۲۵ ساله با چین و توسعه شبکه ملی اطلاعات، نقاط هم‌گرایی و تفاوت‌های فنی، اجتماعی و حکمرانی را بررسی می‌کند.

حکومت‌های توتالیتر در عصر دیجیتال، با تکیه بر ابزارهای فناورانه پیچیده، شیوه‌های نوینی برای مهندسی اجتماعی، سرکوب مخالفان، و کنترل فضاهای عمومی طراحی کرده‌اند. از سیستم امتیاز اجتماعی جمهوری خلق چین گرفته تا الگوریتم‌های تشخیص چهره و سامانه‌های ردیابی تلفن همراه در روسیه، فناوری‌های نظارت در این رژیم‌ها نه ابزاری صرفاً امنیتی، بلکه سازوکارهایی بنیادی برای بازتولید قدرت و ایدئولوژی حاکم به شمار می‌روند. جمهوری اسلامی ایران، طی یک دهه اخیر، با الگوبرداری صریح از این مدل‌ها، تلاش گسترده‌ای را برای بومی‌سازی نظامی مشابه در سطح شهری و دیجیتال آغاز کرده است.

توافق‌نامه‌های راهبردی و امنیتی بلندمدت با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه، بستر مناسبی را برای تبادل فناوری، در حوزه‌های مختلف از نظارت و امنیت سایبری تا توانایی‌های سایبری تهدیدآمیز و آفندی برای جمهوری اسلامی فراهم کرده‌اند. توافق ۲۵ ساله با جمهوری خلق چین که شامل همکاری‌های اقتصادی، نظامی و امنیت سایبری است، به طور مشخص به انتقال فناوری‌هایی اشاره دارد که برای نظارت و کنترل داخلی به کار گرفته می‌شوند.

براساس متن افشا شده از این توافق‌نامه، توسعه همکاری‌ها در زمینه فناوری‌های ارتباطی و به خصوص «حوزه‌های مختلف فضای مجازی و تجهیزات کاربر نهایی» در دست اقدام است. در یکی از ضمیمه‌های این توافق‌نامه، همکاری در زمینه فناوری ارتباطات از راه دور، توسعه ارتباطات نسل پنجم، خدمات اساسی (موتورهای جستجو، پست الکترونیک و پیام‌رسان‌های اجتماعی)، تجهیزات ارتباط از راه دور (مسیریاب جی‌پی‌اس، سوئیچ، سرور و ذخیره اطلاعات)، تجهیزات کاربر نهایی (موبایل، تبلت و لپ‌تاپ)، سیستم‌عامل کامپیوتر و موبایل، آنتی‌ویروس، هوش مصنوعی و … از موارد این توافق‌نامه ذکر شده‌است.

الگوی نظارت چینی، که به طور نمادین در قالب دیوار آتش بزرگ (Great Firewall) و پروژه‌های عظیمی چون Skynet شناخته می‌شود، ترکیبی از سه رکن کلیدی است:

۱) فناوری نظارت تصویری و شنودی پیشرفته

۲) یکپارچه‌سازی پایگاه‌های داده هویتی و بیومتریک

۳) پیوند سیستماتیک نظارت با فرآیندهای حکمرانی و کنترل اجتماعی

بررسی مسیر طی‌شده توسط جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که این کشور، هرچند با محدودیت‌های فنی و زیرساختی خاص خود، دقیقاً در امتداد همین سه محور در حال پیشروی است.

پیوند سیاست و فناوری؛ از «عفاف و حجاب» تا حاکمیت سایبری

نخستین نشانه‌های عینی الگوبرداری از مدل چینی را می‌توان در تحول گفتمان سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی ایران درباره نظارت دیجیتال مشاهده کرد. حکومت از سال ۲۰۱۹ به صراحت «استفاده از فناوری‌های نوین» و «رصد آماری» در سیاست‌های عفاف و حجاب را وارد مصوبات رسمی کرد و با تصویب قانون «عفاف و حجاب» در سال ۲۰۲۳، چارچوب قانونی لازم برای پیاده‌سازی نظارت دیجیتال را در فضاهای عمومی بنا نهاد. این روند هم‌زمان با همکاری‌های استراتژیک با جمهوری خلق چین در قالب توافق ۲۵ ساله، تقویت شده است. در سطح پیاده‌سازی، جمهوری اسلامی ایران، مشابه جمهوری خلق چین، به دنبال ایجاد یک اکوسیستم ترکیبی متشکل از:

  • تجهیزات نظارت تصویری و شنودی (وارداتی از چین)
  • اتصال این تجهیزات به پایگاه‌های داده هویتی
  • و پشتیبانی قانونی برای بهره‌برداری از این شبکه در کنترل اجتماعی

بخش مهمی از سخت‌افزارهای نظارتی، به ویژه دوربین‌های شهری، از شرکت‌های چینی همچون Tiandy ،Hikvision و Dahua وارد شده و تحت پروژه‌های شهری و انتظامی در حال استفاده است. این مسیر دقیقا با سیاست «فروش فناوری‌های نظارت به دولت‌های همسو» که در الگوی جمهوری خلق چین دیده می‌شود، همخوان است. از سوی دیگر، اتصال داده‌های حاصل از این تجهیزات به سامانه‌های ملی همچون شاهکار، همتا، سیام و ثنا، همان شیوه یکپارچه‌سازی پایگاه‌های داده هویتی است که در مدل چینی در قالب «سیستم امتیاز اجتماعی» دنبال می‌شود. جمهوری اسلامی ایران اکنون در مرحله «Pre-data» مشابه چین قرار دارد: داده‌ها در مقیاس وسیع جمع‌آوری می‌شوند اما هنوز موتورهای تحلیلی پیشرفته به سطح چینی نرسیده‌اند.

الگوبرداری فراتر از فنی؛ حکمرانی سایبری و دیوار آتش

الگوبرداری جمهوری اسلامی ایران از جمهوری خلق چین، صرفاً در بعد فناورانه متوقف نشده است. تلاش‌ها برای توسعه «شبکه ملی اطلاعات» و مقاومت در برابر پلتفرم‌های جهانی (نمونه بارز شکایت به ITU علیه استارلینک) بازتابی از الگوی دیوار آتش بزرگ چین است. همکاری با شرکت‌های چینی مانند Huawei و ZTE در توسعه زیرساخت‌های ارتباطی نیز دقیقاً با هدف ایجاد یک اینترنت ملی و قابل‌کنترل مشابه چین دنبال شده است. با وجود این هم‌گرایی گسترده، تفاوت‌های مهمی در دو مدل دیده می‌شود:

  • زیرساخت داده‌ای ایران هنوز یکپارچه نیست و به‌شدت به سامانه‌های پراکنده متکی است.
  • برخلاف چین، قابلیت تحلیلی مبتنی بر هوش مصنوعی در ایران هنوز در سطح پروژه‌های موضعی و آزمایشی باقی مانده است.
  • مقاومت اجتماعی و فشار بین‌المللی در ایران مانع از تسریع کامل الگو شده است، در حالی که در جمهوری خلق چین این فرآیند در چارچوب ساختار حکومتی منسجم‌تر پیش رفته است.

به طور خلاصه، جمهوری اسلامی ایران در مسیر الگوبرداری از مدل نظارت دیجیتال جمهوری خلق چین، هم‌زمان در سه محور کلیدی (فناوری، زیرساخت داده و حکمرانی سایبری) در حال پیشروی است. اما این مسیر هنوز در مرحله انتقالی قرار دارد و با وجود سرمایه‌گذاری قابل‌توجه، به سطح انسجام و کارآمدی مدل چینی نرسیده است. با این‌حال، روندها و شواهد از تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی ایران برای تکمیل این مدل در سال‌های آینده حکایت دارد. اتحادهای راهبردی با جمهوری خلق چین و روسیه بر منافع مشترک در ترویج مدل‌های جایگزین حکمرانی اینترنت و مقابله با نفوذ غرب تأکید دارد. در نتیجه، حکمرانی اقتدارگرای دیجیتال در ایران، بیش از هر زمان دیگر، به الگوی چینی نزدیک شده است—هرچند در چارچوب محدودیت‌های فنی، سیاسی و اجتماعی بومی.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

نویسنده: مهدی صارمی‌فر، روزنامه‌نگار حوزه فناوری @msaremif

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی