سال نوی چینی امسال، سال اسب است. اسب نماد سرعت، قدرت و پیشروی قاطعانه است. با اینحال، در جغرافیای سیاسی کنونی، پیشرویِ بینظم و شتابزده باعث بیثباتی میشود.
درحالیکه دونالد ترامپ قصد دارد در ماه آوریل به پکن برود و با شی جینپینگ ملاقات کند، جهان وارد فضایی میشود که بیش از تشریفات به شفافیت نیاز دارد.
من این مقاله را بهعنوان یک هنگکنگی آزادیطلب و دموکراسیخواه نوشتهام که اکنون جزو جامعه مهاجران است و سالها در بازارهای مالی جهانی فعالیت داشته است. بازارها ارزش ریسک را در لحظه تعیین میکنند. هرگونه اقدام سیاسی نسنجیده بلافاصله به نوسانات مالی منجر میشود. اظهارات نادرست و مانورهای نظامی یا تحریمهای نابهجا هم ممکن است در کسری از ثانیه بر بازار ارز، کالا و سهام اثر بگذارند.
اما حقیقت مهمتری در پسِ جریان سرمایه نهفته است: صیانت از ارزشهای دموکراتیک که زمانی هنگکنگ را براساس آنها میشناختند و رویکردی که اکنون در قبال رویدادهای جهانی وجود دارد. سفر ترامپ- اگر انجام شود- نمادین نخواهد بود، بلکه جنبه ساختاری خواهد داشت و نتایج آن در سطوح مختلف قابل مشاهده خواهد بود.
از تعامل در سال ۲۰۱۷ تا رقابت ساختاری
نخستین تعامل مهم ترامپ و شی در سال ۲۰۱۷ با دقت برنامهریزی شده بود. رکس تیلرسون، مدیرعامل پیشین اکسون موبیل، که مدت کوتاهی تصدی وزارت امور خارجه آمریکا را برعهده داشت و سپس جای خود را به مایک پومپئو داد، پیش از حضور شی در عمارت مارالاگو در آوریل ۲۰۱۷ و سفر رسمی ترامپ به پکن، به فرونشاندن تنشهای اولیه کمک کرده بود.
آمریکا در آن مقطع بر مدیریت کسری تجاری و هماهنگی دیپلماتیک تمرکز داشت. دیدار طرفین محتاطانه بود و بازارها از حاشیه امن برخوردار بودند. شی پیشتر در سال ۱۹۸۵ در جریان سفر به آیووا با جامعه آمریکا آشنایی پیدا کرده بود؛ تجربهای کوتاه اما نمادین که سالها پیش از رسیدن به رهبری عالی چین نصیب او شده بود.
با اینحال، شرایط کنونی بهطور کلی متفاوت است. تعامل جای خود را به رقابت ساختاری داده و زبانِ رقابت راهبردی جایگزین زبانِ مشارکت شده است.
کسری تجاری: ماهیت اقتصادی تنشها
کسری تجارت کالا در بطن تنشهای چین و آمریکا قرار دارد. آمریکا در سال ۲۰۲۴ از ثبت کسری ۲۹۵ میلیارد دلاری خبر داد که نتیجه واردات ۴۳۸ میلیارد دلاری کالا از چین و صادرات ۱۴۳ میلیارد دلاری کالا به این کشور بود.
این ناترازی نشانه یکپارچگی دیرینه صنایع و وابستگی متقابل زنجیرههای تأمین است و از فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا برای احیای رقابتپذیری در بخش تولید و کاهش نقاط ضعف راهبردی حکایت دارد.
تعرفههایی که از سال ۲۰۱۸ به اجرا درآمدهاند، رویههای تجاری را تغییر دادهاند اما اختلافات ساختاری را برطرف نکردهاند. چین به مقصد صادرات خود تنوع بخشیده و روابط اقتصادی خود را با دیگر کشورها تقویت کرده است. در همینحال، شرکتهای آمریکایی همچنان در زنجیرههای تأمین جهانی مرتبط با چین دخیل هستند.
هر مذاکرهای که به معماری ساختاری تجارت رسیدگی نکند، ممکن است بیشتر نمایشی باشد و کمکی به اصلاح وضع موجود نکند.

همگرایی راهبردی گسترده
رژیم چین از سال ۲۰۱۷ به تقویت روابط نزدیک اقتصادی و نظامی با روسیه پرداخته، هماهنگی راهبردی با ایران را افزایش داده و ارتباط خود را با کره شمالی پابرجا نگهداشته است. این همگرایی یک ائتلاف رسمی نیست، اما نقش یک محور راهبردی غیررسمی را ایفا میکند که نفوذ غرب را محدود کرده و فضای مانور پکن را گسترش داده است.
تاریخ عبرتآموز است، اما نباید آن را با قیاسهای ساده و سرسری اشتباه بگیریم. چینِ امروز با اتحاد جماهیر شورویِ اواخر سال ۱۹۸۰ تفاوت دارد. اتحاد جماهیر شوروی پیش از فروپاشی در سال ۱۹۹۱ با رکود اقتصادی، عقبماندگی در حوزه فناوری و انزوای نسبی از تجارت جهانی دستبهگریبان بود. اما چین در بازارهای جهانی ریشه دوانده و رقیب قدرتمندی در بخش فناوری به شمار میآید.
با اینحال، از تجربه شوروی میتوان نتیجه گرفت که نظامهای سیاسی فوقمتمرکز، در مواجهه با فشار داخلی و خارجی، دامنه تصمیماتشان را محدود میکنند. وقتی پای فشار در میان است، واکنشها قاطعانهتر شده و بهندرت قابل پیشبینی هستند. این امر بهمنزله فروپاشی آنها نیست، بلکه این نکته را به ما گوشزد میکند که تمرکز قدرت در مواجهه با فشار به بیثباتی دامن میزند. بازارها وجود این خطر را احساس میکنند، حتی اگر سیاستمداران توجهی به آن نشان ندهند.
نشانههای داخلی و زمانبندی راهبردی
گمانهزنیهای اخیر درباره فرماندهان ارشد نظامی مانند ژانگ یوشیا، ما را به یاد دوران مائو تسهتونگ و سرگذشت لین بیائو در سال ۱۹۷۱ میاندازند. با این موارد باید محتاطانه برخورد کرد. اقتدار انقلابی مائو در ارتش ماهیت شخصی و ایدئولوژیک داشت. رهبری شی، که از سال ۲۰۱۶ بهعنوان «قطب اصلی» حزب کمونیست چین آغاز شد، در چارچوب ساختارهای نهادی فرماندهی قرار میگیرد.
اگر تنشهایی درون کشور وجود داشته باشد، این تنشها لزوماً به فروپاشی منجر نمیشوند و ممکن است به انجام اقدامات قاطع برای حفظ و تقویت وحدت بیانجامند. این احتمال باید در زمانبندی دیپلماسی در نظر گرفته شود. انجام این سفر مهم در شرایطی که اوضاع داخلی چین در هالهای از ابهام قرار دارد، مستلزم ارزیابی دقیق جوانب خطر است.
نگرانی مهاجران: ائتلافهای شکننده و دموکراسیهای پریشان
هنگکنگیهایی که برای آزادیهای دموکراتیک ارزش قائل هستند، دغدغه دیگری هم دارند: شکنندگی آشکار یکپارچگی غرب. گسترش پروژه عظیم کنسولگری چین در خارج از کشور و ابتکارهای اقتصادی جاری بین این کشور و پایتختهای غربی توجه مهاجران را به خود جلب کرده است.
برخی از تحلیلگران میگویند مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، با برنامههای همکاری اقتصادی و نفوذ مالی جهانی خود نشان داده که به دنبال گسترش همکاری اقتصادی با چین است. چه این تعامل عملیاتی باشد و چه صرفاً بهعنوان یک سازش راهبردی در دستور کار قرار بگیرد، شکل ظاهری همکاری حائز اهمیت است.
درحالیکه کشورهای دموکراتیک در پی کسب منافع اقتصادی دوجانبه هستند و رقابت راهبردی شدت گرفته است، ائتلاف اطلاعاتی فایو آیز- شامل آمریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند- شکننده به نظر میرسد. کشورهایی که با رویه راهبردی بلندمدت حزب کمونیست چین آشنایی دارند، از مشاهده شکنندگی ائتلاف کشورهای دموکراتیک نگران میشوند.
هنگکنگیها این وضعیت را تجربه کردهاند. آنها شاهد یک افول گامبهگام بودند که در پوشش عملگرایی رخ داد و همچنین شاهد یک سازش گامبهگام بودند که بهعنوان عامل ثبات معرفی میشد. همه میدانیم این ماجرا به کجا منتهی شد.
جیمی لای: فراتر از نمادها
بازداشت و حکم ۲۰ سال زندان برای جیمی لای همچنان ذهن هنگکنگیها را در سراسر جهان درگیر کرده است. این رویداد صرفاً یک مسئله حقوقی نیست، بلکه نشانه برچیدهشدن آزادی مطبوعات و استقلال قضایی در شهری است که زمانی به آن وعده خودمختاری داده بودند.
احتمال دارد که دونالد ترامپ درباره پرونده لای و بهویژه در مورد احتمال آزادی مشروط به دلایل پزشکی با شی جینپینگ صحبت کند. این مسئله در سخنان مارکو روبیو هم مطرح شده که از اهمیت دیپلماتیک این موضوع حکایت دارد.
اما امیدواری باید با قدرت چانهزنی همراه باشد. اظهارات توخالی بدون تکیه به چارچوبهای راهبردی تغییر چندانی ایجاد نمیکند. اگر قرار باشد که این مسئله بهطور جدی مورد بررسی قرار بگیرد، باید بخشی از چارچوب گسترده مذاکرات باشد. این مسئله از نگاه مهاجران دور از وطن بهمنزله آزمونی است که جدیت آمریکا را محک میزند.
تایوان: محور توازن منطقه
وجود تایوان بهعنوان یک دموکراسی فعال با موقعیت جغرافیایی راهبردی ویژه و برتری جهانی در عرصه تولید نیمهرساناها نقش بسزایی در ثبات منطقه ایفا میکند. اینکه شی خطر اقدام نظامی را به جان میخرد یا خیر، جای بحث و بررسی دارد. بعضیها میگویند بازدارندگی همچنان مؤثر است و بعضی دیگر میگویند جاهطلبی بلندمدت و فشار داخلی تمام محاسبات را تغییر میدهد.
ثبات در تنگه تایوان برای بازارها و دموکراسیها ضروری است. هرگونه اختلال در ثبات تایوان، زنجیرههای تأمین جهانی و نظامهای مالی را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
نتیجه: انضباط در دلِ نظم شکننده
سال اسب مستلزم قاطعیت است، اما قاطعیت در عصر رقابت ساختاری باید برپایه نظم و انضباط استوار باشد. من بهعنوان یک هنگکنگی مهاجر و کهنهکار بازارهای مالی معتقدم که سفر احتمالی ترامپ نه یک رویداد تشریفاتی، بلکه یک نقطه عطف راهبردی خواهد بود که مستلزم واقعگرایی اقتصادی، شفافیت راهبردی و انسجام اخلاقی است.
بازارها در کسری از ثانیه واکنش نشان میدهند و تاریخ در گذر زمان قضاوت خواهد کرد. وقتی نظم جهانی ناپایدار است، توازن خودبهخود برقرار نمیشود و مستلزم تصمیمات سنجیده خواهد بود. سفر ترامپ باید برپایه ایجاد توازن انجام بگیرد و تشریفاتی نباشد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
ادوارد چین پیشتر مدیر یک صندوق پوشش ریسک در بریتانیا بوده که از نظر داراییهای تحت مدیریت بزرگترین صندوق انگلستان محسوب میشود. او هماکنون هماهنگکننده سازمان دیدهبان هنگکنگ ۲۰۴۷ و مشاور ارشد سازمان گزارشگران بدون مرز است. چین در دانشگاه مینهسوتا در رشته ارتباطات گفتاری تحصیل کرده و مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی خود را از دانشگاه تورنتو دریافت کرده است.
















