نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو
براساس یک نظریه جدید در حوزه دفاع ملی گفته میشود که اگر پکن تصمیم بگیرد به تایوان حمله کند، ممکن است از مسکو هم در یک تهاجم هماهنگ کمک بگیرد تا نیروهای آمریکایی را همزمان در دو جبهه درگیرِ جنگ کند.
مارک روته، دبیرکل ناتو، هشدار داده که اگر رژیم چین تصمیم بگیرد به تایوان حمله کند، به احتمال زیاد این اقدام را با هماهنگی روسیه انجام خواهد داد تا همزمان به قلمرو ناتو در اروپا یورش ببرد و آمریکا و متحدانش را همزمان در دو جبهه درگیرِ جنگ کند.
چین و روسیه چند هفته قبل از حمله روسیه به اوکراین در فوریه سال ۲۰۲۲ از توافق بر سر «شراکت نامحدود» خود خبر دادند. پکن که مدعیِ بیطرفی است، بهصورت پنهانی از عملیات جنگی مسکو پشتیبانی میکند. این ارتباط تنگاتنگ باعث شده که احتمال هماهنگی چین و روسیه در انجام عملیاتهای نظامی بزرگ از جمله تهاجم احتمالی به تایوان قوت بگیرد.
به گفته روته، شی جینپینگ، رهبر چین، به احتمال زیاد از ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، میخواهد که همزمان با گسیل نیروهای چینی بهسوی تایوان، حملهای به قلمرو ناتو ترتیب دهد تا توجه آمریکا را به خود جلب کند. در این حالت آمریکا ناچار خواهد شد در دو جبهه با قدرتهای تمامیتخواه جهان وارد جنگ شود. با گسیل نیروهای آمریکایی بهسوی اقیانوس آرام، روسیه میتواند از فرصت استفاده کند و به نقاط ضعف ناتو از جمله کشورهای حوزه دریای بالتیک، سوالبارد یا دیگر مناطق راهبردی یورش ببرد و قبل از آنکه ناتو عکسالعمل نشان دهد، به اهداف خود دست پیدا کند.
گفته میشود که شی جینپینگ سال ۲۰۲۷ را بهعنوان زمان احتمالی حمله به تایوان در نظر گرفته که مصادف با صدمین سالگرد تأسیس ارتش چین است و یکی از نقاط عطف برنامه نوسازی نظامی رژیم به شمار میرود؛ برنامهای که قصد دارد سطح توانمندیهای نظامی چین را تا سال ۲۰۳۵ به آمریکا برساند.
با اینحال، اگر ارتش چین هنوز از آمادگی کافی برای رویارویی با نیروهای آمریکایی برخوردار نباشد، این امکان وجود دارد که شی جینپینگ برای جبران کاستیها و تقویت قوای خود به فکر دریافت کمک از روسیه باشد. تشکیل یک ائتلاف رسمی، دو ارتش بزرگ جهان را درهم میآمیزد و نیروی انسانی گسترده آنها را با توانمندیهای زمینی، دریایی و هوایی تلفیق میکند.
براساس دادههای گلوبال فایرپاور، ایندو کشور درمجموع هزار و ۱۷۳ ناو جنگی دارند که شامل چهار ناو هواپیمابر، چهار ناو بالگردبر و ناوگانی قدرتمند با ۱۲۴ زیردریایی میشود؛ زیردریاییهایی که بسیاری از آنها از امکان پرتاب موشکهای هستهای برخوردارند. چین با بیشترین شناور جنگی، بزرگترین نیروی دریایی جهان را از نظر تعداد ناوها در اختیار دارد. این درحالی است که روسیه از تخصص قابلملاحظهای در زمینه جنگافزارهای زیردریایی برخوردار است.
در حوزه هوایی نیز ایندو کشور درمجموع دستکم ۷ هزار و ۶۰۰ فروند هواگرد دارند و در بخش زمینی بالغ بر ۱۲ هزار و ۵۵۰ تانک و بیش از ۱۸ هزار قبضه توپخانه در اختیار دارند. ناوگان تجاری دریایی مشترک آنها شامل ۱۱ هزار و ۲۲۴ فروند کشتی میشود که پشتیبانی لجستیکی قابلتوجهی برای جابهجایی نیروها، تجهیزات و تدارکات در مقیاس گسترده و حمایت از عملیات نظامی دو کشور فراهم خواهد کرد.
رشد سریع زرادخانه هستهای چین یکی از نگرانکنندهترین تحولات اخیر بوده است. به گزارش پنتاگون، تعداد کلاهکهای هستهای عملیاتی چین در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ تقریباً سهبرابر شده و تا سال ۲۰۲۵ به حدود ۶۰۰ کلاهک خواهد رسید. چین در حال حاضر از سریعترین نرخ توسعه تسلیحات هستهای در بین ۹ کشور هستهای برخوردار است و تنها عضو پیمان انپیتی است که زرادخانه خود را در این سطح گسترش میدهد.
اگر زرادخانه چین در کنار زرادخانه روسیه قرار بگیرد، سطح تهدید بهمراتب بالاتر خواهد رفت. براساس بولتن دانشمندان اتمی، روسیه حدود ۴ هزار و ۳۰۹ کلاهک هستهای دارد که به نیروهای راهبردی و غیرراهبردی این کشور اختصاص یافتهاند. همچنین هزار و ۱۵۰ کلاهک غیرفعال در صف خروج از زرادخانه هستند که تعداد کل کلاهکهای زرادخانه هستهای روسیه را به حدود ۵ هزار و ۴۵۹ عدد میرساند. از این تعداد، حدود هزار و ۴۷۷ کلاهک در رده تسلیحات هستهای غیرراهبردی قرار میگیرند که شامل کلاهکهای استقراریافته در نیروی دریایی، هوایی، زمینی و سامانههای پدافندی میشود.
از جمله پلتفرمهای اصلی پرتاب این تسلیحات میتوان به موشک بالیستیک کوتاهبرد اسکندر، موشک کروز کالیبر، موشکهای رهگیر پدافندی و موشک مافوقصوت کینژال اشاره کرد. روسیه در سال ۲۰۲۴ آستانه استفاده از تسلیحات هستهای را کاهش داد. این کشور سطح تحریک لازم برای توجیه پاسخ هستهای را براساس قوانین داخلی خود پایینتر آورده است؛ اقدامی که خطر درگیری احتمالی با حضور چین و روسیه را به شدت افزایش میدهد.
رویارویی با دو دشمن قدرتمند و هستهای در دو جبهه مجزا، آمریکا را به لحاظ راهبردی در موقعیتی دشوار قرار میدهد. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، معتقد است که تمرکز این کشور باید از اروپا به منطقه هند-آرام معطوف شود. او این منطقه را «اولویت راهبردی» آمریکا خوانده است. با اینحال، چنین تغییری مستلزم آن است که اروپا مسئولیت بیشتری در قبال دفاع از خاک خود برعهده بگیرد.
به همین دلیل است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، موضع سختگیرانهای در قبال ناتو اتخاذ کرده و از کشورهای اروپایی میخواهد که نقش فعالتری در تأمین امنیت خود ایفا کنند و بودجه دفاعی خود را به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی برسانند.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۷، برنامهریزان نظامی غرب در تلاش هستند که خود را برای سناریوی دو جنگ همزمان آماده کنند. از اینرو، آنها درصدد تقویت جبهه شرقی ناتو و تحکیم ائتلافهای آمریکا در منطقه هند-آرام هستند که بهویژه ائتلاف این کشور با ژاپن و کره جنوبی را شامل میشود.
اگر ارزیابی دبیرکل ناتو درست باشد، سرنوشت تایوان و جهان در گرو این خواهد بود که اروپا بتواند نوسازی نظامی خود را در اسراع وقت به پایان برساند تا آمریکا تمرکز خود را روی مقابله با چینِ کمونیست بگذارد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغالتحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک امبیای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.

















