Search
Asset 2

موفقیت‌های آمریکا در ایران، هشداری برای دیکتاتورها در سراسر جهان

یک مقام ارشد در پنتاگون اعلام کرد که هزینه جنگ ایالات متحده در ایران تاکنون به حدود ۲۵ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که نخستین برآورد رسمی از مخارج نظامی آمریکا در این درگیری محسوب می‌شود.
ملوانان آمریکایی روی عرشه پرواز ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» در حال جابه‌جا کردن مهمات در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶.(U.S. Navy via Getty Images)

نویسنده: آندرس کور

برکناری علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در حال از هم پاشیدن یک شراکت عمدتاً غیررسمی «چین، روسیه، ایران و کره شمالی» است. هیچ‌یک از کشورهای عضو این شراکت، حتی کمک‌های غیرنظامی به جمهوری اسلامی  ارائه نداده‌اند، چه برسد به کمک نظامی. حمایت آن‌ها به حداقل رسیده و عمدتاً محدود به موضع‌گیری‌های کلامی در مجامعی مانند سازمان ملل متحد بوده است. موفقیت‌های نظامی علیه جمهوری اسلامی، که بلافاصله پس از دستگیری رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، و سرنگونی رژیم اسد در سوریه رخ داد، زنگ خطری بلند و فزاینده برای دیکتاتورهای سراسر جهان است. اگر با ایالات متحده مقابله کنید، در امان نخواهید بود.

نبود کمک از سوی شرکا، ضربه‌ای استراتژیک نه تنها به «چین، روسیه، ایران و کره شمالی»، بلکه به سایر گروه‌های دوجانبه و چندجانبه اقتدارگرایی است که ایران عضو آن‌هاست. در سال ۲۰۱۶، شی جین‌پینگ پیشنهاد داد چین و ایران در قالب یک «شراکت استراتژیک جامع» با یکدیگر همکاری کنند. حدود سال ۲۰۱۸، ایران به ابتکار «کمربند و جاده» چین پیوست که عمدتاً یک گروه تجاری و سرمایه‌گذاری برای مقابله با «هژمونی» اقتصادی غرب است.

سه سال بعد، این شراکت استراتژیک جامع میان پکن و تهران به‌طور رسمی تکمیل شد. سپس در مارس ۲۰۲۳، چین یک نشست نادر میان ایران و عربستان سعودی را تسهیل کرد. این اقدام به‌عنوان نشانه‌ای از نفوذ جهانی حزب کمونیست چین و افزایش تأثیرگذاری آن در میان کشورهای صادرکننده انرژی ستوده شد. سپس در سال ۲۰۲۳، ایران به عضویت رسمی سازمان همکاری شانگهای؛ یک گروه‌بندی امنیتی که رژیم پکن امیدوار بود روزی بتواند پیمان ناتوی کشورهای دموکراتیک را به چالش بکشد؛ درآمد.

اما اکنون از آن شراکت استراتژیک جامع نشانی چندان دیده نمی‌شود، و جمهوری اسلامی به سوی عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی که عضو کمربند و جاده هستند موشک شلیک می‌کند. جمهوری اسلامی حتی زحمت درخواست علنی کمک از سازمان همکاری شانگهای را هم به خود نداده است. احتمالاً پکن از پیش به تهران گفته که کمکی در راه نیست، پس هر درخواست علنی صرفاً مایه شرمندگی خواهد بود. و اگر آمریکا صادرات نفت ایران را همانند صادرات نفت ونزوئلا کنترل کند، بعید است کشورهای عضو کمربند و جاده که مورد حمله جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند، مخالفت چندانی از خود نشان دهند.

واقعیت این است که رهبران اقتدارگرایی که به این‌گونه گروه‌ها می‌پیوندند، بیش از آنکه با آرمان‌هایی چون دموکراسی و حقوق بشر انگیزه داشته باشند، اساساً خودخواه هستند. از این رو، هنگامی که یکی از اعضا نیاز به کمک دارد، پاسخ بسیار اندکی از سوی دیگران دریافت می‌کند. در مقابل، رهبرانی که در دموکراسی‌ها انتخاب می‌شوند، بیشتر فداکار و بازیکنان خوب تیم هستند. این‌گونه رهبران بیشتر احتمال دارد به دفاع مشترک متعهد شوند، همان‌طور که در منشور ناتو آمده است. «یکی برای همه و همه برای یکی» یک اصل دموکراتیک است.

تفاوت مهم دیگر میان دموکراسی و استبداد؛ که پس از برکناری خامنه‌ای با زور آشکار شد؛ این است که چون قدرت‌گیری و تداوم حکومت او بر زور استوار بود، برکناری او با زور نگرانی اخلاقی جدی‌ای برنینگیخت. همان‌طور که می‌گویند: با شمشیر زیستی، با شمشیر می‌میری. خامنه‌ای انتخاب نشده بود و با رضایت رأی‌دهندگان حکومت نمی‌کرد. برکناری اجباری او توسط یک دموکراسی که او پیوسته علیه آن موضع گرفته، به‌گونه‌ای قابل استدلال دموکراتیک‌تر از باقی گذاشتن او در قدرت است. برکناری وی، همان‌طور که دونالد ترامپ گفته، فرصت ارزشمندی است برای مردم ایران تا شکل حکومت خود و رهبری جدیدی را که بهتر خواسته‌هایشان را نمایندگی کند، انتخاب کنند.

عملیات آمریکا علیه جمهوری اسلامی و ونزوئلا بر بازارهای جهانی نفت نیز پیامدهایی دارد، و نه تصادفاً، بر بازارهایی که چین نفت خود را با تخفیف از آن‌ها خریداری می‌کند. هر دو کشور به دلیل تحریم‌های غربی مدت‌هاست نفت ارزان‌قیمت مصنوعی خود را به چین می‌فروشند. با تغییر رژیم به‌عنوان گزینه‌ای برای هر دو کشور، این سود بادآورده برای چین رو به پایان است. چین اکنون مجبور خواهد شد برای واردات نفت خود بیشتر به روسیه، عربستان سعودی و عراق متکی شود. تنها روسیه نفت تخفیف‌دار برای فروش دارد، و به‌عنوان تنها تأمین‌کننده چنین نفتی، مسکو شاید بالاخره بتواند قیمت خود را برای چین افزایش دهد. هر سه کشور نسبت به ایران به ایالات متحده نزدیک‌ترند، که این موضوع خطر هماهنگی واشنگتن برای اعمال تحریم نفتی فلج‌کننده علیه چین را در صورت تهاجم به تایوان افزایش می‌دهد.

حملات آمریکا به جمهوری اسلامی و ونزوئلا همچنین نشان داد که صادرات نظامی چین و روسیه در برابر تجهیزات نظامی و تاکتیک‌های آمریکا؛ چه از نوع جنگ‌افزاری و چه غیرجنگ‌افزاری؛ چندان شانسی ندارند. رهبر ونزوئلا در یکی از امن‌ترین و استحکام‌یافته‌ترین مکان‌هایش دستگیر شد. موشک‌های زمین‌به‌هوای روسی و رادارهای چینی کمک چندانی به رهبر ونزوئلا نکردند. پدافند هوایی، برنامه توسعه سلاح هسته‌ای، نیروی دریایی و نیروی هوایی جمهوری اسلامی، در طول دو عملیات آمریکایی-اسرائیلی در ژوئن و جدیدترین عملیات که از ۲۸ فوریه آغاز شد، ظرف چند روز تقریباً به‌طور کامل نابود شدند.

صادرات نظامی چین از اوج خود در سال ۲۰۲۳، که نزدیک به ۳ میلیارد دلار بود، کاهش یافته و تا سال ۲۰۲۴ حدود ده درصد از صادرات نظامی‌اش را از دست داده است. هرچند به دلیل عدم شفافیت چین، مقایسه دقیق اعداد دشوار است، اما صادرات تسلیحاتی آمریکا در سال ۲۰۲۳ نزدیک به ۸۳ میلیارد دلار بود. در سال بعد، صادرات تسلیحاتی آمریکا تقریباً ۴۶ درصد افزایش یافت و به حدود ۱۱۸ میلیارد دلار رسید. این آمارها نشان می‌دهند که خریداران بین‌المللی به تسلیحات چین اعتماد ندارند، و این موضوع نفوذ جهانی حزب کمونیست چین را در مقایسه با ایالات متحده کاهش می‌دهد.

موفقیت‌های نظامی آمریکا در ایران که توسط یک دموکراسی متنوع بازار-محور به دست آمده، تصادفی نیست. بازارها در تخصیص سرمایه کمیاب بهتر از سیستم‌های کمونیستی عمل می‌کنند. دموکراسی‌ها در حفاظت از شهروندانشان موفق‌ترند، زیرا رهبران دموکراتیک برای همین هدف انتخاب می‌شوند. و کشورهای متنوع تمایل دارند باهوش‌ترین و ثروتمندترین مهاجران جهان را جذب کنند، و از این طریق با فرایند فرار مغزها و فرار سرمایه، کشور خود را تقویت کرده و دشمنان اقتدارگرای تک‌فرهنگی را تضعیف می‌کنند.

در مجموع، سقوط دوگانه ونزوئلا و جمهوری اسلامی، نه تنها ضربه‌ای به دیکتاتورهای این دو کشور، بلکه ضربه‌ای به دیکتاتورها در سراسر جهان است. این موضوع به‌ویژه درباره دیکتاتورهایی صدق می‌کند که در طول تاریخ رویکردی خصمانه به دموکراسی‌ها داشته‌اند. چین، روسیه، کره شمالی، کوبا، میانمار، ویتنام، لائوس و کامبوج، رویدادهای اخیر را با نگرانی و شاید کمی شوک دنبال کرده‌اند. دیکتاتورهای سراسر جهان اکنون بدون هیچ شکی می‌دانند که نمی‌توانند با ایالات متحده و متحدانش مقابله کنند، بدون آنکه خطرات جدی را به جان بخرند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است. او از مدیران شرکت تحلیلی کور و ناشر مجله ریسک سیاسی است و تحقیقات گسترده‌ای در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا انجام داده است. «تمرکز قدرت: نهادینه‌سازی، سلسله‌مراتب و هژمونی» (۲۰۲۱) و «قدرت‌های بزرگ، راهبردهای بزرگ: بازی جدید در دریای جنوبی چین» (۲۰۱۸) آخرین کتاب‌های او هستند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی