اگر نتیجه آخرین معاینه قلبتان طبیعی بوده و هنوز حس میکنید حالتان خوش نیست، ممکن است مشکل اصلی در آزمایش از قلم افتاده باشد.
یک معمار ۵۸ ساله به نام جیمز دو هفته بعد از آنکه پزشک متخصص به او گفت قلبش هیچ مشکلی ندارد به من مراجعه کرد. کلسترول او لب مرزی بود و فشار خون رو به بالا اما قابلقبولی داشت. نتیجه تست ورزش هم طبیعی بود.
با اینحال، جیمز نمیتوانست بدون توقف در پاگرد از پلههای دفتر کارش بالا برود. سه یا چهار شب در هفته ساعت ۳ بامداد با تپش قلب شدید از خواب میپرید. حتی سفرهای کاریاش را هم لغو کرده بود، زیرا پرواز طولانیمدت احساس بدی در او ایجاد میکرد.
۸ ماه بعد، جیمز بدون توقف از پلهها بالا میرفت. یکی از نشانگرهای مهم بیماری شریانی او از سطح خطرناک خود فاصله گرفته بود. تغییرپذیری ضربان قلب او، که یکی از مهمترین عوامل دخیل در سلامت قلبیعروقی است، تقریباً دوبرابر شده بود. سرانجام به خود اجازه داد بابت فقدان پدرش که چهار سال باعث بدحالیاش شده بود سوگواری کند؛ امری که در آزمایشات قلب او قابل تشخیص نبود.
جیمز چگونه بهبود پیدا کرد؟
بیماریهای قلبی همچنان از مهمترین علل مرگومیر در کشورهای صنعتی هستند و بسیاری از افرادی که اولین عارضه قلبیشان را تجربه میکنند، هیچ تشخیصی مبنی بر ابتلا به بیماری قلبی دریافت نمیکنند. آزمایش کلسترول، نوار قلب و تست ورزش اغلب از علائم خطر اصلی غافل میمانند. میلیونها نفر بیآنکه بدانند با مشکلات شریانی دستوپنجه نرم میکنند.
دستگاه قلبوعروق آینه سلامت بدن است، البته به شرطی که پزشک با علائم قلبیعروقی آشنا باشد. قلب و شریانها بهشدت به التهاب، سوختوساز بدن، تعادل دستگاه عصبی و کیفیت زندگی عاطفی بیمار واکنش نشان میدهند. ارزیابی این موارد نیازی به فناوریهای پیچیده ندارد. با اینحال، بیشتر آنها در آزمایشات مرسوم از قلم میافتند.
طی ۳۰ سال فعالیت در حیطه پزشکی به این نتیجه رسیدهام که علم و دانش نمیتواند بهتنهایی از قلب محافظت کند. ما باید چهار مؤلفه سلامت قلب را بهشکل همزمان ارزیابی کنیم که شامل آناتومی، شیمی بدن، سطح انرژی و وضعیت روحی میشوند. این چارچوب بالینی با الهام از طب غربی و طب سنتی چینی شکل گرفته و در خلال مراقبت مستقیم از بیماران تکامل پیدا کرده است.
متخصصان قلبوعروق با تمرکز بر شاخصهایی مانند کلسترول و کسر جهشی قلب تنها دو مؤلفه نخست سلامت قلب را بررسی میکنند که آن هم اغلب سالها بعد از شروع آسیب انجام میگیرد. دو مؤلفه دیگر تقریباً نادیده گرفته میشوند.
جیمز میبایست هرچهار مؤلفه را بررسی میکرد؛ مانند بیشتر بیمارانی که قلبشان با مشکل روبهروست.
آناتومی: قفسی که قلب در آن زندگی میکند
نخستین نکتهای که باید بدانید این است که قلب درون بدن معلق نیست، بلکه درون قفسه سینه جا خوش کرده و شکل این قفس است که تعیین میکند قلبتان با هرضربان تا چه اندازه پر و خالی شود. جلوافتادگی سر و گردن، شانههای خمیده و تنفس سطحی، که از علائم پشتمیزنشینی هستند، قفسه سینه را تحت فشار میگذارند، حرکت دیافراگم را محدود میکنند و قلب را برای پمپاژ خون به دردسر میاندازند.
دیافراگم اهمیت بسیاری دارد. این عضله درعمل دومین پمپ دستگاه قلبوعروق بهشمار میرود. هربار که نفس میگیرید، دیافراگم پایین میرود و با تغییر فشار باعث میشود که خون به قلب برگردد و مایع لنفاوی درون قفسه سینه جریان پیدا کند. بیمارانی که در طول روز بهشکل سطحی نفس میکشند، با کاهش بازگشت خون وریدی و تخلیه لنفاوی روبهرو میشوند. از اینرو، فشار کاری قلب افزایش مییابد و بیمار دچار پفکردگی، احتقان و خستگی مداوم میشود؛ علائمی که در میانسالی بسیار شایع هستند.
وقتی تنفس جیمز را بررسی کردم، متوجه چیزی شدم که در اکثر بیماران قلبی دیده میشود: شانهها خمیده شده بودند، قفسه سینه بهزحمت بالا و پایین میرفت و دندهها سفت و خشک بودند. او ۳۰ سال به همین شکل نفس میکشید.
چه باید کرد؟
راهکارهای جسمانی معمولاً بهسرعت به درمان واکنش نشان میدهد. از اینرو، فرایند درمان از این مرحله شروع میشود:
- الگوی تنفس خود را اصلاح کنید: آرام نفس بکشید تا شکم و دندههای پایینی بهجای بخش فوقاتی قفسه سینه منبسط شوند. حدود ۵ تا ۶ تنفس در دقیقه و چند دقیقه تمرین روزانه کافی است. تنفس از راه شکم باعث افزایش تغییرپذیری ضربان قلب میشود؛ شاخصی که مهمترین نشانگر سلامت قلبوعروق و دستگاه عصبی بهشمار میرود.
- قفسه سینه را هرروز به کمک تمرین باز کنید: برای مقابله با فرم خمیده بدن هرروز چند دقیقه تمرینات مربوط به بخش میانی و فوقانی ستون فقرات را انجام دهید. برای نمونه میتوانید صبح و عصر تمرین کششی قفسه سینه در چارچوب در، خمشدن به عقب روی حوله لولهشده یا جمعکردن کتفها را انجام دهید.
- مشکلات ساختاری بدن را بهشکل مستقیم برطرف کنید: اگر مشکلات ساختاری بدن ادامهدار شدند، تمرینات مربوط به بخش فوقانی ستون فقرات و طب سوزنی در امتداد مسیرهای انرژی ریه و قلب میتوانند قفسه سینه سفت وخشک شما را آزاد کنند. تجربه بالینی من نشان داده که حتی یک جلسه تمرین هم میتواند تغییرپذیری ضربان قلب شما را افزایش دهد.
قبل از شروع برنامه ورزشی جدید یا فیزیوتراپی حتماً با پزشکتان مشورت کنید.
شیمی بدن: چیزی که از نمونه خون دستگیرمان میشود
آزمایش چربی فقط بخش کوچکی از خطرات قلبیعروقی را به تصویر میکشد. پنج آزمایش مهم داریم که همگی کمهزینه و در دسترس هستند. بهتر است در ویزیت بعدی خود از دکتر بخواهید برایتان آزمایش بنویسد. البته تفسیر نتایج باید با توجه به سوابق بیماری و توسط پزشک انجام بگیرد.
- آپولیپوپروتئین ب: این آزمایش مقدار واقعی ذراتی را که باعث انسداد شریانها میشوند اندازهگیری میکند و ارتباطی با کلسترولهای حامل این ذرات ندارد. ممکن است دو بیمار الدیال (کلسترول بد) یکسانی داشته باشند، اما میزان آپولیپوپروتئین ب و خطر بیماری آنها متفاوت باشد. مقادیر بالاتر از ۹۰ میلیگرم در دسیلیتر مستلزم بررسی بیشتر هستند و مقادیر بالاتر از ۱۱۰ باید فوراً تحت درمان قرار بگیرند.
- لیپوپروتئین آ: این ذره لیپیدی با منشأ ژنتیکی بدون توجه به سایر معیارهای چربی خون به افزایش خطر قلبیعروقی دامن میزند. تقریباً یکپنجم بزرگسالان لیپوپروتئین آ بالایی دارند، اما از این موضوع بیخبر هستند، زیرا آزمایش لیپوپروتئین آ بهندرت تجویز میشود. بهتر است دستکم یکبار در طول زندگی آزمایش لیپوپروتئین آ بدهید. جیمز هرگز چنین آزمایشی نداده بود. سطح لیپوپروتئین آ جیمز ۱۸۷ نانومول بر لیتر بود که بسیار بالاست. مقادیر کمتر از ۷۵ نانومول بر لیتر مطلوب و کمخطر هستند. از اینرو، مشکل جیمز واقعاً جدی بود.
- پروتئین واکنشی سی با حساسیت بالا: این آزمایش یکی از بهترین نشانگرهای التهاب خاموش است که به مشکلات شریانی دامن میزند. حتی اگر سطح کلسترول طبیعی باشد، مقادیر بالاتر از ۲ میلیگرم بر لیتر نشانه التهاب جداره رگها هستند.
- هوموسیستئین: افزایش سطح این اسید آمینه به جداره داخلی شریانها آسیب میزند و خطر سکته و حمله قلبی را بهشدت افزایش میدهد.
- انسولین و قند خون ناشتا: مقاومت به انسولین معمولاً ۱۰ تا ۱۵ سال قبل از بروز دیابت شروع میشود و در طول این مدت به شریانها آسیب میرساند، اما آزمایش قند خون چیزی را نشان نمیدهد.
چه باید کرد؟
- درخواست آزمایش کنید: از پزشکتان بخواهید علاوه بر آزمایش چربی خون هرپنج آزمایش فوق را هم برایتان تجویز کند.
- التهاب را از منشأ ریشهکن کنید: مصرف کربوهیدراتهای تصفیهشده، قند و روغنهای صنعتی را به حداقل برسانید و در وعدههای غذایی خود از ماهیهای حاوی اسیدهای چرب امگا-۳، روغن زیتون، سبزیجات و غذاهای کامل استفاده کنید. رژیم غذایی بسیار مؤثرتر از مکمل است و میتواند پروتئین واکنشی سی با حساسیت بالا و انسولین ناشتا را در سطح بهینه نگهدارد.
- مشکلات قابلاصلاح را برطرف کنید: هوموسیستئین معمولاً به ویتامینهای متیلدارشده گروه ب پاسخ میدهد و افزایش انسولین ناشتا هم با کاهش مصرف کربوهیدراتهای تصفیهشده و ورزش منظم کنترل میشود.
سطح انرژی: نیرویی که قلب را به حرکت درمیآورد
«انرژی» مقولهای است که طب غربی کمتر به آن میپردازد، اما تجربه بالینی من نشان داده که انرژی نقش مهمی در سالخوردگی سالم قلب دارد. انرژی دو جنبه مختلف دارد: فعالیت محسوس دستگاه عصبی و مفهومی که در طب سنتی چینی «چی» نامیده میشود.
از طب مدرن شروع میکنیم. ضربان قلب در فعالیت قلب خلاصه نمیشود، بلکه دستگاه عصبی خودمختار هم در آن دخیل است؛ سامانهای که تنظیم نفسکشیدن، هضم غذا و واکنش به استرس را برعهده دارد. این دستگاه از دو بخش تشکیل شده است: بخش سمپاتیک که مثل «پدال گاز» عمل میکند، ضربان قلب را افزایش میدهد و بدن را برای مقابله با تهدید آماده میکند؛ و بخش پاراسمپاتیک که نقش «ترمز» را دارد، ضربان قلب را کاهش میدهد و شرایط را برای ترمیم بدن مهیا میکند.
تعادل ایندو بخش بهواسطه نوسان جزئی بین ضربانها یا همان تغییرپذیری ضربان قلب ارزیابی میشود. قلبی که ضربان آن انعطافپذیر باشد، از ریتم مناسب و سازگاری بالایی برخوردار خواهد بود. اینکه ضربان قلب مانند مترونوم ریتم خشک و یکنواختی داشته، خطرناک است.
بیمارانی که دستگاه عصبی سمپاتیک آنها بیشازحد بیشفعال است و همیشه با فشار و اضطراب دستبهگریبان هستند، صرفنظر از سطح کلسترول با نرخ بیشتری دچار سفتی شریانها، فشار خون بالا و التهاب عروق میشوند.
طب سنتی چینی بیش از ۲ هزار سال پیش با نگاهی متفاوت به نتیجه مشابهی رسیده بود. از آنجا که خوانندگان اغلب با اصطلاحات طب سنتی آشنایی ندارند، ارائه یک توضیح مختصر خالی از لطف نخواهد بود.
«چی» مفهوم محوری طب سنتی چینی است؛ همان نیرو و انرژی حیاتی که به اندامهای بدن جان میبخشد. نزدیکترین معادل امروزی آن «انرژی مصرفی بیولوژیکی» است که به توان سلولها و سامانههای بدن اشاره دارد. اگر «چی» فراوان و در جریان باشد، بدن شاداب و پرنشاط خواهد بود؛ اما اگر «چی» کاهش یابد یا مسیر آن مسدود شود، عملکرد بدن هم مختل میشود. وقتی پای قلب در میان است، «چی» در دو شکل مهم ظاهر میشود.
شکل اول «ژونگ چی» یا انرژی مرکزی نام دارد که گاهی به آن انرژی متمرکزکننده هم میگویند. «ژونگ چی» از هماهنگی قلب، ریهها و دستگاه گوارش نشأت میگیرد و انرژی قفسه سینه را تأمین میکند. کمبود «ژونگ چی» معمولاً با تنگی نفس، صدای ضعیف و کمجان، خستگی زودرس و احساس خالیبودن یا سنگینی در قفسه سینه همراه است. این وضعیت تا حد زیادی به کاهش نیروی قلبیریوی و افت عملکرد عصب واگ شباهت دارد؛ همان مشکلی که جیمز هم با آن دستوپنجه نرم میکرد.
شکل دوم «شِن» نام دارد که همان «روح» و ضمیر خودآگاه است. براساس طب سنتی چینی، قلب منزلگاه «شِن» است. این یعنی قلب فقط پمپاژ نمیکند، بلکه مرکز آگاهی، ثبات عاطفی و وضوح فکری است. اگر «شِن» بر اثر غم و اندوه، ترس یا استرس طولانیمدت دچار مشکل شود، با بیخوابی، تپش قلب، اضطراب و پریدن از خواب شبانه مواجه خواهید شد. اینکه جیمز ساعت ۳ بامداد با تپش قلب شدید از خواب میپرید، بهوضوح نشان میداد که از اختلال «شِن» رنج میبرد.
مفهوم دیگری هم داریم که پازل ما را کامل میکند. براساس طب سنتی چینی، پریکارد یا پرده محافظ قلب نقش نگهبان قلب را دارد. پریکارد مثل یک سپر در برابر زخمهای عاطفی میایستد تا قلب دچار آسیب نشود. آسیبهای عاطفی بهجامانده از گذشته سپر محافظ قلب را از کار میاندازند و فشارهای روانی را بهشکل مستقیم به قلب منتقل میکنند.
این نشان میدهد که رویکردهای پزشکی به زبانهای مختلف از یک واقعیت مشترک صحبت میکنند. خبر خوش اینکه شیوه احیای تعادل در هردو رویکرد یکسان است.
چه باید کرد؟
- «ترمز» پاراسمپاتیک را هرروز تقویت کنید: تنفس آرام با بازدم طولانی، مدیتیشن و تمرینات ملایم مانند چیگونگ یا تایچی، دستگاه عصبی را از حالت آمادهباش خارج میکنند و براساس طب سنتی چینی باعث تقویت «ژونگ چی» میشوند. کافی است روزانه ۱۰ دقیقه تمرین کنید تا روند بهبودی آغاز شود.
- خواب را به چشم داروی قلب ببینید: خواب منظم ۷ تا ۸ ساعته باعث میشود که قلب و عروق فرصت ترمیم پیدا کنند و «شِن» به تعادل برسد.
- بیشتر در فضای باز وقت بگذرانید: نور روز، طبیعت و زمان آزاد از مؤثرترین ابزارهای احیای تعادل دستگاه عصبی پاراسمپاتیک هستند که اغلب نادیده گرفته میشوند.
- از طب سوزنی برای بهبود مسیرهای انرژی قلب و پریکارد استفاده کنید: بهبود هدفمند این مسیرها میتواند «شِن» آشفته را به تعادل برساند و «ژونگ چی» را تقویت کند. تجربه بالینی من نشان داده که طب سوزنی باعث افزایش محسوس تغییرپذیری ضربان قلب میشود.
وضعیت روحی: باری که قلب به دوش میکشد
قلب در بین اندامهای مختلف بیش از همه به احساسات انسانی واکنش نشان میدهد. سالها پژوهش در حوزه روانشناسی قلب به همان نتیجهای رسیده که پزشکان باتجربه مدتها پیش به آن رسیده بودند: غم و اندوه، تنهایی و دردهای روانی بهجامانده از گذشته، آسیب جسمانی قابلتوجهی به قلب و عروق وارد میکنند. «سندرم قلب شکسته» یک نمونه از تبعات احتمالی است که با یک شوک روانی سنگین باعث ضعف ناگهانی و گاه مهلکِ عضله قلب میشود.
مشکلات دیگر کمتر قابل تشخیص هستند. افرادی که زندگی زناشویی خوبی ندارند، بیش از دیگران دچار حوادث قلبی میشوند. خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبیعروقی در افراد مجرد با افراد سیگاری برابری میکند. همچنین افرادی که سالها خشم و غمشان را سرکوب میکنند، دچار فشار خون بالا و التهاب عروقی میشوند و دارو بهتنهایی کمکی به درمانشان نمیکند.
وقتی بیمار میگوید دیگر خودش را نمیشناسد و زندگی برایش معنا ندارد، درواقع به یک عامل خطر اختلال قلبی اشاره میکند. با اینحال، طبیعیبودن سطح کلسترول باعث گمراهی میشود و بیمار هم بهندرت در توصیف مشکلات خود به فشارهای روانی اشاره میکند.
چگونه میتوان در ویزیت اول به این موضوع پی برد؟
من بعد از معاینه سؤالاتی میپرسم که متخصصان قلب نمیپرسند: علائم دقیقاً از چه زمانی ظاهر شدند؟ در آن مقطع چه اتفاقاتی در زندگیتان رخ داد؟ در مواجهه با سختیها به چه کسی پناه میبرید؟ چه کاری در زندگیتان ناتمام مانده است؟
من به زمان شروع علائم توجه میکنم. اگر بیمار بتواند زمان شروع علائم را به یاد بیاورد، از او میپرسم در آن مقطع چه مشکلی داشته است. جسم انسان اغلب درد و رنج خود را به حوادثی نسبت میدهد که در ذهن بایگانی شدهاند.
این مسئله در مورد جیمز هم صدق میکند. تنگی نفس و پریدن از خواب در ساعت ۳ بامداد درست چند ماه بعد از مرگ ناگهانی پدرش شروع شد که چهار سال قبل رخ داد. جیمز هرگز برای مرگ پدرش سوگواری نکرد. او یک هفته بعد از مراسم خاکسپاری به محل کارش بازگشت و بیوقفه کار کرد.
وقتی سرانجام درباره این موضوع حرف زد، معلوم شد که علاوه بر غم و اندوه با احساس سردرگمی دستبهگریبان است. جیمز همیشه خودش را با پدرش مقایسه میکرد و بعد از مرگ او احساس میکرد تکیهگاه خود را از دست داده و دیگر نمیداند کار کردن چه فایدهای دارد. برای نخستینبار در طول زندگی احساس بیکسی میکرد. به او گفتم قلب چنین احساساتی را در عمق وجودِ انسان نهادینه میکند. براساس طب سنتی چینی، پریکارد ضربهای به او وارد کرده بود که تا آن روز نتوانسته بود از آن رهایی پیدا کند.
شناخت علت، نخستین گام درمان است. بیماری که میداند قلبش به عدم سوگواری واکنش نشان میدهد، دیگر علائم خود را تصادفی یا مایه شرمساری نمیبیند.
چه باید کرد؟
- سابقه رویدادهای عاطفی خود را روی کاغذ بیاورید: زمان شروع علائم و اتفاقاتی را که در آن مقطع در زندگیتان رخ داد روی کاغذ بیاورید. حوادثی که ذهنتان آنها را نادیده میگیرد، روی کاغذ بنویسید.
- برای غم و اندوههای بهجامانده از گذشته کمک بگیرید: وقتی پای سلامت قلب در میان است، رواندرمانی یک کار تفننی نیست، بلکه جزئی از روند درمان بیماریهای قلبیعروقی بهشمار میرود. جیمز سالها از مراجعه به درمانگر خودداری کرده بود، اما شروع درمان به اندازه داروهایی که برایش تجویز کرده بودم به بهبودی او کمک کرد.
- روابط مهم زندگیتان را بازسازی کنید: برای ایجاد روابط عمیق و واقعی تلاش کنید یا از افرادی که به شما لطمه میزنند فاصله بگیرید. تنهایی و روابط پرتنش جزو عوامل خطر حوادث قلبی هستند.
- احساس غم و اندوهتان را بیرون بریزید: تمرینات تنفسی، وقتگذراندن در طبیعت و طب سوزنی در مسیر انرژی پریکارد، که از قدیمیترین روشهای درمانی مشکلات قلبی هستند، به خالیشدن ذهن از خاطرات بهجامانده از گذشته کمک میکنند.
قلب همهچیز را به خاطر میسپارد
قلب معیوب معمولاً نتیجه قفسه سینه خشک و کمتحرک (آناتومی)، جریان خون ملتهب و مقاوم به انسولین (شیمی بدن)، دستگاه عصبی همیشهفعال و کمبود «ژونگ چی» (سطح انرژی) و فشارهای روانی بهجامانده از گذشته (وضعیت روحی) است. متخصصان قلب با تمام توانمندیهایی که دارند، معمولاً فقط به یک یا دو مورد از این مؤلفهها میپردازند؛ آن هم زمانی که سالها از شروع آسیب گذشته است.
رویکرد حاضر از این جهت مؤثر است که به بدن اجازه میدهد خودش را به اشکال مختلف ترمیم کند؛ نتیجهای که با استفاده راهکارهای یکجانبه بهندرت محقق میشود.
روند درمان به بیمار کمک میکند که عمیقتر نفس بکشد، آگاهانه غذا بخورد، به اندازه کافی بخوابد، هرروز ورزش کند، دستگاه عصبی خود را آرام نگهدارد و زندگی عاطفیاش را به اندازه کلسترول جدی بگیرد. چنین فردی میتواند تا ۸۰ سالگی و حتی تا سنین بالاتر با یک قلب سالم زندگی کند. قلب تجربیات روزگارِ سپریشده را در خود ثبت و ضبط میکند و دیر یا زود از شما میخواهد که فکری به حال آن بکنید.
نویسنده: دکتر جینگدوان یانگ؛ روانپزشک، پزش طب سنتی چینی و پزشک طب تلفیقی
















