تشخیص زودهنگام دمانس یا همان زوال عقل به درمان بهتر، برنامهریزی مؤثرتر و آرامش خاطر خانوادهها کمک میکند.
یک روز مادر جنیفر فینک در محل کار دچار اشتباهات مکرر شد که مسئله نگرانکنندهای به نظر نمیرسید. خانواده فینک یک آتلیه عکاسی داشتند و گاهی پیش میآمد که مادرش موعد تحویل سفارشها را یادداشت نمیکرد یا نکات مهمی را در رابطه با سفارش مشتریها از قلم میانداخت. با اینحال، مشکلات بهتدریج افزایش یافتند تا اینکه روزی مادرش نتوانست دستخط خود را بر روی فرم سفارش ترمیم یک عکس بزرگ تشخیص دهد.
فینک در مصاحبه با اپک تایمز به طعنه گفت: «روز عجیبی بود.» مادرش در سن ۵۳ سالگی جوانتر از آن به نظر میرسید که بگویید دچار افت شناختی شده باشد. از اینرو، خانواده فینک علت مشکلات او را به حواسپرتی یا استرس ربط دادند.
این اشتباهات معمولاً در پایان هفته کاری بروز میکرد. خانواده از این موضوع ناراحت بودند، اما احتمال دمانس بههیچوجه به ذهنشان خطور نمیکرد.
ماجراهایی از این دست بهطور مکرر رخ میدهند. یک تحلیل جامع با بررسی ۱۳ مطالعه که بالغ بر ۳۰ هزار نفر در رده سنی ۵۴ تا ۹۳ سال در آن حضور داشتند و به تازگی با علائم مواجه شده بودند، نشان داد که تشخیص دمانس بهطور میانگین حدود ۳ سال و نیم بعد از ظهور علائم اولیه زمان میبرد. برای افراد جوانتر یا کسانی که با دمانس پیشانی گیجگاهی دستبهگریبان هستند، زمان تشخیص بهمراتب طولانیتر است و بهطور میانگین بیش از ۴ سال به طول میانجامد.
علائم اولیه دمانس اغلب شبیه فراموشیهای مرسوم یا استرس به نظر میرسند و در صورت محدودیت دسترسی به مراقبتهای پزشکی، خانوادهها ممکن است سالها در انتظار تشخیص بمانند.
تشخیص دیرهنگام
با وجود افزایش تبعات جهانی دمانس، مبتلایان اغلب تشخیص رسمی دریافت نمیکنند. تحقیقات نشان میدهند که تنها ۲۰ تا ۵۰ درصد از بیماران در کشورهای مرفه تشخیص رسمی دریافت میکنند. این نرخ در کشورهای کمبرخوردار بهمراتب پایینتر است. با توجه به اینکه نرخ مبتلایان سیر صعودی دارد، نظامهای بهداشت و درمان که هماکنون در امر تشخیص و مراقبت با تأخیر دستبهگریبان هستند، در آینده با مشکلات بیشتری روبهرو خواهند شد.
به گفته دکتر باربارا اسپاراچینو، روانپزشک بزرگسالان و سالمندان، عوامل متعددی در این تأخیرها دخیل هستند. بیماران ممکن است در معاینات کوتاهمدت سالم به نظر برسند و مشکلات خود را کتمان کنند. پزشکان نیز معمولاً بدون همکاری با یکدیگر عمل میکنند. برای نمونه، متخصص مغز و اعصاب، روانپزشک و پزشک عمومی بهطور مجزا بر زمینه کاری خود متمرکز میشوند و یافتههای خود را با یکدیگر به اشتراک نمیگذارند. از اینرو، هیچکس در مراحل اولیه به ارتباط بین علائم توجه نمیکند. از سوی دیگر، برچسبهای اجتماعی نیز باعث میشوند که خانوادهها علائم خود را کماهمیت جلوه دهند.
اسپاراچینو به اپک تایمز گفت: «این عوامل امکان گفتوگوی صادقانه و ارزیابی دقیق مشکل را به حداقل میرسانند.»
بسیاری از خانوادهها در نگاه نخست تصور میکنند که علائم دمانس ناگهانی ظاهر میشوند، اما اسپاراچینو معتقد است که اگر سابقه بیمار به دقت بررسی شود، میتوان ۳ تا ۵ سال زودتر به تغییرات جزئی پی برد. تشخیص تغییرات اولیه فرصت مداخله زودهنگام و برنامهریزی بهتر را فراهم میکند. از اینرو، آگاهی و غربالگری اهمیت بسزایی دارند.
پیری طبیعی یا غیرطبیعی
دمانس در مراحل ابتدایی باعث تضعیف ارتباط بین نورونها میشود. همچنین پروتئینهایی مانند آمیلوئید و تاو ارتباطات عصبی را مختل میکنند.
دکتر لوک بار، متخصص مغز و اعصاب به اپک تایمز گفت: «این امر به بروز مشکلات خفیف در یافتن کلمات یا ناتوانی در انجام چند کار همزمان دامن میزند که اغلب با علائم پیری طبیعی اشتباه گرفته میشوند.»
مطالعه مروری ۳۲ پژوهش در ۱۳ کشور نشان داد که علاوه بر عواملی مانند انکار، برچسب اجتماعی، ترس، کمبود آگاهی، تمایل به حفظ استقلال و دسترسی محدود به خدمات درمانی، طبیعی پنداشتنِ علائم بهعنوان نشانههای پیری نقش بسزایی در این تأخیرها دارد. پرستارها نیز اغلب در شناسایی تغییرات و دریافت کمکهای لازم دچار مشکل میشوند. از سوی دیگر، تشخیص غیرطبیعی بودن علائم، آگاهی قبلی از بیماری یا ارتباط با مراکز درمانی و پشتیبانی خانواده و جامعه میتواند بیماران را به دریافت کمک ترغیب کند.
فینک که میگوید تشخیص دمانس مادرش ۱۱ سال به طول انجامید، به خاطر دارد که علائم اولیه او نادیده گرفته شدند.
مادر فینک در دسامبر ۱۹۹۱ با موتور سیکلت دچار سانحه شد و ظاهراً هیچ مشکلی نداشت. اما در سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۶ با تغییراتی مواجه شد که فینک اکنون با بررسی گذشته متوجه آنها میشود.
او گفت: «آن روزها فکر میکردیم مشکل از یائسگی است.» اما در سال ۲۰۰۸ فهمیدند که مادر به دلیل اختلالات شناختی نمیتواند کلیهاش را به همسرش اهدا کند و وخامت حال او آشکار شد. فینک در ادامه گفت: «بسیاری از علائم هشداردهنده او شبیه علائم اضطراب، اختلال نقص توجه، یائسگی یا استرس بودند.»
به گفته اسپاراچینو، علائم اولیه دمانس در فراموشی خلاصه نمیشوند، بلکه با تغییرات جزئی در قوه قضاوت، شخصیت یا عملکرد روزمره همراه هستند. خانوادهها گاهی متوجه میشوند پدر و مادری که همیشه در امور مالی بینقص عمل میکردند، ناگهان تصمیمات مالی غیرعادی میگیرند، یا میبینند فردی که همیشه اجتماعی بوده بهتدریج گوشهگیر میشود. تکرار مکرر پرسشها معمولاً جلب توجه میکند، اما تغییرات نامحسوس مانند سردرگمی در مکانهای آشنا، جا ماندن از روند گفتوگوها و ازدستدادن انگیزه اغلب نادیده گرفته میشوند.
دمانس زودهنگام
دمانس در افراد زیر ۶۵ سال «زودهنگام» تلقی میشود. دمانس پیشانی گیجگاهی، که بخش پیشانی و گیجگاهی مغز را درگیر میکند، معمولاً بین ۴۵ تا ۶۵ سالگی رخ میدهد. البته این عارضه ممکن است در هر سنی بروز پیدا کند.
چند نوع دمانس داریم ک در دسته زودهنگام قرار میگیرند. برای نمونه، بیماری آلزایمر اغلب با مشکلات حافظه آغاز میشود، اما دمانس پیشانی گیجگاهی، دمانس عروقی و دمانس با اجسام لویی نیز ممکن است قبل از ۶۵ سالگی بروز پیدا کنند.
اسپاراچینو افزود: «دمانس زودهنگام معمولاً نه با افت حافظه که با تغییرات شخصیتی یا رفتاری آغاز میشود. در دمانس پیشانی گیجگاهی فرد دچار رفتارهای تکانشی میشود، حس همذاتپنداری خود را از دست میدهد یا مدتها قبل از آنکه حافظهاش آسیب ببیند رفتاری از او سر میزند که با شخصیتش همخوانی ندارد. از آنجا که این تغییرات شبیه اختلالات روانی یا روانپریشی به نظر میرسند، تشخیص بیماری اغلب با تأخیر همراه است.»
مطالعهای که در سال ۲۰۲۲ در نشریه مغز انتشار یافت، نشان داد که بروز علائم روانی دمانس پیشانی گیجگاهی به محل و میزان انباشت غیرطبیعی پروتئینها در مغز بستگی دارد. این مطالعه همچنین نشان داد که سایر تغییرات مغزی از جمله تغییراتی که در بیماری آلزایمر یا پارکینسون مشاهده میشوند، بر نحوه بروز علائم اثر میگذارند.
در تأیید این یافتهها باید از یک گزارش موردی در سال ۲۰۲۳ بگوییم که نشان میداد یک خانم ۵۳ ساله به دلیل انزوای اجتماعی، رفتارهای تکانشی، فراموشی و رفتار نامناسب با تشخیص اختلال دوقطبی مواجه شد. اما اسکنهای مغزی آسیبهایی را در لوبهای پیشانی و گیجگاهی نشان دادند که به تشخیص دمانس پیشانی گیجگاهی انجامید.
بار گفت: «تفاوتهای زیستی نقش مهمی دارند. از آنجا که علائم در هرکسی متفاوت هستند، تشخیص دقیق و شناخت مشکل ممکن است زمانبر باشد.»
کاهش تأخیر در تشخیص
بار میگوید آزمایش خون که میزان پروتئینهای غیرطبیعی را اندازهگیری میکند و ابزارهای عکسبرداری که تغییرات مغزی را به تصویر میکشند، به شناسایی زودهنگام انواع دمانس کمک میکنند.
او افزود: «بعضی از این ابزارها در دسترس هستند که برای نمونه میتوان به توموگرافی گسیل پوزیترون و آزمایش مایع نخاعی اشاره کرد. با اینحال، این ابزارها ممکن است پرهزینه یا تهاجمی باشند.»
مطالعهای که در سال ۲۰۲۴ در نشریه آزاد جاما انتشار یافت و بالغ بر هزار و ۲۰۰ بیمار در آن حضور داشتند، نشان داد که آزمایش خون میتواند بیماری آلزایمر را با دقت ۸۸ تا ۹۲ درصد شناسایی کند. این درحالی است که پزشکان تنها در ۶۱ تا ۷۳ درصد از موارد موفق به تشخیص آلزایمر شده بودند، اما این آزمایشها دقت تشخیص را به ۹۱ درصد رساندند که از پتانسیل بالای آنها در تشخیص زودهنگام حکایت دارد.
تحقیقات نشان میدهند که بعضی از معاینات استاندارد رایج هستند، اما بسیاری از ابزارهای تشخیصی ارزشمند هنوز به اندازه کافی مورد استفاده قرار نمیگیرند. در یک مطالعه مروری که در اوت سال جاری انتشار یافت و بالغ بر ۶۵۰ هزار فرد مبتلا به دمانس با سن ۶۷ سال و بالاتر در آن حضور داشتنند، دادههای بیمه درمانی آمریکا از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ نشان دادند که حدود ۷۲ درصد از بیماران آزمایش خون دادند، حدود ۵۴ درصد تحت سیتیاسکن یا امآرآی قرار گرفتند و تنها ۲ درصد آزمایش مایع نخاعی دادند. روشهای پیشرفته مانند توموگرافی گسیل پوزیترون در کمتر از ۱ درصد از بیماران انجام گرفت که نشان میدهد بسیاری از راهکارهای مؤثر برای تشخیص زودهنگام دمانس تا حد زیادی نادیده گرفته میشوند.
نمونهبرداری از مایع مغزینخاعی و توموگرافی گسیل پوزیترون معمولاً فقط در کلینیکهای تخصصی انجام میگیرند و در اکثر مراکز مراقبت اولیه ارائه نمیشوند. این آزمایشها تحت پوشش بیمه درمانی دولتی هستند، اما میزان پوشش آنها بسته به نوع آزمایش و فوریت بالینی آن متفاوت است.
به گفته اسپاراچینو، سه راهبرد کلیدی برای تشخیص زودهنگام دمانس وجود دارد:
- غربالگری منظم: ارزیابی شناختی در سالمندان همانگونه انجام میگیرد که پزشکان فشار خون یا کلسترول را میسنجند. پزشکان در بسیاری از موارد تنها زمانی به این مسئله توجه میکنند که افت شناختی نمود بیرونی پیدا کرده است، درحالیکه شاید تغییرات جزئی از سالها قبل شروع شده باشند.
- آموزش پزشکان: ارائهدهندگان خدمات درمانی باید برای شناسایی علائم هشداردهنده مانند اختلال عملکرد اجرایی، ازدستدادن ابتکار عمل یا تغییرات رفتاری آموزش ببینند.
- همکاری متخصصان: روانپزشکها، متخصصان مغز و اعصاب و پزشکان عمومی باید یافتههای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، نه اینکه هرکدام مستقل عمل کنند.
اگر بهعنوان پرستار نگران وضعیت عزیز خود هستند، یک دفترچه یادداشت تهیه کنید و در آن شرح ماجرا و دلیل نگرانی خود را با درج زمان و تاریخ ثبت کنید. در بهترین حالت شاید الگوی نگرانکنندهای ظاهر نشود و دست از نگرانی بردارید. با اینحال، اغلب با الگوهای مشخصی مواجه میشوید که میتوانید آنها را در مراجعه به پزشک بهعنوان یک مدرک ارزشمند با او در میان بگذارید.
فینک افزود با توجه به اینکه مادربزرگش به دمانس عروقی مبتلا شده است، مادرش دوست ندارد «به سرنوشت او دچار شود» و از انجام آزمایشاتی که شاید تکلیف او را مشخص میکردند اجتناب کرده است.
مادر فینک در آن مقطع با دو یا سه نشانه اولیه آلزایمر دستبهگریبان بود. او گفت: «حالا که به گذشته برمیگردم، میگویم کاش میتوانستم علائم او را در زمان مناسب بشناسم و بفهمم که فراموش کردن سفارش مشتری یک علامت هشدار است. اگر امکان آزمایش خون و درمانهای اولیه امروزی در آن زمان هم میسّر بود، مسیر پیش روی ما آسانتر میبود.»

















