Search
Asset 2

چرا حمله به رم در اوت سال ۴۱۰ سرآغازِ پایان یک امپراتوری بود؟

ارتش روم قرن‌ها از دو خط دفاعی طویل در امتداد رودخانه‌های راین و دانوب حفاظت می‌کرد و قبایل مهاجری را که درصدد غارت سرزمین‌های امپراتوری بودند عقب می‌راند.
«غارت روم» اثر کارل بریولوف، ۱۸۳۳ تا ۱۸۳۶ میلادی. (Public Domain)

نویسنده: جری بولر، مورخ کانادایی

ارتش روم قرن‌ها از دو خط دفاعی طویل در امتداد رودخانه‌های راین و دانوب حفاظت می‌کرد و قبایل مهاجری را که درصدد غارت سرزمین‌های امپراتوری بودند عقب می‌راند.

وقتی این‌دو خط دفاعی فروپاشید، قبایل مهاجر فرصت پیدا کردند و در مناطق مرزی ساکن شدند و به جرگه سربازان امپراتوری روم پیوستند. در پایان قرن چهارم، بسیاری از فرماندهان برتر و سربازان وفادار امپراتوری از اقوام بربر بودند. اما بدرفتاری مقامات رومی با قبایل مهاجر و مناقشات درونی میان رهبران قبایل، مقامات امپراتوری و فرماندهان جاه‌طلب باعث شد که امپراتوری روم تا سال‌ها درگیر جنگ و آشوب باشد.

یک سرباز ژرمن به نام آلاریک در سال ۳۹۵ میلادی رهبری ویزیگوت‌ها را برعهده گرفت؛ قومی که پس از گریز از دست مردمان هون اجازه یافت وارد مرزهای امپراتوری روم شود. ویزیگوت‌ها تحت فرمان آلاریک سال‌ها در قلمرو امپراتوری روم سرگردان بودند و به دنبال جایی برای اسکان می‌گشتند. آن‌ها گاه با اقوام بربر می‌جنگیدند و گاه با نیروهای رومی درگیر می‌شدند. این قوم در سال ۳۹۶ به جنوب یونان یورش برد و آتن را غارت کرد. این حمله باعث شد که دولت روم شرقی برای مقابله با فرماندهان غربی از آن‌ها استفاده کند و سرزمینی را در منطقه بالکان در اختیار آن‌ها بگذارد.

این راه‌حل تا سال ۴۰۱ کارساز بود، تا این‌که آلاریک با تغییر حکومت در آتن عنوان رسمی خود را از دست داد و قوم او نیز از دریافت تمهیدات محروم شدند. این امر با ورود دیگر اقوام بربر از مرزها موجب تشدید درگیری‌ها و تغییر مداوم عهد و پیمان‌ها شد. آلاریک دریافت که می‌تواند ایتالیا را تهدید کند و به‌ازای عقب‌نشینی هزاران تن طلا نصیبش شود. درواقع، اگر عنوان شایسته‌ای به او می‌دادند و آب و غذای قومش را تأمین می‌کردند، حاضر بود با کمال میل از امپراتوری روم حمایت کند. اما هونوریوس‌‌ امپراتور بی‌کفایتی بود که پرورش مرغ را به اداره امور حکومت ترجیح می‌داد. او درنهایت آلاریک را دشمن روم دانست.

آلاریک به دشمنی زیرک بدل شد و توانست روم را از نو به پرداخت باج وادارد. او حتی برای مدتی امپراتور دست‌نشانده خود را منصوب کرد تا در برابر هونوریوس قد علم کند. سپاه بزرگ ویزیگوت به رهبری آلاریک در تابستان سال ۴۱۰ رهسپار شبه‌جزیره ایتالیا شد. دیگر خبری از رشوه، دیپلماسی کارآمد و نیروی نظامی نبود که گوت‌ها را عقب نگه‌دارد. آلاریک پیش‌تر دو مرتبه رم را محاصره کرده بود و اکنون که درخواست گزاف او (۲.۵ تن طلا و ۱۵ تن نقره) از سوی هونوریوس (که پشت مرداب‌های راونا در امان بود) رد شده بود، تصمیم داشت رم را تصرف و غارت کند.

رم دیگر پایتخت سیاسی امپراتوری نبود. پایتخت روم غربی به راونا انتقال یافته بود و امپراتوری شرق از قسطنطنیه اداره می‌شد. رم، که پیش‌تر در جریان تهدیدات بربرها از مال و مکنت تهی شده بود، همچنان شهری بزرگ و پررونق به شمار می‌آمد و آلاریک عزم غارت آن را داشت.

نیروهای آلاریک در روز ۲۴ اوت وارد رم شدند. این نخستین‌بار طی بیش از ۷۰۰ سال گذشته بود که رم به دست دشمن می‌افتاد. شهر به‌طور کامل غارت شد، اما بی‌رحمی قابل‌ملاحظه‌ای صورت نگرفت. ویزیگوت‌ها که مسیحی شده بودند (اگرچه پیرو آیین آریانی بودند که دیگر کسی در رم به آن باور نداشت)، اجازه دادند از بعضی از کلیساها به‌عنوان پناهگاه استفاده شود. با این‌حال، مطابق معمول تا چند روز شاهد کشتار، تجاوز، غارت و به بردگی گرفتن افراد بودیم و درنهایت آلاریک دستور توقف داد و سپاهیان او عقب‌نشینی کردند.

(آلاریک بعد از این پیروزی مدت زیادی دوام نیاورد. او چند ماه بعد بر اثر تب از دنیا رفت. قوم او به شمال کوچ کردند و در جنوب گال و اسپانیا ساکن شدند و پادشاهی مستقل خود را بر ویرانه‌های امپراتوری روم بنا کردند.)

رم بعدها با حملات خشونت‌بارتری از سوی اشغال‌گران مواجه شد: در سال ۴۵۵، وندال‌ها دست به حمله‌ای ویران‌گر زدند؛ در سال ۸۴۶، ۱۱ هزار مهاجم عرب، کلیسای سن‌پیترو را غارت کردند؛ و در سال ۱۵۲۷، نیروهای آلمانی- که بسیاری از آن‌ها پروتستان لوتری بودند- به‌نحوی رم را غارت کردند که شاید بتوان آن را ویرانگرترین حمله تاریخ به رم دانست. تأثیر روانی سقوط رم در سال ۴۱۰ سهمگین بود. چنان‌که سنت جروم می‌گوید، «گویی شهری که کل جهان را فتح کرده بود، خود تحت اشغال درآمده بود.» این اتفاق جهان باستان را در بهت و حیرت فروبرد و باعث شد که خیلی‌ها گرویدن به مسیحیت را عامل سقوط رم بدانند. این امر آگوستین قدیس را بر آن داشت تا حماسه «شهر خدا» را به نگارش درآورد؛ اثری که نه‌تنها به این اتهام‌زنی‌ها پاسخ داد، بلکه امکان تبیین تاریخ را از دریچه مسیحیت فراهم کرد.

حمله سال ۴۱۰ تحت‌الشعاع سقوط کامل امپراتوری روم در غرب قرار گرفت. یک فرمانده بربر در سال ۴۷۶ تاج امپراتوری را از آخرین امپراتور روم، رومولوس آگوستوس جوان، گرفت و او را روانه خانه‌اش کرد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: جری بولر مورخ کانادایی و پژوهشگر ارشد مرکز سیاست‌گذاری عمومی فرانتیر است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی