Search
Asset 2

در ونزوئلا چه خبر است؟ دلایلی که ترامپ می‌خواهد رهبر ونزوئلا را از قدرت به زیر بکشد را بدانید

در ونزوئلا چه خبر شده؟ تغییر رژیم در راه است؟ برای درک کامل اتفاقات در ونزوئلا باید به دوران «موج صورتی» بازگردیم که دولت‌های سوسیالیستی آمریکای لاتین را درنوردیدند.
سه نفر در مقابل دیوارنگاره‌ای به رنگ پرچم ملی ونزوئلا با هم صحبت می‌کنند؛ کاراکاس، ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵. (Federico Parra/AFP via Getty Images)

برای درک کامل اتفاقاتی که در ونزوئلا در جریان است، باید به دوران «موج صورتی» بازگردیم که دولت‌های سوسیالیستی سراسر آمریکای لاتین را درنوردیدند.

انفجار قایق‌های ادعایی حامل مواد مخدر ونزوئلا به دست ارتش آمریکا، به نظر می‌رسد تنها بخش کوچکی از ماجرا باشد.

ناوهای جنگی آمریکا در حوالی کارائیب مستقر شده‌اند و نیروهای آمریکایی در پورتوریکو رزمایش برگذار می‌کنند. دونالد ترامپ اعلام کرده که حریم هوایی ونزوئلا بسته است. او حتی کارتل خورشیدها را به‌عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرده که یعنی آمریکا نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا، را صرفاً رهبر کارتل نمی‌داند و او را یک رهبر تروریستی قلمداد می‌کند.

از این‌رو، باید بپرسیم: چه خبر شده؟ تغییر رژیم در راه است؟ موضوع نفت و منابع است؟ یا پای مواد مخدر و جلوگیری از فعالیت کارتل‌ها در میان است؟ درواقع، پای همه‌چیز در میان است. اما این قضیه ابعاد گسترده‌تری دارد.

چیزی که در ونزوئلا می‌بینیم، فقط نوک کوه یخ است. بخشی از این قائله به جنگ بر سر نفت مربوط می‌شود که چندی پیش بین ونزوئلا و گویان رخ داد. بخشی دیگر به انتخابات ونزوئلا در سال ۲۰۱۸ بازمی‌گردد که متعاقب آن دولت بایدن اعلام کرد دولت در تبعید خوان گوایدو را پیروزِ واقعی انتخابات می‌داند. پای نبرد سرزمینی هم در میان است. چین، روسیه و ایران در این کشور شبکه‌سازی کرده‌اند و در پی جلوگیری از نفوذ آمریکا هستند.

اما برای درک کامل ماجرا باید به دوران «موج صورتی» بازگردیم که دولت‌های سوسیالیستی در اواخر دهه ۹۰ و اوایل سال ۲۰۰۰ سراسر آمریکای لاتین را درنوردیدند.

ونزوئلا آن روزها شرایط بسیار متفاوتی داشت و جزو اقتصادهای درحال‌رشد آمریکای لاتین بود. این کشور همچنین یکی از باثبات‌ترین دموکراسی‌های منطقه و هم‌پیمان نزدیک آمریکا محسوب می‌شد. بخش عمده اقتصاد ونزوئلا به نفت متکی بود. مردمان این کشور هم در شرایط بسیار بهتری زندگی می‌کردند.

اما هزینه‌کرد غلط و افزایش بدهی در اوایل سال ۱۹۸۰ کشور را در سراشیبی سقوط قرار داد. اوضاع بهبود نیافت و کشور در سال ۱۹۹۴ با بحران بانکی روبه‌رو شد. مردم به فکرِ بهبود معیشت خود بودند و به کسی رأی دادند که وعده می‌داد از ثروتمندان پول می‌گیرد و آن را بین «خلق» توزیع می‌کند. کسی نمی‌دانست این کارها صرفاً اوضاع را وخیم‌تر خواهند کرد.

فروپاشی از راه رسید. تاریخی بود. گزارش رصدخانه اقتصاد در سپتامبر ۲۰۲۴ نشان داد که سیاست‌های اقتصادی کلان هوگو چاوز در سال ۲۰۰۰ و اوایل ۲۰۱۰ اشتباه بوده‌اند؛ مقطعی که اقتصاد ونزوئلا به دلیل هم‌زمانی با «ابرچرخه» جهانی کالاها و رشد ادامه‌دارِ قیمت غلات، فلزات، نفت و گاز رونق گرفته بود.»

تبعات این امر به‌ویژه زمانی که مادورو در سال ۲۰۱۳ برای اولین‌بار به قدرت رسید آشکارتر شدند. چنان‌که در گزارش رصدخانه اقتصاد آمده است، فروپاشی نزوئلا تاریخی بود. کیفیت زندگی مردم تا سال ۲۰۲۳ حدود ۷۴ درصد کاهش یافت. براساس گزارش رصدخانه اقتصاد، مورد ونزوئلا  پنجمین افول سطح زندگی در تاریخ اقتصاد مدرن بود.

وضعیت از نگاه مادورو وخیم‌تر به نظر می‌رسید، زیرا کشور در شرایط جنگی به سر نمی‌برد. این فروپاشی صرفاً نتیجه تصمیمات اقتصادی نادرست و محصول سوسیالیسم بود؛ کنترل افراطی دولت بر ابعاد گوناگون اقتصاد خرد و کلان. و این رویکرد سختگیرانه تبعات ویرانگری به دنبال داشت.

اما در پشت صحنه اتفاق دیگری جریان داشت. پای منافع خارجی و معاملات پشت پرده با دولت‌های کمونیستی در میان بود. این رویکرد پیش از به قدرت رسیدن چاوز کلید خورده بود، اما او آن را به‌عنوان راهبرد بین‌المللی خود اتخاذ کرد. چاوز با آمریکا قطع ارتباط کرد و سراغ کوبا و دیگر حکومت‌های کمونیستی رفت.

براساس گزارش سی‌ان‌ان در سال ۲۰۱۹، همه‌چیز جزئی از نقشه بود. فیدل کاسترو، رهبر کوبا، آن را «حقه بزرگ علیه آمریکایی‌ها» می‌دانست. او این حرف را خطاب به روملو بتانکورت، رئیس‌جمهور وقت ونزوئلا، به زبان آورده بود. کاسترو به دنبال یک توافق نفتی بود تا به وابستگی اقتصادی کوبا به آمریکا خاتمه دهد. بتانکورت با این درخواست مخالفت کرد.

و توافقی صورت نگرفت؛ دست‌کم تا روزی که چاوز در سال ۱۹۹۸ به قدرت رسید. کاسترو و چاوز به دوستان نزدیک هم تبدیل شدند که آن‌ها را به سمت تشکیل یک ائتلاف کمونیستی جدید در آمریکای لاتین سوق داد. سی‌ان‌ان گزارش داد: «کاسترو نقش ریش‌سفید را برعهده می‌گیرد و چاوز رهبری جریان چپ را در آمریکای لاتین به ارث می‌برد.» خطوط مرزی بین این‌دو کشور به‌تدریج کم‌رنگ‌تر شد. چاوز ونزوئلا و کوبا را یک میهن بزرگ واحد یا همان «میهن بزرگ» می‌دانست. زمانی که رهبران دو کشور از دنیا رفتند، جانشین خود را از پیش تعیین کرده بودند. شخصی که چاوز برای جانشینی خود انتخاب کرده بود، نیکولاس مادورو نام داشت.

جانشینی مادورو بخشی از جابه‌جایی بزرگ قدرت است و این‌جاست که دولت در تبعید وارد میدان می‌شود. این مسئله توضیح می‌دهد که چرا آمریکا- در دوره ترامپ و بایدن- مادورو را رهبر واقعی ونزوئلا نمی‌داند.

مردم ونزوئلا می‌دانستند کشورشان به کوبا نزدیک شده است. آن‌ها می‌دانستند چاوز پای افراد خود را به صنعت نفت باز کرده و باعث فروپاشی اقتصاد کشور شده است. مردم می‌دانستند که کشورشان تحت نفوذ کوبا قرار گرفته است.

این مسئله جزو برنامه‌های انتخاباتی خوان گوایدو بود. او وعده داده بود که به نفوذ کوبا در ونزوئلا خاتمه خواهد داد.

اما به همین سادگی‌ها هم نیست. زیرا پایان دادن به نفوذ کوبا به نفوذ دیگر کشورها هم خاتمه خواهد داد: روسیه، ایران و حزب کمونیست چین. پایان دادن به جریان نفوذ باعث می‌شود که کفه ترازوی روابط جهانی از نو به سمت آمریکا سنگینی کند. این مسئله با نبرد عظیم قدرت گره خورده که در پشت پرده در آمریکای لاتین در جریان است.

ونزوئلا تا حدی الگوی دکترین مونرو بود؛ سیاستی آمریکایی که کشورهای آمریکای لاتین را حیاط خلوت آمریکا قلمداد می‌کرد. براساس دکترین مونرو، کشورهای کمونیستی نباید در این منطقه مداخله می‌کردند.

ونزوئلا هم پیش از چاوز چنین رویکردی داشت. روابط این کشور با اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد چندان صمیمانه نبود. ونزوئلا طرفدار غرب بود و احزاب و جنبش‌های کمونیستی داخل کشور را سرکوب می‌کرد.

چاوز درعمل نتوانست از شر دکترین مونرو خلاص شود. درواقع، نمی‌توانست چنین کاری کند. پای قانون و معاهده در میان نبود. دکترین مونرو صرفاً سیاستی بود که آمریکا در سال ۱۸۲۳ در پیش گرفت و اساساً می‌گفت درهای دنیای جدید به‌روی استعمار یا مداخله اروپا بسته است. این سیاست در دوران جنگ سرد ادامه پیدا کرد. اما زمانی که چاوز روی کار آمد، اعلام کرد که این سیاست آمریکایی دیگر موضوعیت ندارد.

چاوز در سال ۲۰۰۶ در مجمع عمومی سازمان ملل به‌طور علنی به نظام سیاسی آمریکا تاخت و مدعی شد که مردمان آمریکای لاتین خواهند گفت: «امپریالیست یانکی، به خانه‌ات بازگرد.»

چاوز همچنین تلاش کرد نظم نوینی برپا کند که آمریکا و کانادا جایی در آن نداشته باشند. نظم نوین او شامل اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی و جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب بود. ونزوئلا و کوبا هم ائتلاف بولیواری برای ملل آمریکای ما (آلبا) را به راه انداختند. تمام این اقدامات برای به چالش کشیدن آمریکا و بیرون راندن این کشور از آمریکای لاتین انجام گرفتند.

قدرت‌های دیگر از خلأ موجود استفاده کردند و وارد میدان شدند و چاوز هم به کمک آن‌ها شتافت. او بیش از ۲۰۰ توافق‌نامه همکاری نظامی با روسیه امضا کرد. به ایران اجازه داد در این کشور کارخانه و بانک تأسیس کند. او همچنین با حزب کمونیست چین روابط نظامی و اطلاعاتی برقرار کرد که شامل امضای صدها توافق‌نامه میان چاوز و حزب کمونیست می‌شد. متعاقب آن‌که چاوز زمینه همکاری با حزب کمونیست چین را فراهم کرد، ونزوئلا به عرصه آزمایش افزایش نفوذ از طریق ابتکار کمربند و جاده تبدیل شد؛ برنامه‌ای زیرساخت‌محور که برمبنای تله بدهی طراحی شده است.

متعاقب آن‌که چاوز از دنیا رفت، حزب کمونیست به تثبیت جای پای خود از طریق ابتکار کمربند و جاده ادامه داد. ونزوئلا همه چیز را واگذار کرد، ابتکار کمربند و جاده جایگزین دکترین مونروی آمریکا شد و ونزوئلا در ورطه فقر، جرم و تباهی فروغلتید.

این امر جزئی از یک تحول کلی‌تر بود. با وجود شبکه کوبایی و ونزوئلایی- که آمریکا را به حاشیه راند و روسیه، ایران و حزب کمونیست چین را به بازی گرفت- رهبران چپ‌گرای افراطی نزدیک به چاوز و مادورو در آمریکای لاتین به قدرت رسیدند که برای نمونه می‌توان به لولا داسیلوا در برزیل، نستور کیرشنر در آرژانتین، اوو مورالس در بولیوی و رافائل کورئا در اکوادور اشاره کرد.

این رهبران دستور کار واحدی داشتند: نفی دکترین مونرو و اجرای برنامه‌های ابتکار کمربند و جاده حزب کمونیست چین. این ابتکار شامل تسهیلات و سرمایه‌گذاری‌هایی بود که برنامه‌ای برای بازپرداخت آن‌ها وجود نداشت. زمانی که کشورهای عضو کمربند و جاده از پرداخت بدهی‌ها بازمی‌مانند، بیش از همیشه تحت کنترل حزب کمونیست چین قرار می‌گیرند.

بسیاری از سیاست‌های نوظهور کمونیستی و چپ افراطی از جای دیگری سر برآورده بودند. متعاقب فروپاشی دیوار برلین، کشورهای کمونیستی تلاش کردند راهی برای حفظ ارتباط بین کشورهای این بلوک پیدا کنند. این مسئله در آمریکای لاتین در قالب فروم سائوپائولو تجلی یافت؛ انجمنی که در سال ۱۹۹۰ به ابتکار لولا، رئیس‌جمهور برزیل، و فیدل کاسترو، رئیس‌جمهور کوبا، تأسیس شد. این انجمن یک همایش کمونیستی بین‌المللی جدید در منطقه برگزار کرد و بالغ بر ۱۰۰ حزب، سازمان و جنبش چپ‌گرا را گردهم آورد. این انجمن شامل مارکسیست‌ها، سوسیالیست‌ها و حتی سازمان‌های تروریستی مرتبط با مواد مخدر مانند فارک (نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا) و کارتل خورشیدها بود.

فروم سائوپائولو با همان اهدافی تشکیل شد که چاوز در پی همکاری با کاسترو دنبال‌شان می‌کرد. این انجمن برای بیرون راندن آمریکا و کمک به پیروزی چپ‌های افراطی در انتخابات طراحی شده بود.

حزب کمونیست چین آتش‌بیارِ معرکه شد. رژیم پکن از بانک توسعه چین استفاده کرد تا میلیاردها دلار تسهیلات در اختیار دولت‌های موج صورتی بگذارد و تلاش کرد که برای آن‌ها از صندوق بین‌المللی پول وام بی‌قید و شرط بگیرد. این مسئله به رژیم‌های نوپا کمک می‌کرد که در نظر افکار عمومی موفق جلوه کنند، درحالی‌که هرروز توسعه می‌یافتند و بیش از پیش در تله بدهی حزب کمونیست فرومی‌غلتیدند.

اما واقعیت نهفته در پسِ این توافق‌نامه‌های نامطلوب سرانجام آشکار شد و در انتخابات ۲۰۱۸ ونزوئلا به اوج خود رسید. خوان گوایدو با وعده اصلاح سیاست‌های شکست‌خورده سوسیالیستی و خاتمه دادن به نفوذ کوبا وارد رقابت شد. او در انتخابات به پیروزی رسید، اما مادورو خود را پیروز اعلام کرد. هم‌زمان با تلاش گوایدو برای تشکیل دولت موقت در سال ۲۰۱۹ اعتراضات گسترده‌ای در خیابان‌ها شکل گرفت. مادورو با استفاده از شبه‌نظامیان حامی دولت، که گفته می‌شد با کارتل خورشیدها ارتباط دارند، مخالفان خود را سرکوب کرد.

این اتفاق در اولین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ رخ داد. او تهدید کرد که برای برقراری نظم، برکناری مادورو و انتقال قدرت به گوایدو به ونزوئلا حمله خواهد کرد.

مادورو از خارجی‌ها درخواست کمک کرد. روسیه برای قدرت‌نمایی در برابر آمریکا دو بمب‌افکن راهبردی تو-۱۶۰ را به ونزوئلا فرستاد که از قابلیت حمل سلاح هسته‌ای برخوردار بودند.

مسکو هم با فروش تسلیحات، اعزام مشاوران نظامی و ارائه پشتیبانی به بقای رژیم مادورو کمک کرد. روسیه هشدار داد که در کنار ونزوئلا می‌ایستد و افزود که مداخله آمریکا «پیامدهای فاجعه‌باری» خواهد داشت.

حزب کمونیست چین وارد میدان شد، اما عمدتاً در عرصه دیپلماتیک فعالیت می‌کرد و با مداخله احتمالی آمریکا مخالف بود. مادورو در قدرت باقی ماند. روند فروپاشی اقتصادی و سقوط کشور سرعت گرفت. گوایدو بعدها به فلوریدا نقل مکان کرد.

ترامپ در این ماجرا دخالت نکرد، اما وزارت دادگستری آمریکا در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد که علیه مادورو و ۱۴ مقام فعلی و پیشین ونزوئلا تشکیل پرونده داده است. اتهامات آن‌ها شامل تروریسم مرتبط با مواد مخدر، فساد، قاچاق مواد مخدر و جرائم مرتبط بودند. وزارت دادگستری افزود که نیکولاس مادورو و دیگر مقامات ونزوئلایی «ظاهراً با فارک همکاری کرده‌اند تا از کوکائین برای اشباع بازار آمریکا استفاده کنند.»

سال‌ها گذشت و ترامپ در سال ۲۰۲۵ از نو به قدرت رسید و وزارت خزانه‌داری آمریکا موضع سختگیرانه‌تری علیه مادورو اتخاذ کرد. این وزارتخانه کارتل خورشیدها را تحریم کرد و آن را سازمانی تروریستی نامید و مادورو را به‌عنوان رهبر این کارتل و گروه تروریستی معرفی کرد.

وزارت امور خارجه آمریکا در نوامبر ۲۰۲۵ در بیانیه‌ای رسمی بر تروریستی‌بودن این سازمان تأکید کرد.

اما این موضوع دلیل عمیق‌تری هم داشت که به قبل از معرفی مادورو به‌عنوان رهبر کارتل خورشیدها بازمی‌گردد؛ پیش از آن‌که کارتل در دسته سازمان‌های تروریستی قرار بگیرد و آمریکا به قایق‌های حامل مواد مخدر حمله هوایی کند. آمریکای جنوبی در آستانه جنگ بود. ونزوئلا به دنبال آن بود که به همسایه شمالی خود، گویان، حمله کند.

گویان در سال ۲۰۱۵ یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان را کشف کرد. برآوردهای اولیه از حدود ۷۰۰ میلیون بشکه نفت قابل استخراج حکایت داشتند. بسیاری از شرکت‌ها از جمله اکسون در آن منطقه مشغول اکتشاف بودند. مادورو در بحبوحه اوضاع آشفته اقتصادی به دنبال دسترسی به این ذخایر بود.

مادورو در دسامبر ۲۰۲۳ همه‌پرسی برگزار کرد و مدعی شد که اکثر رأی‌دهندگان از الحاق منطقه نفت‌خیز اسکیبوی گویان به ونزوئلا حمایت کرده‌اند. او به حکم دیوان لاهه درباره این مناقشه ارضی بی‌توجهی کرد. مادورو با تکیه به همه‌پرسی خود گفت که قصد دارد به گویان نیرو اعزام کند و به شرکت‌های دولتی ونزوئلا اجازه دهد در آن‌جا نفت و گاز استخراج کنند.

اهمیت این اطلاعیه به واسطه تهدیدات نظامی دوچندان شد. ونزوئلا در مرز گویان رزمایش برگذار کرد. نیروی دریایی ونزوئلا هم به منطقه ویژه اقتصادی گویان و نقاطی درحوالی سکوهای نفتی شرکت اکسون‌موبیل یورش برد. جنگ قریب‌الوقوع بود.

آمریکا در مارس ۲۰۲۵ اعلام خطر کرد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در یک نشست خبری گفت: «اگر رژیم ونزوئلا به گویان یا به اکسون‌موبیل حمله کند، روز بسیار بدی خواهد داشت… روز بسیار بد و هفته بسیار بدی در انتظار این کشور خواهد بود. این قائله پایان خوشی نخواهد داشت.»

روبیو از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کرد، اما گفت نیروی دریایی آمریکا «به هر نقطه از جهان دسترسی دارد و ما در قبال گویان تعهداتی داریم که همچنان به آن‌ها پایبند هستیم.»

گوش ونزوئلا بدهکار نبود و تهاجم آمریکا آغاز شد. حمله نخست در روز ۲ سپتامبر ۲۰۲۵ انجام گرفت. ترامپ ویدئویی از حمله به قایق حامل مواد مخدر ونزوئلایی منتشر کرد.

دامنه عملیات آمریکا گسترش یافته و این کشور قصد دارد تجهیزات نظامی خود را برای حمله زمینی به ونزوئلا منتقل کند. ترامپ به مادورو هشدار داد که دوران او به سر رسیده است.

اهمیت وقایع ونزوئلا در همین است. این کشور به کانالی برای قطع ارتباط کشورهای آمریکای لاتین با آمریکا و اعمال نفوذ روسیه، ایران و حزب کمونیست چین در منطقه تبدیل شده است.

کوبا در گذشته اصلی‌ترین پایگاه کمونیسم در منطقه بود، اما به دلیل اقتصاد نابسامان و کمبودهای نظامی ظرفیت عملیاتی محدودی داشت. ونزوئلا دست‌کم در سال‌های نخست وظیفه تأمین مالی را برعهده داشت. چاوز، کاسترو و لولا توانستند با اتکا به درآمد حاصل از نفت و مواد مخدر یک نظام کمونیستی بسازند و آمریکا را به حاشیه برانند.

اما این نظام در آستانه فروپاشی است. همچنین به نظر می‌رسد عملیات آمریکا، که تا حدی بر تحریم نفت و نابودی کارتل‌های مواد مخدر تمرکز دارد، با هدف احیای نفوذ و حضور این کشور در آمریکای لاتین انجام می‌گیرد.

درباره نویسنده: جاشوآ فیلیپ خبرنگار ارشد تحقیقی و مجری برنامه «کراس ‌رودز» در اپک‌ تایمز است. او یک روزنامه‌نگار و مستندساز صاحب‌عنوان است که آثاری مانند «ماجرای واقعی ۶ ژانویه» (۲۰۲۲)، «جنگ نهایی: دسیسه‌چینی ۱۰۰ ساله برای نابودی آمریکا» (۲۰۲۲) و «رهگیری منشأ ویروس کرونای ووهان» (۲۰۲۲) را در کارنامه خود دارد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی