
با نزدیک شدن به زمان اجرای رسیتال پیانوی «آرش عباسی»، آهنگساز، پیانیست و مدرس دانشگاهی که جمعه دوم اسفند ماه در سالن رودکی تالار وحدت تهران به اجرای قطعاتی از شومان و برامس میپردازد، بهنام موسوی، دانشجوی موزیکولوژی از تولوز فرانسه دستنوشتهای را با عنوان « با کلارا شومان در اسپانیا» در خصوص اهمیت این رسیتال منتشر کردهاست.
در این رسیتال «سونات اپوس۱۱» از شوومان و «سونات اپوس ۱» از برامس به اجرا در میآید.
«به بهانه رسیتال آرش عباسی- زمستان ۹۲
با کلارا شومان در اسپانیا
شومان در غنا و زیبایی ملودیک، فرسنگها از برامس پیش بود، اما برامس استاد فرم بود . در تابستان ۱۸۵۳ هنگامی که برامس سونات «اپوس ۱۱» شومان را شنید، به این نتیجه رسید که آشنا نشدن با خالق چنین اثری، غفلتی نابخشودنیست. در آن زمان شومان در اوج خوشبختی بود و بهعنوان بزرگترین منتقد اروپا شناخته میشد. وی همواره حاضر بود تا به استعدادهای جوان برای حرکت در مسیر حرفهای، یاری رساند[۱].
سونات اپوس ۱ در بین آثار دوره اول برامس، از همه طوفانیتر و برجستهتر است[۲]و با اینکه بعد از سونات اپوس ۲ به پایان رسیده، اما برای مطرح شدن در میان بزرگان، دو ماژور- که بیش از سونات سمفونی گونه قبلی پیانیستیک است و فضای بالاد دارد- بهعنوان اولین قطعه انتخاب بهتری مینمود[۳]. سالی که سونات به پایان رسید، سالیست که وی با خانواده شومان در شهر دوسلدورف دیدار کرد .

ملاقات «مهمان با استعداد آن روز صبح» تأثیر بسیاری بر زندگی هرسه هنرمند برجای گذاشت[۴] . از آثار تقدیم شده توسط ایندو به برامس[۵] و همچنین مقالهای تحت عنوان راههای جدید[۶] که روبرت در مجله « Leipzig Neue Zeitschrift für Musik» در مورد او نگاشته میتوان به رابطه عمیق میان این جمع کوچک هنری پی برد. وی درآنجا سوناتهای پیانوی برامس را سمفونیهایی با لباس مبدل خواند . از نظر شومان، برامس آمده بود تا بزرگترین احساسات را به جهان موسیقی ببخشد[۷].
در آسمان پرستاره موسیقی آن قرن، شاید به جرأت بتوان گفت که فقط چهرهای مانند برامس- و البته آنهم به سختی- میتوانست در مقابل نفوذ موسیقی و روح شومان مقاومت کند. اما با اینحال تأثیرات اساتید قبلی و بخصوص سونات هامر کلاویر و البته فانتزی شوبرت[۸] بر روی برامس کماکان مشهود است.در موومان اول که بر خلاف رسم معمول سه تم دارد، تم دوم در لامینور و سومین تم میان آئولین و فریژین است . وی با وجود اینکه همچنان از هنر تماتیک هایدن و بتهوون سود میبرد اما نتیجه کارش بسیار متفاوت بود . شاید دلیل آن را بتوان استفاده از ایمیتاسیون، هفتمها، نهمها و یازدهمها دانست که کاراکتر خاصی به کار میبخشند. بعلاوه کنترپوان دوبل حاصل از اضافه شدن سایر صداها و همچنین آکوردهای هفتم و نهم و ایمیتاسیونها که به آکوردهای نهم و سیزدهم میرسند همگی سنگینی کار را دو چندان میکند و از شفافیت و سادگی میکاهد[۹].
در قسمت میانی، آندانته شامل واریاسیون هاییست بر روی یک مینه لید[۱۰] آلمانی[۱۱]، در دومینور که اولینشان با تأکید بر روند هارمونیک ، دومی با کنترپوان دوبل و سومی (که نوعی کانتینلا ست) با یک ملودی در باس ظاهر میشوند. در پایان نیز یک کودا با ایمیتاسیونهای کانونوار این موومان را به پایان میرساند. موومان سوم، جزو پرانرژیترین آفریدههای برامس میباشد[۱۲]. نکته جالب اینکه «فرانتس لیست» در تم اسکرتسو، اثری از شوپن میدید . با اینکه برامس تا آن موقع هرگز شوپن را نمیشناخت[۱۳]!
بطور کلی، موومانهای بیرونی بهلحاظ حسی بهیکدیگر مربوطند[۱۴] بهنحوی که تم اصلی موومان آخر، در واقع یک استحاله ریتمیک از تم اصلی موومان اول است[۱۵] که به تمی ملهم از یک بالاد اسکاتلندی[۱۶] ختم میشود.این بخش یک روندوست[۱۷] و تأثیرات شوبرت[۱۸] در آن باز میگردند. سومین و آخرین تم این موومان نیز در فضای تافل موزیک[۱۹] و موسیقیهای جشن است.

همانند برامس (که اثر خود را در سن بیست سالگی ساخت)، سونات فادیز مینور نیز محصول اوج جوانی (بیست و پنج سالگی) شومان است. اما بر خلاف جوان هامبورگی، روبرت از ابتدای جوانی با مشکلی بزرگ دست و پنجه نرم میکرد. وی در شب ۱۸ اکتبر۱۸۳۳، در دفتر خاطرات روزانه خود اظهار میدارد که رفته رفته عقلش زائل میشود[۲۰]. با این حال شروع بیماری شومان را هفده سالگی ذکر کردهاند . این جنون و دیوانگی توأم با درد و رنجیست که در کارهایش بازتاب دارد. جنون، تنها گریزگاه ممکن در برابر احساس آزاردهنده و یکنواخت عقلانیت بود. نوعی از الهام[۲۱] !
با این همه نباید تصور کرد که دنیای شومان غیر واقعییست . واقعیت برای استاد آلمانی پوچ نیست. در کارهای او تیترهایی با ارجاع به فصلهای مختلف سال، لحظاتی از شبانهروز و … بوفور یافت میشود که البته محتوای موسیقایی آنها بسیار خلاصه و بهسرعت تغییرپذیر است بهطوری که هیچ چیز در آثارش دیرپا نیست و یک قسمت، بخش دیگر را قطع میکند. زمانه او، دوره حکومت اینترمتسو[۲۲] بود. نکته بارز دیگر آثار او ریتم [۲۳] است. در جای جای آثارش عناصر کوچک و بظاهر بیاهمیتی میتوان یافت که رفته رفته شخصیتی اساسی به قطعه میدهند. شومان هنرمند رومانتیک است. برای وی، موسیقی حقیقت شاعرانگیست و بازگو کننده گوهر زبان شاعرانه است. پارتیسیون آثارش از دو زبان تشکیل شدهاست. یکی نتنگاری معمول و دیگری حاشیهها و تذکرات. آثار شومان در برگیرنده حدود هفتصد مورد حاشیهنویسی[۲۴] است که حدود یک چهارم آن بیانگر حرکت و سرزندگیست[۲۵].
سونات در فا دیز مینور، بیشتر اثری راپسودیک و بداههگونه است تا معماری شده [۲۶] . این سونات به نشانه عشق، از سوی دو بعد خیالی وجودش، فلورستان[۲۷]( برونگرا و سرزنده) و اوزبیوس[۲۸] ( درونگرا و متفکر) به کلارا ویک تقدیم شده است[۲۹]. موومان اول (پس از یک مقدمه) با تمی ملهم از خودکلارا شومان[۳۰] آغاز میشود. در این هنگام، اوزبیوس کاملاً صحنه را ترک میکند و این فلورستان است که به تنهایی هنرنمایی میکند[۳۱] . این بخش، در حقیقت یک فاندانگو[۳۲] بوده که اثر رقص مانند آن همچنان حفظ شده است[۳۳].
موومان دوم مشتق از یکی از لید[۳۴]های خود اوست که قبلاً به خواهر کلارا تقدیم شده است[۳۵]. در این آریا، با چهره اوزبیوس آشنا میشویم. اسکرتزو دارای دو تریو است که اینترمتزو، دومین تریو محسوب میشود[۳۶]. با شنیدن این موومان میتوان دریافت که ریتم بولرو بطور قطع شومان را بسیار فریفته خود کرده بود[۳۷] . در این موومان تأکیدهای ریتمیک[۳۸] ، حالتی بینظیر به بخش میانی[۳۹] اسکرتسو میدهد. ترکیبی از پرحرفی و حساسیت اسپانیایی[۴۰] همراه با چند موتیف آشکار از این ناحیه.
فینال نیز یک روندو سونات بدون دولوپمان است[۴۱] که از یک سو جهان کارناوالی آهنگساز را بازسازی نموده، و از سوی دیگر اما، نقطه ضعف شومان در امرآهنگسازی (پرداخت قطعات رابط) را نیز بهرخ میکشد[۴۲]. در موسیقی وی، رابط معمولاً یا یک پاساژ ریتمیک طولانیست و یا اینکه بطور کل، با قطع ناگهانی یک قسمت و ورود به قسمت دیگر، جایی برای آن باقی نمیماند. با وجود اینکه پرده برداشتن از افکار هنرمند در هنگام آفرینش بخشهای گوناگون این اثر بزرگ به آسانی میسر نیست، اما میتوان حدس زد که اوزبیوس به احتمال زیاد به دور دستها فکر میکرده است[۴۳].
و شاید در آن بیکران خیالی، در کنار کسی …»
بهنام موسوی، دانشجوی موزیکولوژی
دانشگاه تولوز، فرانسه،۳۰ بهمن ۱۳۹۲
اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.
منابع:
ANDRE, Philippe, Schumann, les chants de l’ombre, Paris, J.C. Lattès, 1982, 224 p.
BEAUFILS, Marcel, La Musique pour piano de Schumann, Paris, Phébus, 1979, 195 p.
BOUCOURECHLIEV, André, Schumann, Paris, Seuil, 1956, 191 p.
BRION, Marcel, Schumann et l’âme romantique, Paris, Albin Michel, 1986, 426 p.
BRUYR, José, Brahms, Paris, Seuil, 1977, 186 p.
DOMMANGE, Thomas, L’homme musical : la notation en mots dans l’œuvre de Schumann, Besançon,
Les Solitaires intempestifs, 2010, 311 p.
FRANÇOIS-SAPPEY, Brigitte et autres (Contribution), Journal intime, Paris, Buchet-Chastel, 2009, 294 p.
FRANÇOIS-SAPPEY, Brigitte, Robert Schumann, Paris, Fayard, 2000, 1164 p.
FRISCH, Walter (ed.), Brahms and his world, Princeton NJ, Princeton University Press, 2009, 223 p.
PITROU, Robert, Clara Schumann, Paris, Albin Michel, 1960, 252 p.
ROSEN, Charles, La génération romantique : Chopin, Schumann, Liszt et leurs contemporains, Paris,
Gallimard, 2002, 890 p.
ROSTAND, Claude, Brahms, Paris, Éditions le Bon plaisir, Plon, « Amour de la musique », ۱۹۵۴, ۳۸۳ p.
SACRE, Guy, La musique de piano : dictionnaire des compositeurs et des œuvres, Paris, R. Laffont, 1998,
۲۹۹۸ p.
PROD’HOMME, J. G. (traduits et choisis par.), Écrits divers sur la musique, Paris, Archives Karéline, 2010,
۶۴ p.
STRICKER, Rémy, Robert Schumann : le musicien et la folie, Paris, Gallimard, 1995, 244 p.
SULMON, Jean-Louis, Guide de la musique de piano et de clavecin, Paris, Fayard, 1987, 869 p.
TIÉNOT, Yvonne, Brahms : son vrai visage, Paris, H. Lemoine et Cie, 1968, 447 p.
[۱] TIÉNOT1968
[۲] FRISCH2009
[۳] ROSTAND1954
[۴] FRISCH2009
[۵] Concert-allegro mit Introduction Op.134 (1855)
Clara Schumann, three Romances, piano, Op.21 (1855)
Robert Schumann Des sängers Fluch Op.139 (1858)
[۶] Neue Bahnen
[۷] TIÉNOT1968
[۸] ROSTAND1954
[۹] FRISCH2009
[۱۰] Minnelied
[۱۱] “Blau, blau Blümenlein”
[۱۲] FRISCH2009
[۱۳] BRUYR1977
[۱۴] ROSTAND1954
[۱۵] ROSTAND1954
[۱۶] « My heart’s in the highlands » (ROSTAND1954)
[۱۷] FRISCH2009
[۱۸] Marche militaire tumultueuse D 886 n°۱ de Schubert (SULMON1987)
[۱۹] Tafelmusik (ROSTAND1954)
[۲۰] FRANÇOIS-SAPPEY2009
[۲۱] ROSEN2002
[۲۲] Intermezzo
[۲۳] BEAUFILS1979
[۲۴] Annotation
[۲۵] DOMMANGE2010
[۲۶] BOUCOURECHLIEV1956
[۲۷] Florestan
[۲۸] Eusebius
[۲۹] PROD’HOMME2010
[۳۰] Quatre pièces caractéristiques, op. 5 IV. Scène fantastique. Le Ballet des revenants
[۳۱] SACRE1998
[۳۲] Fandango
[۳۳] STRICKER1995
[۳۴] Fünf frühé Lieder An Anna op. posth.21 No.3
[۳۵] ANDRE1982
[۳۶] SACRE1998
[۳۷] STRICKER1995
[۳۸] Accentuation rythmique
[۳۹] Alla burla ma pomposo
[۴۰] STRICKER1995
[۴۱] FRANÇOIS-SAPPEY2000
[۴۲] ROSEN2002
[۴۳] STRICKER1995












1 دیدگاه دربارهٔ «با کلارا شومان در اسپانیا»
مقاله قوی و مفید بود