
تورنتو- «والکوره» (یا والکری)، شاهکار قدرتمند «ریچارد واگنر»، مخاطبان را به سفری حماسی میبرد که همزمان مانند مراقبه و همینطور برانگیزندهی ذهن است.
اجرای دومین اپرا از چهارگانهی واگنر بهنام «حلقهی نیبلونگ»، بیشاز چهار ساعت طول میکشد و برای مخاطب تجربهای پرشور -هم موضوعی و هم موسیقیایی- بههمراه خواهد داشت بهنحوی که ممکن است بر نگرش آنها بر جهان اثر گذارد.
«هیدی ملتون»، خوانندهی سوپرانو که نقش یک نیمه الهه بهنام «سیگلیند» را از ۳۱ ژانویه تا ۲۲ فوریه در تورنتو بههمراه شرکت کانادایی اپرا اجرا خواهد کرد، میگوید: «برای من واگنر چیزی هم مادی و هم معنوی است.»
این خوانندهی جوان سوپرانو بهخاطر اجرای قدرتمندش در اپراهای واگنر که ترکیبی است از فعالیت زیاد، شور و هیجان و ارتباطی عمیق با موسیقی وی، مورد تشویق قرار گرفته است.
ملتون بهیاد میآورد که اولینبار زمانیکه در کالج بود، با موسیقی واگنر آشنا شد؛ زمانیکه یکی از دوستانش «لیبستود» که یک تکخوانی در اپرای «تریستان و ایزولت» است را به او معرفی کرد.
وی میگوید: «لحظهی شنیدن آن تبدیل به باورنکردنیترین تجربهی زندگیام شد. انگار کل بدنم را فرا گرفته بود و درونم را تکان داد؛ بهنحوی که همهچیز بزرگتر و روشنتر شده بود. رنگها درخشانتر شده بودند.»
بعدها، مربی موسیقیاش به او پیشنهاد کرد که موسیقی واگنر را امتحان کند، مجموعهای که در کالج اصلاً طرفدار نداشت.
«خیلی آرام شروع کردیم و در یک کلمه کاملاً مناسب من بود. مثل این بود هر دو نسبتبه هم احساس راحتی میکردیم.»
وی میگوید: «برای اولینبار احساس کردم که بههمین دلیل خواننده شدهام.»
ملتون اظهار داشت که احساس میکند که موسیقی واگنر با ارکستر، خوانندهها و مخاطبان بهشکلی قدرتمند ارتباط برقرار میکند.
وی میگوید: «موسیقی آن بهقدری واقعی و زنده است که افراد به آن واکنش نشان میدهند.»

وی توضیح میدهد: «زمانیکه به واگنر بهعنوان یک تماشاگر مینگرم، احساس میکنم بخشیاز آن هستم و با آن سفری باورنکردنی را آغاز میکنم که تا زمانیکه واگنر نت آخر را ننوشته باشد، ادامه دارد.»
«و در آن زمان نفس راحت مخاطبان را میشنوید. احساس میکنید کههمه بعد از شش ساعت بالاخره میتوانند نفس بکشند. شبیه چیز دیگری نیست.»
الهام الهی
ملتون تجربهای به یاد ماندنی را بعد از یکیاز اجراهایش بهخاطر میآورد. یکیاز تماشاگران که بسیار بیمار بود، پیش او آمد و به او گفت که این اولینبار بود که هیچ دردی را حس نکردم.
ملتون میگوید: «موسیقی قادر به این کار است و من خوششانسم که توانستهام مجرایی برای آن باشم. من آن را ننوشتهام، این موسیقی واقعاً خاص و فراتر از فهم است.»
وی باور دارد که در آثار افرادی همچون واگنر الهامی الهی وجود دارد که ازنظر وی فراسوی امری عادی است.
وی میگوید: «هنگامیکه راهی پیدا کنیم که این تعالی را لمس کنیم و با این نوع موسیقی ارتباط برقرار کنیم، فکر میکنم در آن زمان موسیقی نجاتبخش و تغییردهندهی زندگی خواهد شد.» ملتون معتقد است حتی میتوان آن را بهسادگی هنگام گوش کردن به موسیقی در مسیر رفتن به محل کار تجربه کرد.
به اعتقاد وی: «گویی که در لحظه حضور داری و نگران چیزی نیستی و به تغییر و یا داشتن درد فکر نمیکنی؛ مثل این است که در مراقبه هستی.»
همچینی وی شخصیت سیگلیند، دختر یکی از خدایان را که زنی فانی است را تحسین میکند؛ زنی که بااینکه بدبختیهای بسیاری را بر روی زمین تجربه میکند، شخصیت قدرتمند خود را حفظ میکند.
ملتون که قادر است قدرت و ارادهی سینگلیند را تشخیص دهد، دربارهی او میگوید: «او زنی شگفتانگیز است.»
«فکر میکنم برای خواننده شدن و برای داشتن این شغل باید یک مبارز سرسخت باشی که جواب «نه» را هیچگاه قبول نکنی.»
«سیگلیند دقیقاً اینگونه است. وی ربوده شد، مورد آزار قرار گرفت؛ اما هیچگاه امیدش را ازدست نداد.»
اپرای والکوره از ۳۱ ژانویه تا ۲۲ فوریه در مرکز هنرهای نمایشی «فور سیزن» تورنتو اجرا خواهد شد. برای اطلاعات بیشتر به آدرس www.coc.ca مراجعه کنید.
اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.











