
قسمت اول را اینجا بخوانید: زندگی پس از شکنجه (قسمت اول)
بی هیچ عذر و بهانهای، هر روز باید چهار توپ آماده میکرد. هر توپ ۳۲ قطعه داشت، ۲۰ قطعه شش ضلعی و ۱۲ تکه پنچ ضلعی که مجموعا ۱۸۰۰ تا کوک میخورد. به دلیل وجود موارد سمی در چرم مصنوعی، انگشتانش همیشه خونریزی داشت وچرک میکرد، مخصوصا وقتی اشتباهی سوزن در دستش میرفت.
لی گفت: «از ۶ صبح تا ۱۰ شب کار میکردیم. من کسی بودم که از بقیه سریعتر کار می کرد. اگر کسی کارش را تمام نمیکرد حسابی کتک میخورد.»
اغلب بعضی از زندانیان بودند که دیگران را میزدند. معمولا آنهایی که میخواستند به نگهبانان خودی نشان دهند. فرد زندانی که مامور کتک زدن لی شده بود، جرمش سالها محبوس کردن فردی در خانهاش بود.
هر شب بعد از کار، تمرین کنندگان فالون گونگ باید با پشت خمیده برای دو ساعت روی صندلی کوچکی مینشستند و به زمین خیره میشدند. اگر نگاهشان به هم میافتاد کتک میخوردند.
فقط کافی بود که برگهای مینوشت و امضا میکرد که دیگر فالون گونگ را تمرین نخواهد کرد. در آن صورت میتوانست از تنبیه دو ساعت نشستن بعد از کار بر روی صندلی، خلاص شود.
چندین ماه سخت پشت سر گذاشته شد و دیگر طاقتش تمام بود. برگه را امضا کرد.
لی گفت: «احساس وحشتناکی داشتم. قبل از امضای برگه فقط شکنجه بدنی بود. بعد از امضای برگه شکنجه روحی امانم را بریده بود.»

کمی پس از آن به ماموران گفت که پشیمان است و خواست که برگهاش را پس بدهند. پلیس امتناع کرد و تنبیهات بیشتری برایش در نظر گرفت. دست کم درد روحیاش از بین رفت.
فایوئو پدرش را فقط دو بار در سال میدید. آن هم پشت شیشه و با گوشی تلفن؛ اما همیشه دلگرمش میکرد که ادامه دهد. لی گفت: «فائویو اغلب نامه مینوشت و میگفت که باید به ارزشهایت پایبند باشی.»
لی پس از گذران دوران اولیه زندانش آزاد شد. اما پس از ۱۸ ماه دوباره به مدت ۴ سال به زندان افتاد.
وقتی یک ملت درگیر میشوند
لوی براود، سخنگوی مرکز اطلاعات فالون دافا میگوید که نمیتوان دقیقا گفت که چه تعداد خانواده از آزار و شکنجه فالون دافا آسیب دیدهاند.
وقتی در سال ۱۹۹۹ آزار و شکنجه آغاز شد، ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر فالون گونگ را تمرین میکردند. یعنی یک نفر از هر ۱۳ نفر.
حزب کمونیست چین از این تعداد ترسیده بود. لوی میگوید: «اگر یک سیزدهم کل جمعیت یک کشور را بدنام کنی و خانوادهشان را بر علیهشان کنی، تاثیرش چگونه خواهد بود؟ فاجعه به راه میافتد.»
«این تکنیک همیشگی رژیم چین بوده که اعضای خانواده را بر علیه فردی بشوراند. با این کار با کمک «ترس» کنترل افراد را در بیشترین حالت به دست میگیرد. رژیم چین در حین انقلاب فرهنگی دهههای ۶۰ و ۷۰ در استفاده از این روش خبره شد. حقیقت این است که آزار و شکنجه فالون گونگ آخرین ترفند حزب برای کنترل کردن قلب و ذهن مردم چین است.»
لوی توضیح میدهد که چرا والدین در یک خانواده ترجیح میدهند که به تمرین فالونگونگ ادامه دهند، به جای آنکه آن را رها کنند و خانوادهشان را در کنار هم حفظ کنند: «فالون گونگ پایه و اساس معنوی و روحی این افراد است. حزب کمونیست چین از افراد میخواهد روح خود را بکشند. ماجرا به اینجا ختم نمیشود. اگر تمرین را کنار بگذارند باید برای کمک به تبدیل تمرین کنندگان دیگر، به حزب بپیوندند …. بنابراین فقط این نیست که از آنچه هستند دست بکشند.»

پس از زندان در چین
بالاخره در سال ۲۰۰۹ پس از آزادی لی، اعضای این خانواده دور هم جمع شدند. لی از نوامبر ۲۰۰۶ از خانواده دور شده بود و فویائو حالا شانزده سال داشت.
همسرش، وانگ نتوانست به شغل آموزگاری خود بازگردد. لی هم اولین بار که دستگیر شد از کار بی کار شد.
این خانواده در کنار هم کار تدارکات مراسم عروسی را راه اندازی کردند و این کار فرصت بیشتری در اختیارشان قرار داد تا با مردم درباره داستان زندگیشان و آزار و شکنجهای که دیده بودند صحبت کنند و بتوانند در بی اثر کردن دروغ پراکنیهای دولتی علیه فالون گونگ که دولت از طریق رسانه ذهن مردم چین را با آن پر کرده بود، قدمی برداشته باشند.
وانگ میگوید: «تنها دلیلی که دوباره به زندان نیافتادیم این بود که رییس کمیته امنیت ملی محلی از دوستان خانوادگی قدیمیمان بود و میدانست که من و شوهرم افراد خوبی هستیم. او از ما محافظت کرد؛ اما از طرف مقامات بالاتر همیشه تحت فشار بود تا ما را آزار و اذیت کنند.»
وانگ گفت که دلیل تصمیمشان برای خروج از چین این بود که هم نگران دوستشان بودند که در معرض خطر بود و هم نگران امنیت خانوادهشان.
وانگ گفت: «همیشه در قلبم ترس از گسستن دوباره خانوادهام را داشتم. هر لحظه نگران بودیم که پلیس درب خانه را بزند؛ اعضای خانوادهمان را دستگیر کنند؛ دخترمان را دستگیر کنند.»

آزادی نزدیک است
سال ۲۰۱۴ فرصتی برای خانواده لی پیش آمد که از چین فرار کنند و در آمریکا پناهنده شوند.
لحظه فراموش نشدنی فرا رسیده بود. با پناهندگی شان موافقت شد و روز ۱۵ ژوییه ۲۰۱۴ وارد آمریکا شدند.
وانگ میگوید: «قدم به خاک آمریکا گذاشتیم. همه وحشتمان انگار دود شد، نگرانی و ترسهایمان همه از بین رفت و بالاخره به آرامش رسیدیم. اما آسیبهای روحی سخت پاک میشوند. در عین حال که هوای تازه و تمیز اینجا را تنفس میکنم و از داشتن حق آزادی بیان و آزادی عقیده لذت میبرم، قلبم به یاد شهروندانم و تمرین کنندههای دیگر فالون گونگ در چین سنگین است.»
در دسامبر ۲۰۱۶ هفت نفر در شهرشان دستگیر شدند. به محض شنیدن این خبر وانگ با بازداشتگاهها تماس گرفت تا مقامات را برای آزادی تمرین کنندگان تحت فشار قرار دهد.
وانگ گفت: «چند نفر از بازداشت شدگان را میشناختم. میخواهم تمام تلاشم را برای آزدیشان انجام دهم تا زجری که متمحل شدم را نکشند.»
وانگ در نیویورک به مراکز توریستی میرود تا به توریستهای چینی درباره آزار و شکنجه و دروغ و افترای حزب کمونیست چین درباره فالون گونگ بگوید.

لی که اکنون ۴۵ سال دارد در تلویزیون انتیدی مشغول به کار شده است و در ارائه اخبار سانسور نشده چین به چین و سایر کشورهای دنیا کمک میکند. فویائو هم با پیروی از پدرش، مجری تلویزیون انتیدی شده است.
فویائو میگوید: «وقتی روی مطالب آزار و شکنجه فالون گونگ در چین کار میکنم، دیدن تصاویر قلبم را میفشارد و تمام خاطرات دردناک را برایم زنده میکند. من مسئولم که واقعیت را درباره آنچه در چین رخ میدهد به گوش مردم دنیا برسانم.»
او سال گذشته ازدواج کرد و حالا هر چهار نفر در آپارتمانی در نیویورک زندگی میکنند. خانواده چهار نفره شادی دارند و مسئولیتهایی که یک لحظه فراموش نمیکنند.

وانگ می گوید: «گاهی وقتی تنها میشوم یاد خاطرات زندان میافتم. میدانم که اگر فالون گونگ را تمرین نمیکردم تا حالا دوام نمیآوردم. درد فقط جسمی نیست. دردی از جنسی دیگر است. وقتی آدم بدی نیستی و هر لحظه تلاش میکنی که بهتر باشی. آنوقت رژیم چین وحشیانهترین و شیطانیترین روشها را روی تمرین کنندههای فالون گونگ به کار میبرد تا هر آنچه هستی را نابود کند. نه فقط جسمی بلکه بر روان و ذهن فرد تا آنقدر دیوانهات کند که امیدت را به زندگی کاملا از دست بدهی.»
هر سه روز، یک تمرین کننده فالون گونگ در زندان جان خود را از دست میدهد.
( آمار مرکز اطلاعات فالون گونگ)
کمونیسم تا کنون حدود ۱۰۰ میلیون نفر را کشته است. اما به جنایشهایش هنوز رسیدگی نشده و ایدئولوژیاش همچنان مقاومت میکند. اپک تایمز تلاش میکند تاریخچه و باورهای این جنبش را افشا کند. جنبشی که از زمان برخواستنش سرچشمه ستم و نابودی بوده است.

















