جهان مملو از اسراری است که دانش کنونی ما را به چالش میکشد. اپکتایمز در بخش ماوراء دانش، داستانهایی از پدیدههای خارقالعاده را گرد آورده تا به تصورات ما بال و پر دهد و راه را برای مسائل ممکنی که قبلاً انکار میشدند باز کند. آیا آنها واقعیت دارند؟ تصمیم با خودتان است.
تشخیص افسانه از واقعیت در گزارشهای تاریخی عهد باستان سخت است. گاهی مردم باستان از توصیفاتی استفاده کردهاند که برای خوانندهی امروزی گیجکننده و پیچیده است. گاهی نیز این گزارشها، واقعیت و داستان را مخلوط کرده و یا دیدهایم که حقیقت در طول زمان تحریف شده است- مورخان در طول قرنها بهاصطلاح با «تلفن خراب» باهم صحبت میکردهاند.
برخی از این موجودات موجود در این گزارشها، رقیب عجیبترین توهمات سورئالیست مدرن هستند؛ اما باخونسردی بسیار همراهبا توصیفاتی از اتفاقات، افراد، مکانها و حیوانات به واقعیت پیوستهاند.
در اینجا به دو موجود کموبیش عجیب که یکی از آنها بسیار عجیب است، میپردازیم.
ییل (Yale)
از شاخصترین ویژگیهای «ییل»، شاخهای گردان آن است. اولین بار این ویژگی توسط «پلینی اوّل» (۷۹-۲۳ میلادی) در کتاب «تاریخ طبیعی» (کتاب هشتم) ذکر شده است. وی آن را به این شکل توصیف میکند: «اندازهی آن مثل کرگدن است، دارای دم فیل است. رنگش سیاه و یا قهوهای تیره است و آروارههای یک گراز را دارد. شاخهایش گردان است با طولی بیشاز نیم متر که در هنگام نبرد بهطور متناوب آن را حرکت میدهد که هم میتواند خطرناک باشد و هم آنها را به عقب برگرداند.»
این موجود شبیه موجودات شناخته شدهی امروزی نیست. میتوان آن را همانند پلینی آن را بز کوهی، گنو و یا موجودی شبیه به آنچه که در گزارشهای دست دوم آمده، توصیف کرد.

«هیو استنفورد لندن»، نویسندهی چندین کتاب دربارهی نشانهای خانوادگی، پساز ظهور ییل بر آستینهای کت خانوادهی سلطنتی بریتانیا، به آن علاقهمند شد. قرنها پس از اشارهی پلینی به این موضوع، ییل در مقالات قرون وسطایی دربارهی حیوانات و پس از آن در قرن چهاردهم در زرادخانهی پسر جوان هنری چهارم، دوک بدفورد ظاهر شد.
لندن مینویسد: «ییل دوباره در سال ۱۹۲۵درمیان جانوران شاه بر روی سقف کلیسای سنت جورج در قلعهی ویندسور دیده شده است و … یکیاز ۱۰جانور ملکه است که نقاشی آن در خارج از کلیسای وستمینستر در زمان تاجگذاری وی و درحال حاضر در سالن بزرگ دادگاه همپتون دیده میشود.»
«ای.اچ لانگهرست» که به مطالعهی تاریخ هند پرداخته است به لندن گفته بود که ممکن است منشأ ییل از موجودی افسانهای باشد که برای هزاران سال در جنوب هند با نام «یالی» وجود داشته. گاهی یالی، بهصورت ترکیبی از فیل، اسب و شیر کشیده میشد. شکل یالی بهصورتهای مختلفی بود؛ اما به لندن اشاره میکند: «در میان تصاویر مختلف یالی، تنها یک ویژگی آن همیشه ثابت بود: توانایی آن در چرخاندن شاخهایش درهر زمان که بخواهد؛ عقب کشیدن یکی از شاخها در زمان صدمه دیدن و چرخاندن دیگری بهسمت جلو برای ادامهی مبارزه.»
نام دانشگاه «ییل» از این موجود گرفته نشده؛ بلکه بهنام موسس آن، « الیهو ییل» است. با این حال، ییل در برخی از نقاط محوطهی دانشگاه مثلاً برروی بنر مربوط به رئیس دانشگاه دیده میشود. رئیس مراسم فارغالتحصیلی، چوبی را حمل میکند که قسمت بالای آن تصویری از سر یک ییل حکاکی شده است.
بلمی (Blemmyes)
«بلمی»، در فرهنگ اصطلاحات و حکایات «بروئر» (Brewer)، چاپ نوزدهم آن این طور تعریف شده: «قبیلهی اتیوپیایی کوچنشین باستانی که نویسندگان رومی به آن اشاره کردهاند. این قبیله ساکن «نوبه» و «مصر بالایی» بوده است. در افسانهها آمده است که آنها بیسر هستند و چشمها و دهانشان بر روی سینه قرار دارد.»

در این فرهنگ اصطلاحات در مدخل «کائورا» به بلمی اشاره میکند: «رودخانهای که توسط کاوشگران اینطور توصیف شده که در ساحل آن مردمانی زندگی میکنند که سرهایشان در زیر شانههایشان قرار دارد، چشمهایشان بر روی شانهها و دهانشان در وسط سینه قرار گرفته.»
ظاهراً، بلمیها قبیلهای بودهاند که در دورهی بعد از دوران رومیها، برای مرزهای جنوبی و امنیت داخلی مصر تهدید محسوب میشدند. آنها با رومیها از قرن ۳ تا ۴ میلادی درگیر بودهاند.
موجودات انساننما در افسانهها و روایات قومی اغلب تصاویر تحریف شدهای از خارجیها، غریبهها و یا تهدیدآمیز و تهاجمی برای کسانی که آنها را توصیف میکنند، هستند.
«آسا میتمن»، در کتاب «نقشهها و هیولاهای انگلستان قرون وسطی»، بلمیها را بهصورت استعاری اینگونه توصیف میکند: «سر آنها که محل معنویات است در بدن گوشتیشان فرو رفته. بلمی، مردی است که بدنش تبدیل شده به یک بدن کاملاً فیزیکی؛ یک موجودیت مادی که چشمهایش در سینهاش قرار گرفته تا همانطور که لئوناردو داوینچی می گوید، تنها پنجرهای باشد که به روی بدن باز شود.» بهنظر مورخان، این توصیفات دهشتناک بهسادگی بیان میکند که این افراد منحط یا غیر انسان بودهاند.
اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.











