اگر برای سروسامان دادن به اوضاع تعلل کنیم، ممکن است زندگیمان را به تباهی بکشانیم.
لازم نیست تا لحظه مردن صبر کنیم تا بفهمیم حسرت چه چیزهایی را میخوریم.
ما میتوانیم زندگی دیگران را ببینیم و از چیزهایی که در پایان عمرشان از خود بهجا گذاشتهاند استفاده کنیم، یا تخیلمان را به کار بگیریم و آینده را تصور کنیم. شاید تصور کنید اتفاقی هولناک همچون ابتلا به یک بیماری لاعلاج برای شما رخ میدهد. نخستین فکری را که به ذهنتان خطور میکند بررسی کنید. در ماههای پایانی عمرتان چه کارهایی میکنید؟ دوست داشتید در چه کارهایی تلاش بیشتری به خرج میدادید؟
به کسانی که این مقاله را میخوانند، میگویم که هنوز دیر نشده است! میتوانید از همین حالا شروع کنید و زندگیتان را براساس ارزشهای متعالی خود ادامه دهید و مطمئن باشید که از سالهای ارزشمند زندگیتان به بهترین شکل ممکن استفاده میکنید. فارغ از سنوسال و موقعیتی که نسبت به همسالان خود دارید، باید بدانید که هرگز برای ایجاد تغییر دیر نیست.
نگذارید این افکار شما را دچار اضطراب کنند. تغییر مستلزم تمرکز و تلاش مستمر است. بهتر است هربار چند ایده مختلف را انتخاب کنید و بگذارید در شما نهادینه شوند.
۱۰ درس زندگی که باید همین حالا یادشان بگیرید
در این مقاله از نکاتی میگوییم که اغلب افراد خیلی دیر متوجه آنها میشوند، اما شما میتوانید همین حالا یادشان بگیرید.
۱. زمان ارزشمندترین دارایی است
جایی از قول وارن بافت، که یکی از ثروتمندترین مردان جهان است، خواندم که حاضر است کل ثروتش را ببخشد تا دوباره ۲۱ ساله شود. من معتقدم که بعد از این زندگی دنیای دیگری هم وجود دارد، اما با این حرف موافقم که عمر ما در این دنیا از ارزش قابلتوجهی برخوردار است.
۲. سلامتی نوعی ثروت است
وقتی جوان هستید، سلامتی را امری بدیهی میدانید که گویی همیشه همراهتان خواهد بود. اما در میانسالی متوجه میشوید که شور جوانی بهتدریج کاهش مییابد. خوشبختانه اگر از قبل مراقب باشید و با بدنتان خوب رفتار کنید، میتوانید ایام جوانی را طولانیتر کنید.
۳. پول نمیتواند به زندگیتان معنا بدهد
خیلیها انرژی زیادی را صرف به دست آوردن پولی میکنند که نیازی به آن ندارند، زیرا به غلط تصور میکنند که پول بیشتر باعث راحتی، آسایش و لذت بیشتر میشود. اما این عوامل درنهایت تأثیر چندانی در تاروپود زندگی ندارند و نمیتوانند معنایی را که انسان در سالهای آتی عمر خود به آن نیاز دارد فراهم کنند.
۴. موضوع اصلی، شما نیستید
ما خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، نگران جایگاهمان هستیم و مدام به این فکر میکنیم که دیگران درباره ما چه فکری میکنند. اما واقعیت این است که بیشتر مردم آنقدر درگیر زندگیشان هستند که اصلاً به ما فکر نمیکنند. بهترین راه برای دیده شدن این است که سخاوتمندانه زندگی کنیم و بدون چشمداشت محبت کنیم. لازم نیست نگران حواشی باشیم.
۵. موفقیت بدون رضایت، موفقیت نیست
اینکه کل دنیا را مال خود کنید، اما از روح انسانی خود فاصله بگیرید، چه سودی دارد؟ اگر از خودتان راضی نباشید، تمام تعریف و تمجیدهای دنیا بیمعنا خواهند بود.
۶. عملکردن، انگیزهبخش است
لازم نیست صبر کنید تا انگیزه پیدا کنید. فقط شروع کنید. حتی وقتی بیانگیزه، گیج یا بیبرنامه هستید، میتوانید دست به کار شوید. اکنون، تنها زمانی است که برای انجام کارهای مهم خود دارید.
۷. سن فقط یک عدد است
وقتی ۳۰ ساله بودم، از سر نادانی تصور میکردم که برای انجام بعضی از کارها دیر شده است. حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم که وقت زیادی داشتم. مطمئن هستم ۱۰ سال دیگر هم چنین احساسی خواهم داشت. حتی اگر واقعبین باشیم و بپذیریم که زمان زیادی باقی نمانده است، باز هم سن فقط یک عدد است. چه کسی گفته که در ۶۰، ۷۰ یا حتی ۸۰ سالگی نمیتوان کارهای مهم و جالب انجام داد؟ هیچکس جلوی شما را نگرفته است.
۸. برای عمل کردن نیازی به اجازه گرفتن ندارید
ما اغلب منتظر میمانیم تا اوضاع زندگی بهتر شود، یا طوری رفتار میکنیم که گویی تا شرایط مهیا نباشد یا کسی به ما نگوید که چه کار کنیم، نمیتوانیم دست به تغییر بزنیم. اما وقتی به زندگیمان نگاه میکنیم، متوجه میشویم که منتظر ماندن برای بهبود اوضاع چقدر بیفایده بوده است. ما اغلب بیش از آنچه که فکرش را میکنیم، از توان و اختیار کافی برای زندگی براساس ارزشهای خود برخورداریم.
۹. دوست داشتن و دوست داشته شدن، بزرگترین موهبت زندگی است
ما در هر دهه از زندگی اولویتهای زیادی داریم که توجهمان را به خود جلب میکنند. دانستن اینکه چطور باید بهترین استفاده را از وقت خود ببریم، گاهی دشوار است. اما اگر به این نکته توجه داشته باشیم که مهمترین مؤلفه زندگی روابط ما با کسانی است که بیش از همه دوستشان داریم، از مسیر خود منحرف نخواهیم شد. ما اغلب برای این اهداف احساسی وقت زیادی نمیگذاریم، زیرا معمولاً چیزهایی را دنبال میکنیم که ملموستر هستند.
۱۰. مرگ حتمی است
بهمانند سایر «حقایقی» که در این مقاله به آنها اشاره کردیم، همه به این نکته واقف هستند که روزی از دنیا میروند. اما تا زمانی که مرگ به آنها نزدیک نباشد یا عزیزی را از دست ندهند، متوجه آن نمیشوند. آگاهی از فرارسیدن مرگ میتواند زندگی را دستخوش تغییر کند، زیرا مرگ اولویتها را بر پایه ناپایداری زندگی از نو میچیند. اگر در سنین پایین به این نکته پی ببریم، باعث میشود که بعدها به گذشته خود بنگریم و به این فکر کنیم که زندگیمان تا امروز چه ارزشی داشته است.

















