Search
Asset 2

دهه طلایی اقتصاد ایران؛ میراث ماندگار توسعه

دهه ۱۳۴۰ شمسی دوره طلایی اقتصاد ایران به شمار می‌رود؛ دورانی که با رشد سریع تولید، رونق بازار داخلی و افزایش محسوس سطح رفاه عمومی همراه بود.
(Wikipedia)

دهه ۱۳۴۰ شمسی یکی از درخشان‌ترین و کم‌نظیرترین دوره‌های تاریخ اقتصاد ایران به شمار می‌رود؛ دورانی که با رشد سریع تولید، رونق بازار داخلی و افزایش محسوس سطح رفاه عمومی همراه بود.

این جهش اقتصادی نه صرفاً نتیجه تحولات بیرونی، بلکه حاصل نخبه‌گرایی و سیاست‌گذاری‌های علمی و برنامه‌ریزی هدفمند گروهی از تکنوکرات‌ها به رهبری علینقی عالیخانی بود که با حمایت کامل محمدرضا شاه، پایه‌های اقتصاد صنعتی ایران را بنیان نهادند.

در این دهه، مفاهیمی چون توسعه، برنامه‌ریزی و مشارکت بخش خصوصی از سطح شعار فراتر رفت و در عمل به سیاست‌های اجرایی بدل شد. حاصل این رویکرد، رشد اقتصادی دو رقمی، کنترل نرخ تورم، و افزایش تولید در مقیاسی بود که هنوز پس از گذشت بیش از شش دهه، برای اقتصاد ایران دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

بازخوانی این دوره تاریخی نه برای ستایش صرف گذشته، بلکه به‌منظور بهره‌گیری از تجربه‌ای موفق در مدیریت اقتصادی ضروری است. با وجود برخی نقدها به عملکرد اقتصادی در دوران پهلوی، نمی‌توان واقعیت‌های مثبت این دوره را نادیده گرفت. دهه ۱۳۴۰ نمونه‌ای برجسته از یک «دوره طلایی» در اقتصاد ایران است؛ دوره‌ای که به گواه علینقی عالیخانی در گفت‌وگو با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، با پشتیبانی کامل و بی‌قید و شرط شاه فقید همراه بوده و زمینه‌ساز بسیاری از تحولات صنعتی کشور شد.

چرا دهه طلایی نامیده می‌شود؟

تجربه توسعه‌ای دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، با دستاوردهای چشمگیر اقتصادی، به الگویی ماندگار در تاریخ اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ الگویی که هنوز پس از گذشت بیش از شصت سال، آثار و نتایج آن در ساختار اقتصادی کشور قابل مشاهده است. این دهه که با رشد صنعتی، ثبات اقتصادی و افزایش درآمد سرانه همراه بود، اکنون برای بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران اقتصادی به یک رؤیای دست‌نیافتنی بدل شده است.

با این حال، حامیان جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر کوشیده‌اند این دوره طلایی را کم‌اهمیت جلوه داده و گاه از آن به عنوان یکی از مقاطع ناکارآمد تاریخ معاصر ایران یاد کنند؛ غافل از آنکه بخش بزرگی از زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی‌ای که امروز نیز مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، میراث همان دوران است.

دهه چهل، به‌واسطه برنامه‌ریزی جامع، سیاست‌های توسعه‌محور، و سرمایه‌گذاری گسترده در بخش‌های تولیدی، به‌عنوان یکی از معدود دوره‌های جهش اقتصادی ایران شناخته می‌شود. پروژه‌هایی مانند تأسیس کارخانه‌های ایران‌ناسیونال، ذوب‌آهن اصفهان، تراکتورسازی تبریز، ماشین‌سازی اراک، و برندهای شناخته‌شده‌ای نظیر ارج، مینو، آزمایش و پارس‌خزر، نه‌تنها چرخ‌های صنعت کشور را به حرکت درآوردند، بلکه بنیان اقتصاد مدرن ایران را نیز پی‌ریزی کردند.

شاخص‌های کلان اقتصادی این دوره، تصویری روشن از یک اقتصاد در حال شکوفایی را ارائه می‌دهد:

رشد اقتصادی: میانگین رشد سالانه اقتصاد در این دهه به حدود ۱۲ درصد رسید که در سطح جهانی نیز کم‌نظیر بود.

تورم پایین: نرخ تورم سالانه به‌طور میانگین تنها ۱/۶۵ درصد بود و در سال ۱۳۴۴ به ۰/۳ درصد کاهش یافت؛ نشانه‌ای از ثبات و انضباط مالی.

رونق بازار داخلی: توسعه صنایع و رشد فعالیت‌های تولیدی و تجاری، به شکوفایی بازارهای داخلی و افزایش اشتغال انجامید.

افزایش درآمد سرانه: درآمد سرانه ایرانیان از حدود ۲۰۰ دلار در آغاز دهه به حدود ۴۰۰ دلار در پایان آن رسید، و این روند در دهه ۱۳۵۰ با جهشی قابل توجه به بیش از ۱۹۵۰ دلار در سال ۱۳۵۴ ادامه یافت.

افزایش جمعیت: نرخ رشد سالانه جمعیت به ۲/۷ درصد رسید و با افزایش مصرف خانوار، به رشد اقتصادی دامن زد.

افزایش صادرات نفت: درآمدهای نفتی نقش موتور محرک توسعه اقتصادی را ایفا کرد و منابع لازم برای سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی را تأمین کرد.

در دهه‌های پس از انقلاب، تنها یک‌بار در سال ۱۳۹۶ و آن هم در پی امضای توافق برجام و آزادسازی صادرات نفت، رشد اقتصادی کشور به حدود ۱۲/۵ درصد رسید؛ عددی که به‌دلیل فقدان استمرار سیاست‌های توسعه‌محور، هرگز تکرار نشد.

چگونه عالیخانی معمار اقتصاد ایران شد؟

در خاطرات اسدالله علم، نخست‌وزیر ایران در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، آمده است که محمدرضا شاه پهلوی از او خواست فردی با نگاه اقتصادی متفاوت، سکّان وزارت اقتصاد را در دست بگیرد. شاه بر ادغام وزارتخانه‌های بازرگانی و صنایع تأکید داشت؛ چراکه رقابت‌های ناسالم میان این دو نهاد، نه‌تنها برنامه‌ریزی را مختل کرده بود، بلکه کشور را نیز در آستانه رکود قرار داده بود.

پادشاه یک خواسته دیگر هم داشت: وزیر جدید نباید تحصیل‌کرده آمریکا باشد. شاه امیدوار بود که حضور یک اقتصاددان با تحصیلات غیرآمریکایی، نگاه تازه‌ای به اقتصاد ایران وارد کند.

علم به‌دنبال چنین گزینه‌ای رفت. و به روایت خودِ عالیخانی، این جهانگیر تفضلی – وزیر مشاور در دولت علم – بود که نام علینقی عالیخانی را پیشنهاد داد.

عالیخانی، زاده ۱۳۰۷ در ابهر زنجان، پس از تحصیل در دبیرستان البرز، لیسانس علوم سیاسی را از دانشگاه تهران گرفت و برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. در دانشگاه پاریس، دکترای اقتصاد گرفت و موضوع رساله‌اش را به «صنعتی‌شدن در کشورهای در حال توسعه» اختصاص داد. پس از بازگشت به ایران، در شرکت ملی نفت و نخست‌وزیری مشغول به‌کار شد و مدتی نیز به‌عنوان مشاور اتاق بازرگانی تهران فعالیت کرد.

او در گفت‌وگویی که با پروژه‌ تاریخ شفاهی ایران به کوشش حبیب لاجوردی در دانشگاه هاروارد  داشت، ماجرای ورودش به دولت را چنین روایت می‌کند:

«من اسدالله علم را نمی‌شناختم. فقط یک‌بار در کنفرانس شرکت‌های نفتی آسیایی که برگزارکننده‌اش بودم، ایشان را در یک مراسم رسمی و کوتاه دیدم. در آن جلسه، جهانگیر تفضلی مرا به او معرفی کرد. سال‌ها پیش از آن، تفضلی در زمان پایان تحصیلاتم در پاریس، سفیر ایران و مسئول امور دانشجویان بود و از همان زمان همدیگر را می‌شناختیم.»

وی ادامه می‌دهد:

«در سال ۱۳۴۲، یک شب تفضلی کمی دیر وقت تماس گرفت. لحنش مرموز بود. گفت فردا صبح ساعت ۷ باید به منزل آقای علم بروی. آدرس نداشتم. گفت به منزل من بیا و با هم می‌رویم. صبح به خانه‌اش رفتم و با هم به دیدار علم رفتیم. در آن دیدار، پیشنهاد وزارت اقتصاد را به من دادند. بسیار تعجب کردم.»

عالیخانی اما پیش از پذیرفتن مسئولیت، دو شرط گذاشت:

۱. بتواند نیروهای مورد نظرش را برای وزارتخانه جذب کند و در مقابل، اختیار حذف افرادی را که ناکارآمد می‌داند داشته باشد.

۲. در اجرای برنامه‌ها اختیار کامل داشته باشد و برنامه‌های از پیش دیکته‌شده بر او تحمیل نشود.

به گفته خودش، هر دو شرط از سوی علم پذیرفته شد و حتی اختیار کامل در مدیریت نیروی انسانی و تدوین برنامه‌ها به او داده شد. او می‌گوید: «در شرایطی که خیلی گرفتار بودم، وزیر اقتصاد شدم.»

اما آنچه به او قدرت مانور واقعی می‌داد، حمایت مستقیم شاه بود. عالیخانی می‌گوید که حتی برخی سخنرانی‌های شاه، ابتدا برای او فرستاده می‌شد تا در صورت تأیید، خوانده شود. چنین سطحی از اعتماد، نقش او را در طراحی و اجرای سیاست‌های اقتصادی دهه ۴۰ پررنگ‌تر می‌کرد.

او با وجود تغییر سه نخست‌وزیر (اسدالله علم، حسنعلی منصور، و امیرعباس هویدا)، تا مرداد ۱۳۴۸ در سمت وزیر اقتصاد ماند. سپس تا سال ۱۳۵۰ ریاست دانشگاه تهران را برعهده گرفت و پس از آن به بخش خصوصی رفت.

میراث عالیخانی همچنان در ساختار صنعتی و اقتصادی ایران قابل مشاهده است و بسیاری از کارشناسان، توسعه صنعتی دهه ۴۰ را مرهون مدیریت و برنامه‌ریزی او می‌دانند.

عملکرد عالیخانی و تیمش، نتایج عمیقی بر اقتصاد ایران بر جای گذاشت:

مبارزه با فساد و رانت‌سالاری

صنعتی‌سازی به‌جای واردات صرف

تمرکززدایی صنعتی و توزیع واحدها در شهرهای مختلف

حمایت از صنایع کوچک برای کاهش بیکاری

تنوع‌بخشی به تولید

گسترش مشارکت بخش خصوصی در فرآیند توسعه

امروز نیز بسیاری از ساختارهای صنعتی ایران، همچنان بر پایه زیرساخت‌های آن دوره بنا شده‌اند.

شخصیت‌های کلیدی اقتصاد دهه چهل چه کسانی بودند؟

یکی از نکات مهم در توسعه دهه چهل، نخبه‌گرایی بود. این طرح با پیشنهاد محمدرضا شاه با دید نخبه‌گرایی اجرایی شد. بر همین اساس چهره‌های فعال در این طرح توسعه‌ای دهه چهل مهم هستند.

حقیقت این است که در مسیر پرچالش و در عین حال سرنوشت‌ساز توسعه اقتصادی دهه چهل شمسی، علینقی عالیخانی به‌خوبی می‌دانست که بدون تکیه بر یک تیم متخصص، سالم و هم‌راستا با اهداف توسعه‌ای‌اش، پیشبرد برنامه‌ها ممکن نیست. او بلافاصله پس از پذیرش مسئولیت وزارت اقتصاد، افرادی را برگزید که هر یک نقشی کلیدی در موفقیت آن دوران ایفا کردند؛ تا جایی‌که بسیاری، شکوفایی اقتصادی آن دهه را نه‌فقط نتیجه سیاست‌گذاری عالیخانی، بلکه حاصل هم‌افزایی میان او و یاران نزدیکش می‌دانند.

در صدر این چهره‌ها، نام مهدی سمیعی قرار دارد؛ مدیری که عالیخانی او را برای ریاست بانک مرکزی برگزید. سمیعی نه‌تنها یکی از پاک‌دست‌ترین و حرفه‌ای‌ترین مدیران عصر پهلوی شناخته می‌شود، بلکه با نظم و تدبیر خود، بانک مرکزی را به نهادی مستقل، کارآمد و دور از فساد بدل کرد. از سوی دیگر، محمدعلی صفی‌اصفیا – که به «تکنوکراتِ تکنوکرات‌ها» معروف بود – به ریاست سازمان برنامه و بودجه رسید؛ مردی کاردان و اهل عدد و برنامه که ستون فقرات برنامه‌ریزی اقتصادی آن سال‌ها را سامان داد.

در حوزه بانکداری توسعه‌ای، ابوالقاسم خردجو در رأس بانک صنعتی و معدنی قرار گرفت؛ نهادی که نقش مهمی در تأمین مالی پروژه‌های صنعتی داشت و با مدیریت او، هماهنگی موثری با سایر نهادهای اقتصادی برقرار شد.

اما عالیخانی به همین اکتفا نکرد. او با انتخاب معاونانی چابک و متخصص، تیمی منسجم و هدف‌مند ساخت: محمد یگانه در جایگاه معاون اقتصادی، رضا نیازمند به عنوان معاون امور صنعتی، رکن‌الدین سادات تهرانی در بخش بازرگانی، و غلامرضا کیانپور در رأس گمرک ایران. این مجموعه، ترکیبی بود از تخصص، تجربه، و اعتقاد به مدرنیزاسیون اقتصادی، که زیر نظر عالیخانی، تحولی بنیادین در ساختار اقتصادی کشور رقم زدند.

کارآفرینانی که از دهه چهل شروع به کار کردند

در دهه ۴۰ شمسی، موجی از کارآفرینی و صنعتی‌سازی در ایران به راه افتاد و بسیاری از چهره‌های برجسته صنعت و اقتصاد کشور فعالیت خود را آغاز کردند یا گسترش دادند. مهم‌ترین کارآفرینانی که در این دهه نقش کلیدی داشتند عبارت‌اند از:

حاج محمدتقی برخوردار: پدر صنایع لوازم خانگی ایران، مؤسس شرکت‌هایی مانند پارس الکتریک، پارس توشیبا، شرکت لامپ پارس و شرکت لوازم خانگی پارس که با همکاری جنرال الکتریک به بزرگ‌ترین تولیدکننده داخلی یخچال، فریزر و لباسشویی تبدیل شد.

احمد خیامی: بنیان‌گذار ایران‌ناسیونال (ایران‌خودرو) در سال ۱۳۴۶ که بزرگ‌ترین کارخانه خودروسازی ایران را پایه‌گذاری کرد. او همچنین فروشگاه‌های زنجیره‌ای کوروش را تأسیس کرد.

خاندان لاجوردی: از اکبر لاجوردیان تا احمد و حبیب لاجوردی، پایه‌گذاران صنایع بهشهر، نساجی و بسیاری از واحدهای صنعتی بزرگ که با رویکرد مدرن و حمایت از آموزش و نیکوکاری، نقش مهمی در توسعه صنعتی ایران داشتند.

خاندان خسروشاهی: مؤسس گروه صنعتی مینو، شرکت سرمایه‌گذاری البرز و کارخانه‌های تولید دارو و مواد غذایی که از بزرگ‌ترین فعالان صنعتی و توزیع دارو و خوراکی در ایران بودند.

محسن خلیلی عراقی: بنیان‌گذار گروه صنعتی ایران‌گاز و نقش‌آفرین اصلی در توسعه صنعت گاز مایع و لوازم خانگی.

محسن آزمایش: مؤسس کارخانه آزمایش (تولید لوازم خانگی) که سهم بزرگی در بومی‌سازی و تولید انبوه لوازم خانگی در ایران داشت.

اصغر قندچی: بنیان‌گذار شرکت ایران‌کاوه و نقش‌آفرین اصلی در صنعت کامیون‌سازی و حمل‌ونقل جاده‌ای.

برادران ارجمند: مؤسس کارخانه ارج، یکی از اولین و بزرگ‌ترین تولیدکنندگان لوازم خانگی و صنعتی ایران.

خاندان ایروانی: بنیان‌گذار گروه کفش ملی و از پیشگامان صنعت کفش و چرم در ایران.

برادران عمید حضور: مؤسس دومین بنگاه بزرگ کفش و شبکه پخش در ایران.

خانواده جعفری، خلیلی، آزمایش، عنایت‌ها، دهش و رهنماها: هر یک در حوزه‌های مختلف صنعتی و تولیدی، از کارگاه‌های کوچک به واحدهای بزرگ صنعتی رسیدند و نقش مهمی در شکل‌گیری طبقه جدید کارآفرینان ایرانی داشتند.

این کارآفرینان اغلب از دل بازار سنتی یا با پشتوانه دانش و تجربه فنی و مدیریتی وارد صنعت شدند و با استفاده از فرصت‌های توسعه‌ای دهه ۴۰، پایه‌های صنعت مدرن ایران را بنا نهادند. بسیاری از آن‌ها همزمان با رشد اقتصادی و صنعتی کشور، به فعالیت‌های نیکوکارانه و اجتماعی نیز پرداختند و بخش مهمی از سرمایه‌گذاری‌های خود را صرف آموزش و توسعه اجتماعی کردن

صنایعی که در دهه چهل راه اندازی شدند و هنوز پابرجا هستند

دهه چهل شمسی (۱۳۴۰-۱۳۵۰) به‌عنوان دوره‌ای طلایی برای صنعتی‌سازی و توسعه اقتصادی ایران شناخته می‌شود، و در این دهه بسیاری از شرکت‌های بزرگ و کلیدی که هنوز در اقتصاد ایران نقش مهمی ایفا می‌کنند، راه‌اندازی شدند. این شرکت‌ها با بهره‌گیری از سیاست‌های توسعه‌محور دولت پهلوی و افزایش درآمدهای نفتی، پایه‌های صنعت مدرن ایران را بنا نهادند. در زیر به برخی از مهم‌ترین این شرکت‌ها اشاره می‌شود:

ایران‌ناسیونال (ایران‌خودرو)  زمان تأسیس: ۱۳۴۶

توضیح: توسط احمد خیامی و برادرش محمود خیامی تأسیس شد و به‌عنوان بزرگ‌ترین کارخانه خودروسازی ایران، تولید خودروهای داخلی مانند پیکان را آغاز کرد. این شرکت همچنان یکی از ستون‌های اصلی صنعت خودروسازی ایران است.

ذوب‌آهن اصفهان  زمان تأسیس: ۱۳۴۵

توضیح: با هدف تولید فولاد و توسعه زیرساخت‌های صنعتی راه‌اندازی شد. این شرکت نقش کلیدی در تأمین مواد اولیه صنایع سنگین دارد و همچنان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد ایران است.

تراکتورسازی تبریز  زمان تأسیس: ۱۳۴۵

توضیح: با همکاری شرکت‌های خارجی مانند Massey Ferguson تأسیس شد و به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده تراکتور در ایران، کشاورزی و صنعت را پشتیبانی کرد. این شرکت هنوز در بخش کشاورزی و صنعتی فعال است.

ماشین‌سازی اراک  زمان تأسیس: ۱۳۴۷

توضیح: با هدف تولید ماشین‌آلات صنعتی و تجهیزات سنگین راه‌اندازی شد و به‌عنوان یکی از مراکز اصلی صنعت ماشین‌سازی ایران شناخته می‌شود. نقش آن در توسعه زیرساخت‌های صنعتی همچنان مهم است.

لوله‌نورد اهواز  زمان تأسیس: اوایل دهه ۴۰ (حدود ۱۳۴۲)

توضیح: این شرکت برای تولید لوله‌های صنعتی و نفتی تأسیس شد و در توسعه صنعت نفت و گاز ایران نقش اساسی ایفا کرد. هنوز یکی از تأمین‌کنندگان اصلی لوله در کشور است.

پارس الکتریک (پارس‌خزر)  زمان تأسیس: ۱۳۴۷

توضیح: توسط حاج محمدتقی برخوردار تأسیس شد و با همکاری جنرال الکتریک، تولید لوازم خانگی مانند یخچال و بخاری را آغاز کرد. امروزه به‌عنوان یکی از برندهای معتبر لوازم خانگی شناخته می‌شود.

کارخانه آزمایش  زمان تأسیس: اوایل دهه ۴۰ (حدود ۱۳۴۱)

توضیح: توسط محسن آزمایش تأسیس شد و با تولید لوازم خانگی مانند یخچال و اجاق‌گاز، به یکی از پیشگامان این صنعت تبدیل شد. همچنان در بازار حضور دارد.

کارخانه ارج  زمان تأسیس: اوایل دهه ۴۰ (حدود ۱۳۴۱)

توضیح: توسط برادران ارجمند راه‌اندازی شد و با تولید لوازم خانگی و صنعتی، یکی از برندهای محبوب دهه‌های گذشته بود. هرچند فعالیتش کاهش یافته، اما تاریخچه‌اش تأثیرگذار است.

صنایع بهشهر (خاندان لاجوردی)  زمان تأسیس: اوایل دهه ۴۰ (حدود ۱۳۴۲)

توضیح: این گروه با تمرکز بر صنایع غذایی، نساجی، و شیمیایی، به یکی از بزرگ‌ترین هلدینگ‌های صنعتی ایران تبدیل شد و همچنان در اقتصاد نقش دارد.

گروه صنعتی مینو (خاندان خسروشاهی)  زمان تأسیس: اوایل دهه ۴۰ (حدود ۱۳۴۰)

توضیح: با تولید مواد غذایی و دارویی، این شرکت به یکی از پیشگامان صنعت خوراک و سلامت در ایران تبدیل شد و هنوز فعال است.

و در نهایت؛

دهه چهل شمسی، فراتر از یک بازه زمانی در تقویم، نمادی از «اراده توسعه‌محور»، نخبه‌گرایی و مدیریت علمی در تاریخ معاصر ایران است؛ دوره‌ای که با وجود محدودیت‌ها و چالش‌های آن زمان، توانست با حمایت قاطع و کامل محمدرضاه شاه و همچنین با اتکا به برنامه‌ریزی دقیق، نیروی انسانی متخصص و نهادهای کارآمد، الگویی موفق از رشد و توسعه را رقم بزند. نقش کلیدی علینقی عالیخانی و تیم منسجم او در این مسیر، نشان داد که تحول اقتصادی نیازمند جسارت، شفافیت و استقلال عمل در مدیریت است. امروز، در سایه تحولات جهانی و بحران‌های داخلی، بازخوانی آن تجربه طلایی، نه صرفاً برای تجلیل از گذشته، بلکه برای بازیابی مسیر پیشرفت، بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی