با توجه به اختلافات اتحادیه اروپا و چین در زمینه امور تجاری و حمایت چین از روسیه، توافق تجاری جدید آمریکا و اتحادیه اروپا از همسویی ادامهدارِ آنها حکایت دارد.
وقتی دولت ترامپ برای چین تعرفه در نظر گرفت و به بازنگری در تجارت خود با اتحادیه اروپا پرداخت، خیلیها پیشبینی کردند که روابط آمریکا و اتحادیه اروپا دچار شکاف خواهد شد. تحلیلگران در نهادهای مختلف هشدار دادند که کارزار فشار آمریکا، اروپا را به سمت پکن سوق خواهد داد. اما اتفاقات سال ۲۰۲۵ نشان میدهند که شرایط به شکل دیگری رقم خورده است.
چین و اتحادیه اروپا بیش از همیشه از نظر سیاسی، اقتصادی و راهبردی در تقابل با یکدیگر قرار گرفتهاند. در عینحال، اتحادیه اروپا و آمریکا به یک توافق تجاری بزرگ دست یافتهاند که تعرفه ۱۵ درصدی در قبال بعضی از کالاهای وارداتی و تعهد ۱ تریلیون دلاری برای سرمایهگذاری مشترک در حوزه انرژی، سیاست صنعتی و فناوری پیشرفته را شامل میشود. اروپا بهجای نزدیک شدن به چین به شکل آهسته و پیوسته به روابط خود با آمریکا ادامه میدهد.
روابط دیپلماتیک اخیر نیز از چنین روندی حکایت دارند. گفتوگوی پرهیاهوی شی جینپینگ، رهبر چین، با اورزولا فون درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، از سوی مقامات اتحادیه اروپا لجوجانه توصیف شده است. مسئله کسری تجاری ۳۰۰ میلیارد یورویی، عدم توازن در دسترسی به بازارها و حمایت چین از روسیه در این دیدار مطرح شد، اما گفتوگوی ایندو بینتیجه ماند. یکی از مقامات اتحادیه اروپا گفت که «چین حتی یک قدم هم عقبنشینی نکرد» که نشان میدهد گفتوگوها به بنبست خورده است.
پاسخ بروکسل نیز روشن بوده است. روند تحقیقات تجاری درباره خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی و سامانههای مخابراتی ساخت چین آغاز شده است. تعرفههای بالا همچنان به قوت خود باقی هستند. در پشت صحنه میبینیم که شرکتهای اروپایی در حال بازنگری در سطح وابستگی خود به بازار چین هستند. کاهش صادرات و رکود در جریان سرمایهگذاری نشان میدهد که ریسکزدایی دیگر یک سیاست انتزاعی نیست و به یک تغییر رویه واقعی بدل شده است.
اما این تغییر صرفاً اقتصادی نیست. رفتار چین در قبال جنگ روسیه و اوکراین نیز بر نگرش اروپاییها اثرگذار بوده است. با اینکه چین رسماً اعلام بیطرفی کرده است، تداوم روابط اقتصادی و دیپلماتیک این کشور با مسکو با انتقاد برلین، پاریس و ورشو مواجه شده است. این تصور که چین بهجای مهار روسیه در پی تقویت جایگاه این کشور است، شکاف راهبردی بین چین و اروپا را عمیقتر کرده است.
در این راستا، توافق تجاری جدید آمریکا و اتحادیه اروپا صرفاً یک شروع دوباره نیست و از همسویی ادامهدارِ آنها حکایت دارد. دو طرف در حال هماهنگسازی سیاستهای صنعتی، مقررات فناوری و ایجاد چارچوبهای مشترک برای گذار انرژی هستند. این اقدامات نشان میدهند که دو طرف در پی بازگشت به رویکردهای قبلی نیستند، بلکه درصدد ایجاد چارچوب جدیدی برآمدهاند که با شرایط جدید جهان هماهنگ باشد.
این رویکرد با پیشبینیهای قبلی در تضاد است. برخلاف آنکه تصور میشد تعرفهها و تنشهای ژئوپولیتیکی به جدایی بیانجامند، اروپا و آمریکا در حوزه تجاری و امنیتی ارتباط نزدیکتری پیدا کردهاند. اروپا به چین نزدیکتر نشده است. اگر چیزی تغییر کرده باشد، این است که اروپا از طریق سیاستگذاریهای نهادی، راهبردهای شرکتی و دیپلماسی سعی کرده که محدوده روابط خود را با چین مشخصتر کند.
هشدارهایی که پیشتر درخصوص شکاف و واگرایی مطرح میشدند، به یک سوژه مطالعاتی درباره احیای ائتلافها بدل شدهاند. این تغییر نتیجه مصاحبههای مطبوعاتی یا بیانیههای پایانی نشستها نبوده و از دلِ زنجیره تصمیمات مختلف بیرون آمده که هرکدام در تغییر اولویتها و شرکای راهبردی دخیل بودهاند.
پیشبینی چرخش اروپا بهسوی پکن رنگ حقیقت به خود نگرفته است. واقعیتهای از روند دیگری حکایت دارند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
تانوی راتنا بنیانگذار اندیشکده سیاستگذاری فناوریهای نوظهور «پالیسی ۴.۰» است. او پیشتر در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان در جمع جمهوریخواهان فعالیت داشته و در تنظیم راهبردهای انتخاباتی با مودی، نخستوزیر هند، همکاری کرده است. شما میتوانید نوشتههای او را در شبکه اجتماعی ایکس و ساباستک دنبال کنید.

















