به گفته یان یکیلک، نویسنده کتاب جدید «کشتهشده به سفارش»، رویه برداشت اجباری اعضای بدن توسط حزب کمونیست چین، لنزی است که از طریق آن آمریکاییها میتوانند ماهیت واقعی این حزب و نحوه تعامل آن با ایالات متحده و جامعه بینالمللی را درک کنند.
یکیلک، سردبیر ارشد و رئیس دفتر واشنگتن در اپک تایمز، در ۱۸ مارس (۲۸ اسفند) در مؤسسه هادسون با نینا شی، مدیر مرکز آزادی مذهبی این اندیشکده، گفتوگو کرد تا درباره شواهد برداشت اجباری اعضای بدن توسط حزب کمونیست چین و چگونگی گسترش همدستی در این روند بحث کند.
در این کتاب، یکیلک توضیح میدهد که چگونه ایالات متحده از دهه ۱۹۷۰ سرمایه و حمایت زیادی به چین سرازیر کرد، با این باور که صنعت میتواند نیرویی برای آزادسازی باشد؛ اما این باور تنها چند دهه بعد فروپاشید.
این کتاب همچنین نشان میدهد که حزب کمونیست چین از دهه ۱۹۸۰ برداشت اعضای بدن از زندانیان غیررضایتمند را آغاز کرده و سپس تخصص پیوند عضو در چین را گسترش داده و آزمایشهای پزشکی بر زندانیان سیاسی را توسعه داده است.
نینا شی گفت: «در همان زمانی که ما آنها را وارد سازمان تجارت جهانی میکردیم و به آنها وضعیت کشورِ دارای بیشترین امتیاز تجاری را میدادیم، این روند در حال وقوع بود؛ برداشت اعضای بدن تازه در حال شکلگیری بود.»
رشد ناگهانی پیوند عضو
یکیلیک و شی اشاره کردند که تخصص و صنعت پیوند عضو در چین با حمایت نهادهای آمریکایی توسعه یافته است؛ موضوعی که اکنون نگرانی فزاینده نهادهای دولتی را برانگیخته است.
در سال ۲۰۲۵ قانونگذاران توجه را به این موضوع جلب کردند که چگونه دانشگاههای برجسته آمریکایی جراحان پیوند چینی را آموزش میدهند و در پژوهشها با آنها همکاری میکنند، و وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا از نهادها خواست همکاری با نظام پیوند عضو چین را متوقف کنند.
شی گفت: «در وبسایتهای خودشان، نام ۳۰۰ جراح پیوند چینی ثبت شده که آموزش پزشکی خود را در ایالات متحده دریافت کردهاند. و این روند هنوز هم ادامه دارد. این ترکیبی است از چیزی که باورش سخت است و فراتر از تصور، همراه با شیوههای فریبکارانه حزب کمونیست چین.»
یکیلیک گفت در یک روند اخلاقی پیوند عضو، معمولاً یک حادثه اتفاقی رخ میدهد؛ به همین دلیل دریافتکنندگان ماهها یا حتی سالها در فهرست انتظار میمانند.
او گفت: «در یک سناریوی اخلاقی و متمدنانه برای تأمین عضو، فرد باید دچار یک حادثه فاجعهبار شود؛ معمولاً تصادف موتورسیکلت یا خودرو. او باید در وضعیتی باشد که بازگشتی در کار نباشد.»
او افزود: «شما نمیتوانید بیشتر اعضا، بهجز قرنیه، را از یک بدن کاملاً مرده پیوند بزنید؛ باید مقداری گردش خون وجود داشته باشد… و گروه خونی، نوع بافت و همه اینها باید با شما سازگار باشد.»
با این حال، بیمارستانهای چین در دهه ۲۰۰۰ زمان انتظار دو هفتهای را تبلیغ میکردند و حتی تاریخ مشخصی برای جراحیهای پیوند تعیین میکردند. همانطور که در کتاب یکیلک توضیح داده شده، تنها راه برنامهریزی برای پیوند عضو این است که زمان مرگ اهداکننده تضمین شده باشد.
این امر تنها به این دلیل ممکن است که حزب کمونیست چین جمعیت بزرگی از افراد را زندانی کرده و تمام حقوق آنها را سلب کرده است.
یکیلیک گفت تحقیق او درباره این موضوع زمانی آغاز شد که دههها پیش در کارهای بشردوستانه فعالیت میکرد و با یک تمرینکننده فالون گونگ آشنا شد که آزار و اذیت حزب کمونیست چین را تجربه کرده و سپس از چین گریخته بود.
فالون گونگ، که با نام فالون دافا نیز شناخته میشود، یک روش معنوی مبتنی بر اصول حقیقت، نیکخواهی و بردباری است. این روش در دهه ۱۹۹۰ بهسرعت در چین گسترش یافت و شمار تمرینکنندگان آن به حدود ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر رسید، پیش از آنکه حزب کمونیست چین در سال ۱۹۹۹ بهطور ناگهانی آن را ممنوع اعلام کند.
یکیلیک گفت: «این یک نقطه عطف برای من بود؛ زمانی که با بانویی آشنا شدم که حاضر نشد ایمانش را کنار بگذارد و برگهای را امضا کند که چنین چیزی را تأیید کند. و آنها او را شکنجه میکردند.»
او افزود: «در چین کمونیستی، مردم را بهخاطر امتناع از کنار گذاشتن ایمانشان میکشتند؛ بنیادیترین حقی که داریم. در آن زمان برایم کاملاً روشن شد که این یک جامعه در حال آزاد شدن نیست.»
او ادامه داد: «ماجراهای شگفتانگیز و واقعاً قهرمانانهای از تمرینکنندگان فالون گونگ داشتم که برای افشای حقیقت همهچیز را به خطر انداختند، فرار کردند و جان به در بردند؛ اما تقریباً هیچ رسانهای حاضر نبود به آن بپردازد، چون با روایت غالب همخوانی نداشت.»
پس از بازداشتهای گسترده در سال ۱۹۹۹، گزارشهایی از بازداشت غیرقانونی، شکنجه و شستوشوی مغزی تمرینکنندگان فالون گونگ منتشر شد؛ روندی که حزب کمونیست چین آن را «بازآموزی» مینامد.
او گفت: «تصور کنید ناگهان گروه بزرگی از مردم زندانی شوند، فقط به این دلیل که بهراحتی ‘بازآموزی’ نمیشوند و حاضر به امضای این تعهدنامهها نیستند.»
«و در این نظام گسترده بازداشت در چین قوانینی وجود دارد که میگوید ‘تمام مرگهای تمرینکنندگان فالون گونگ خودکشی محسوب میشود’ … یعنی اساساً اگر هنگامی که میخواهید آنها را در هم شکنید جانشان را از دست بدهند، مشکلی نیست.»
او ادامه داد: «شما با جمعیتی بسیار آسیبپذیر روبهرو هستید؛ جمعیتی که از طریق تبلیغات گسترده، شبیه به آنچه در آلمان دهه ۱۹۳۰ دیده شد، از نظر دیگران غیرانسانی جلوه داده شدهاند. … و حالا آنها را زندانی کردهاید. حالا میتوانید گروه خونی آنها را تعیین کنید، نوع بافت را بررسی کنید، اعضای بدنشان را اسکن کنید. حالا یک پایگاه داده از مشخصات حیاتی آنها دارید.»
نتیجه این روند، افزایش ناگهانی پیوند اعضا در چین بود؛ کشوری که هیچ برنامه داوطلبانه اهدای عضو نداشت.
یکیلیک گفت: «در سال ۲۰۰۰ سطح پایینی از پیوند عضو وجود داشت، درست زمانی که سرکوب فالون گونگ آغاز شد. اما سپس این روند بهصورت هندسی رشد کرد و تا سال ۲۰۰۵ به یک سطح پایدار رسید و تا حدود سال ۲۰۱۰، ۱۴۶ بیمارستان در این حوزه فعال بودند.»
شی گفت حزب کمونیست چین این جمعیت آسیبپذیر را به یک «بانک زنده اعضای بدن» تبدیل کرده و برای انکار، بدنامسازی، بیاعتبار کردن و ساکت کردن افشاگران و محققان، تلاشهای گستردهای انجام داده است.
او گفت: «این واقعاً یک جنایت کامل است؛ چون این افراد در زندان هستند، ارتباطی ندارند، منزویاند. هیچ شاهدی وجود ندارد، جز افرادی که بهصورت جداگانه آنها را برای کشتن میبرند، اعضا را به بیمارستان میرسانند، به پزشک تحویل میدهند … بنابراین هیچکس کل ماجرا را نمیداند.»
مطالعات پزشکی چین از «اعدامها» پرده برمیدارد
یکیلیک اشاره کرد که برداشت اجباری اعضا آنقدر در چین به یک صنعت بزرگ تبدیل شده که جامعه پزشکی این کشور تا حد زیادی نسبت به آن «بیحس» شده است.
او گفت: «در چین، این ماشین مرگ طی دههها ساخته شده است.»
او افزود در بسیاری از موارد، پزشکان و پژوهشگران چینی کشتن یک اهداکننده زنده و غیررضایتمند را در جریان پیوند، امری عادی تلقی میکنند و به مقالهای در سال ۲۰۲۲ در نشریه آمریکایی پیوند عضو اشاره کرد.
پژوهشگران نزدیک به ۳۰۰۰ مقاله پزشکی چینی درباره پیوند عضو را بررسی کردند و سپس حدود ۳۰۰ مقاله را که شامل عباراتی درباره نقض قاعده «مرگ اهداکننده» بود، بهطور دقیق مطالعه کردند.
در چکیده این پژوهش آمده است: «در ۷۱ مورد از این گزارشها، که در سراسر کشور پراکندهاند، شواهدی یافتیم که نشان میدهد مرگ مغزی بهدرستی اعلام نشده است. در این موارد، برداشتن قلب در جریان تأمین عضو، بهاحتمال زیاد علت مستقیم مرگ اهداکننده بوده است.»
«از آنجا که این اهداکنندگان فقط میتوانستند زندانی باشند، یافتههای ما قویاً نشان میدهد پزشکان در جمهوری خلق چین در اعدام از طریق برداشت عضو مشارکت داشتهاند.»
وقتی شر به بالاترین سطح میرسد
شی گفت این ایده از آزار مذهبی که به یک فعالیت درآمدزا تبدیل شده، بیانگر ماهیت این رژیم است.
یکیلیک توضیح داد مطالعات درباره جوامع کمونیستی نشان میدهد افرادی که «ویژگیهای شرورانه دارند یا میتوانند بدون عذاب وجدان دست به شر بزنند» مورد پاداش و ارتقا قرار میگیرند؛ در حالی که در یک جامعه عادی این ویژگیها معمولاً طرد، پیگرد یا پنهان میشوند.
او گفت: «در جوامع کمونیستی، این افراد در واقع ارتقا مییابند … و به همین دلیل است که همیشه شاهد گولاگ یا چیزی شبیه آن هستید.» او افزود در نتیجه، تعداد «نامتناسبی» از افرادی با ویژگیهای روانپریشانه در سطوح بالای این جوامع حضور دارند.
او گفت یکی دیگر از ویژگیهای جوامع کمونیستی این است که «بزرگترین خیر، همواره بقای حزب کمونیست و برتری آن است.»
یکیلیک افزود: «به همین دلیل است که در هر جامعه کمونیستی، فجایع رخ میدهد. چون در نهایت، آن برتری اهمیت دارد؛ بقا اهمیت دارد. و اگر در این مسیر لازم باشد چند تخممرغ شکسته شود، این به نوعی اوج فایدهگرایی زیستی است.»
«آنها از همهچیز بهعنوان ابزار استفاده میکنند — از جان انسانها، متحدان، بهاصطلاح متحدان. هرچه فکرش را بکنید. این یک نگاه بسیار سرد، تهی و بدبینانه به انسانیت است … کشمکش، زور، اجبار و قدرت — اینها در نهایت تنها چیزهایی هستند که اهمیت دارند.»
















