حزب کمونیست چین بهجای بازارها از وابستگی اقتصادی دیگر کشورها برای ایجاد یک جهان چندقطبی بهره میگیرد.
حزب کمونیست چین در اوایل اکتبر اعلام کرد که با اعمال محدودیتهای صادراتی جدید، عناصر خاکی کمیاب را از دسترس جهان دور خواهد کرد. محدودیتهای جدید امکان دسترسی به این عناصر را دشوارتر میکنند و به حزب کمونیست اجازه میدهند که خودش سهم کشورها را تعیین کند. آمریکا در مواجهه با این اقدام ماتومبهوت شده بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با خشم و شگفتی واکنش نشان داد و نوشت: «چنین اقدامی باورکردنی نیست.» درنهایت، دو طرف به توافق رسیدند و این اقدام به مدت یک سال به حالت تعلیق درآمد.
اگر واقعبین باشیم، اقدام چین منطقی است. این کشور حدود ۷۰ درصد از عناصر خاکی کمیاب جهان و بالغ بر ۸۰ درصد از ظرفیت فرآوری این عناصر را در اختیار دارد. از آنجا که اقتصاد چین به عناصر خاکی کمیاب متکی نیست، پکن نیازی به فروش فوری آنها ندارد و میتواند رقبای خود را با اجرای سیاست قطرهچکانی تحت فشار بگذارد و همزمان متحدانش را راضی نگهدارد. این رویکرد با الگوی تاریخی نبرد اقتصادی کمونیستی سازگار است؛ الگویی که همواره در پی برتری در مناقشات بلندمدت برای سلطه کمونیسم در عرصه جهانی بوده است.
عناصر خاکی کمیاب تقریباً در تمام فناوریهای الکترونیکی کاربرد دارند. آمریکا در اوایل سال ۱۹۹۰ تأمینکننده اصلی این عناصر بود. اما دیدگاه نادرستی که میگفت گشودن درهای بازار بهروی حزب کمونیست چین باعث دموکراتیکشدن این کشور خواهد شد و اینکه ساختار تکقطبی جهان پس از جنگ سرد تغییر نخواهد کرد، به جایی رسید که دولت آمریکا در اواسط آن سال به چین اجازه داد تا شرکتهای فرآوری عناصر خاکی کمیاب را خریداری کند. پکن میدانست که دنیا به آخر نرسیده و نظام تکقطبی دوام نخواهد داشت و زمانی که جهان وارد فاز چندقطبی شود، حزب کمونیست دنیا را به بند خواهد کشید.
سپس به اواسط سال ۲۰۲۰ رسیدیم. نظام چندقطبی حقیقت پیدا کرد و حزب کمونیست جهان را به بند کشید.
یا دستکم چنین میپندارد. جهان به چین احتیاج دارد، اما راهبرد حزب کمونیست چین تنها درصورتی کارآمد است که جهان براساس قواعد قدیمی مانند برونسپاری و اتکا به چین بازی کند. کمونیسم چینی همانند اتحاد جماهیر شوروی سابق تنها زمانی دست بالا را خواهد داشت که جهان طبق قواعد آن بازی کند.
چنانکه مقامات دولت ترامپ بهصراحت گفتهاند، جهان چندقطبی شده است. این یعنی آنها پذیرفتهاند که بازی تازهای با قواعد تازه آغاز شده است. با اینحال، حزب کمونیست چین همچنان تلاش خواهد کرد که با اتکا به ایدئولوژی کمونیستی و جمعیت عظیم و توانمندیهای فنی خود بر نظم نوین جهانی اثر بگذارد.
از شواهد پیداست که آمریکا هم اقدام مقابلی را در دستور کار قرار داده است. دونالد ترامپ چندی پیش میزبان نخستوزیر استرالیا بود و آنها بر سر عناصر خاکی کمیاب به توافق رسیدند. استرالیا به اندازه چین ذخایر ندارد، اما از منابع زیادی برخوردار است. از اینرو، توافق اخیر امکان دور زدن حزب کمونیست چین را فراهم میکند. از این گذشته، دولت ترامپ به دنبال وضع تعرفههای فراگیر است؛ رویکردی که خاستگاه آن به ایده جهان چندقطبی ویلیام مککینلی و تئودور روزولت مربوط میشود.
اما دامنه این اقدامات ممکن است فراتر از اینها باشد. برای جبران اشتباهات گذشته و پایاندادن به وابستگی به چین کمونیستی، کشورها باید با تکیه به منافع ملی، ائتلافی بسازد که اعضای آن به دنبال پایاندادن به سلطه حزب کمونیست بر بازار عناصر خاکی کمیاب باشند.
در آمریکا قانون موسوم به «لایحه بزرگ و زیبا» بستر توسعه داخلی عناصر خاکی کمیاب را مهیا کرده و قراردادهای دوجانبهای با استرالیا، ژاپن، مالزی، تایلند و کامبوج به امضا رسیده که شرایط توسعه و فروش عناصر خاکی کمیاب را تا حدی آسانتر خواهند کرد. کشورهای گروه هفت سرمایهگذاریهای مختلفی را برای توسعه عناصر خاکی کمیاب در دستور کار قرار دادهاند. کنگره هم وارد عمل شده و چند لایحه دوحزبی را در دست بررسی قرار داده که از جمله میتوان به قانون احیای امنیت مواد معدنی و قانون مشارکت در تأمین امنیت مواد معدنی اشاره کرد. این لوایح دولت را ملزم میکنند که زنجیره تأمین عناصر خاکی کمیاب را ایمنسازی کند و تلاش بیشتری برای محاصره اقتصادی حزب کمونیست چین داشته باشد.
چین حتی در آمریکای شمالی هم رقیب اصلی به شمار میآید.
داشتن طرحهای آیندهنگرانه برای کشورها ضروری است، زیرا قراردادهای کنونی صرفاً در حد حرف بودهاند.
حزب کمونیست چین طرح سلطه بر عناصر خاکی کمیاب را بیوقفه و با جدیت کامل دنبال کرده است. ایالات متحده آمریکا عصر چندقطبی را بهعنوان قدرتمندترین کشور جهان آغاز کرده، اما چین در حوزه عناصر خاکی کمیاب از آمریکا پیشی گرفته است. آمریکا برای رفع این شکاف باید با سماجت و تمرکز کامل وارد عمل شود. آغاز عصر چندقطبی برای ایالات متحده مثل یک آزمون است: آیا آمریکا خود را از وابستگی و فشار چین کمونیستی رها میکند؟ یا همچنان طبق میل حزب کمونیست چین پیش خواهد رفت. اما آمریکا متحدانی دارد که میخواهند از زیر سلطه حزب کمونیست چین خارج شوند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: آنتونی جی. کنستانتینی تحلیلگر و از پژوهشگران مرکز اولویتهای دفاعی است. او دانشجوی مقطع دکتری دانشگاه وین است و درباره پوپولیسم و اشاعه دموکراسی تحقیق میکند. کنستانتینی مدرک کارشناسی ارشد روابط بینالملل خود را از دانشگاه دولتی سنپترزبورگ دریافت کرده است. او در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به دنیا آمده است.

















