Search
Asset 2

شی جین‌پینگ به روند فروپاشی چین سرعت می‌بخشد

سقوط بی‌سابقه نرخ فرزندآوری در چین نشان می‌دهد سیاست‌های شی جین‌پینگ، از تمرکز قدرت تا سرکوب اجتماعی، آینده جمعیتی و اقتصادی این کشور را با بحران جدی روبه‌رو کرده است.
جوانان از کنار یک بیلبورد تبلیغاتی با عنوان «رویای چین» عبور می‌کنند؛ شعاری که به شی جین‌پینگ، رهبر چین، نسبت داده می‌شود؛ ۱۲ مارس ۲۰۱۸. (Greg Baker/AFP via Getty Images)

نویسنده: استیون دبلیو. موشر

درحالی‌که شی جین‌پینگ فرماندهان ارتش را به‌نوبت پاکسازی می‌کند تا جایگاه خود را بیش‌ازپیش تثبیت کند، عامه مردم همچنان خاموش مانده‌اند.

با وجود این‎که دیکتاتوری مجازی او کنترل شرایط را دشوارتر کرده و اقتصاد کشور به رکود کشانده، تظاهرات گسترده خیابان‌های پکن، شانگهای و گوانگجو را مانند تهران به لرزه درنیاورده‌اند.

آیا ممکن است که مردم چین به شکلی دیگر و آرام‌تر به شی جین‌پینگ اعتراض کنند و برای نمونه در کشوری که او با مشت آهنین خود بر آن حکم می‌راند، از بچه‌دارشدن امتناع کنند؟

توجه داشته باشید که سیاست تک‌فرزندی در سال ۲۰۱۶ معلق شد، زیرا نرخ فرزندآوری در چین در سال‌های نخست پس از به قدرت رسیدن شی سیر نزولی پیدا کرده بود.

نرخ فرزندآوری در چین از آن زمان تاکنون سیر نزولی داشته و از ۱۷.۸۶ میلیون تولد در سال ۲۰۱۶ به ۷٫۹۲ میلیون تولد در سال ۲۰۲۵ رسیده که از کاهش ۵۶ درصدی حکایت دارد. افت نرخ فرزندآوری در سال‌های اخیر شدیدتر شده است.

به نظر می‌رسد که باروری در چین در حال سقوط آزاد است.

به گزارش اداره ملی آمار جمهوری خلق چین، نرخ فرزندآوری تنها در یک سال گذشته ۱۷ درصد کاهش یافته است.

این مسئله به‌قدری شوکه‌کننده بوده که دلایل معمول برای توجیه افت فرزندآوری به کار نمی‌آیند. سایر کشورهای آسیایی هم که شهرنشینی و نوسازی سریع را پشت سر گذاشته‌اند، شاهد کوچک‌شدن خانواده‌ها بوده‌اند، اما اوضاع آن‌ها تا این حد فاجعه‌بار نبوده است.

پس چه اتفاقی رخ داده است؟

نخستین پرسشی که همیشه درباره چین مطرح می‌شود این است که آیا آمارها واقعیت دارند؟ چین اغلب معیارها را دستکاری می‌کند تا حزب کمونیست و رهبری آن مطلوب جلوه کنند.

اما افت تکان‌دهنده نرخ فرزندآوری به‌هیچ‌وجه خبر خوبی نیست و از جهات متعدد خبر ناخوشایندی برای آینده چین به شمار می‌آید. از این‌رو، بعید است که پای تبلیغات حزبی در میان باشد.

حتی در سال‌های قحطی بعد از سیاست «یک گام بزرگ به جلو» که برآورد می‌شود ۴۵ میلیون نفر بر اثر گرسنگی جان باختند، ۱۴ میلیون تولد در سال ۱۹۶۰  و ۱۲ میلیون تولد در سال ۱۹۶۱ به ثبت رسیده که با آمار و ارقام امروز اختلاف میلیونی دارد.

چین هرگز تا این حد با کمبود نوزاد مواجه نبوده است.

یی فوشیان، استاد دانشگاه ویسکانسین، می‌گوید نرخ فرزندآوری در چین به سال ۱۷۳۸ بازگشته که جمعیت کشور تنها حدود ۱۵۰ میلیون نفر بود. سه قرن از آن روزها که جمعیت چین فقط یک‌دهم جمعیت امروز بود می‌گذرد.

چین اکنون گرفتار قحطی و طاعون نیست، اما مردم مثل گذشته بچه‌دار نمی‌شوند.

روندی که امروز شاهد آن هستیم، نتیجه دیرهنگام سیاست تک‌فرزندی است.

صدها میلیون خانم در سال ۱۹۸۰ به‌طرز وحشیانه‌ای مجبور به سقط یا عقیم‌سازی شدند، زیرا مقامات به فکر اجرای این قانون بودند که شهرنشینان یک فرزند و روستانشینان دو فرزند بیاورند.

سیاست تک‌فرزندی در سال ۲۰۱۶ معلق شد. میلیون‌ها خانم چینی که اکنون در دهه سوم و اوایل دهه چهارم زندگی خود به سر می‌برند- سنی که بسیاری از خانم‌ها در کشورهای دیگر هنوز بچه‌دار می‌شوند- یک دهه قبل یا پیش‌تر عقیم شده و دیگر نمی‌توانند بچه‌دار شوند.

غربالگری سیستماتیک و دیرینه فرزندان دختر را هم به این سیاست‌ها اضافه کنید که در قالب دو عمل شرورانه نوزادکشی و سقط گزینشی فرزندان دختر انجام می‌گرفت. چینی‌ها فرزند پسر را برای ادامه نسل ترجیح می‌دهند، اما پسرها بدون یافتن همسر نمی‌توانند بچه‌دار شوند و همسر در چینِ امروز کمیاب شده است.

یک آقا و خانم سالخورده با ویلچر از خیابانی در پکن عبور می‌کنند؛ ۱۱ مه ۲۰۲۱. (Wang Zhao/AFP via Getty Images)

تأثیر منفی تبلیغات ضدفرزندآوری را هم باید در نظر بگیریم. زوج‌ها طی حدود دو نسل با این پیام مواجه شدند که برای صلاح کشور فقط یک فرزند بیاورند. این باور در فرهنگ عمومی ریشه دوانده و بسیاری از زوج‌های جوان- این‌بار نه برای صلاح دولت بلکه محض خاطر خودشان- تصمیم دارند فقط یک فرزند بیاورند یا اصلاً هیچ فرزندی نداشته باشند.

طنز تلخ ماجرا این‌جاست که دختران همان خانم‌هایی که مجبور به سقط یا عقیم‌سازی شده بودند، داوطلبانه اقدام به عقیم‌سازی خود می‌کنند.

اگر این «سیاست داوطلبانه تک‌فرزندی» ادامه پیدا کند، آینده چین نابود خواهد شد. با کاهش ۵۰ درصدی جمعیت هر نسل، دیری نخواهد پایید که پرجمعیت‌ترین کشور جهان خالی از جمعیت شود.

رهبران چین از دیرباز «توده‌ها» را منبعی بی‌انتها دانسته و بر این باور بوده‌اند که باروری آن‌ها مانند شیر آب باز و بسته می‌شود. اما این منبع در حال خشکیدن است. دست‌کم در ۵ سال گذشته تعداد تابوت‌ها از گهواره‌ها بیشتر شده و نرخ مرگ‌ومیر از زادوولد پیشی گرفته است.

تلاش‌های سراسیمه حزب برای احیای باروری اثر چندانی نداشته‌اند. به‌رغم اتخاذ سیاست سه‌فرزندی در سال ۲۰۲۱ و وضع معافیت‌های مالیاتی فزاینده، مرخصی زایمان طولانی‌تر و یارانه‌های کمکی، نرخ فرزندآوری همچنان سیر نزولی دارد.

حزب کمونیست حتی نتوانسته اعضای خود را مجاب کند. تلاش حزب برای تشویق صدمیلیون عضو حزب کمونیست به «قبول مسئولیت» فرزندآوری و انجام وظیفه میهنی با داشتن سه فرزند با بی‌اعتنایی مواجه شده و هیچ جهشی در نرخ فرزندآوری نیروهای حزبی رخ نداده است.

بسیاری از مقامات بانفوذ در دوران سیاست تک‌فرزندی با خیال راحت این محدودیت‌ها را زیر پا گذاشته و دو، سه یا حتی چهار فرزند به دنیا آوردند. مقامات اکنون خط‌مشی حزب را به شکلی دیگر نادیده می‌گیرند و از به دنیا آوردن فرزند دوم و سوم امتناع می‌کنند.

فشار فزاینده اقتصادی به طبقه متوسط چین را هم به این جریان اضافه کنید. تبعات ادامه‌دار جنگ تجاری، هزینه بالای مسکن و مخارج هنگفت پرورش و آموزش کودکان باعث کاهش نرخ ازدواج و فرزندآوری شده‌اند.

روستاییان سخت‌کوش چین هم به فرزندآوری روی خوش نشان نداده‌اند، زیرا آینده‌ای برای کشاورزی در مقیاس کوچک متصور نیستند. مشاغل فصلی که منبع درآمد اضافی بودند، با تعرفه‌های دولت ترامپ از دور خارج می‌شوند.

اما اقتصاد شکننده چین تنها دلیل سقوط ناگهانی و فاجعه‌بار نرخ فرزندآوری نبوده و گویی کل کشور گرفتارِ یک رخوت عمیق فرهنگی و معنوی شده است.

شی جین‌پینگ قدرت را در سال‌های اخیر بیش از پیش متمرکز کرده و آن‌چه که زمانی تحت عنوان «رویای چین» شناخته می‌شد به کابوسی هولناک بدل شده که نام آن با انقلاب فرهنگی مبتنی بر کارزارهای تبلیغاتی، آزار و اذیت‌ها و پاکسازی‌های سیاسی گره خورده است.

اکنون که سطح نظارت دولت افزایش یافته و وسواس آن به کنترل مردم بیشتر شده است، دیگر فقط اقلیت‌هایی مانند اویغورها و تبتی‌ها یا تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگ و مسیحیان هدف گرفته نمی‌شوند، بلکه کل جمعیت کشور تحت نظر قرار دارد.

حتی وعده آزادی بیان هم که با ظهور شبکه‌های اجتماعی مطرح شده بود، به واسطه سانسور دولتی رنگ باخته و نسل جوان را دل‌سرد و مأیوس کرده است.

بسیاری علاوه بر مشارکت در جنبش «دراز کشیدن» از ازدواج، تشکیل خانواده و پیدا کردن شغل امتناع می‌کنند و با «رها کردن کشور» آینده خود را داوطلبانه به تباهی می‌کشانند.

دستگاه سانسور شی علیه این جنبش اعتراضی دست به کار شده است، اما یارای مهار آن را ندارد. نیروهای ضدشورش و اردوگاه‌های بازآموزی در مواجهه با کسانی که از زندگی دست کشیده‌اند مؤثر نیستند و کمکی به افزایش نرخ ازدواج و فرزندآوری نمی‌کنند.

کودکان مظهر امید به آینده هستند؛ زندگی می‌کنند، نفس می‌کشند، می‌خندند و دوست می‌دارند. دیکتاتوری شی با زدودن امید به آینده بهتر از روح و جان مردم، کشور را از وجود کودکان تهی کرده است.

درنهایت می‌توان گفت که چه‌بسا کمونیسم بهترین سازوکار جلوگیری از باروری باشد که تا امروز پدید آمده است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

استیون دبلیو. موشر رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت است و کتاب «قلدر آسیا: چرا رویای چین یک تهدید جدید برای نظم جهانی است» را به نگارش درآورده است. او پیش‌تر از همکاران بنیاد ملی علوم آمریکا بوده و در دانشگاه استنفورد زیر نظر لوئیجی کاوالی-سفورزا، ژنتیک‌دان برجسته، زیست‌شناسی انسانی خوانده است. موشر در رشته‌های اقیانوس‌شناسی زیستی، مطالعات شرق آسیا و مردم‌شناسی فرهنگی موفق به اخذ مدارک معتبر شده است. او یکی از برجسته‌ترین تحلیل‌گران امور چین در آمریکا به شمار می‌رود و در سال ۱۹۷۹ از جانب بنیاد ملی علوم آمریکا به‌عنوان نخستین دانشمند علوم اجتماعی آمریکا انتخاب شد تا در چین تحقیقات میدانی انجام دهد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی