Search
Asset 2

تحلیل؛ چرا ترامپ حق دارد درباره کمونیسم هشدار دهد؟

دونالد ترامپ در اوایل ماه جاری درباره تهدید فزاینده کمونیسم در خاک آمریکا هشدار داد.
اعضای گروه آنتیفا و معترضان چپ‌گرا با در دست داشتن پرچم‌های کمونیستی، از کنار یادمان هولوکاست عبور می‌کنند؛ ۲۰ مارس ۲۰۲۱، برلین، آلمان.(Sean Gallup/Getty Images)

نویسنده: ویلیام بروکس از هالیفاکس کانادایی

دونالد ترامپ در اوایل ماه جاری درباره تهدید فزاینده کمونیسم در خاک آمریکا هشدار داد.

ترامپ در سال‌های پایانی دوران ریاست‌جمهوری خود بیش از هر زمان دیگری مصمم است که از اصول آزادی آمریکایی در برابر نفوذ اندیشه‌های مارکسیستی پاسداری کند. او با تکیه به ادبیات دوران جنگ سرد در روز ۳ ژوئیه گفت: «تهدید کمونیسم از نو گریبان آمریکا را گرفته است.»

رئیس‌جمهور آمریکا در سالروز استقلال این کشور گفت: «نظام کمونیستی هرگز موفق نبوده است.»

«جنگجویان ما در سراسر جهان با کمونیسم مبارزه کردند تا این تهدید از نو گریبان آمریکا را نگیرد. اجازه چنین اتفاقی را نخواهیم داد. کمونیسم مانند سرطان است و باید از بین برود. باید هرچه سریع‌تر آن را از بین ببریم.»

اظهارات ترامپ با نارضایتی گسترده مخالفان سیاسی و تحلیلگران رسانه‌ای مواجه شد. روشنفکران جریان اصلی همواره نگرانی‌های مربوط به کمونیسم را گمراه‌کننده دانسته و منتقدان را به تحریک افکار عمومی متهم کرده‌اند. برخی از این می‌گویند که ترامپ به اختلافات ایدئولوژیک دامن می‌زند و جریان‌های ترقی‌خواه، سوسیال‌دموکرات‌ها و حامیان مداخله دولت در حوزه اقتصاد را بدون تمایز کمونیست می‌نامد. برخی دیگر می‌گویند کمونیسم نقش چندانی در آمریکا ندارد و تهدید واقعی علیه دموکراسی شخص رئیس‌جمهور است.

با این‌حال، بی‌اعتنایی به هشدارهای ترامپ به‌منزله بی‌توجهی به مهم‌ترین درس‌های تاریخ معاصر است.

نخست این‌که کمونیسم بدترین کارنامه حقوق بشری را در بین تمام ایدئولوژی‌های سیاسی جهان دارد. رژیم‌های کمونیستی اعم از اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری خلق چین، کامبوج، کره شمالی، کوبا و دیگر کشورها میلیون‌ها نفر از شهروندان خود را زندانی، شکنجه و اعدام کرده‌اند.

نمی‌توان سرکوب مخالفان سیاسی را پیامد ناگوارِ گذار به کمونیسم تلقی کرد، زیرا این پدیده ویژگی غالب رژیم‌هایی بوده که قدرت مطلق را به دست یک حزب واحد می‌سپردند. حوادث سیاسی اخیر آمریکا به ما یادآوری می‌کنند که تحولات انقلابی لزوماً مسالمت‌آمیز نیستند.

دوم این‌که نظام‌های اقتصادی سوسیالیستی همیشه در ایجاد رفاه ناکام بوده‌اند. کارل مارکس تصور می‌کرد لغو مالکیت خصوصی باعث ریشه‌کن‌شدن استثمار شده و جامعه را مرفه می‌کند.

اما کارنامه سوسیالیسم چیز دیگری می‌گوید. سیاست‌های متمرکز بارها به قحطی، ناکارآمدی و رکود منجر شدند. اتحاد جماهیر شوروی زیر بار تناقضات اقتصادی خود از هم پاشید، سیاست یک گام بزرگ به جلو در دوران مائو تسه‌تونگ به یکی از مرگبارترین قحطی‌های تاریخ انجامید و کره شمالی همچنان یکی از فقیرترین و منزوی‌ترین کشورهای جهان است.

سوم این‌که ایدئولوژی مارکسیستی اساساً با آزادی‌های مبتنی بر قانون اساسی کشورهای آزاد ناسازگار است. آزادی بیان، آزادی مذهب، مالکیت خصوصی، دستگاه قضایی مستقل و مطبوعات آزاد، همگی قدرت دولت را محدود می‌کنند.

اما نظریه کلاسیک کمونیسم جامعه‌ای را تصور می‌کند که دولت حاکم کنترلِ نهادهای اقتصادی و اجتماعی اصلی آن را به دست دارد. تاریخ نشان داده که رژیم‌های این‌چنینی به‌ندرت با کلیساها، مدارس، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، بنگاه‌های اقتصادی یا مخالفان سیاسی مستقل کنار می‌آیند.

چهارم این‌که اندیشه‌های نافرجام کمونیستی دائماً با شکل و شمایل جدید به خوردِ مردم داده می‌شوند. شماری از جریان‌های ترقی‌خواه آشکارا خواستار ایجاد حکومتی به سبک و سیاق شوروی شده‌اند. مفاهیمی مانند استثمار سرمایه‌داری، مبارزه طبقاتی، تحولات انقلابی و دوگانه‌سازی ناعادلانه جامعه به طبقه ستمگر و ستمدیده، در بطن مدارس و دانشگاه‌های آمریکا رخنه کرده‌اند.

نظریه انتقادی مارکسیستی باید به‌شکلی در جلسات بحث و بررسی مطرح شود که افراد آن را با دقت تحلیل و ارزیابی کنند، نه این‌که همه‌چیز را بدون چون و چرا بپذیرند.»

پنجم این‌که جوامع آزاد با فراموشی تاریخ معاصر خود بیش از پیش در معرض آسیب قرار می‌گیرند. نسل جنگ سرد از دنیا رفته و آمریکایی‌های جوان اطلاعات چندانی درباره سرکوب کمونیستی ندارند. کمونیسم از دید بسیاری از دانشجویان بیشتر به یک نظریه فلسفی جالب شباهت دارد تا استبدادی که در قرن بیستم بر یک‌سوم جهان سایه افکنده بود.

نظرسنجی‌ها نشان داده که نسل جوان نگاه خوش‌بینانه‌ای به اندیشه‌های سوسیالیستی دارد، درحالی‌که تقریباً هیچ شناختی از کارنامه رژیم‌های کمونیستی ندارد. جامعه‌ای که از تاریخ درس عبرت نگیرد، راهی جز تکرار تاریخ نخواهد داشت.

سیاستمداران غربی که معمولاً رویکردی محتاطانه و بی‌طرف دارند، به‌ندرت نسبت به خطرات کمونیسم هشدار می‌دهند. با این‌حال، شهروندانی که زیر سایه کمونیسم زندگی کرده‌اند، در این‌باره صحبت می‌کنند. مخالفان نظام حاکم در شوروی و اروپای شرقی، پناهندگان کوبایی، بازماندگان انقلاب فرهنگی مائو و قربانیان سلطه حزب کمونیست چین در هنگ‌کنگ، همگی تجربه مشابهی را از سر گذرانده‌اند: سانسور، ترس، فساد، چالش‌های اقتصادی و فروپاشی جامعه مدنی.

الکساندر سولژنیتسین، مخالف فقید شوروی، بیش از هرکس دیگری متوجه تناقضات کمونیسم شده بود. او با تأمل درباره فجایع کمونیسم گفته بود که «انسان برای انجام عمل شر باید باور کند کاری که انجام می‌دهد خیر است.» بنیان‌گذاران رژیم‌های کمونیستی خود را شرور نمی‌دانستند. آن‌ها باور داشتند که روند تاریخ به سودشان پیش می‌رود و فداکاری در مسیر رسیدن به آینده آرمانی به هرشکلی- حتی با قربانی‌کردن شهروندان- موجه خواهد بود.

ما بنا به تجربه تاریخی خود باید اندیشه‌های مخرب را رسوا و موشکافی کنیم و به مقابله با آن‌ها بپردازیم. ترامپ از معدود رهبران غربی بوده که حاضر شده این وظیفه را برعهده بگیرد.

کمونیست‌ها از برابری، عدالت و آزادی می‌گویند، اما همیشه قدرت را به دست نخبگان سیاسی می‌سپارند. وقایع قرن بیستم نشان داده که نظام‌های کمونیستی دائماً به سرکوب سیاسی، ناکامی اقتصادی و رنج عظیم انسانی منتهی شده‌اند. این صحبت‌ها از زبان فردی مطرح شده که محبوبیت چندانی در بین رسانه‌ها و محافل دانشگاهی ترقی‌خواه ندارد. با این‌حال، نباید حرف‌های او را به این دلیل نادیده بگیریم.

رئیس‌جمهور آمریکا بارها با زبان تند و تحریک‌آمیز صحبت کرده و روشنفکران ممکن است لحن یا برخی از سیاست‌های او را دوست نداشته باشند. اما عقل سلیم ایجاب می‌کند که بین محتوای سخن و گوینده آن تمایز قائل شویم. با توجه به این‌که نفوذ اندیشه‌های مارکسیستی در حوزه فرهنگی و سیاسی غرب افزایش یافته است، آمریکایی‌ها باید با ذهنی باز به بررسی فجایع کمونیسم بپردازند.

احیای مفهومی که لیونل تریلینگ، پژوهشگر فقید آمریکایی، از آن به‌عنوان «فرهنگ دشمنی» یاد کرده بود، شایسته توجه بیشتر است؛ امری که منتقدان ترامپ تمایل چندانی به صحبت درباره آن ندارند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: ویلیام بروکس یک نویسنده کانادایی است که از هلیفکس در نوا اسکوشیا برای اپک تایمز مطلب می‌نویسد. بروکس پژوهشگر ارشد مرکز پیشگامان سیاست عمومی است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی