کارشناسان معتقدند راهحل بلندمدت برای تضمین عبور آزاد کشتیها از تنگه هرمز و دیگر آبراههای حیاتی جهان، میتواند واگذاری نقش بیشتر به کشورهای ساحلی در مدیریت این گذرگاهها و پرداخت هزینه از سوی جامعه بینالمللی برای نگهداری و امنیت آنها باشد؛ اقدامی که به گفته آنان، ممکن است در نهایت به بازنگری در «کنوانسیون حقوق دریاها» منجر شود.
این موضوع در نشست ۴ اوت «مؤسسه خاورمیانه» مطرح شد. یکی از نمونههای موفق در این زمینه، «صندوق کمکهای ناوبری» در تنگه مالاکا است؛ جایی که شرکتهای کشتیرانی بهصورت داوطلبانه به سنگاپور، اندونزی و مالزی کمک مالی میکنند تا امنیت کشتیرانی و حفاظت از محیط زیست این آبراه میان اقیانوسهای آرام و هند را تأمین کنند.
کوین دونگان، دریاسالار بازنشسته و فرمانده پیشین ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، بیان کرد که بر اساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها، کشتیهای تجاری حق عبور رایگان از تنگههای بینالمللی را دارند و این اصل باید حفظ شود. با این حال، او گفت اقدام جمهوری اسلامی در بستن تنگه هرمز و ادامه محدودیتها بر تردد تجاری نشان میدهد که این بحران میتواند نهتنها هنجارهای چند دهه گذشته، بلکه قوانین بینالمللی مرتبط با تجارت دریایی را نیز تغییر دهد.
دونگان افزود: «بسته شدن تنگه هرمز، که حدود یکچهارم نفت و گاز جهان از طریق آن از خلیج فارس صادر میشود، پیامدهایی فراتر از این آبراه دارد. در جهان گذرگاههای راهبردی دیگری نیز وجود دارند که برای تجارت بینالمللی اهمیت حیاتی دارند.»
در همین نشست، گریگوری گاس، استاد بازنشسته دانشکده دولت و خدمات عمومی دانشگاه تگزاس ایاندام، خواستار اتخاذ یک رویکرد چندجانبه شد و گفت مدیریت تنگه هرمز باید در قالب یک توافق یا معاهده بینالمللی انجام شود.
به گفته او، هرگونه توافق دوجانبه میان آمریکا و جمهوری اسلامی برای پایان دادن به تنشها، بازگشایی تنگه هرمز و ادامه مذاکرات درباره برنامه هستهای تهران، میتواند گام مثبتی باشد، اما بهتنهایی کافی نیست و باید با یک چارچوب رسمی و گستردهتر دنبال شود.
گاس تأکید کرد: «راهحل این بحران باید با مشارکت کشورهای بیشتری دنبال شود.» او افزود که آزادی تجارت دریایی یک منفعت مشترک جهانی است و همین موضوع میتواند کشورها را برای اعمال فشار بر ایران و دستیابی به یک توافق فراگیر کنار هم قرار دهد. به گفته وی، اگر آمریکا بخواهد شرایط در تنگه هرمز تا حد امکان به حالت عادی بازگردد، به همکاری همه کشورهای ذینفع، از جمله چین، نیاز خواهد داشت.
او هشدار داد که در غیر این صورت، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ممکن است بهطور مستقل با جمهوری اسلامی وارد مذاکره شوند؛ نهتنها برای کاهش تنش، بلکه حتی درباره نحوه مدیریت و کنترل تنگه هرمز. گاس معتقد است نشانههایی از چنین روندی هماکنون دیده میشود.
او در پایان گفت: «کشورهای حاشیه خلیج فارس ناچارند با واقعیتهای موجود کنار بیایند. نشانههایی وجود دارد که برخی کشورهای کوچکتر منطقه در حال رایزنی با ایران هستند. همچنین قابل توجه است که قطر، امارات و عمان در آخرین دور تبادل حملات پهپادی و موشکی میان آمریکا و ایران هدف قرار نگرفتند.»
در نهایت، آنچه قرار بود به اهرم فشار جمهوری اسلامی تبدیل شود، ممکن است به عاملی برای کاهش نفوذ ایران بر تنگه هرمز بدل شود. کارشناسان میگویند ادامه این وضعیت میتواند به شکلگیری توافقهای بینالمللی و منطقهای برای مدیریت تنگه منجر شود؛ توافقهایی که در بلندمدت، نقش و کنترل ایران بر یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان را محدودتر خواهد کرد.















