نویسنده: ما جیان
ما جیان نویسنده پرآوازه چینی است که به بریتانیا تبعید شده است. «نودلساز»، «نه جاده دوشاخه»، «تفکر» و «غبار سرخ» از جمله رمانهای او هستند که در آنها حسِ دربهدری در چین را روی کاغذ آورده است. بیشتر رمانهای او به ۳۰ زبان ترجمه و در سراسر جهان توزیع شدهاند. او در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات شد. آنچه در ادامه میخواهید خاطرات او از حادثه کشتار میدان تیانانمن در چهارم ژوئن ۱۹۸۹ و هشدار او درباره خطرات تداوم حکومتهای تمامیتخواه برای جهان است.
درحالیکه در اتاق کنفرانس اتحادیه بینالمجالس پارلمان بریتانیا ایستاده و عکسهایی را که سیوپنج سال پیش در میدان تیانآنمن از اعتصاب غذای دانشجویان گرفته بودم نشان میدادم، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در میدان تیانآنمن ایستاده بود و روی فرش قرمز خونینی که رهبر چین، شی جین پینگ، پهن کرده بود قدم میزد.
سیوپنج سال پیش، که رژیمهای کمونیستی در اروپای شرقی در حال سقوط بودند، حزب کمونیست چین از خشونتورزی در میدان تیانآنمن استفاده کرد تا هشدار دهد که تنها این حزب میتواند جهان را نجات دهد. این واقعیت ما را به این فکر میاندازد که هرچه حکومتهای تمامیتخواه دوام بیشتری پیدا کنند، ریشه عمیقتری در دلِ جامعه میدوانند. جنگ سرد هرگز پایان نیافته و میتواند در قالب اتحاد جماهیر شوروی و چین از نو ظهور کند.
البته حزب کمونیست چین اجازه نخواهد داد که بشردوستی به حیات خود ادامه دهد و همچنین اجازه نخواهد داد آن دانشجویان جوان و بینام و نشانی که در عکسهای من حضور دارند به تیانآنمن بازگردند. اگر میخواهید آزادی دست بالا را پیدا کند، باید با تمامیتخواهی مبارزه کنید، زیرا آزادی تنها از راه رقابت با تمامیتخواهی تحقق مییابد. اگر امید داریم که دموکراسی و تانک دیگر روبهروی هم قرار نگیرند، کشورهای مردمسالار باید پیامدهای تاریخی قتل عام تیانآنمن را بررسی کنند و تاریخ خونینِ سیوپنج سال پیش را مرجعِ منش اخلاقمدارانه خود قرار دهند.
سیوپنج سال پیش، دانشجویان آرام نشسته بودند و ورود میخائیل گورباچف، رئیسجمهور اتحاد جماهیر شوروی، به چین را انتظار میکشیدند. امیدوار بودند که جهان ندایِ دموکراسیخواهی و آزادیخواهی آنها را بشنود. در بیانیه مشترک شی و پوتین، حقیقتی تلخ از نو در برابر دیدگان کشورهای مردمسالار عیان شد: «اقدامات مشترک چین و روسیه به سمت حکمرانی جهانی پیش میرود.»
بیانیه آن دو نفر اعلامیهای خطاب به جهان بود: تمامیتخواهان برای مقابله با کشورهای مردمسالار غربی متحد میشوند. آیا قتل عام سیوپنج سال پیش در میدان تیانآنمن تکرار خواهد شد؟ صدها عکسی که در کامپیوترم دارم، به تاریخی زنده میمانند. آیا تاریخ دوباره تکرار میشود؟
دانشجویان حاضر در جریان اعتصاب غذا، مانند جوانانی که جلوی تانکها میایستادند، تنها تصاویر خود را بدون نام و نشان در آن عکسهای سیاهوسفید باقی گذاشتند و کسی از آیندهشان خبر ندارد. شماری از دانشجویانِ آشنایی که در اعتصاب غذا شرکت داشتند، در صنایع مالی لندن کار میکنند و هنوز برای التیام معدهدردشان دارو میخورند. برخی از آنها مدیر صندوقهای سرمایهگذاری مشترک در پکن شدند اما تمایلی به شرح تجربیات خود از اعتصاب غذا در میدان تیانآنمن ندارند.
البته هنوز هم دانشجویان و شهروندانی هستند که بهرغم ورود به میانسالی به مقاومت در برابر حکومت تمامیتخواه پکن ادامه میدهند و بیآنکه تسلیم شوند در راه زندان در رفتوآمد هستند. همچنین کسانی مانند لی هونگ، لیو شیائوبو، یانگ تیانشوی و دیگران هستند که دینشان را ادا کردند و برای همیشه از «زندان بزرگ چین» بیرون آمدند.
من علاوهبر دیدنیترین صحنههای اعتصاب غذای دهها هزار نفری دانشجویان، چهرههای خسته دانشجویان را نیز به ثبت رساندم. صبح زود بود. بلندگوهای میدان هنوز به صدا در نیامده بودند و برج دروازه تیانآنمن همچنان در خواب بود. خبری از شور و شعار نبود.
دختر دانشجویی که کلاه آفتابی به سر داشت، با صورتی گرد همچون دختران جنوبی و لبهای ترکخورده، صاف نشست و درحالیکه پتو را کنار میزد، به من چشم دوخت. قبل از آنکه صورتش را برگرداند تا عکسش را نگیرم، دو عکس گرفتم. هوای صبح نمناک بود و بوی عرق میداد. شاید نخوابیده بود. چهرهاش حالتی مالیخولیایی داشت. روز پنجم اعتصاب غذا بود و اگر به خواب میرفت، ممکن بود هرلحظه جانش را از دست بدهد. بلند شدم و گفتم: «پسفردا بارانی شدید میبارد. اداره حملونقل پکن اتومبیلهایی را به سمت میدان میفرستد تا شما را از باران در امان نگهدارد.»

تا امروز هنوز آن باران سیلآسا را به یاد دارم که میدان را خیسِ آب کرد. آبِ باران زمین را با پوسترهای تبلیغاتیِ قرمزرنگ فرش کرد و با جوهر سیاهِ پوسترها درهم آمیخت که به مچ پا، کفشهای کتانی، کتابها و کیسههای پلاستیکی برخورد میکردند. میدان به سیاهیِ شب بود. مردم گمان میکردند که روح مائو تسهتونگ در تالار یادبود حضور دارد.
در قطار شانگهای به پکن از دانشجویانی که جمع شده بودند تا به پکن بروند چندین عکس گرفتم. برخی در راهروی وسط قطار خوابیده و برخی دیگر روی جاچمدانی نشسته بودند و پاهایشان بالای سر همکلاسیهایشان آویزان بود. از این میگفتند که آیا ارتش برای سرکوب اعتراضات تیراندازی خواهد کرد و اینکه باید بتوانند رئیس انجمن دانشجویی را در دانشگاهها انتخاب کنند.

به زمانی فکر کردم که سربازان مسلح به میدان تیانآنمن هجوم آوردند. دانشجویان خارج از شهر فقط میتوانستند در چادرهای داخل میدان زندگی کنند و با سربازان مسلح روبهرو شوند. و دوست من در آن مقطع سربازی بود که دوربین به دست داشت. او تصاویری از چادرها و سربازانی را به ثبت رساند که از سرنیزه برای جستوجو در لابهلای لباسها پس از درهم کوبیدن معترضان با تانک استفاده میکردند. این تصاویر باعث میشدند به یاد کفشهای مردانه و زنانهای بیفتم که با اندازههای مختلف در کوپه قطار به حال خود رها شده بودند. در عکسهای صبح روز ۴ ژوئن، میدانی را میبینید که بیش از چادر مملو از تانک و دود است. به عکسها نگاه میکنم و نمیدانم آنها بعد از گذشت سیوپنج سال هنوز زنده هستند یا نه.
میدان تیانآنمنِ امروزی مدتهاست که ردِ تانکها را به خود نمیبیند. پرتره مائو تسهتونگ که روزی سه مرد جوان روی آن جوهر پاشیدع بودند، همچنان پابرجاست. یو ژیجیان، که به ۲۰ سال زندان محکوم شده بود، از دنیا رفت. وقتی آنها را در لسآنجلس ملاقات کردم، یو دونگیو، که مدتها پیش از زندان به آمریکای آزاد آمده بود، به دلیل سالها شکنجه پلیس چین از نظر روحی آشفته بود.
از زمان قتل عام تیانآنمن، این میدان شاهد حضور صدها «گردشگر لباس شخصی» بوده است. افرادی که وارد میدان میشوند، باید مدارک شناسایی خود را نشان دهند. با اینحال، بسیاری از دادخواهان همچنان بنرهایی را به نمایش درمیآورند یا حتی از روی پل جنشوی اقدام به خودکشی میکنند.
در روز ۴ ژوئن، ۲۳ سال پس از قتل عام تیانآنمن، نقاش جوانی به نام هوآ یونگ وارد میدان شد و در گرامیداشت هموطنان قربانی، عبارت «۴ ژوئن» را با خون خود بر پیشانیاش نوشت. پلیس بسرعت بازداشتش کرد. هوآ یونگ در ادامه به کانادا گریخت اما به شکل مرموزی در دریا جان باخت. رژیم تمامیتخواه چین به اینصورت وحشتِ سیاسی را در سراسر جهان اشاعه میدهد.
تصور کنید. اگر در یک کشور دموکراتیک با آزادی بیان هم باشید، صحبت کردن درباره حقایقِ قتل عام تیانآنمن میتواند امنیت شما را به خطر بیندازد، حتی اگر در فضای آزاد پارلمان بریتانیا باشید. فرقی نمیکند حزب محافظهکار بر سر قدرت باشد یا حزب کارگر. پس از سرکوب هنگکنگِ آزاد به دست حزب کمونیست چین، صدها جوانِ معتقد به آرمانهای دموکراتیک بریتانیایی مانند تونی چونگ و جاشوآ ونگ به زندان افتادند. آیا شهروندان بریتانیا همچنان میتوانند به سیاستمدارانی که در بر کسیهای پارلمان تکیه میزنند اطمینان کنند؟

شاهد هستیم که چین اکنون سطوح بالای زنجیره صنعتی جهان را کنترل میکند، همانطور که بریتانیا در جریان انقلاب صنعتی ۲۰۰ سال پیش از راه سلطه و استعمار دست بالا را داشت. حزب کمونیست چین بهطور مشابه در حال گسترش سرزمینهای استعماری جدید از طریق راهبردهایی مانند ابتکار کمربند و جاده است و سعی دارد که نظم نوینی را در عرصه بینالمللی پیاده کند.
در عصر جهانیشدن، وابستگی متقابل بین کشورها رو به افزایش است و انگلستان، با ورود به «عصر طلایی»، به یکی از شرکای تجاری فرعی چین بدل شده است. ارتباط چین و جهانیشدن روی اقتصاد کشورهای سراسر جهان تأثیر میگذارد. اگر به استانداردهای زندگی مردم بریتانیا توجه کنید، خواهید دید که آنها با شتاب زیاد به دوران جنگ جهانی دوم بازگشتهاند.
روابط آینده چین و جهان بهطور فزایندهای پیچیده و مبهم است. همهگیری کووید-۱۹ سه سال پیش به پایان رسید اما زخمهایی که این بیماری به جهان تحمیل کرده هنوز التیام نیافتهاند. اگر حزب کمونیست چین سیوپنچ سال مانند کشورهای اروپای شرقی پس از فروپاشی دیوار برلین سقوط کرده بود، با این همهگیری گسترده مواجه نمیشدیم. رژیمهای تمامیتخواه همیشه حقیقت را کتمان میکنند و بارها باعث بروز فاجعه میشوند. این مشاهده قتل عام تیانآنمن بود که کشورهای اروپای شرقی را به کنار گذاشتن حکومت کمونیستی ترغیب کرد، زیرا اروپاییها از این میترسیدند که تانکها مردمان آنها را نیز درهم بکوبند.
سرکوب وحشیانه حزب کمونیست چین در تیانآنمن، جرقه آتشی را زد که رژیمهای کمونیستی اروپای شرقی را سوزاند. چنانکه آمریکاییها مدتها قبل پیشبینی کرده بودند، استانداردهای عالی زندگی به «تکامل مسالمتآمیز» منجر میشوند. ثروت چین، در کنار ظهور طبقه متوسطی که حامی وضع موجود بود، صرفاً به تمامیتخواهیِ رژیم افزود. این مسئله در راستای همان سنت سیاسی منحصربهفردِ چین است که میگوید تحول از فقر نشأت میگیرد و ثبات از ثروت. رژیمهای تمامیتخواه میتوانند اقتصاد خود را بسرعت توسعه دهند، درست همانطور که آلمان در عصر آدولف هیتلر طی سیزده سال به قدرتمندترین دولت اقتصادی و نظامی اروپا بدل شد. به همین ترتیب، حزب کمونیست چین را طی بیست سال به یک قدرت جهانی بدل کرده است.
«حکمرانی جهانیِ» حزب کمونیست چین بخشهای مختلفی از سازمان ملل را تحت کنترل خود درآورده و از طریق گروه ۲۰، بانک سرمایهگذاری زیربنایی آسیا و ابتکار کمربند و جاده، به شکلی همهجانبه در آسیا نفوذ پیدا کرده است. حزب کمونیست چین همچنین به دنبال ایجاد آیندهای مشترک در کشورهای ضعیف آفریقایی است که با هدف تضعیف نفوذ سیاسی دموکراتیک آمریکا و ترویج سلطه حزب کمونیست در سطح بینالمللی در دستور کار پکن قرار دارد.
با اینحال، دموکراسیهای لیبرال غیرمترقی آزادی و دموکراسی را با «نان و شیر» معامله نمیکنند. صرفاً اگر توسعه چین سرعت کمتری پیدا کند، دیگر کشورها فرصت مییابند که قویتر شوند. شاید دیگر خیلی دیر باشد اما آمریکا از خواب بیدار شده است و اروپا نیز احتمالاً به بیداری خواهد رسید. جنگ سرد نوین، در کنار مناقشات نظامی جاری در روسیه و اوکراین، در سطح جهان جلوهگر خواهد شد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

















