یک معلم حقالتدریس با گلایه از شرایط نابسامان کاری و مشکلات اقتصادی گفت که او طلاهای همسرش و تمام پس اندازش را برای خرید خودرو مصرف کرد و با گذشت نه ماه از تاخیر در تحویل خودرو، او بلاتکلیف مانده است.
این معلم در تماس با ایلنا افزود: «یک سال پیش تمام پسانداز و طلاهای همسرم را برای خرید ماشین حوالهای هزینه کردم تا بعد از مدرسه بتوانم روی ماشین کار کنم. بیش از یک سال گذشته و هنوز نتوانستم ماشین را از کارخانه تحویل بگیرم. هر چه تماس میگیرم، امروز و فردا میکنند و جواب درستی به ما نمیدهند.»
او با اشاره به شرایط دشوار معلمان غیررسمی گفت: «سالهاست در شرایطی سخت با حقوقی ناچیز مشغول تدریس هستیم. بارها وعده تبدیل وضعیت شنیدیم، اما هیچگاه این وعدهها عملی نشد. نتیجه سالها کار در آموزش و پرورش، تنها پساندازی بود که حالا با تورم سرسامآور، ارزشش نصف شده است.»
وی تأکید کرد: «زمانی که طلاهای همسرم را برای ثبتنام خودرو فروختیم، قیمت هر گرم طلا حدود ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بود؛ حالا قیمتش به حدود ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده. نه تنها خودرو تحویل نگرفتیم، بلکه سرمایهمان هم بهشدت کاهش یافته است.»
این معلم در پایان گفت: «سالها درس خواندم و زحمت کشیدم تا معلم شوم، اما حالا در آستانه میانسالی، نه شغل رسمی دارم، نه درآمد کافی. برای خرید یک خودرو که قرار بود ابزار کارم باشد، تمام داراییام را دادم اما نه خودرو دارم، نه پولم بازگشته و نه امیدی به آینده دارم.»
رسانه داخلی اقتصاد ۲۴ در بهار سال گذشته گزارش داده بود: «معلمان رسمی درظاهر حکمهای استخدام پرزرق و برقی دارند، اما دریافتیهایشان چنگی به دل نمیزند. خریدخدمتیها و حقالتدریسیها، اما شرایط بحرانیتری را تجربه میکنند، بهویژه آنها که در مناطق محروم درس میدهند. حق بیمه آنها که استخدام رسمی نیستند، کامل پرداخت نمیشود. دستمزدها علاوه بر ناچیزبودن به شیوهای نامنظم پرداخت میشود. حقوق پرداختشده به آنها، گاهی به ۸ میلیون تومان هم نمیرسد و همین مقدار اندک بعد از چندماه و با تاخیر بسیار پرداخت میشود.»
این رسانه به نقل از یک معلم به نام حسین در وضعیت «خرید خدمت» گزارش داد که او با سابقه ۱۱ سال سابقه تدریس، حدود ۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان درآمد دارد، این درآمد نیز با تاخیر به او پرداخت میشود و او مجبور است که برای تامین هزینههای زندگی خود و دو فرزندش بعد از ساعات کاری در مدارس، مسافرکشی کند.
او گفت: «بیشتر نیروهای خرید خدمت متولدین دهه ۶۰ هستند. سایر ادارات بهدلیل محدودیت سنی ما را استخدام نمیکنند، درحالیکه بهدلیل پایین بودن دستمزدها و پرداخت نابسامان آن توسط آموزشوپرورش و شرکتهای پیمانکار، بسیاری از همکاران من بعد از ساعت کاری یا کارگری میکنند یا کشاورزی. در همین شهرستان جازموریان یکی از همکارانمان بهدلیل بیماری فوت کرد، زیرا در نبود بیمه و دستمزد کافی نتوانست از عهده هزینههای درمانیاش برآید.»














