تغییرات مغز مدتها پیش از بروز علائم شناختی یا رفتاری شروع میشوند.
بیماری آلزایمر یک اختلال پیشرونده عصبی است که بهتدریج حافظه، مهارت تفکر و توانایی انجام کارهای روزمره را از بین میبرد. این عارضه بهعنوان شایعترین بیماری زوال عصبی شناخته میشود. آلزایمر یک بیماری برگشتناپذیر و مهلک است.
آلزایمر معمولاً بدون علامت شروع میشود و سالها پیش از تشخیص پزشک در قالب اشتباهات روزمره بروز پیدا میکند و بهسادگی نادیده گرفته میشود.
نشانهها و علائم اولیه بیماری آلزایمر
علائم آلزایمر بسته به زمان آغاز بیماری متفاوت هستند.
بهطور کلی آلزایمر بر دو نوع است: آلزایمر زودهنگام که پیش از ۶۵ سالگی شروع میشود و آلزایمر دیرهنگام که پس از ۶۵ سالگی رخ میدهد.
آلزایمر زودهنگام حدود ۵ تا ۶ درصد از کل موارد این بیماری را شامل میشود، معمولاً دلایل ژنتیکی قویتری دارد، سریعتر پیشرفت میکند و ممکن است با اختلال تفکر، گفتار یا بینایی همراه باشد و صرفاً حافظه را مختل نکند؛ اتفاقی که تشخیص اولیه بیماری را دشوارتر میکند.
آلزایمر دیرهنگام که پس از ۶۵ سالگی رخ میدهد، معمولاً با افت تدریجی حافظه شروع میشود و بهآرامی مراحل قابل پیشبینی خود را پشت سر میگذارد.
روند پیشرفت آلزایمر دیرهنگام، که شایعترین نوع این بیماری است، شامل پنج مرحله زیر میشود.
۱. مرحله فاقد علامت
تغییرات زیستی مرتبط با آلزایمر مدتها پیش از بروز علائم شناختی یا رفتاری شکل میگیرند. این مرحله ممکن است سالها یا حتی به مدت دو دهه ادامه داشته باشد.
۲. مرحله اولیه
مرحله اولیه بیماری آلزایمر با علائم خفیفی همراه است که ممکن است شبیه چالشهای مرسوم دوران سالخوردگی باشند. فرد در این مرحله معمولاً به وضعیت خود واقف است و استقلال خود را تا حد زیادی حفظ میکند و میتواند با کمترین کمک به رانندگی، کار و فعالیتهای روزمره ادامه دهد.
علائم هشداردهنده عبارتند از:
- گمکردن مکرر وسایل و فراموش کردن مسیر برگشت
- سردرگمی درباره زمان، تاریخ یا مکانهای آشنا
- دشواری در برنامهریزی یا سازماندهی
- مشکل در یادگیری اطلاعات جدید یا حفظ تمرکز
- چالشهای تازه در یافتن کلمات مناسب در حین گفتوگو یا نوشتن
- دشواری در تفسیر اطلاعات بصری
- تغییرات شخصیتی یا عاطفی
۳. مرحله میانه
این مرحله با بروز علائم آشکارتر همراه است. حافظه و تواناییهای شناختی به روند نزولی خود ادامه میدهد و بیمار برای انجام فعالیتهای روزمره به نظارت و کمک بیشتری نیاز پیدا میکند. البته وضوح ذهنی تا حدی دستنخورده میماند. این مرحله ممکن است سالها ادامه پیدا کند.
علائم رایج عبارتند از:
- دشواری در انجام فعالیتهای روزانه از جمله لباس پوشیدن، رانندگی، خواندن یا نوشتن
- مشکل در بهخاطرآوردن اتفاقات اخیر یا تجربههای مهم
- گفتار نامفهوم یا استفاده نادرست از کلمات
- باورهای نادرست یا توهم
- تغییر خلقوخو از جمله افسردگی، بیقراری یا رفتار پرخاشگرانه
- اجتناب از تعاملات اجتماعی
- رفتارهای تکراری یا وسواسگونه
- اختلال خواب
- افت آگاهی فضایی
۴. مرحله حاد یا نهایی
این مرحله با افت شدید عملکرد شناختی و جسمانی همراه است. فرد در این مرحله برای انجام فعالیتهای روزمره به مراقبت دائمی نیاز دارد.
علائم رایج عبارتند از:
- از دست دادن حافظه از جمله ناتوانی در تشخیص اعضای خانواده یا چهرههای آشنا
- ناتوانی در ایجاد ارتباط
- بیاختیاری ادرار و مدفوع
- مشکل بلع
- ضعف پیشرونده و افت توان حرکتی
- بروز رفتارهای خشونتآمیز
- کاهش ناخواسته وزن
- عفونتهای تکرارشونده
- دلیریوم یا روانآشفتگی
۵. مرحله پایان زندگی
فرد در این مرحله به ماههای پایانی آلزایمر میرسد و استقلال عملکردی خود را از دست میدهد. افت شناختی شدت میگیرد و فرد به مراقبت شبانهروزی نیاز پیدا میکند. از اینرو، تمرکز بر تسکین، آسایش و کیفیت زندگی بیمار خواهد بود. این وضعیت درنهایت به کما و مرگ بیمار منجر میشود که اغلب به دلیل عفونت یا نارسایی اندامها رخ میدهد.
نشانههای زوال سریع در بیماری آلزایمر
آلزایمر پیشرونده زیرشاخه بالینی بیماری آلزایمر است که با افت سریع توان شناختی و کاهش قابلتوجه طول عمر همراه است. این عارضه اغلب طی چند ماه تا چند سال پیشرفت میکند و بیمار با افت شدید عملکرد شناختی و فعالیتهای روزانه مواجه میشود.
چه عواملی باعث بیماری آلزایمر میشوند؟
آلزایمر بیماری پیچیدهای است که به دلیل تعامل چند فرایند مختلف در مغز ایجاد میشود. علل بروز آلزایمر همواره در حد حدس و گمان بودهاند.
یکی از فرضیههای رایج این است که آلزایمر بر اثر انباشت غیرطبیعی دو پروتئین آمیلوئید و تائو رخ میدهد. پروتئینهای آمیلوئید پلاکهای چسبندهای در اطراف سلولهای مغزی تشکیل میدهند که جلوی ارتباط نورونها را میگیرند و پروتئینهای تائو درون سلولها درهم میپیچند و مسیر انتقال مواد مغذی را مسدود میکنند.
این ناهنجاریها روند پیامرسانی سلولی را مختل میکنند، برای سلولها سمّی هستند و درنهایت به مرگ نورونها منجر میشوند. بخشهایی از مغز با مرگ نورونها تحلیل میروند. معمولاً نقاط مرتبط با حافظه نخستین بخشهایی هستند که آسیب میبینند.
گفتنی است که محققان با طرح این فرضیه، که شناختهشدهترین فرضیه در رابطه با آلزایمر است، به دستکاری دادهها و تخلف علمی متهم شدهاند.
دانشمندان در سالهای اخیر نظریههای جدید زیادی را مطرح کردهاند:
- التهاب عصبی: سلولهای ایمنی مغز (میکروگلیا) در بیماری آلزایمر بیشفعال میشوند و التهاب مزمن ایجاد میکنند که به نورونها لطمه میزند و باعث گسترش پروتئینهای سمّی میشود.
- اختلال میتوکندریایی: میتوکندری نمیتواند به اندازه کافی آدنوزین تریفسفات- سوخت انرژی سلول- تولید کند و همزمان مولکولهای مضری را آزاد میکند که به نورونها لطمه میزنند.
- کاهش سوختوساز گلوکز: مغز نسبت به انسولین مقاوم میشود و نمیتواند گلوکز را به درستی مصرف کند؛ حالتی که به آن «دیابت نوع ۳» میگویند. این وضعیت پیامرسانی سلولی را مختل میکند و باعث انباشت پروتئینهای سمّی میشود.
- اختلال محور روده-مغز: میکروبیوم ناسالم روده التهاب گستردهای در بدن ایجاد میکند که پس از رسیدن به مغز به سد خونی-مغزی لطمه میزند و باعث زوال عصبی میشود.
- عدم تعادل فلزات: انباشت یا کمبود غیرطبیعی فلزاتی مانند مس، آهن یا روی موجب تنش اکسایشی، تاشدگی نادرست پروتئینها و مسمومیت سلولی میشود.
- فعالیت بیشازحد گلوتامات: فعالیت بیشازحد گیرندههای گلوتامات بهویژه در نقاط مرتبط با حافظه مانند هیپوکامپ سبب افزایش سدیم و کلسیم و مرگ نورونی میشود.
- آسیبدیدگی نورونهای کولینرژیک: آسیبدیدگی نورونهایی که استیلکولین- یک پیامرسان ضروری برای حافظه و توجه- تولید میکنند، در افت زودهنگام عملکرد شناختی دخیل است.
- تنش اکسایشی: مصرف بالای اکسیژن و فعالیت میتوکندریایی موجب افزایش سطح رادیکالهای آزاد میشود. افزایش رادیکالهای آزاد در بیماری آلزایمر و کاهش توان دفاع آنتیاکسیدانی به چربیها، پروتئینها و دیانای لطمه میزند. از اینرو، پروتئین آمیلوئید بتا انباشته میشود و به تنش اکسایشی دامن میزند.
- اختلال سد خونی-مغزی: آنژیوپاتی آمیلوئید مغزی یکی از آسیبهای عروقی مرتبط با آلزایمر است که با رسوب آمیلوئید بتا در جداره رگهای کوچک مغز همراه است. این عارضه جریان خون را مختل میکند، سد خونی-مغزی را ضعیفتر کرده و به التهاب عصبی دامن میزند.
- پروتئینهای پاتولوژیک: انباشت آمیلوئید بتای کژتابیده و تائویی که بیشازحد فسفرگیری کرده است، باعث تشکیل پلاکها و گرههایی میشود که عملکرد سیناپسی، انتقال نورونی و پایداری شبکه مغزی را مختل میکنند.
- تغییرات ساختاری مغز: تحلیل رفتن تدریجی بافت مغز بهویژه در ناحیه هیپوکامپ و قشر مغز از مرگ گسترده نورونی و شدتگرفتن علائم حکایت دارد.
عوامل خطر
سن مهمترین عامل خطر است. احتمال ابتلا به آلزایمر پس از ۶۵ سالگی تقریباً هر پنج سال دوبرابر میشود. تغییرات مغزی مرتبط با افزایش سن مانند کوچکشدن بافت، التهاب، آسیب عروقی و مختلشدن انرژی سلولی به نورونها لطمه میزنند و عملکرد سایر سلولهای مغزی را مختل میکنند. خانمها اندکی بیش از آقایان در معرض خطر ابتلا به آلزایمر قرار دارند که احتمالاً به طول عمر بیشتر آنها مربوط میشود.
خطر ابتلا به آلزایمر در بین سیاهپوستان و لاتینتبارها تقریباً دوبرابر بیشتر از سفیدپوستان است.
سبک زندگی و عوامل محیطی
عادتهای سبک زندگی و مواجهه با عوامل محیطی نقش بسزایی در سلامت مغز دارند و بر احتمال ابتلا به آلزایمر اثر میگذارند.
- انزوای اجتماعی: انزوای اجتماعی خطر دمانس را تا حدود ۶۰ درصد افزایش میدهد.
- عدم تحریک ذهنی: کاهش فعالیتهای شناختی به روند زوال ذهنی سرعت میبخشد، درحالیکه فعالیتهای ذهنی محرک با کاهش خطر دمانس در سنین بالا ارتباط دارند.
- استرس مزمن: استرس طولانیمدت موجب افزایش سطح کورتیزول میشود که به هیپوکامپ لطمه میزند، انعطافپذیری نورونی را کاهش میدهد، التهاب عصبی را افزایش داده و به روند انباشت پروتئینهای آمیلوئید بتا و تائو سرعت میبخشد.
- کمبود خواب: خواب ناکافی یا بیکیفیت به انباشت پروتئینهای مضر دامن میزند. داشتن ۶ تا ۸ ساعت خواب بیوقفه شبانه برای بیشتر افراد کفایت میکند.
- رژیم غذایی ناسالم: رژیمهای غذایی سرشار از اقلام فراوریشده، قند و چربیهای ناسالم با افزایش خطر آلزایمر ارتباط دارند، زیرا به تشدید مشکلات قلبیعروقی، کاهش جریان خون مغزی و التهاب عصبی را دامن میزنند.
- کمبود ورزش: فعالیت بدنی منظم باعث تفویت سلامت قلب، جریان خون و اکسیژنرسانی به مغز میشود و به تثبیت عملکرد شناختی کمک میکند.
- چربی شکمی اضافی: چربی شکمی بهویژه چربی احشایی باعث التهاب مزمن، مقاومت به انسولین، اختلال عملکرد عروقی، ناهماهنگی هورمونی و تنش اکسایشی میشود؛ عواملی که همگی با تحلیل رفتن مغز و افت عملکرد شناختی مرتبط هستند.
- کمبود مواد مغذی: کمبود ریزمغذیهایی مانند منگنز، سلنیوم، مس و روی و ویتامینهای آ، ب، ث، د و ئی خطر آلزایمر را افزایش میدهند. از این گذشته، سطح لوتئین، زآگزانتین و لیکوپن مغز در بیماران مبتلا به آلزایمر کمتر است.
- مواجهه با آلایندهها: مواجهه بیشتر با ذرات آلاینده هوا با تغییرات شدید مغزی مرتبط با آلزایمر و تشدید دمانس ارتباط دارد، زیرا آلایندهها وارد جریان خون و مغز شده و به افزایش التهاب و تنش اکسایشی دامن میزنند.
- مواجهه با سموم محیطی: یک مطالعه مروری در سال ۲۰۲۰ نشان داد که عفونتهای ویروسی، باکتریایی یا قارچی باعث ایجاد التهاب میشوند که بافت مغز را بهتدریج تحلیل میبرد و باعث بروز آلزایمر میشود.
- مواجهه با نور مصنوعی شبانه: مواجهه بیشتر با نور مصنوعی شبانه بهویژه در افراد زیر ۶۵ سال با افزایش خطر آلزایمر ارتباط دارد، زیرا ریتم شبانهروزی بدن را مختل میکند، به تشدید التهاب دامن میزند و توان دفاعی بدن را تضعیف میکند.
- سیگار: سیگار کشیدن به رگها لطمه میزند و جریان خون مغزی را به حداقل میرساند. تحقیقات نشان میدهند که سیگار خطر دمانس را ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش میدهد. ترک سیگار در سالهای پایانی زندگی باعث کاهش سطح خطر میشود.
ژنتیک
آلزایمر زودهنگام و دیرهنگام از مؤلفههای ژنتیکی مهمی برخوردارند، اما دلایل زمینهای متفاوتی دارند که از جهشهای ژنتیکی مستقیم تا ترکیب پیچیده عوامل ژنتیکی و محیطی متغیر است.
- ژنهای PSEN1 یا PSEN2: آلزایمر زودهنگام بعضاً موروثی است و آلزایمر خانوادگی نامیده میشود که از جهش ژنهای APP، PSEN1 یا PSEN2 نشأت میگیرد. جهشهای ژنتیکی باعث تولید بیشازحد آمیلوئید بتا میشوند که درنهایت به تشکیل پلاکهای آمیلوئیدی در مغز میانجامد.
- ژن APOE: ژن APOE جزو عوامل خطر شناختهشده آلزایمر دیرهنگام است. مطالعهای در سال ۲۰۲۴ نشان داد افرادی که دو ژن APOE4 دارند، تقریباً همیشه تا سن ۵۵ سالگی با تغییرات مغزی مرتبط با آلزایمر مواجه شده و بیشتر آنها تا ۶۵ سالگی دچار افزایش غیرطبیعی سطح آمیلوئید میشوند.
شرایط پزشکی و مداخله
بعضی از بیماریها و نحوه مدیریت آنها میتوانند سلامت شناختی را تحت تأثیر بگذارند و به افزایش خطر ابتلا به آلزایمر دامن بزنند.
- بیماریهای خاص: دیابت، افت شنوایی، آسیبهای مغزی، بیماریهای قلبیعروقی، فشار خون بالا و بعضی از عفونتها خطر آلزایمر را افزایش میدهند.
- داروهای خاص: داروهایی مانند زولپیدم (برای بیخوابی) و بنزودیازپینها (برای اضطراب) عملکرد شناختی را مختل کرده و باعث افت حافظه، افت حافظه کلامی و کاهش سرعت پردازش مغز میشوند.
آلزایمر چگونه تشخیص داده میشود؟
هیچ آزمایش واحدی برای تشخیص آلزایمر وجود ندارد. متخصصان با کنار زدن علل احتمالی میتوانند این بیماری را با دقت ۹۵ درصدی تشخیص دهند. تأیید قطعی بیماری تنها پس از مرگ و با کالبدشکافی امکانپذیر است. انجام ارزیابیهای جامع اعم از بررسی سوابق پزشکی، معاینات عصبشناختی و سایر راهکارهای تشخیصی ضروری است.
روشهای ارزیابی
چند روش و ابزار ارزیابی وجود دارد که به پزشکان کمک میکند تا حافظه، تفکر و عملکرد کلی مغز را در فرایند تشخیص آلزایمر بررسی کنند.
معاینات فیزیکی و عصبشناسی
عملکرد کلی، تونوس ماهیچهای، بنیه فیزیکی، بینایی و شنوایی مورد بررسی قرار میگیرد.
معاینات شناختی
معاینات مختلفی برای سنجش حافظه، تفکر و تمرکز وجود دارد که در آنها از روشهای کوتاه و ساختارمند برای سنجش مهارتهای شناختی استفاده میشود.
- معاینه وضعیت ذهنی: شامل به یاد آوردن تاریخ، نام بردن اشیاء، پیروی از دستورات ساده و یادآوری فهرستهای کوتاه.
- مینی-کاگ: یادآوری سه کلمه و ترسیم ساعت برای سنجش حافظه و عملکرد اجرایی.
- ارزیابی شناختی مونترآل: سنجش توجه، حافظه، گفتار، مهارتهای بصری-فضایی و عملکرد اجرایی برای انجام یک ارزیابی جامع و دقیق.
اسکنهای مغزی
در اسکنهای مغزی از تصاویر دقیق جهت ارزیابی ساختار و فعالیت مغز استفاده میشود تا امکان شناسایی تغییرات مرتبط با آلزایمر فراهم شود.
- سیتی اسکن: تهیه تصاویر مقطعی از مغز
- امآرآی: تهیه تصاویر دقیق برای نمایش تحلیل رفتن مغز
- پت اسکن (توموگرافی گسیل پوزیترون): بررسی فعالیت مغز و شناسایی تغییرات مولکولی اعم از متابولیسم مغز، انباشت پروتئین، التهاب و فعالیت شیمیایی
آزمایشها
در این آزمایشها از بررسی مایعات بدن جهت شناسایی نشانگرهای زیستی و رد پای مشکلات مشابه آلزایمر استفاده میشود.
- پونکسیون کمری (سنجش مایع مغزی-نخاعی): نمونهبرداری از مایع مغزی-نخاعی برای ارزیابی سطح پروتئین
- آزمایش خون: اندازهگیری پروتئینها و نشانگرهای زیستی مرتبط با تغییرات مغزی از جمله آسیبشناسی اولیه آلزایمر
- آزمایش ادرار: بررسی عفونتها یا دیگر ناهنجاریها
در قسمت بعدی این مقاله با روشهای درمان بیماری آلزایمر آشنا میشویم.
(ادامه دارد)

















