اسرائیل و تایوان تشابهات قابلملاحظهای دارند: هردو با تهدیدات وجودی از جانب همسایگان متخاصم روبهرو هستند و طعم انزوای بینالمللی را چشیدهاند.
اسرائیل، تایوان و آفریقای جنوبیِ عصر آپارتاید در طول جنگ سرد در زمینه توسعه توانمندی هستهای با یکدیگر همکاری داشتند، تا اینکه آمریکا وارد میدان شد. با توجه به این پیشینه، اسرائیل محدودیتی برای تعمیق روابط خود با تایوان ندارد.
پیشتر ممکن بود که اسرائیل برای اینکه باعث ناراحتی چین نشود، از تایوان فاصله بگیرد. با اینحال، با توجه به اتحاد چین با ایران و موضع سختگیرانه آمریکا در قبال رژیم کمونیستی چین، به نظر میرسد که این ملاحظهکاری دیگر معنا و مفهومی ندارد.
جمهوری اسلامی برای کمکهای اقتصادی، فناوری نظامی و مواد حیاتی مورد نیاز صنعت دفاعی خود به چین نیازمند است. از منظر دیپلماسی، چین به شکل علنی از فلسطین حمایت میکند و حماس را جزو سازمانهای تروریستی نمیداند. این مسئله باعث شده که برخی از سیاستمداران اسرائیلی به فکر بازی با «کارت تایوان» باشند.
آمریکا در اوت ۲۰۲۳ با اولین کمک نظامی به تایوان براساس قانون تأمین مالی نظامی خارجی موافقت کرد؛ قانونی که معمولاً از طریق تأمین مالی مستقیم برای کمک به کشورهای مستقل در مسیر توسعه صنایع دفاعی خود به کار گرفته میشود. به نظر میرسد که واشینگتن تایوان را ترغیب میکند تا در توسعه قابلیتهای دفاعی خود از اسرائیل الگوبرداری کند.
تاکنون فقط اسرائیل از امتیازات قانون تأمین مالی نظامی خارجی بهرهمند شده است. تحت پوشش قرار گرفتن تایوان به این جزیره کمک میکند تا سیستم نظامی-صنعتی خود را توسعه دهد. تایوان از یک صنعت دفاعی نسبتاً مستقل برخوردار است، اما برای ادغام با سامانههای آمریکایی بویژه در زمینه دیجیتالسازی تسلیحات و هوش مصنوعی باید خود را ارتقا دهد.
اسرائیل به واسطه تخصص خود و تحت هدایت آمریکا واردِ سازوکار همکاری با تایوان شده است. همان ماه که کمکهای نظامی آمریکا به تایوان به تصویب رسید، هیئت پارلمانی اسرائیل با تسای اینگ-ون، رئیسجمهور وقت تایوان، ملاقات کرد. طرفین توافق کردند که همکاریهای خود را در تمام زمینهها از جمله قابلیتهای دفاعی تقویت کنند.
راهبرد چین در قبال خاورمیانه
مدتهاست که سیاست چین در قبال خاورمیانه بر همسویی با کشورهایی متمرکز بوده که برخلاف منافع آمریکا عمل میکنند.
اسرائیل، جمهوری خلق چین را در سال ۱۹۵۰ به رسمیت شناخت؛ اما روابط دیپلماتیک پکن با اسرائیل در سال ۱۹۹۲ رسمیت پیدا کرد. این درحالی است که اسرائیل از سالها قبل و به شکلی بیسروصدا به چین فناوری نظامی صادر میکرد. چین بهوضوح فاصله خود را حفظ کرد و ایجاد ارتباط با جهان عرب را در اولویت قرار داد.
در سال ۱۹۷۱، آلبانی- متحد وقت کمونیستها- و الجزایر- از کشورهای برجسته عربی- اقداماتی را در دستور کار خود قرار دادند تا جمهوری خلق چین در سازمان ملل جایگزین تایوان شود. از آنجا که آمریکا از اسرائیل حمایت میکند، چین به سمت دشمنان اسرائیل میرود.
به لحاظ تاریخی، چین علناً حامی سازمان آزادیبخش فلسطین بوده و با آرمان فلسطین ابراز همبستگی کرده و میزبان سفرهای مکرر گروههای مختلف فلسطینی به پکن بوده است.
اکنون هدف چین از سیاستهای خاورمیانهای خود به چالش کشیدن نظام بینالملل- در سایه آمریکا- از طریق همسویی با کشورهای جهان سوم و مناطق توسعهنیافته است. کشورهای خاورمیانه که سرشار از منابع هستند اما از فقدان سامانههای صنعتی قدرتمند رنج میبرند، شریک ایدهآلی برای توسعه چین محسوب میشوند.
چین حضور کشورهای خاورمیانه را در مقابله با نظام بینالملل، که زیر سایه آمریکا عمل میکند، ضروری میداند. حمایت پکن از فلسطین، کشورهای عربی، ایران، روسیه و کره شمالی، محور قدرت جدیدی را تشکیل داده است.
وقتی فشارها افزایش مییابد، چین ریسکِ رویگردانی از اسرائیل را برای حفظ روابط با دیگر کشورهای خاورمیانه به جان میخرد.
مصادره حسن نیت تاریخی
شانگهای در جریان جنگ جهانی دوم به حدود ۲۰ هزار مهاجر یهودی که از اروپا فرار کرده بودند، پناه داد؛ آن هم در مقطعی که بسیاری از کشورها مرزهای خود را بسته بودند. این اقدام تاریخی باعث شد که بسیاری از یهودیان مدیونِ چینیها شوند؛ بویژه ساکنان شانگهای که پذیرای آنها شدند.
با اینحال، باید توجه داشت که اعطای پناهندگی در دولت پیشکمونیستی جمهوری چین تحت حکمرانی حزب کومینتانگ رخ داد که متعاقب شکست از حزب کمونیست در جنگ داخلی در سرزمین اصلی در سال ۱۹۴۹ به تایوان عقبنشینی کرد.
حزب کمونیست چین نقشی در این اقدام خیرخواهانه تاریخی نداشته، اما از آن برای کسب دستاوردهای دیپلماتیک و ایجاد روابط عمومی استفاده کرده است.
پس از قتلعام میدان تیانآنمن در سال ۱۹۸۹، آمریکا صادرات تجهیزات نظامی به چین را ممنوع کرد. اسرائیل، که مشمول این ممنوعیت نبود، فناوریهای نظامی پیشرفته خود را در سالهای آتی به چین صادر کرد. برای نمونه میتوان به پهپاد ضدتشعشع هارپی و موشک هوا به هوای پایتون-۳ اشاره کرد که بین دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ به این کشور صادر شدند. گزارشها حاکی از آنند که چین این فناوریها را در راستای مصارف نظامی، مهندسی معکوس کرده است.
قرار بر این بود که اسرائیل در سال ۲۰۰۰ سامانه کنترل و هشدار زودهنگام هوابرد فالکون چین را ارتقا دهد، اما آمریکا این کشور را برای لغو قرارداد تحت فشار گذاشت. اسرائیل که نگران به خطر افتادن روابط دفاعی حیاتی خود با آمریکا بود، از این کشور تبعیت کرد و درعمل به همکاریهای نظامی خود با چین خاتمه داد.
در بخش غیرنظامی نیز تخصص اسرائیل به کمک چین آمده است. اسرائیل فناوری نیمهرساناها، نوآوریهای مربوط به کشاورزی مانند آبیاری قطرهای- که مناطق خشک را متحول کرد- و فناوری نمکزدایی- که در رفع نیاز چین به آب شیرین مؤثر بود- را در اختیار چین گذاشت. اقدامات اسرائیل شکاف قابلتوجهی در تحریمهای تسلیحاتی ایجاد کردند و کمک ارزندهای برای چین محسوب میشدند.
چینِ کمونیستی دوستی خود با دیگر کشورها را براساس منافع عملی توسعه میدهد و حفظ میکند.
اوکراین فناوریهای نظامی حیاتی خود را در اختیار پکن قرار داد، اسرائیل تخصص نظامی و غیرنظامی پیشرفته خود را به اشتراک گذاشت و ژاپن از درِ سرمایهگذاری و علم وارد شد. این کشورها که زمانی نقش قابلتوجهی در توسعه چین داشتند، اکنون جزو رقبای اصلی این کشور هستند.
اگر اوضاع خاورمیانه وخیمتر شود- مانند شکلگیری یک جنگ تمامعیار بین اسرائیل و ایران- این امکان وجود دارد که کشورها در روابط جهانی خود بازنگری کنند.
درگیری گسترده چین، روسیه و ایران با ائتلافهای غربی ممکن است اسرائیل را به سمت قطع رابطه با پکن سوق دهد.
این سناریو باعث تغییر قابلتوجه دورنمای سیاسی جهان خواهد شد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: الکساندر لیائو روزنامهنگاری است که رویدادهای بینالمللی را با تمرکز بر آمریکا، چین و آسیای جنوب شرقی پوشش میدهد. مقالات او در روزنامهها و مجلات مالی آمریکا و هنگکنگ منتشر شدهاند.

















