Search
Asset 2

دیدگاه؛ هشدار نسبت به بی‌تفاوتی فزاینده در قبال هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶

در سال ۲۰۲۵ شاهد آغازِ پرقدرت آینده‌ای نوین بودیم. هوش مصنوعی از یک نوآوری به یک ضرورت تبدیل شد. چه می‌شود اگر آینده دیگر چیزی برای شگفت‌زده‌کردن ما نداشته باشد؟
(Sneksy/Getty Images)

چه می‌شود اگر آینده دیگر چیزی برای شگفت‌زده‌کردن ما نداشته باشد؟

در سال ۲۰۲۵ شاهد آغازِ پرقدرت آینده‌ای نوین بودیم. هوش مصنوعی از یک نوآوری به یک ضرورت تبدیل شد.

سورا، محصول شرکت اوپن‌ای‌آی، براساس دستورات متنی یک ویدئوی واقعی می‌سازد. دستیارهای صوتی به‌شدت روان، احساسی و تا حدی انسانی صحبت می‌کنند. تمام کارها، از خدمات مشتریان تا تولید محتوا، به دست سامانه‌هایی سپرده شده که تا همین یک سال پیش وجود خارجی نداشتند.

این سامانه‌ها باعث بروز خشم، ترس، شگفتی و خستگی شدند. سلبریتی‌ها به تصاویر جعلی مبتنی بر هوش مصنوعی اعتراض کردند. هنرمندان به دلیل استفاده غیرمجاز از داده‌های آموزشی خود دست به شکایت زدند. نویسندگان از پایان دوران تألیف گفتند. کارشناسان احتمال انقراض نسل بشر را مطرح کردند. برخی نگران جایگاه شغلی خود شدند و برخی دیگر از دیدن این‌که ماشین‌ها موسیقی می‌سازند، فیلم‌نامه می‌نویسند و به‌نحوی گفت‌و‌گو می‌کنند که فرقی با انسان‌ها ندارند، مات و مبهوت ماندند.

اما در سال ۲۰۲۶ احتمالاً خبری از شگفتی نخواهد بود. هوش مصنوعی همچنان به شکل نامحسوس توسعه خواهد یافت و ما را جذبِ خود خواهد کرد. هوش مصنوعی به امری عادی تبدیل می‌شود. سامانه‌هایی که روزی مبهوت‌مان می‌کردند، به حاشیه خواهند رفت. با این‌حال، افراد بیشتری بی‌آن‌که بدانند، به آن‌ها متکی خواهند شد. این پرسش که «آیا این اثر به دست انسان‌ها خلق شده؟» به تدریج رنگ می‌بازد.

«نوآوری» و رشد بی‌وقفه باعث ادامه روند توسعه مراکز داده شده و منابع انرژی را برای تأمین نیازهای هوش مصنوعی در تنگنا قرار می‌دهد. اما از نظر فرهنگی با لحظه سرنوشت‌سازی مواجه خواهیم شد: عبور از مرحله شگفتی و رسیدن به مرحله هم‌سان‌سازی. ابزارهایی که زمانی عامل شگفتی بودند، به امری عادی تبدیل خواهند شد.

این تغییر صرفاً از طریق محتوا رخ نمی‌دهد و پای نظارت هم در میان است. «باس‌ویر»- نرم‌افزاری که رفتار کارکنان را رصد می‌کند، ریسک‌ها را شناسایی کرده و جریان کارها را بهینه‌سازی می‌کند- در محیط‌های شرکتی گسترش خواهد یافت. توضیح زیادی در این‌باره داده نمی‌شود و خیلی‌ها آن را به چالش نمی‌کشند، زیرا به‌عنوان عامل افزایش بهره‌وری شناخته می‌شود. برخی از کارکنان مقاومت خواهند کرد، اما خیلی‌ها اصلاً متوجه آن نمی‌شوند.

نسل جوان برخلاف ما قدیمی‌ها تحت‌نظربودن را به چشم تهدید نمی‌بیند و آن را امری طبیعی و حتی ضروری می‌داند. این نسل با رهگیری تعداد قدم‌ها، کنترل خلق‌و‌خو و پایش مکان‌ها رشد کرده است. بچه‌های نسل جدید مکان خود را برای حفظ ایمنی با دوستان خود به اشتراک می‌گذارند. تحت‌نظربودن برای آن‌ها به این معنی نیست که زیر ذره‌بین هستند، بلکه یک ویژگی ضروری شمرده می‌شود.

نسل قدیم طرز فکر دیگری دارد. بچه‌های نسل قدیم تنهایی و احساس آفلاین‌بودن را به خاطر دارند. حریم خصوصی و خاطره وجود آن به‌تدریج کم‌رنگ می‌شود.

تغییر نامحسوس‌تری هم در کنار این تغییرات رخ خواهد داد: ناپدیدشدن منشا.

انسان‌ها هرروز با محتوایی مواجه می‌شوند که نمی‌دانند چه کسی یا چه چیزی تولیدشان کرده است. چیزی که زمانی «محتوای هوش مصنوعی» نامیده می‌شد، اکنون فقط محتوا نام دارد. منشأ محتوا دیگر تعجب‌برانگیز نیست و مرز بین محتوای «ماشینی» و «انسانی» به‌سرعت برچیده می‌شود.

خطر اصلی فریب‌خوردن نیست، بلکه بی‌تفاوت‌شدن است. وقتی فرهنگ ساختگی فرقی با فرهنگ انسانی نداشته باشد و هیچ‌کس هم اهمیتی ندهد، بخشی از جوهره انسانی از دست خواهد رفت.

هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ حائز اهمیت خواهد بود، اما نه به این دلیل که موج شگفتی دیگری به راه می‌افتد، بلکه به این دلیل که دیگر خبری از شگفتی نیست. ابزارها در اختیار ما هستند. سامانه‌ها آموزش دیده‌اند. داده‌ها گردآوری شده‌اند. ما از همین حالا مقوله فرهنگ و قضاوت را به سامانه‌هایی محول کرده‌ایم که درکی از اهمیت فرهنگ و قضاوت ندارند.

فرهنگ انسانی در گذر زمان نه صرفاً به واسطه ابزار و دانش، بلکه به واسطه معنا، نیکی، راستی و قداست شکل گرفته است. از این‌رو، اخلاق همیشه فراتر از قانون یا رفتار آدم‌ها بوده و به‌عنوان یک جهان‌بینی و راهنما تلقی شده است. نظام درونی و ساختار اخلاق همیشه به ما یادآوری کرده که زندگی در بهره‌وری و عملکرد خلاصه نمی‌شود.

اما هوش مصنوعی فاقد این جهان‌بینی است، درکی از محدودیت‌ها ندارد و اهمیتی به کرامت انسانی نمی‌دهد. هوش مصنوعی نمی‌تواند خویشتن‌داری کند. احترامی برای اسرار و خیال‌پردازی‌های اخلاقی قائل نیست و تنها به بهینه‌سازی، شبیه‌سازی و پیش‌بینی اهمیت می‌دهد. هوش مصنوعی اغلب با لحن انسانی صحبت می‌کند، اما درکی از گفته‌های خود ندارد. صمیمیت آن صرفاً یک نقاب است که آن هم فرقی به حال کدنویسی آن ندارد.

هرچه بیشتر جذبِ منطق هوش مصنوعی شویم، بیشتر احتمال دارد که منطق وجودی خودمان را به فراموشی بسپاریم.

برخی نگران این هستند که هوش مصنوعی سکان هدایت جامعه انسانی را به دست گرفته است، اما بحران اصلی این است که هیچ‌کس سکان هدایت هوش مصنوعی را به دست ندارد. کدنویسی و الگوریتم‌های هوش مصنوعی از برنامه‌نویسان انسانی پیشی گرفته و هیچ تضمینی برای ایمن‌بودن آن‌ها وجود ندارد. کاربرانی که به دلیل قاطعیت مجاب‌کننده هوش مصنوعی به آن اعتماد می‌کنند، از یاد برده‌اند که این سامانه‌ها چارچوب اخلاقی شایسته‌ای- انسانی یا غیرانسانی- ندارند.

جدا از این دیدِ منفی باید گفت که روندی انسانی و امیدوارکننده درحال شکل‌گیری است. مردم با گسترش سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی عقب‌نشینی کرده و کمتر با جریانات غیرانسانی آنلاین ارتباط می‌گیرند. کمتر پست می‌گذارند و کمتر در فضای مجازی آفتابی می‌شوند. اصطلاح «پست‌گذاری صفر» برای توصیف میلیون‌ها کاربری شکل گرفته که بی‌سروصدا در فضای مجازی پرسه می‌زنند. آن‌ها از دایره فعالیت‌های عمومی خارج شده و به فکر بازپس‌گیری احساس حریم خصوصی هستند. این روند غول‌های فناوری را نگران کرده است، اما کاربران با سکوت آنلاین خود ابراز عقیده می‌کنند.

همچنین شاهد افزایش تعداد والدینی هستیم که زمان کار با دستگاه‌های دیجیتال را محدود می‌کنند. از این گذشته، معلم‌ها محدودیت‌هایی وضع کرده و دولت‌ها به قانون‌گذاری در زمینه‌هایی روی آورده‌اند که پلتفرم‌های فناوری توجهی به آن‌ها ندارند. این امیدوارکننده‌ترین نشانه تغییر فرهنگی در سال آتی است که نشان می‌دهد انسان‌ها در عصر الگوریتم‌ها همچنان سراغ چیزهایی می‌روند که رنگ‌و‌بوی انسانی دارند. آن‌ها هنوز مسائل انسانی را احساس می‌کنند، حتی اگر قادر به ابراز آن نباشند.

انسان‌ماندن در سال ۲۰۲۶ به منزله نفی هوش مصنوعی نیست. کافی است به این فکر کنید که هوش مصنوعی چه کمبودهایی دارد. این سامانه درکی از درد و رنج ندارد، نمی‌تواند ببخشد، قادر نیست با عشق، غم یا احترام عمل کند، نمی‌تواند خاطره بگوید، نمی‌تواند سکوت پیشه کند، نمی‌تواند آرام باشد و نمی‌تواند به رستگاری برسد.

مهم‌ترین تصمیمات سال آینده را پلتفرم‌ها یا سیاست‌گذاران نمی‌گیرند. همه‌چیز در گرو این است که می‌خواهیم وقت‌مان را چگونه بگذرانیم، به چه چیزهایی توجه کنیم، چه چیزهایی را برای خودمان نگه‌داریم و چه چیزهایی را به دیگران بسپاریم.

بازپس‌گیری این فضا حرمت دارد و یادآوری می‌کند که ارزش ما فراتر از این مسائل است. تمام دانش بشری- و یادگیری ماشینی- قطره‌ای کوچک در اقیانوس زندگی است. هستی، در تمامیت خود، افرادی را که جسارت به خرج می‌دهند و نگاه تیزبین‌شان را به کار می‌گیرند، به تواضع وامی‌دارد. در مورد هرچیزی که هنوز موفق به درک آن نشده‌ایم، باید مطمئن باشیم که هیچ ماشینی قبل از ما موفق به درک آن نخواهد شد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: کی روبچک فیلم‌ساز صاحب‌عنوان، نویسنده، سخنران و مجری سابق برنامه «زندگی و زمانه» شبکه ان‌تی‌دی است. او پس از بازداشت در چین به دلیل دفاع از حقوق بشر، زندگی حرفه‌ای خود را وقف مبارزه با اشکال مدرن و جهانی رژیم‌های کمونیستی و سوسیالیستی کرده است. او از سال ۲۰۱۰ تاکنون با اپک تایمز همکاری می‌کند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی