نویسنده: کی روبچک
ما در بحبوحه یک رقابت تسلیحاتی جدید هستیم که ارتباطی با ساخت سلاح ندارد و بر ساخت دستگاههایی متمرکز است که از قابلیت تفکر برخوردارند.
غولهای فناوری میلیاردها دلار در زیرساختهای هوش مصنوعی سرمایهگذاری کرده و زمینهای بایر را به دژی پرمصرف برای پردازش اطلاعات تبدیل میکنند. مایکروسافت اخیراً نخستین آزمایشگاه هوش مصنوعی خود را در ویسکانسین راهاندازی کرده است. گوگل ۲۵ میلیارد دلار در مراکز داده هوش مصنوعی بزرگترین شبکه برق آمریکا سرمایهگذاری کرده است. آمازون قصد دارد هزار و ۲۰۰ جریب از اراضی ذرت ایندیانا را به ۳۰ مرکز داده هوش مصنوعی تبدیل کند که هرکدام به مساحت یک استادیوم خواهند بود. متا نیز درصدد راهاندازی مراکز داده جدید خود است. اورکل و اوپنایآی وعده دادهاند که طی چهار سال آینده ۵۰۰ میلیارد دلار در زیرساختهای هوش مصنوعی آمریکا سرمایهگذاری خواهند کرد.
مسئله دیگر رقابت بر سر فناوری نیست. ما با یک تنش جهانی روبهرو هستیم؛ رقابتی بیامان برای ساخت دستگاههایی که میتوانند بهتر از ما فکر کنند، بهتر از ما یاد بگیرند و مقاومتر از شما باشند. منکر مزایای هوش مصنوعی نیستیم یا بگوییم این فناوری ذاتاً زیانبار است، اما این سرمایهگذاریها صرفاً اهداف خیرخواهانه ندارند. پای هدف بزرگتری در میان است که سلطه فکری نام دارد و شرکتها برای حفظ این سلطه به شکلی بیسروصدا کنترل قدرتِ آینده را به معنای واقعی کلمه به دست میگیرند.
مقامات بخش انرژی هشدار دادهاند که مراکز داده آمریکا تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۰ درصد از برق مصرفی این کشور را به خود اختصاص خواهند داد. این رقم در حال حاضر تنها ۲.۵ درصد است. افزایش نرخ مصرف ارتباطی با نیاز فزاینده به نیروی انسانی ندارد، بلکه از نیاز مصرفی دستگاههایی نشأت میگیرد که برای شبیهسازی ما توسعه یافتهاند.
ما در سایه شتاب شرکتها برای ساخت دستگاههای هوشمندتر از یک حقیقت شگفتانگیز غافل ماندهایم: دستگاههایی که ساخته میشوند، هنوز از پسِ کارهایی مثل طرح ایدههای بدیع، سازگاری با موقعیتهای جدید، تنظیم احساسات یا خلق معنا که مغز انسان هر ثانیه بهطور خودکار انجامشان میدهد عاجز هستند. و هیچکس به این نکته فکر نمیکند که مغز انسان همه این کارها را با توانی کمتر از توان مصرفی یک لامپ به انجام میرساند.
شما درون جمجمه خود یک ابرکامپیوتر دارید که حدود ۸۶ میلیارد نورون دارد و با بیش از ۱۰۰ تریلیون اتصال سیناپسی کار میکند. برای درک بهتر این موضوع باید بدانید که مغز انسان از کل فناوریهای موجود در جهان مدارهای بیشتری دارد، اما تنها با حدود ۲۰ وات انرژی کار میکند که کمتر از توان مصرفی شارژر لپتاپ شما است. مغز انسان همزمان روی احساس، حافظه، حرکت، منش، زبان و تمرکز کار میکند، خواب میبیند، بداههپردازی میکند و خودش را در مواقع آسیب با شرایط تطبیق میدهد. مغز صرفاً یک وسیله محاسبهگر نیست، بلکه با خلق چیزهای جدید سروکار دارد.
بیتردید پیشرفت چشمگیری در حوزه علم رخ داده که ادامه خواهد داشت. اما واقعیت این است که مغز انسان به قول دیوید ایگلمن «پیچیدهترین دستگاهی است که تاکنون در عرصه گیتی وجود داشته است.»
علم عصبشناسی توانسته تصویر روشنی از توابع کلی مغز و الگوی شلیک نورونها ارائه کند، اما هنوز نمیدانیم افکار ما چگونه شکل میگیرند. هنوز امکان رؤیت آنها را نداریم. نمیدانیم آگاهی چگونه به وجود میآید. نمیدانیم چرا ضربههای روحی در بعضی از افراد باعث تغییر مغز میشوند و در بعضی دیگر بیتأثیر هستند. نمیدانیم نبوغ، دلسوزی یا آگاهی چگونه نمود فیزیکی پیدا میکنند.
پس اگر باهوشترین مهندسان روی زمین هنوز درک درستی از سازوکار دستگاه درون جمجمهشان ندارند، دقیقاً به دنبال شبیهسازی چه چیزی هستند؟
هوش مصنوعی قادر به درک شگفتی نیست، شادی را تجربه نمیکند و معنای کلماتی را که خلق میکند نمیفهمد. هوش مصنوعی صرفاً محتملترین دنباله بعدی را مییابد و از هوش انسانی الگوبرداری میکند، بیآنکه واقعاً از چنین هوشی برخوردار باشد. با اینحال، ما دائماً به بچهها و بزرگترها میگوییم کامپیوترها از آنها باهوشتر هستند.
بهرغم شواهد فراوانی که در چند دهه اخیر از اکتشافات علمی در حوزههای مختلف به دست آمده است، هنوز شناخت کاملی از توانایی و انعطافپذیری ذهن انسان وجود ندارد. مردم اغلب نمیدانند که بدنشان روزانه ۳۳۰ میلیارد سلول را جایگزین میکند، که حس و حال انسان میتواند بیان ژنها را تغییر دهد و اینکه عقیده و ایمان میتواند زیستشناسی را دستخوش تغییر کند. معلمها در مدرسه از محدودیتهای تمرکز ذهنی میگویند، اما هیچ اشارهای به ظرفیت بیپایان یک ذهن متمرکز نمیکنند. رسانهها نیز هشدار میدهند که هوش مصنوعی از انسانها پیشی خواهد گرفت و به پدیده خارقالعادهای که خالقِ هوش مصنوعی بوده بیتوجه هستند.
صاحبان قدرت بعضاً از اینکه باور کنیم جایگاه پایینتری نسبت به ماشینها داریم سود میبرند، اما صحبت درباره این موضوع در این مجال نمیگنجد. باید به خودمان فرصت بدهیم و به خاطر بیاوریم که انسان و مغز انسان منقضی نشده و هنوز شناخت کاملی از آن وجود ندارد. بهرغم صدها میلیارد دلاری که صرف تراشههای سیلیکونی و کوانتومی و شبکههای عصبی میشود، شاید بزرگترین مقوله ناشناخته در حیطه هوش همین عضو ۱.۵ کیلوگرمی باشد که درون جمجمهمان داریم؛ عضو رازآلودی که تمام ماشینهای ساخته دست بشر به کمک آن توسعه یافتهاند و عضوی که هیچ محدودیتی برای خود قائل نیست.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: کی روبچک فیلمساز صاحبعنوان، نویسنده، سخنران و مجری سابق برنامه «زندگی و زمانه» شبکه انتیدی است. او پس از بازداشت در چین به دلیل دفاع از حقوق بشر، زندگی حرفهای خود را وقف مبارزه با اشکال مدرن و جهانی رژیمهای کمونیستی و سوسیالیستی کرده است.

















