در حالی که ایالات متحده و جمهوری اسلامی به یک توافق آتشبس دو هفتهای دست یافتهاند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفته است که حکومت کمونیستی چین در پیشبرد مذاکرات نقش داشته است. با این حال، در حالی که ایران با بازگشایی موقت تنگه هرمز موافقت کرده، رفتوآمد کشتیها همچنان بهشدت محدود باقی مانده است.
تحلیلگران به اپکتایمز گفتند که حکومت چین در قبال ایران با ایالات متحده تضاد منافع دارد و دخالت آن میتواند ابهامهایی را درباره بازگشایی تنگه و تحولات ژئوپلیتیکی منطقه ایجاد کند.
این آتشبس در ۷ آوریل (۱۸ فروردین) و پس از مذاکرات میانجیگریشده برای توقف اقدامات نظامی و بازگشایی تنگه اعلام شد.
رهبران صنعت گفتند جزئیات این توافق همچنان نامشخص است و کشتیرانی در تنگه هرمز هنوز در حالت توقف قرار دارد. سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی، بزرگترین تولیدکننده نفت در امارات متحده عربی، در ۹ آوریل (۲۰ فروردین) در اظهارنظری در لینکدین گفت که این تنگه باز نیست. او گفت: «دسترسی در حال محدود شدن، مشروط شدن و کنترل شدن است.»
در حالی که پاکستان میانجی اصلی این مذاکرات است، نقش میانجیگری حزب کمونیست چین نیز آشکار شده است. ترامپ در ۷ آوریل (۱۸ فروردین) گفت که پکن به متقاعد کردن جمهوری اسلامی برای مذاکره کمک کرده است. علاوه بر این، پکن روابط نزدیکی با اسلامآباد دارد.
وزارت خارجه چین در یک نشست خبری در ۷ آوریل (۱۸ فروردین) اعلام کرد که وزیر خارجه این کشور برای کمک به دستیابی به آتشبس، ۲۶ تماس تلفنی با طرفهای مرتبط برقرار کرده است.
بر اساس دادههای عمومی سال ۲۰۲۵، چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند. همچنین بر اساس اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، نزدیک به ۴۰ درصد واردات نفت خام چین از این تنگه عبور میکند.
تانگ جینگیوان، تحلیلگر مسائل چین مستقر در آمریکا، گفت که کاملاً محتمل است حکومت چین از پشتصحنه و از طریق پاکستان بر جمهوری اسلامی فشار وارد کند تا این کشور را به بازگشایی تنگه وادار کند.
او به اپکتایمز گفت: «حزب کمونیست چین که حاکم است، در قبال درگیری مربوط به ایران یک توازن ظریف را حفظ کرده است. این حزب به دو دلیل اصلی خواهان آتشبس است: از یک سو، میخواهد تا حد امکان حکومت ایران را حفظ کند تا بتواند همچنان ایالات متحده را در خاورمیانه درگیر نگه دارد. از سوی دیگر، ادامه مسدود شدن تنگه هرمز آسیب قابلتوجهی به حزب کمونیست چین وارد میکند، زیرا بخش عمدهای از نفت و منابع انرژی که از این تنگه عبور میکنند، به آن مربوط است.»
با این حال، تانگ اشاره کرد اگر تنگه عملاً به یک ابزار چانهزنی بزرگ در دست جمهوری اسلامی تبدیل شود و این کشور بتواند برای عبور کشتیها هزینه دریافت کند، این موضوع حزب کمونیست چین را در موقعیت دشواری قرار میدهد.
او گفت: «حتی اگر ایران برای حزب کمونیست چین در هزینههای عبور تخفیف قائل شود، باز هم این حزب احساس خواهد کرد که مانند یک تابع، در حال پرداخت نوعی “هزینه حفاظت” است. از نظر دیپلماتیک، حزب کمونیست چین بههیچوجه نمیتواند چنین نتیجهای را تحمل کند. در نتیجه، این حزب ممکن است در آینده در مسئله ایران با یک دوراهی حلنشدنی مواجه شود.»
مارک کائو، تحلیلگر فناوریهای نظامی مستقر در آمریکا و مجری یک کانال یوتیوب خبری نظامی به زبان چینی با نام «مارک اسپیس»، نسبت به اثربخشی نقش چین در مذاکرات آتشبس ابراز تردید کرد.
او به اپکتایمز گفت: «بسیار محتمل است که ایران تلاش دارد حزب کمونیست چین را به این درگیری بکشاند. هدف این است که این حزب را بیشتر به خود وابسته کند. این کار از یک سو به حزب کمونیست چین اجازه میدهد بخشی از اعتبار را به خود نسبت دهد؛ اما در واقع ماهیت واقعی دخالت این حزب را آشکار میکند.»
کمک پنهانی به جمهوری اسلامی
در حالی که حزب کمونیست چین بهصورت علنی خواستار «حفظ صلح» بوده و از ایالات متحده و جمهوری اسلامی خواسته است هرچه سریعتر آتشبس فوری را اجرا کرده و مذاکرات صلح را آغاز کنند؛ اندیشکده «مؤسسه مطالعات جنگ» مستقر در واشینگتن در گزارشی اعلام کرد که «چین در میانه تلاشهای آمریکا و اسرائیل برای تضعیف برنامه موشکی ایران، به این کشور کمک میکند تا این برنامه را بازسازی کند.»
علاوه بر این، به گفته مقامهای اطلاعاتی آمریکا، شرکت چینی «میزارویژن» تصاویر ماهوارهای از پایگاههای نظامی آمریکا و داراییهای دریایی این کشور منتشر کرده و دادههای هدفگیری لحظهای را برای تواناییهای تلافیجویانه باقیمانده جمهوری اسلامی فراهم کرده است.
دونالد ترامپ در ماه آوریل (فروردین) گفت که ایالات متحده تعرفهها را برای کشورهایی که به ایران سلاح ارائه میدهند، تا ۵۰ درصد افزایش خواهد داد.
مارک کائو گفت حمایت حزب کمونیست چین از جمهوری اسلامی در طول سالها عمدتاً شامل ایجاد مسیرهای حیاتی اقتصادی بوده است. او افزود که این حزب همچنین فناوری پهپاد و قطعات آن، نیمهرساناها و مواد شیمیایی مورد استفاده در ساخت موشک را در اختیار تهران قرار داده است.
سو تسهیون، پژوهشگر و مدیر بخش راهبرد دفاعی و منابع در «مؤسسه پژوهشهای دفاع ملی و امنیتی» تایوان، به اپکتایمز گفت گزارشهای متعددی تأیید میکنند که حزب کمونیست چین بهطور مخفیانه از جمهوری اسلامی حمایت کرده و در نتیجه به منبعی برای بیثباتی در میان کشورهای خاورمیانه تبدیل شده است.
او گفت: «اقدامات پکن اکنون افشا شده است؛ در نتیجه، این موضوع قطعاً تأثیر منفی بر توسعه آینده و جایگاه چین در خاورمیانه خواهد داشت. افزون بر این، با توجه به خصومت دیرینه میان ایران و کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی—که از نقش ایران بهعنوان یک قدرت نظامی توسعهطلب در منطقه ناشی میشود—این وضعیت عملاً به هرگونه تصمیم دونالد ترامپ برای توسل به نیروی نظامی مشروعیت میبخشد. بنابراین، پکن در همه جبههها متحمل زیان خواهد شد.»
کائو گفت که «حذف کامل» اخیر رهبران ارشد جمهوری اسلامی، همراه با ناکامی کامل تسلیحات تأمینشده توسط چین در مراحل ابتدایی درگیری، ضربهای قابلتوجه به حزب کمونیست چین وارد کرده است.
او افزود: «علاوه بر این، ایالات متحده شواهد قابلتوجهی از حمایت پنهانی حزب کمونیست چین از ایران به دست آورده است. در نتیجه، انتظار میرود ترامپ از این موضوع در مذاکرات آینده با شی جینپینگ بهرهبرداری کند—که ممکن است شامل اعمال تحریمهای بیشتر علیه شرکتهای چینی باشد—و این دقیقاً همان چیزی است که حزب کمونیست چین از آن هراس دارد.»
تحولات آینده
مارک کائو گفت تا زمانی که حکومت ایران بتواند به بقا ادامه دهد، حمایت حزب کمونیست چین از آن کاهش نخواهد یافت.
او افزود: «دلیل این موضوع آن است که برای حزب کمونیست چین، حکومت ایران بهعنوان یک اهرم حیاتی عمل میکند—بهطور مشخص، ابزاری کلیدی که از طریق آن میتواند نفوذ خود را در خاورمیانه اعمال کند.»
او اشاره کرد که شکافهای داخلی در ایران عمیق است و رقابت میان جناح «سازشگرا» و جناح «تندرو» بسیار شدید است.
کائو گفت: «در شرایط فشار شدید ایالات متحده، به نظر میرسد جناح سازشگرا دست بالا را پیدا کرده است. برای حزب کمونیست چین، این تحول در واقع یک عقبگرد محسوب میشود.»
او افزود: «زیرا حزب کمونیست چین معمولاً بیشترین حمایت خود را از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی—یعنی تندروها—انجام داده است. در مورد مسیر آینده رویدادها، باید منتظر ماند و دید.»
تانگ پیشبینی کرد که سه سناریو در مورد تنگه هرمز محتمل است.
او گفت: «سناریوی نخست بازگشت به وضعیت پیش از درگیری است؛ وضعیتی که با عبور کاملاً آزاد، بدون مانع و بدون دریافت عوارض مشخص میشود؛ که بهترین حالت ممکن به شمار میرود.»
«سناریوی دوم شامل تداوم آزادی کشتیرانی در تنگه است، اما با این تفاوت که ایران برای عبور کشتیها عوارض دریافت کند و احتمالاً این درآمد را با عمان (در ساحل جنوبی تنگه) تقسیم کند.»
تانگ گفت سناریوی سوم بدترین حالت است: «ایران کنترل خود را بر تنگه حفظ کند و عبور را بهصورت گزینشی به برخی کشورها اجازه دهد، نه بهصورت آزاد؛ و همزمان عوارض نیز دریافت کند. این وضعیت عملاً به معنای پذیرش حاکمیت ایران بر این آبراه بینالمللی خواهد بود.»
سو تسهیون گفت حکومت ایران در طول سالها یکی از منابع اصلی بیثباتی سیاسی و اقتصادی در جهان بوده است—تا حدی شبیه به یک ویروس تکرارشونده که بهطور دورهای شعلهور میشود.
او گفت: «همانطور که گفته میشود: تحمل یک درد تند و کوتاه بهتر از یک درد طولانی و مزمن است. اگر [حکومت ایران] از میان برداشته شود، این امر در آینده ثبات بلندمدت و توسعه اقتصادی پایدار را برای جهان تضمین خواهد کرد.»
او اشاره کرد که اقدامات نظامی دولت دونالد ترامپ و اسرائیل برای مقابله با جمهوری اسلامی، حمایت کشورهای حاشیه خلیج فارس را به همراه داشته است.
سو گفت: «جنگ میان ایالات متحده و ایران، در اصل، مسئلهای مربوط به آینده نظم جهانی است—بهطور مشخص، مسیر یک چهارراه راهبردی حیاتی. در حال حاضر، به نظر میرسد روند امور در جهت مثبتی در حرکت است؛ نتیجه نهایی اکنون به این بستگی دارد که آیا ایران در نهایت حاضر خواهد شد در صورت برقراری آتشبس، برنامه تسلیحات هستهای خود را کنار بگذارد یا نه.»
















