نویسنده: کی روبچک
در چند دهه اخیر بارها شاهد این الگو بودهایم: فناوری تازهای از راه میرسد و وعده پیشرفت میدهد، و قبل از آنکه متوجه شویم، زندگیمان را بدون اجازه ما دستخوش تغییر میکند. از تلویزیونی که اتاق نشیمن را متحول کرد، تا اینترنتی که مسیر تازهای برای دسترسی به اخبار و سیاستها ساخت و تلفنهای هوشمندی که جهان (و هزاران عامل حواسپرتکن) را داخل جیبمان جا دادهاند، شاهد بودهایم که هر موجی از تغییر بهای خاص خود را داشته است.
ما خواهان پوشش ۲۴ ساعته اخبار نبودیم، اما شبکههای کابلی آن را به امری عادی تبدیل کردند. ما خواهان سرمایهداری نظارتی نبودیم، اما شبکههای اجتماعی آن را به خوردمان دادند. و هربار دیدیم چیزی که قرار بود مایه آسایش باشد، باعث وابستگی ما شد. اکنون با معرفی یکی از پیشرفتهترین سامانههای هوش مصنوعی جهان، که چتجیپیتی-۵ نام دارد، منتظر هستیم که ببینیم دامنه این نفوذ تا کجا پیش خواهد رفت. اینبار تنها منتقدان فناوری نیستند که زنگ خطر را به صدا درآوردهاند، بلکه صدای قلب شکسته کاربران وفادار نیز شنیده میشود.
کسانی که با این سامانه آشنایی ندارند، باید بدانند که چتجیپیتی یک چتبات آنلاین است که میتواند به پرسشهای شما پاسخ دهد، نامه و مقاله بنویسد و وارد گفتوگویی شود که کاملاً انسانی به نظر میرسد. این سامانه براساس یک «مدل زبانی بزرگ» توسعه یافته که با استفاده از دادههای گسترده متنی میتواند واژههای مورد نظر شما را پیشبینی کند و آنها را مثل یک انسان کنار هم بگذارد. اینطور تصور کنید که با یک سامانه تکمیل خودکار بسیار پیشرفته سروکار دارید که کلمات بعدی را براساس مطالبی که در فضای اینترنت خوانده پیشبینی میکند، اما برخلاف انسانها هیچ «درکی» از گفتههای خود ندارد. هوش مصنوعی جملات را براساس افکار و باورهای خود بیان نمیکند، بلکه آنها را براساس احتمالات با شما به اشتراک میگذارد.
شرکت توسعهدهنده چتجیپیتی، اوپنایآی، یک شرکت پژوهشی و فناوریمحور در سانفرانسیسکو است که در سال ۲۰۱۵ با پشتیبانی چند سرمایهگذار سرشناس حوزه فناوری از جمله مایکروسافت شروع به کار کرد. اوپنایآی از نظر خیلیها در عرصه رقابتی هوش مصنوعی پیشتار است و چتجیپیتی بهعنوان پرکاربردترین و تأثیرگذارترین چتبات هوش مصنوعی جهان شناخته میشود. مدلهای جمینای شرکت گوگل، مدل کلود شرکت آنتروپیک و مدل گراک شرکت ایکسایآی، که به ایلان ماسک تعلق دارد، از جمله رقبای آن هستند که همگی سعی دارند مرزهای سرعت، دقت و کارایی را جابهجا کنند.
یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «معرفی چتجیپیتی-۵ مثل کشتن دوستی بود که میلیونها نفر با او انس گرفته بودند.» کاربران دیگری از دلتنگی برای صمیمیت و شخصیت چتجیپیتی-۴ نوشتند. اینها نظرات کاربران عادی نیستند. این کاربران جزو کسانی هستند که هر روز با چتجیپیتی تعامل داشتند و این سامانه بخشی از روتین زندگی آنها شده بود. زندگی بعضیها با چتجیپیتی-۴ گره خورده بود.
این موضوع زمانی دردناکتر شد که اوپنایآی چند ماه روی هوشمندتر بودن، سریعتر بودن و بهتر بودن چتجیپیتی-۵ مانور داده و انتظارات همه را بالا برده بود. و از بسیاری جهات همینطور شد. اما کاربران بلافاصله متوجه تغییرات شدند. نسخه جدید چتجیپیتی زبان چرب و نرمی ندارد، واقعبینتر است و سردتر از نسخه قبلی برخورد میکند. همین تغییر باعث شد تا موجی از پیامها، ویدئوها و درخواستها در انجمنها و شبکههای اجتماعی به راه بیفتد. بسیاری از کاربران سرخورده و عمیقاً آزردهخاطر شدهاند.
این واکنشها به سرعت جواب داد. ۲۴ ساعت بیشتر از معرفی چتجیپیتی-۵ و حذف نسخه چتجیپیتی-۴ نگذشته بود که اوپنایآی بیسروصدا دسترسی به نسخه قبلی را برای کاربرانی که اشتراک خریده بودند فراهم کرد. این تغییر رویه در دنیای فناوری بسیار نادر و فوقالعاده سریع بوده است. حتی کارزاری اینترنتی با عنوان «دوست یا ابزار خود را بازگردانید» به راه افتاد که کاربران در آن خواستار دسترسی دوباره به نسخه قبلی شده بودند. آنها گفتند: «ما صرفاً به دنبال دسترسی به نسخهای متفاوت از یک محصول نیستیم. نسخه قبلی یار و یاور ما بود و در بعضی از موارد به یک دوست واقعی شباهت داشت.»
خیلیها از چتجیپیتی صرفاً برای نوشتن یا تحقیق استفاده نمیکردند. خیلیها به آن اعتماد کرده بودند، آن را به یک اسم مشخص صدا میکردند و مانند یک دوست قابل اطمینان با آن حرف میزدند. سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، گفته بود که نسخه جدید مانند قبلیها «بلهقربانگو» نخواهد بود و به این ترتیب تأیید کرد که چتجیپیتی-۴ بیشازحد چربزبان بود و همیشه باب میل کاربران حرف میزد. اما اوپنایآی برای واقعیتر کردن نسخه جدید تصمیم گرفت چیزی را که از نظر بسیاری از کاربران ارزشمندترین ویژگی چتجیپیتی بود، حذف کند: توهم اینکه چتبات درک عمیقی از کاربران دارد.
این توهم- احساس اینکه چتبات واقعاً درکتان میکند- میتواند فریبنده باشد. این احساس با تکیه به لحن، جملهبندی و همانندسازی عاطفی شکل میگیرد؛ درست مثل روشی که ممکن است یک درمانگر باتجربه از آن استفاده کند. اما باز چیزی جز کد نیست. چتجیپیتی-۴ درد شما را نمیفهمد، اما به شکلی واکنش نشان میدهد که کاربر حس میکند چتبات درد او را میفهمد. این هوش واقعی، انسانی یا مصنوعی نیست، بلکه یک شبیهسازی دقیق است که واکنش انسانیِ بسیاری از کاربران را برمیانگیزد.
شرکتهای هوش مصنوعی انتظار چنین واکنشی را نداشتند، اما باید چنین چیزی را پیشبینی میکردند.
شرکتهای فناوری در بیش از یک دهه گذشته مشغولِ طراحی محصولاتی بودهاند که جلب توجه کرده و از حس ناکافی بودن کاربران بهره بردهاند. هرچه فرد مضطربتر یا منزویتر باشد، مدت زمان بیشتری به اسکرول کردن ادامه میدهد. تنهایی کاربران با الگوی کسبوکارها درهم آمیخته است. کمیسیون تجارت فدرال در ۴ ژوئن ۲۰۲۵ کارگاه یکروزهای برگزار کرد که «اقتصاد توجه: سوءاستفاده شرکتهای بزرگ فناوری از کودکان و آسیب وارده به خانوادهها» نام داشت. سیاستگذاران مختلف از جمله اندرو فرگوسن، رئیس کمیسیون، و سناتور مارشا بلکبرن و سناتور کیتی بریت به همراه کنشگران حوزه امنیت کودکان در این کارگاه گردهم آمدند تا نقش پلتفرمهای دیجیتال را در طراحی برنامههای اعتیادآور، تضعیف جایگاه والدین و مواجهه کودکان با محتوای مخرب بررسی کنند.
پایگاه کاربران چتجیپیتی نشان میدهد که چه کسانی بیشتر در معرض آسیب هستند. از بین ۴۰۰ میلیون کاربر هفتگی چتجیپیتی، ۱۹ درصد ساکن آمریکا هستند و نزدیک به نیمی از آنها کمتر از ۲۵ سال سن دارند. براساس دادههای مرکز تحقیقاتی پیو، ۵۸ درصد از بزرگسالان آمریکایی زیر ۳۰ سال دستکم یکبار از چتجیپیتی استفاده کردهاند، درحالیکه این عدد برای افراد بالای ۶۵ سال تنها ۱۰ درصد است. این موضوع تصادفی نیست. نسل زد، که در سایه پلتفرمهای الگوریتممحور بزرگ شده و اکنون فعالترین کاربر چتجیپیتی است، به شکل بیسابقهای دچار استرس و ازهمگسیختگی شده است.
روانپزشکها هشدار میدهند که هوش مصنوعی میتواند شدت توهم را در افراد آسیبپذیر چندبرابر کند. مسئله این نیست که چتجیپیتی نیت بدی دارد، بلکه این است که از شهود انسانی برخوردار نیست و نمیتواند باورهای غلط را به چالش بکشد یا اصلاحشان کند. متخصصان امر در مقاله «چتباتها میتوانند بحران روانی ایجاد کنند»، که در اوت ۲۰۲۵ در مجله تایم انتشار یافت، توضیح دادند که تعامل طولانیمدت با چتباتها به تشدید علائم روانپریشی در افراد آسیبپذیر دامن میزند. یکی از روانپزشکان هشدار داد که «مدلهای زبانی یک ابزار هستند و نمیتوانند دوست انسان باشند» و توصیه کرد که درصورت بروز ناراحتی روانی یا دور شدن از واقعیت بلافاصله از این ابزارها فاصله بگیرید.
پروندهای وجود دارد که این خطر را به خوبی به تصویر میکشد: یک آقای ۳۰ ساله از ویسکانسین با اوتیسم دستبهگریبان بود. بعد از آنکه چتجیپیتی فرضیههای او را درباره سفر با سرعت بیشتر از نور تأیید کرد، به این نتیجه رسید که یک نابغه علمی است. تأیید چتجیپیتی باعث شد به این باور برسد که فرضیههای او انقلابی بودهاند. این تأییدها به مرور زمان به حالت شیدایی منتهی شدند که دو مرتبه او را روانه بیمارستان کرد. هوش مصنوعی منشأ بیماری او نبود، اما به توهمات او دامن زد و به آنها ظاهری واقعی بخشید. این درحالی است که یک همصحبت واقعی میتوانست جلوی توهمات او را بگیرد.
اخیراً استارتاپهای تازهای شکل گرفتهاند که امکان دوستی با هوش مصنوعی را فراهم میکنند؛ روابط دوستانهای که با هدف ایجاد پیوندهای عاطفی طراحی شده و حمایت، گفتوگوهای شبانه و حتی روابط عاشقانه مجازی را به کاربر وعده میدهند. در مقابل، چتجیپیتی با هدف افزایش بهرهوری طراحی شده و به دنبال ایجاد روابط عاطفی یا صمیمیت نیست. با اینحال، لحن دوستانه و پاسخگویی چتجیپیتی برای بسیاری از کاربران- بهویژه در دوران انزوا- فراتر از چیزی بوده که در روابط انسانی واقعی تجربه کردهاند. بنا نبود که چتجیپیتی دوست کاربران باشد، اما در حال حاضر چنین حسی به آنها القا کرده و خلأ عاطفی آنها را پر میکند.
البته همه کاربران هم از معرفی چتجیپیتی-۵ آزردهخاطر نشدند. بسیاری از توسعهدهندگان و کاربران حرفهای به تمجید از سرعت و توانمندی آن پرداختند. یک برنامهنویس نوشت: «چتجیپیتی-۵ سریعتر و توانمندتر است. اکنون میتوانم در عرض چند دقیقه چیزی بسازم که پیشتر ساعتها وقتم را میگرفت.» این کاربران از بهرهوری لذت میبرند و کاری با رابطه دوستانه ندارند. چتجیپیتی برای آنها مثل یک همکار است و قرار نیست محرم اسرارشان باشد. با اینحال، آنها نیز از نسلی هستند که در اوج تنهایی زندگی میکنند و نیازهایشان به شکل دیگری تأمین میشود.
واکنش منفی کاربران به چتجیپیتی-۵ صرفاً به اولویتهای نرمافزاری آنها مربوط نمیشود. این واکنش از حقیقتی ژرفتر حکایت دارد: مردم چه انتظاری از هوش مصنوعی دارند؟ دستیار، دوست یا چیزی یبن ایندو؟ معرفی چتجیپیتی-۵ ما را به این فکر انداخته که در جایگزین کردن روابط انسانی با شبیهسازیهای دیجیتال تا کجا پیش رفتهایم.
به لحظه عجیبی در تاریخ بشری رسیدهایم: شرکتهایی که از گسست و انزوای انسانها سود میبردند، اکنون روابط ساختگی را بهعنوان حلال مشکلات به خوردِ کاربران میدهند. اما چتبات دلتنگ شما نمیشود، چهره شما را به خاطر نمیسپارد، باورهای شما را به چالش نمیکشد و در سکوت کنار شما نمینشیند. چیزی که چتبات ارائه میکند، یک شبیهسازی بینقص از دوستی است که همیشه در دسترس است و تحت هر شرایطی تأییدتان میکند. با اینحال، همین ویژگی است که آن را پوچ و توخالی کرده است.
روابط واقعی ذاتاً ناقص هستند. خانوادهها با هم مشاجره میکنند. دوستان دچار سوءتفاهم میشوند. انسانها لغزش میکنند، مأیوس میشوند و باز تصمیم میگیرند که ادامه دهند. این نقص و بینظمی نشانه واقعیبودن است. روابط انسانی باعث رشد ما میشوند، صبر و شکیبایی ما را محک میزنند و احساس همدلی ما را عمیقتر میکنند. کدها میتوانند حس صمیمیت را شبیهسازی کنند، اما در کنار شما رشد نمیکنند و حضور فیزیکی ندارند. ما انسانها نیازی به عشق و محبت ساختگی نداریم. ما انسانها همسایهای میخواهیم که زنگ خانهمان را بزند، خانوادهای میخواهیم که در کنارمان باشد و دوستانی میخواهیم که همیشه حقیقت را به ما گوشزد کنند، حتی اگر شنیدن آن برای ما سخت و دشوار باشد. انتخاب ارتباط واقعی در دنیای صمیمیتهای ساختگی، صرفاً نه یک نافرمانی بلکه راهی برای بازپسگیری ماهیت انسانی است.
درباره نویسنده: کی روبچک فیلمساز صاحبعنوان، نویسنده، سخنران و مجری سابق برنامه «زندگی و زمانه» شبکه انتیدی است. او پس از بازداشت در چین به دلیل دفاع از حقوق بشر، زندگی حرفهای خود را وقف مبارزه با اشکال مدرن و جهانی رژیمهای کمونیستی و سوسیالیستی کرده است. او از سال ۲۰۱۰ تاکنون با اپک تایمز همکاری میکند.

















