نویسنده: ریک فیشر
پیش از آنکه آمریکا و ائتلاف ۴۰ کشور در اوایل سال ۱۹۹۱ برای انجام عملیات «طوفان صحرا» و آزادسازی کویت از چنگ عراق در دوران صدام حسین ۷۰۰ هزار نیرو به این کشور اعزام کنند، چین تقریباً ۵ میلیارد دلار سلاح به عراق فروخته بود تا از آنها در جنگ با ایران استفاده کند؛ جنگی که از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ادامه داشت. ایران هم از چین سلاح خریده بود و روابط فنی و نظامی گسترده با این کشور داشت.
کویت آزاد شد اما عراق همچنان یک تهدید به شمار میرفت. از اینرو، آمریکا مجبور شد برای جلوگیری از مانورهای هوایی عراق با هماهنگی سازمان ملل در این کشور از راهبرد «مناطق پرواز ممنوع» استفاده کند.
چین در اواخر سال ۱۹۹۰ عراق را مسلح کرد تا مناطق پرواز ممنوع را دور بزند و هواپیماهای جنگی آمریکا را تهدید کند.
چین کابلهای فیبر نوری ساخت غول کامپیوتری-اینترنتی هواوی را به عراق فروخت تا رادارهای پراکنده این کشور به سامانههای ضدهوایی متصل شوند.
این تجهیزات به عراق کمک کردند تا رد پای الکترونیکی خود را کمرنگتر کند، شناسایی سامانههای نظامی را برای آمریکا دشوارتر کرده و آسیبپذیری کشور را در قبال حملات هوایی آمریکا به حداقل برساند.
اما هواپیماهای آمریکایی در ۱۶ فوریه ۲۰۰۱ سامانههای ضدهوایی عراق را که با فناوری چینی کار میکردند هدف گرفتند.
آمریکا در روز جمعه، که روز نماز جمعه مسلمانان است، دست به حمله زد تا احتمال کشتهشدن مهندسان چینی در بمباران آمریکا به حداقل برسد.
کویت در سال ۲۰۰۳ پایگاه اصلی «عملیات آزادسازی عراق» بود و در سال ۲۰۰۴ بهعنوان متحد غیرناتوی (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) آمریکا عمل کرد.
کویت اکنون متحد بزرگ آمریکا در خاورمیانه به شمار میآید و براساس پیمان همکاری دفاعی سال ۱۹۹۱ از حدود ۱۳ هزار و ۵۰۰ نیروی نظامی آمریکا در پایگاههای مختلف میزبانی میکند. حدود ۹ هزار نیرو در پایگاه پشتیبانی لجستیکی عریفجان، پایگاه هوایی علی السالم- میزبان هواپیماهای جنگی نیروی هوایی آمریکا- و کمپ پاتریوت- پایگاه پشتیبانی لجستیکی نیروی دریایی و تفنگداران دریایی آمریکا- مستقر هستند.
حزب کمونیست چین راهبرد بلندمدتی را برای جلوگیری از نفوذ و جایگزینی آمریکا در خاورمیانه در دستور کار قرار داده که برای نمونه میتوان به تقویت ایران بهعنوان یک تهدید نظامی متعارف و هستهای و مداخله فزاینده در کشورهای عربی اشاره کرد که با هدف افزایش نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی در این کشورها انجام میگیرد.

حزب کمونیست از ترکیب تهدید هستهای ایران و روابط تجاری استفاده میکند تا نشان دهد که پکن در ترویج «صلح» بهتر از واشینگتن عمل میکند.
با اینحال، حمله ۱۲ روزه اسرائیل به تأسیسات نظامی و رهبران سیاسی جمهوری اسلامی ایران و حمله بمبافکنهای بی-۲ و جنگندههای اف-۳۵ آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در قالب عملیات «چکش نیمهشب» باعث شد که برنامه بلندپروازانه حزب کمونیست چین برای تبدیل ایران به یک تهدید هستهای و کاهش اطمینان جهان به توان و اقتدار آمریکا به بنبست بخورد.
بهرغم هزینه سرسامآور آمریکا برای دفاع از ثبات خاورمیانه و مقابله با تهدیدات مستقیم علیه امنیت کویت، شمار زیادی از شرکتهای آمریکایی از این گلایه دارند که دولت کویت بدهیهای خود را پرداخت نمیکند.
چندی پیش امتناع کویت از پرداخت بدهی دولت به پیمانکاران آمریکایی پالایشگاه عظیم الزور جنجال به پا کرد.
رفتار کویت با شرکتهای آمریکایی باعث شد که کنگره این کشور در پیشنویس تخصیص بودجه امنیت ملی، وزارت امور خارجه و برنامههای مرتبط در سال ۲۰۲۶، به دریافت تضمین از امیر مشعل الاحمد الجابر الصباح و دیگر رهبران کویت مبنی بر پرداخت بدهی پیمانکاران آمریکایی اشاره کند.
مسئلهای که آمریکا را بیشتر نگران کرده است، مشارکت کویت در توسعه راهبرد حزب کمونیست چین در خاورمیانه است.
تأسیس مجمع همکاری چین و کشورهای عربی در سال ۲۰۰۴ یکی از راهبردهای چین بوده که کویت جزو اعضای مؤسس آن به شمار میآید. از این گذشته، پکن در سال ۲۰۱۴ کویت را متقاعد کرد تا بهعنوان یکی از اعضای اولیه به «ابتکار کمربند و جاده» ملحق شود و از یارانههای عظیم این طرح برای توسعه کشور استفاده کند.
چین از سال ۲۰۱۵ بزرگترین شریک تجاری کویت بوده است.
کویت در سال ۲۰۱۸ بهعنوان «شریک راهبردی» چین معرفی شد؛ عنوانی که معمولاً مستلزم همسویی راهبردی و اقتصادی با حزب کمونیست چین بوده و نیازمند تأیید اقدامات حزب کمونیست در حمله به دموکراسیهایی مانند تایوان و ژاپن است.
کویت در بخش نظامی یکی از نخستین کشورهای حوزه خلیج فارس بود که در سال ۱۹۹۵ با چین پیمان همکاری نظامی امضا کرد.
متعاقب دیدار لی مینگگانگ، سفیر چین، و محمد خالد الخضر، رئیس ستاد نیروهای مسلح کویت، در آوریل سال ۲۰۱۹، سفارت چین اعلام کرد که مبادلات و همکاریهای نظامی چین و کویت بخش مهمی از روابط ایندو کشور را به خود اختصاص دادهاند. ارتش دو کشور در سالهای اخیر شاهد مبادلات فزاینده، همکاری مؤثر در صنایع نظامی و تجارت ادوات نظامی بودهاند که از عمق اعتماد سیاسی متقابل میان آنها حکایت دارد.
چین آماده است که با کویت همکاری کند تا توافق رهبران دو کشور را به اجرا درآورد، مبادلات و همکاریهای نظامی را تقویت کرده و توسعه همهجانبه روابط دوجانبه را در دستور کار خود قرار دهد.
کویت شماری از تسلیحات چینی از جمله توپخانه ۱۵۵ میلیمتری شرکت نورینکو را خریداری کرده و گروه ضربت نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین از سال ۲۰۱۱ تاکنون سه مرتبه به کویت سفر کرده است. با اینحال، آمریکا همچنان منبع اصلی تأمین تسلیحات کویت به شمار میآید.
اما منابع کویتی در اواخر ژوئیه فاش کردند که کارخانه جدید مهمات چینی بهزودی در کویت افتتاح خواهد شد.
روزنامه کویت تایمز در روز ۲۹ ژوئیه به نقل از شیخ عبدالله مشعل الصباح، معاون وزیر دفاع کویت، اعلام کرد که «این پروژه نقطه عطف همکاری دو کشور است و بهزودی به بهرهبرداری میرسد.»
براساس این گزارش، «کویت و چین در حال حاضر در چند پروژه مشترک دفاعی همکاری دارند که مهمترین آنها پروژه روبهاتمام کارخانه تولید مهمات سبک و نیمهسنگین است.»
شاید این همکاری ناچیز به نظر برسد، اما ظرفیت رشد روابط فنی و نظامی چین و کویت در تجربه امارات متحده عربی و عربستان سعودی مشهود است؛ کشورهایی که تسلیحات پیشرفته چینی را خریداری کرده و اکنون تولید مشترک آنها را در دستور کار قرار دادهاند.
در گزارش کویت تایمز آمده است که لیو شیانگ، دیپلمات ارشد چین، از حمایت مستمر کویت از طرحهای جهانی چین تمجید کرده است. امیر مشعل الاحمد الجابر الصباح نخستین رهبر خلیج فارس بود که از طرح توسعه جهانی، طرح امنیت جهانی و طرح تمدن جهانی چین استقبال کرد.
این سه «طرح» چینی جزو برنامههای دیپلماتیک هستند که به دیپلماتهای چینی اجازه میدهند از کشورهای هدف در راستای مقاصد پکن در ایجاد نظم نوین جهانی استفاده کنند؛ نظمی که آمریکا جایی در آن ندارد و ارزش چندانی هم برای کشورهای دموکراتیک قائل نیست.
از اینرو، آمریکا نیازمند یک کارزار راهبردی در حیطه اطلاعرسانی است تا اهداف هژمونیک حزب کمونیست چین و ابزارهای تحقق این اهداف را شناسایی و ارزیابی کند.
این کارزار میبایست شامل گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریکا به کنگره و بهروزرسانی منظم این گزارش در زمان برگزاری نشستهای بزرگ پکن با شبکههای شبهائتلافی مانند سازمان همکاری شانگهای یا مجمع همکاری چین و کشورهای عربی باشد.
اگر کارزار اطلاعرسانی آمریکا در اختیار تمام کشورها قرار بگیرد، میتواند به متحدان اصلیِ آمریکا از جمله کویت، که گرفتارِ کارزار نفوذ حزب کمونیست چین شدهاند، ثابت کند که این حزب چه خطری برای آزادی و حاکمیت این کشورها دارد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: ریک فیشر از پژوهشگران ارشد مرکز ارزیابی و راهبرد بینالمللی است.
















