Search
Asset 2

فصل ۸- چگونه حزب کمونیست چین فرقه‌ای شیطانی است

commentary8_img_01

ب- زیان‌های حاصل از فرقه‌ی پلید ح‌ک‌چ

زمانی‌که از وقایعی مثل آئوم ‌شین‌ری ‌کیو (Aum Shinri Kyo) (یا حقیقت محض) که در آن مردم زیادی توسط گاز اعصاب سارین (Sarin) کشته می‌شوند و یا عابدان معبد سولار (Solar) از طریق خودکشی به بهشت عروج می‌کنند و یا خود کشی جمعی ۹۰۰ نفر از پیروان جیم‌جونز (Jim jones) در ”معبد مردم“ سخن گفته می‌شود هر شنونده‌ای از خشم به لرزه می‌افتد. حال آن‌که ح‌ک‌چ فرقه‌ای شیطانی‌ است که جنایاتی هزارها بار بدتر از این نیز انجام می‌دهد و زندگی‌های بی‌شماری را می‌گیرد. این‌‌ها همه به‌این علت است که ح‌ک‌چ از ویژگی خاصی برخوردار است که دیگر فرقه‌ها فاقد آن هستند.

فرقه‌ی شیطانی یک مذهب حکومتی گردید

در اکثر کشورها مردم می‌توانند بدون آن‌که از مذهب خاصی پیروی کنند و یا مجبور به مطالعه و یادگیری ادبیات آن باشند و یا به موعظه‌ها و اصولش گوش فرا دهند از زندگی عادی و خوشی بهره‌مند باشند. این در حالی‌ است که در کشور چین امکان ندارد که کسی زندگی کند و در معرض تبلیغات و توضیح اصول فرقه‌ی ح‌ک‌چ قرار نگیرد، چرا که ح‌ک‌چ، این فرقه‌‌ی پلید را از زمان به‌دست گیری قدرت به یک آیین و مذهب حکومتی تبدیل کرده است.

ح‌ک‌چ آموزش‌ها و موعظه‌های سیاسی خود را از سطح کودکستان‌ها و مدارس ابتدایی شروع می‌کند. بدون قبولی در امتحانات سیاسی امکان ورود به تحصیلات عالی و دانشگاهی وجود ندارد.

نوشته بر روی تخته‌سیاه: اگر حزب کمونیست چین نباشد، چین نوین وجود نخواهد داشت. تصنیف می‌سراید: ای حزب، مادر من. تلویزیون می‌گوید: با تمام وجود از رهبری حزب پیروی کنید!”

هیچ ‌یک از سؤالات امتحانات سیاسی اجازه‌ی استقلال در تفکر را به شخص نمی‌دهند. آزمون دهنده‌ها برای قبولی در امتحان باید جواب‌های استاندارد از پیش تعیین شده توسط حزب را حفظ کرده و عیناً در پاسخ به سؤالات منعکس کنند.

مردم بخت برگشته‌ی چین مجبورند که موعظه‌های ح‌ک‌چ را بارها تکرار کنند حتی زمانی‌که بسیار جوانند و از این طریق مرتباً مورد شستشوی مغزی قرار می‌گیرند. زمانی‌که یک کارمند به پست بالاتری در دولت چین ارتقاء می‌یابد صرف‌نظر از این‌که عضو حزب باشد یا نه باید در کلاس‌های حزب شرکت کند. قبل از آن‌که درس‌های تعیین شده توسط مدرسه‌ی حزب را بگذراند امکان ارتقاء به پست بالاتری را ندارد.

در کشور چین که حزب کمونیست دین ملی آن است، گروه‌های مختلف با عقاید متفاوت اجازه‌ی حیات ندارند. حتی ”احزاب دمکراتیک“ که صرفاً توسط خود ح‌ک‌چ به‌عنوان یک ژست سیاسی تشکیل شده‌اند و ”کلیسای سه- خود“ ( یعنی خودگردان، خود پشتیانی‌کننده و خود ترویج) تغییر شکل داده شده، باید به‌طور رسمی تبعیت خود را از رهبری ح‌ک‌چ اعلام کنند. بر اساس منطق فرقه‌ای ح‌ک‌چ، وفاداری به حزب بر پایبندی به هر اعتقاد دیگری ارجح است.

 افراط در نظارت‌های اجتماعی

این فرقه‌ی شیطانی تبدیل به یک آیین ملی گشت تنها به این دلیل که ح‌ک‌چ کنترل اجتماعی بسیار شدیدی را اعمال می‌کند و آزادی‌های فردی را از مردم می‌گیرد.

این چنین نظارتی بی‌سابقه است چرا که ح‌ک‌چ مردم را از دارایی‌های شخصی خود که یکی از پایه‌های آزادی فردی است محروم کرده است.

قبل از دهه‌ی ۱۹۸۰ مردم مناطق شهری می‌توانستند تنها در شرکت‌های تجاری تحت کنترل حزب کار کرده و امرار معاش کنند. کشاورزان در مناطق روستایی نیز می‌بایست بر روی زمین‌های متعلق به کمون‌های حزب کار می‌کردند. هیچ‌کس از کنترل ح‌ک‌چ مخفی نمی‌ماند.

در یک کشور سوسیالیستی مثل چین، نهادهای حزب کمونیست در همه جا حاضرند، از دولت مرکزی گرفته تا پایین‌ترین رده‌های جامعه مثل روستاها و محله‌ها. ح‌ک‌چ از طریق کمیته‌های حزب و شعبه‌های آن در رده‌های مختلف، کنترل همه جانبه‌ای بر کل جامعه اعمال می‌کند.

کنترل شدید: نظام ثبت‌نام خانواده، فیلترکردن اینترنت، استراق سمع مکالمات تلفنی، پارازیت‌های رادیویی.

چنین نظارت شدیدی آزادی شخصی را به‌شدت از بین می‌برد،‌ آزادی‌هایی مثل آزادی جابجایی (‌نظام ثبت نام محل سکونت)‌،‌ آزادی بیان (۵۰۰ هزار هوادار جناح راست توسط ح‌ک‌چ مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند چرا که به آزادی بیان معتقد بودند)، آزادی افکار ( لین جائو (Lin Zhao) و جانگ جی‌شین (Zhang Zhixin) [۷] بواسطه‌ی شک خود نسبت به ح‌ک‌چ اعدام شدند) و آزادی به‌دست آوردن اطلاعات (خواندن کتاب‌های ممنوعه یا گوش کردن به رادیوهای ”دشمنان“ غیر قانونی است و استفاده از اینترنت نیز مورد کنترل قرار می‌گیرد.)

ممکن‌ است بگویید که در حال حاضر مالکیت شخصی در چین آزاد است ولی باید بدانیم که این سیاست اصلاحی تنها زمانی تصویب شد که مردم دیگر چیزی برای خوردن نداشتند و اقتصاد ملی نیز رو به فرو‌پاشی بود. ح‌ک‌چ مجبور بود تا یک قدم عقب‌نشینی کند و‌گرنه نمی‌توانست خود را از نابودی نجات دهد. با این وجود حتی پس از اصلاحات نیز ح‌ک‌چ هرگز از فشارهای کنترلی خود بر مردم کم نکرده است. آزار و شکنجه‌ی وسیع و مستمر تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگ تنها می‌توانست در کشوری که به‌دست حزب کمونیست اداره می‌شود اتفاق بیفتد. اگر همانطور که ح‌ک‌چ آرزو دارد به یک غول اقتصادی تبدیل شود،‌ یقیناً شدت نظارت و کنترل خود بر مردم چین را افزایش خواهد داد.

حمایت از خشونت و تنفر از زندگی

 تقریباً تمامی فرقه‌های شیطانی با توسل به خشونت به کنترل پیروان خود پرداخته و در مقابل فشارهای خارجی مقاومت می‌کنند. حتی جمع کل تعداد کشته شده‌ها توسط کل فرقه‌های شیطانی در سرتاسر جهان نمی‌تواند با تعداد مردم کشته شده به‌دست ح‌ک‌چ رقابت کند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است. از این رو ح‌ک‌چ در آزار و اذیت مردم تفاوتی بین آنها قائل نیست. هر کسی، اعم از هواداران، اعضاء و رهبران ح‌ک‌چ می‌تواند هدف شکنجه‌ و آزار حزب قرار گیرد.

ح‌ک‌چ از خمرهای سرخ کامبوج حمایت می‌کرد. خمرهای سرخ، خود نمونه‌ی بارز وحشی‌گری و رذالت احزاب کمونیست بودند که برای زندگی انسان‌ها ارزشی قائل نبودند. حزب کمونیست کامبوج به فرماندهی پل ‌پات که تحت راهنمایی و کمک‌های مائو زدانگ مدت سه سال و ۸ ماه حکومت کامبوج را به ‌دست داشت، در طول این مدت ۲ میلیون نفر یعنی معادل یک چهارم جمعیت کامبوج را کشت تا ”نظام مالکیت شخصی را در این کشور بر‌چیند.“ از این تعداد‌ کشته‌شده حدود ۲۰۰ هزار نفر تبعه‌ی چین بودند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است.

به منظور بزرگداشت خاالاتری در دولت چین ارتقاء می‌یابد صرف‌نظر از این‌که عضو حزب باشد یا نه باید در کلاس‌های حزب شرکت کند. قبل از آن‌که درس‌های تعیین شده توسط مدرسه‌ی حزب را بگذراند امکان ارتقاء به پست بالاتری را ندارد.

در کشور چین که حزب کمونیست دین ملی آن است، گروه‌های مختلف با عقاید متفاوت اجازه‌ی حیات ندارند. حتی ”احزاب دمکراتیک“ که صرفاً توسط خود ح‌ک‌چ به‌عنوان یک ژست سیاسی تشکیل شده‌اند و ”کلیسای سه- خود“ ( یعنی خودگردان، خود پشتیانی‌کننده و خود ترویج) تغییر شکل داده شده، باید به‌طور رسمی تبعیت خود را از رهبری ح‌ک‌چ اعلام کنند. بر اساس منطق فرقه‌ای ح‌ک‌چ، وفاداری به حزب بر پایبندی به هر اعتقاد دیگری ارجح است.

 افراط در نظارت‌های اجتماعی

این فرقه‌ی شیطانی تبدیل به یک آیین ملی گشت تنها به این دلیل که ح‌ک‌چ کنترل اجتماعی بسیار شدیدی را اعمال می‌کند و آزادی‌های فردی را از مردم می‌گیرد.

این چنین نظارتی بی‌سابقه است چرا که ح‌ک‌چ مردم را از دارایی‌های شخصی خود که یکی از پایه‌های آزادی فردی است محروم کرده است.

قبل از دهه‌ی ۱۹۸۰ مردم مناطق شهری می‌توانستند تنها در شرکت‌های تجاری تحت کنترل حزب کار کرده و امرار معاش کنند. کشاورزان در مناطق روستایی نیز می‌بایست بر روی زمین‌های متعلق به کمون‌های حزب کار می‌کردند. هیچ‌کس از کنترل ح‌ک‌چ مخفی نمی‌ماند.

در یک کشور سوسیالیستی مثل چین، نهادهای حزب کمونیست در همه جا حاضرند، از دولت مرکزی گرفته تا پایین‌ترین رده‌های جامعه مثل روستاها و محله‌ها. ح‌ک‌چ از طریق کمیته‌های حزب و شعبه‌های آن در رده‌های مختلف، کنترل همه جانبه‌ای بر کل جامعه اعمال می‌کند.

کنترل شدید: نظام ثبت‌نام خانواده، فیلترکردن اینترنت، استراق سمع مکالمات تلفنی، پارازیت‌های رادیویی.

چنین نظارت شدیدی آزادی شخصی را به‌شدت از بین می‌برد،‌ آزادی‌هایی مثل آزادی جابجایی (‌نظام ثبت نام محل سکونت)‌،‌ آزادی بیان (۵۰۰ هزار هوادار جناح راست توسط ح‌ک‌چ مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند چرا که به آزادی بیان معتقد بودند)، آزادی افکار ( لین جائو (Lin Zhao) و جانگ جی‌شین (Zhang Zhixin) [۷] بواسطه‌ی شک خود نسبت به ح‌ک‌چ اعدام شدند) و آزادی به‌دست آوردن اطلاعات (خواندن کتاب‌های ممنوعه یا گوش کردن به رادیوهای ”دشمنان“ غیر قانونی است و استفاده از اینترنت نیز مورد کنترل قرار می‌گیرد.)

ممکن‌ است بگویید که در حال حاضر مالکیت شخصی در چین آزاد است ولی باید بدانیم که این سیاست اصلاحی تنها زمانی تصویب شد که مردم دیگر چیزی برای خوردن نداشتند و اقتصاد ملی نیز رو به فرو‌پاشی بود. ح‌ک‌چ مجبور بود تا یک قدم عقب‌نشینی کند و‌گرنه نمی‌توانست خود را از نابودی نجات دهد. با این وجود حتی پس از اصلاحات نیز ح‌ک‌چ هرگز از فشارهای کنترلی خود بر مردم کم نکرده است. آزار و شکنجه‌ی وسیع و مستمر تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگ تنها می‌توانست در کشوری که به‌دست حزب کمونیست اداره می‌شود اتفاق بیفتد. اگر همانطور که ح‌ک‌چ آرزو دارد به یک غول اقتصادی تبدیل شود،‌ یقیناً شدت نظارت و کنترل خود بر مردم چین را افزایش خواهد داد.

حمایت از خشونت و تنفر از زندگی

 تقریباً تمامی فرقه‌های شیطانی با توسل به خشونت به کنترل پیروان خود پرداخته و در مقابل فشارهای خارجی مقاومت می‌کنند. حتی جمع کل تعداد کشته شده‌ها توسط کل فرقه‌های شیطانی در سرتاسر جهان نمی‌تواند با تعداد مردم کشته شده به‌دست ح‌ک‌چ رقابت کند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است. از این رو ح‌ک‌چ در آزار و اذیت مردم تفاوتی بین آنها قائل نیست. هر کسی، اعم از هواداران، اعضاء و رهبران ح‌ک‌چ می‌تواند هدف شکنجه‌ و آزار حزب قرار گیرد.

ح‌ک‌چ از خمرهای سرخ کامبوج حمایت می‌کرد. خمرهای سرخ، خود نمونه‌ی بارز وحشی‌گری و رذالت احزاب کمونیست بودند که برای زندگی انسان‌ها ارزشی قائل نبودند. حزب کمونیست کامبوج به فرماندهی پل ‌پات که تحت راهنمایی و کمک‌های مائو زدانگ مدت سه سال و ۸ ماه حکومت کامبوج را به ‌دست داشت، در طول این مدت ۲ میلیون نفر یعنی معادل یک چهارم جمعیت کامبوج را کشت تا ”نظام مالکیت شخصی را در این کشور بر‌چیند.“ از این تعداد‌ کشته‌شده حدود ۲۰۰ هزار نفر تبعه‌ی چین بودند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است.

به منظور بزرگداشت خاالاتری در دولت چین ارتقاء می‌یابد صرف‌نظر از این‌که عضو حزب باشد یا نه باید در کلاس‌های حزب شرکت کند. قبل از آن‌که درس‌های تعیین شده توسط مدرسه‌ی حزب را بگذراند امکان ارتقاء به پست بالاتری را ندارد.

در کشور چین که حزب کمونیست دین ملی آن است، گروه‌های مختلف با عقاید متفاوت اجازه‌ی حیات ندارند. حتی ”احزاب دمکراتیک“ که صرفاً توسط خود ح‌ک‌چ به‌عنوان یک ژست سیاسی تشکیل شده‌اند و ”کلیسای سه- خود“ ( یعنی خودگردان، خود پشتیانی‌کننده و خود ترویج) تغییر شکل داده شده، باید به‌طور رسمی تبعیت خود را از رهبری ح‌ک‌چ اعلام کنند. بر اساس منطق فرقه‌ای ح‌ک‌چ، وفاداری به حزب بر پایبندی به هر اعتقاد دیگری ارجح است.

 افراط در نظارت‌های اجتماعی

این فرقه‌ی شیطانی تبدیل به یک آیین ملی گشت تنها به این دلیل که ح‌ک‌چ کنترل اجتماعی بسیار شدیدی را اعمال می‌کند و آزادی‌های فردی را از مردم می‌گیرد.

این چنین نظارتی بی‌سابقه است چرا که ح‌ک‌چ مردم را از دارایی‌های شخصی خود که یکی از پایه‌های آزادی فردی است محروم کرده است.

قبل از دهه‌ی ۱۹۸۰ مردم مناطق شهری می‌توانستند تنها در شرکت‌های تجاری تحت کنترل حزب کار کرده و امرار معاش کنند. کشاورزان در مناطق روستایی نیز می‌بایست بر روی زمین‌های متعلق به کمون‌های حزب کار می‌کردند. هیچ‌کس از کنترل ح‌ک‌چ مخفی نمی‌ماند.

در یک کشور سوسیالیستی مثل چین، نهادهای حزب کمونیست در همه جا حاضرند، از دولت مرکزی گرفته تا پایین‌ترین رده‌های جامعه مثل روستاها و محله‌ها. ح‌ک‌چ از طریق کمیته‌های حزب و شعبه‌های آن در رده‌های مختلف، کنترل همه جانبه‌ای بر کل جامعه اعمال می‌کند.

کنترل شدید: نظام ثبت‌نام خانواده، فیلترکردن اینترنت، استراق سمع مکالمات تلفنی، پارازیت‌های رادیویی.

چنین نظارت شدیدی آزادی شخصی را به‌شدت از بین می‌برد،‌ آزادی‌هایی مثل آزادی جابجایی (‌نظام ثبت نام محل سکونت)‌،‌ آزادی بیان (۵۰۰ هزار هوادار جناح راست توسط ح‌ک‌چ مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند چرا که به آزادی بیان معتقد بودند)، آزادی افکار ( لین جائو (Lin Zhao) و جانگ جی‌شین (Zhang Zhixin) [۷] بواسطه‌ی شک خود نسبت به ح‌ک‌چ اعدام شدند) و آزادی به‌دست آوردن اطلاعات (خواندن کتاب‌های ممنوعه یا گوش کردن به رادیوهای ”دشمنان“ غیر قانونی است و استفاده از اینترنت نیز مورد کنترل قرار می‌گیرد.)

ممکن‌ است بگویید که در حال حاضر مالکیت شخصی در چین آزاد است ولی باید بدانیم که این سیاست اصلاحی تنها زمانی تصویب شد که مردم دیگر چیزی برای خوردن نداشتند و اقتصاد ملی نیز رو به فرو‌پاشی بود. ح‌ک‌چ مجبور بود تا یک قدم عقب‌نشینی کند و‌گرنه نمی‌توانست خود را از نابودی نجات دهد. با این وجود حتی پس از اصلاحات نیز ح‌ک‌چ هرگز از فشارهای کنترلی خود بر مردم کم نکرده است. آزار و شکنجه‌ی وسیع و مستمر تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگ تنها می‌توانست در کشوری که به‌دست حزب کمونیست اداره می‌شود اتفاق بیفتد. اگر همانطور که ح‌ک‌چ آرزو دارد به یک غول اقتصادی تبدیل شود،‌ یقیناً شدت نظارت و کنترل خود بر مردم چین را افزایش خواهد داد.

حمایت از خشونت و تنفر از زندگی

 تقریباً تمامی فرقه‌های شیطانی با توسل به خشونت به کنترل پیروان خود پرداخته و در مقابل فشارهای خارجی مقاومت می‌کنند. حتی جمع کل تعداد کشته شده‌ها توسط کل فرقه‌های شیطانی در سرتاسر جهان نمی‌تواند با تعداد مردم کشته شده به‌دست ح‌ک‌چ رقابت کند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است. از این رو ح‌ک‌چ در آزار و اذیت مردم تفاوتی بین آنها قائل نیست. هر کسی، اعم از هواداران، اعضاء و رهبران ح‌ک‌چ می‌تواند هدف شکنجه‌ و آزار حزب قرار گیرد.

ح‌ک‌چ از خمرهای سرخ کامبوج حمایت می‌کرد. خمرهای سرخ، خود نمونه‌ی بارز وحشی‌گری و رذالت احزاب کمونیست بودند که برای زندگی انسان‌ها ارزشی قائل نبودند. حزب کمونیست کامبوج به فرماندهی پل ‌پات که تحت راهنمایی و کمک‌های مائو زدانگ مدت سه سال و ۸ ماه حکومت کامبوج را به ‌دست داشت، در طول این مدت ۲ میلیون نفر یعنی معادل یک چهارم جمعیت کامبوج را کشت تا ”نظام مالکیت شخصی را در این کشور بر‌چیند.“ از این تعداد‌ کشته‌شده حدود ۲۰۰ هزار نفر تبعه‌ی چین بودند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است.

به منظور بزرگداشت خاالاتری در دولت چین ارتقاء می‌یابد صرف‌نظر از این‌که عضو حزب باشد یا نه باید در کلاس‌های حزب شرکت کند. قبل از آن‌که درس‌های تعیین شده توسط مدرسه‌ی حزب را بگذراند امکان ارتقاء به پست بالاتری را ندارد.

در کشور چین که حزب کمونیست دین ملی آن است، گروه‌های مختلف با عقاید متفاوت اجازه‌ی حیات ندارند. حتی ”احزاب دمکراتیک“ که صرفاً توسط خود ح‌ک‌چ به‌عنوان یک ژست سیاسی تشکیل شده‌اند و ”کلیسای سه- خود“ ( یعنی خودگردان، خود پشتیانی‌کننده و خود ترویج) تغییر شکل داده شده، باید به‌طور رسمی تبعیت خود را از رهبری ح‌ک‌چ اعلام کنند. بر اساس منطق فرقه‌ای ح‌ک‌چ، وفاداری به حزب بر پایبندی به هر اعتقاد دیگری ارجح است.

 افراط در نظارت‌های اجتماعی

این فرقه‌ی شیطانی تبدیل به یک آیین ملی گشت تنها به این دلیل که ح‌ک‌چ کنترل اجتماعی بسیار شدیدی را اعمال می‌کند و آزادی‌های فردی را از مردم می‌گیرد.

این چنین نظارتی بی‌سابقه است چرا که ح‌ک‌چ مردم را از دارایی‌های شخصی خود که یکی از پایه‌های آزادی فردی است محروم کرده است.

قبل از دهه‌ی ۱۹۸۰ مردم مناطق شهری می‌توانستند تنها در شرکت‌های تجاری تحت کنترل حزب کار کرده و امرار معاش کنند. کشاورزان در مناطق روستایی نیز می‌بایست بر روی زمین‌های متعلق به کمون‌های حزب کار می‌کردند. هیچ‌کس از کنترل ح‌ک‌چ مخفی نمی‌ماند.

در یک کشور سوسیالیستی مثل چین، نهادهای حزب کمونیست در همه جا حاضرند، از دولت مرکزی گرفته تا پایین‌ترین رده‌های جامعه مثل روستاها و محله‌ها. ح‌ک‌چ از طریق کمیته‌های حزب و شعبه‌های آن در رده‌های مختلف، کنترل همه جانبه‌ای بر کل جامعه اعمال می‌کند.

کنترل شدید: نظام ثبت‌نام خانواده، فیلترکردن اینترنت، استراق سمع مکالمات تلفنی، پارازیت‌های رادیویی.

چنین نظارت شدیدی آزادی شخصی را به‌شدت از بین می‌برد،‌ آزادی‌هایی مثل آزادی جابجایی (‌نظام ثبت نام محل سکونت)‌،‌ آزادی بیان (۵۰۰ هزار هوادار جناح راست توسط ح‌ک‌چ مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند چرا که به آزادی بیان معتقد بودند)، آزادی افکار ( لین جائو (Lin Zhao) و جانگ جی‌شین (Zhang Zhixin) [۷] بواسطه‌ی شک خود نسبت به ح‌ک‌چ اعدام شدند) و آزادی به‌دست آوردن اطلاعات (خواندن کتاب‌های ممنوعه یا گوش کردن به رادیوهای ”دشمنان“ غیر قانونی است و استفاده از اینترنت نیز مورد کنترل قرار می‌گیرد.)

ممکن‌ است بگویید که در حال حاضر مالکیت شخصی در چین آزاد است ولی باید بدانیم که این سیاست اصلاحی تنها زمانی تصویب شد که مردم دیگر چیزی برای خوردن نداشتند و اقتصاد ملی نیز رو به فرو‌پاشی بود. ح‌ک‌چ مجبور بود تا یک قدم عقب‌نشینی کند و‌گرنه نمی‌توانست خود را از نابودی نجات دهد. با این وجود حتی پس از اصلاحات نیز ح‌ک‌چ هرگز از فشارهای کنترلی خود بر مردم کم نکرده است. آزار و شکنجه‌ی وسیع و مستمر تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگ تنها می‌توانست در کشوری که به‌دست حزب کمونیست اداره می‌شود اتفاق بیفتد. اگر همانطور که ح‌ک‌چ آرزو دارد به یک غول اقتصادی تبدیل شود،‌ یقیناً شدت نظارت و کنترل خود بر مردم چین را افزایش خواهد داد.

حمایت از خشونت و تنفر از زندگی

 تقریباً تمامی فرقه‌های شیطانی با توسل به خشونت به کنترل پیروان خود پرداخته و در مقابل فشارهای خارجی مقاومت می‌کنند. حتی جمع کل تعداد کشته شده‌ها توسط کل فرقه‌های شیطانی در سرتاسر جهان نمی‌تواند با تعداد مردم کشته شده به‌دست ح‌ک‌چ رقابت کند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است. از این رو ح‌ک‌چ در آزار و اذیت مردم تفاوتی بین آنها قائل نیست. هر کسی، اعم از هواداران، اعضاء و رهبران ح‌ک‌چ می‌تواند هدف شکنجه‌ و آزار حزب قرار گیرد.

ح‌ک‌چ از خمرهای سرخ کامبوج حمایت می‌کرد. خمرهای سرخ، خود نمونه‌ی بارز وحشی‌گری و رذالت احزاب کمونیست بودند که برای زندگی انسان‌ها ارزشی قائل نبودند. حزب کمونیست کامبوج به فرماندهی پل ‌پات که تحت راهنمایی و کمک‌های مائو زدانگ مدت سه سال و ۸ ماه حکومت کامبوج را به ‌دست داشت، در طول این مدت ۲ میلیون نفر یعنی معادل یک چهارم جمعیت کامبوج را کشت تا ”نظام مالکیت شخصی را در این کشور بر‌چیند.“ از این تعداد‌ کشته‌شده حدود ۲۰۰ هزار نفر تبعه‌ی چین بودند.

ح‌ک‌چ به انسان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود می‌نگرد. کشتار نیز یکی از همین هدف‌ها است.

به منظور بزرگداشت خاطره‌ی جنایات و جرائم انجام شده توسط خمرهای سرخ و یادبود قربانیان آنان، کشور کامبوج موزه‌ای را ساخته که در آن اسناد مربوط به دیکتاتوری خمرهای سرخ به نمایش گذاشته شده‌اند. محل موزه زندان سابق خمرهای سرخ است. ساختمان آن که در ابتدا دبیرستان بوده توسط پل پات به زندان اس-۲۱ (S-21) تغییر کاربری یافت که از آن اختصاصاً برای نگهداری زندانیان سیاسی استفاده می‌گردید. بسیاری از روشن‌فکران در آنجا زندانی بوده و زیر شکنجه کشته شده‌اند. در کنار ابزارهای مختلف شکنجه که به نمایش گذاشته شده است،

در ساختمان زندان عکس‌های سیاه و سفید قربانیان که قبل از مرگ آنان گرفته شده نیز به چشم می‌خورد. شکنجه‌های مخوف زیادی در آنجا مستند گردیده است از جمله بریدن گلو، سوراخ کردن سر و مغز، کشیدن اطفال بر روی زمین و کشتن آنها و غیره.

تمامی این روش‌های شکنجه بنا به گزارشات موثق توسط متخصصان و افراد حرفه‌ای اعزامی از طرف ح‌ک‌چ برای حمایت از خمرهای سرخ به ایشان آموزش داده شده است. حزب حتی عکاسانی را آموزش داد تا جهت تکمیل پرونده و یا صرفاً سرگرمی از زندانیان قبل از اعدام ایشان عکس بگیرند.

در زندان اس-۲۱ ماشینی وجود دارد که برای سوراخ کردن سر انسان طراحی شده تا توسط آن مغز زندانیان خارج گردیده و از آنها برای پخت غذاهای مقوی برای رهبران حزب کمونیست کامبوج استفاده گردد. زندانیان سیاسی در جلوی ماشین مذکور به صندلی بسته می‌شدند بدن قربانی از وحشت به لرزه می‌افتاد و در همین حال مته‌ی ماشین از پشت سر با سرعت زیاد وارد سر می‌شد و به سرعت مغز قربانی را زنده زنده از سر او بیرون می‌کشید.

پ- ماهیت فرقه‌ی حزب کمونیست

آن چیست که حزب کمونیست را این‌گونه شیطانی و خبیث ساخته است؟ زمانی‌که هیولای حزب کمونیست برای اولین بار در جهان بوجود آمد مأموریتی وحشتناک را به‌عهده داشت. در بیانیه‌ی کمونیست مسیر آن بسیار روشن و واضح بیان گردیده است.

کمونیست‌ها کسر شأن خود می‌دانند که اهداف و عقایدشان را مخفی کنند. آنها به‌طور واضح و علنی اظهار می‌دارند که هدف آنها تنها با برچیدن و نابود کردن تمامی شرایط اجتماعی موجود حاصل می‌شود. بگذارید تا طبقات حاکم در اثر انقلاب کمونیستی به لرزه درآیند. طبقه‌ی کارگر چیزی برای از دست دادن ندارد مگر زنجیرهایی را که به دست و پا دارد. آنها برنده‌ی جهان خواهند شد.

مأموریت این هیولا به‌وضوح مبارزه با جوامع انسانی، نابود کردن دنیای قدیم، ”براندازی مالکیت خصوصی“، ”نابودی شخصیت، استقلال و آزادی طبقه‌ی بورژوا (سرمایه‌دار)“، پایان بخشیدن به استثمار، کم اهمیت کردن خانواده و برقراری حکومت طبقه‌ی کارگر بر جهان بود.

این حزب سیاسی که علناً تمایل خود به ”ضرب و شتم، تخریب و دزدی“ را اعلام کرد، نه تنها شیطانی بودن نقطه نظرات خود را انکار می‌کند بلکه کاملاً حق را به جانب خود داده و در بیانیه‌ی حزب کمونیست بیان داشته که: ”انقلاب کمونیستی تندروگرایانه‌ترین نوع قطع رابطه با مفاهیم سنتی است؛ بنابراین جای تعجب نیست اگر پیشرفت آن‌را در گرو گسستن بندهای عقاید سنتی بدانیم.“

افکار سنتی از کجا می‌آیند؟ بر اساس قوانین طبیعی الحادی، افکار سنتی به‌طور طبیعی برگرفته از قوانین طبیعت و جامعه هستند. آنها نتیجه‌ی حرکت منظم اجرام جهان هستی هستند. به عقیده‌ی کسانی که به خداوند اعتقاد دارند سنت‌های بشری و ارزش‌های اخلاقی بر اساس لطف خداوند به انسان مرحمت گردیده‌اند. بدون توجه به منشاء آنها، پایه‌ای‌ترین معیارهای اخلاقی انسان، رفتارها و معیارهای قضاوت خوب از بد بطور نسبی ثابت هستند. آنها همواره به‌عنوان ملاکی برای سنجش رفتار انسان‌ها و حفظ قوانین اجتماعی برای هزاران سال بوده‌اند. اگر بشر معیارهای خود برای اخلاقیات و تشخیص خوب از بد را از دست بدهد آیا به درجه‌ی حیوانات تنزل نمی‌کند؟ زمانی‌که بیانیه‌ی کمونیست بیان می‌کند که اساساً از عقاید سنتی خواهد گسست با این‌کار خود پایه‌های وجود جامعه‌ی بشری را تهدید کرده است. مسلم بود که حزب کمونیست به فرقه‌ای شیطانی مبدل می‌شد که ویرانی را برای بشریت به‌همراه داشته باشد.

بیانیه‌ی کمونیست که اصول روشن‌گرایانه‌ی حزب کمونیست را ارائه داده بیانیه‌ای تندرو و افراطی است که در آن ذره‌ای شفقت و بردباری وجود ندارد، مارکس و انگلس تصور می‌کردند که آنها به قانون توسعه و ترقی اجتماع از طریق ماتریالیسم دیالکتیک پی برده بودند. با این وجود حقایق نشان می‌دهد که آنها در واقع همه چیز را زیر سؤال برده و همه چیز را انکار ‌کردند. آنها با لجاجت اوهام کمونیسم را به مردم القا کرده و در استفاده و تبلیغ خشونت و تخریب ساختارهای اجتماعی و پایه‌های فرهنگی موجود از هیچ تلاشی فرو گذار نکردند. آن‌چه بیانیه‌ی کمونیست به حزب کمونیست نو پا هدیه کرد تفکری شرور و بی‌رحم بود که با قوانین الهی عناد ورزیده و فطرت انسان را ریشه‌کن می‌کند و ظاهری مغرور، پر از کینه و کاملاً بی‌قید و بند دارد.

ت- تئوری روز جزای حزب کمونیست – ترس از عاقبت کار حزب

مارکس و انگلس روح شروری را به بدن حزب کمونیست دمیدند. لنین حزب کمونیست را در شوروی پایه نهاد و با توسل به خشونت و وحشی‌گری افراد بی‌سر و پا و اراذل و اوباش، دولت انتقالی و موقت تشکیل شده پس از انقلاب فوریه [۸] را سرنگون کرد، انقلاب سرمایه‌داری در شوروی را عقیم کرد، حکومت را به‌دست گرفت و جای پایی برای فرقه‌ی کمونیستی به‌دست آورد. با این وجود موفقیت لنین نتوانست باعث برنده شدن حزب کارگر در تمام دنیا شود. درست برعکس، همانطور که در اولین پاراگراف بیانیه‌ی کمونیست ذکر شده، ”تمام قدرت اروپای قدیم به ‌درون اتحادی مقدس وارد شد تا این روح خبیث را خارج کند…“ پس از اینکه حزب کمونیست پدید آمد، بلافاصله با بحرانی روبه‌رو شد که حیاتش را تهدید می‌کرد و ترس نابودی را هر لحظه به دلش می‌انداخت.

پس از انقلاب اکتبر [۹]، کمونیست‌های شوروی یا بولشویک‌ها نه تنها برای مردم صلح و نان به ارمغان نیاوردند بلکه کشتار بی حد و حساب را موجب شدند. جبهه‌ی اصلی در حال باختن جنگ بود و انقلاب اقتصادی جامعه را وخیم‌تر می‌کرد. از این رو مردم شروع به شورش کردند. جنگ‌های داخلی خیلی زود به همه جای کشور کشیده شد و کشاورزان از تدارک و تولید غذا برای شهرها سر باز زدند.

جنبش خروج از حزب کمونیست چین

شورش تمام عیاری در بین قزاق‌ها (Cossaks) در حاشیه‌ی رودخانه‌ی دُن (Don) بر پا شد که نبردشان با ارتش سرخ منجر به خونریزی بسیار شد.

طبیعت وحشی و درند‌ه‌ی کشتارهای انجام گرفته در این نبرد را می‌توان در نوشته‌ها و ادبیات مکتوب مثل تیکی‌دُن (Tikhii don)‌ نوشته‌ی شُلُخوف (Sholokhov) و دیگر آثار او مثل مجموعه داستان‌های رودخانه‌ی دُن یافت.

نیروهای تحت فرماندهی دریاسالار اسبق ارتش سفید الکساندر وایلی ویچ کل‌چاک (Aleksandr Vailiyevich Kolchak)‌ و ژنرال آنتون دنیکین (Anton Denikin) یک‌بار تا نزدیکی سرنگونی حزب کمونیست شوروی پیش رفتند. حزب کمونیست حتی به‌عنوان یک قدرت سیاسی تازه‌ متولد شده نیز مورد مخالفت تمامی مردم بود و شاید دلیل آن این باشد که فرقه‌ی کمونیست آن‌قدر شیطانی بود که هرگز نتوانست قلب مردم را به‌دست بیاورد.

تجربه‌ی حزب کمونیست چین نیز درست چیزی شبیه حزب کمونیست شوروی است. از زمان ”واقعه‌ی ماری (Mari)“ و کشتار دوازدهم آوریل [۱۰] تا ۵ بار سرکوبی انجام گرفته در مناطق تحت کنترل ح‌ک‌چ و نهایتاً‌ اجبار به ”لشکرکشی“ ۲۵ هزار کیلومتری، همواره ح‌ک‌چ با بحران نابود شدن دست و پنجه نرم کرده است.

حزب کمونیست با تصمیم به نابود‌سازی دنیای قدیمی به هر نحو ممکن به عرصه‌ی وجود پا گذاشت. چیزی نگذشت که با مشکلی جدی مواجه شد و آن این‌ بود که چگونه از خطر نابودی جان سالم بدر برد. حزب کمونیست همواره با ترس خطر اضمحلال و نابودی به حیات خود ادامه داده است. بزرگ‌ترین نقطه‌ی تمرکز و نگرانی فرقه‌ی کمونیست نجات از نابودی ‌است. متعاقب آشفتگی به‌وجود آمده در بین متحدین کمونیست، بحران ح‌ک‌چ به ورطه‌ی خطرناک‌تری کشیده شده است. از سال ۱۹۸۹، همان‌طور که اضمحلال و فرو پاشی آن نزدیک‌تر شده است، همواره ترس از روز جزا در ح‌ک‌چ رو به فزونی گذاشته است.

[divide]

[۷] لین جائو (Lin Zhao)، یک دانشجوی روزنامه‌نگاری در دانشگاه پکن در سال ۱۹۵۷ به‌علت افکار مستقل و انتقاد از جنبش‌های کمونیستی به‌عنوان حامی جناح راست طبقه‌بندی گردید. او به اتهام توطئه برای سرنگونی دیکتاتوری دمکراتیک مردمی در سال ۱۹۶۰ دستگیر شد. در سال ۱۹۶۲ به ۲۰ سال زندان محکوم گردید. او در ۲۹ آوریل ۱۹۶۸ بعنوان ضد انقلاب توسط ح‌ک‌چ کشته شد.

جانگ جی‌شین (Zhang Zhixin) نیز روشن‌فکری بود که در زمان انقلاب فرهنگی بدلیل انتقاد از شکست مائو در جنبش ”گامی بزرگ به جلو“ و افشای حقایق، توسط ح‌ک‌چ زیر شکنجه کشته شد. زندان‌بانان بارها این خانم را لخت کرده از پشت دست‌بند زده و به‌درون زندان مردها انداختند تا مورد تجاوز جمعی قرار گیرد تا اینکه دیوانه شد. زندان‌بانان از ترس اینکه مبادا در زمان اعدام فریاد مخالفت سر دهد قبل از اعدام گلوی او را بریدند.

[۸]”انقلاب فوریه“ به انقلاب سرمایه‌داری روسیه در فوریه سال ۱۹۱۷ بر می‌گردد که تاج و تخت تزار را از او گرفت.

[۹] انقلاب اکتبر که به انقلاب بلشویکی نیز معروف است به رهبری لنین و در اکتبر سال ۱۹۱۷ صورت گرفت این انقلاب انقلابیون طبقه‌ی سرمایه‌دار را که تزار را سرنگون کرده بودند کشت و انقلاب سرمایه‌داری روسیه را خفه کرد.

[۱۰] هم ”واقعه‌ی ماری (Mari)“ و هم ”کشتار دوازدهم آوریل“ هر دو به حملات کومین‌تانگ (KMT) به ح‌ک‌چ بر می‌گردند. ”واقعه‌ی ماری“ در ۲۱ ماه می سال ۱۹۲۷ در شهر چانگ‌شا (Changsha) استان هونان (Hunan) به‌وقوع پیوست. ”کشتار دوازدهم آوریل“ در ۱۲ آوریل سال ۱۹۲۷ در شانگهای انجام گرفت. در هر دو مورد بعضی از اعضای ح‌ک‌چ و فعالان هوادار ح‌ک‌چ مورد حمله قرار گرفته، دستگیر شده و یا کشته شدند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی