فرقهی شیطانی حکچ اساساً در مبارزه با فطرت بشری و قوانین آسمانی است. حکچ بهواسطهی تکبر، خود بزرگ بینی، خودخواهی و اعمال ظالمانه و بی حد و مرزش معروف است. به طور مداوم بلایا و مصیبتهایی را برای کشور و مردم بهبار میآورد با اینحال هرگز به اشتباهاتش اعتراف نمیکند و هرگز چهرهی واقعیاش را به مردم نمینمایاند. حکچ هیچگاه در عوض کردن شعارها و عناوینش به خود شک راه نداده، شعارها و عنوانهایی که برای حزب ابزارهای حفظ کنترل حکومتش محسوب میشوند. بدون توجه به اخلاقیات، عدالت و زندگی بشر هر کاری میکند تا قدرت خود را حفظ کند.
نهادی کردن و سوسیالیستی نمودن این فرقهی شیطانی به سقوط آن منتهی میشود. در نتیجهی تمرکز قدرت، افکار عمومی ساکت گردیده و تمامی مکانیزمهای نظارتی ممکن نابود گردیدهاند و هیچ نیرویی برای توقف حکچ در راهی که به سمت فساد و فروپاشی میرود باقی نمانده است.
حکچِ امروز، تبدیل به بزرگترین ”حزب از لحاظ میزان اختلاس و فساد“ در جهان گردیده است. بر اساس آمار رسمی در چین، از میان ۲۰ میلیون مقامات، افسرها و اعضای حزب و دولت در طول ۲۰ سال گذشته، ۸ میلیون نفر بهعلت فساد گناهکار شناخته شده و بر اساس قوانین دولتی و یا حزبی مجازات شدهاند.
حکچ با سرعت زیادی در حال اضمحلال است و معیارهای اخلاق در چین نیز بطور نگرانکنندهای رو به نزول هستند.
اگر مقامات شناسایی نشده را نیز به حساب آوریم تعداد مقامات حزبی و دولتی فاسد به چیزی بالغ بر دو سوم تعداد کل بالغ میشود که تنها بخش کوچکی از آنها مورد بررسی قرار گرفته و افشا گردیده است.
امن کردن منافع مادی با توسل به فساد و اخاذی تبدیل به عظیمترین نیروی انسجام بخش و متحد کنندهی حکچ امروز گردیده است. مقامات فاسد میدانند که بدون وجود حزب شانسی برای مالاندوزی و کسب منافع شخصی ندارند و اگر حزب سقوط کند آنها نه تنها موقعیت و قدرتشان را از دست میدهند بلکه اعمالشان مورد بررسی قرار میگیرد. در کتاب ”خشم آسمانی“ که رمانی بیانگر معاملات پشت پردهی مقامات حکچ است، آقای چن فنگ (Chen Fang) نویسندهی این رمان بزرگترین راز حزب را از زبان هائو شیانگشو (Hao Xiangshou)، قائم مقام رئیس دفتر شهری حکچ بیان میکند. او گفته است: ”فساد قدرت سیاسی ما را ثبات بخشیده است.“
مردم چین این را بهخوبی تشخیص میدهند، ”اگر ما با فساد بجنگیم، حزب سقوط میکند، اگر با فساد نجنگیم، ملت نابود میشود.“
مقامات رسمی حزب با اراذل و اوباش رابطه دوستی دارند.
حکچ نیز با مبارزه با فساد در مورد سرنوشت خود ریسک نمیکند. تنها کاری را که انجام میدهد کشتن چند نفر شخص فاسد به منظور حفظ وجههی خود است. این کار به حیاتش به قیمت از بین بردن چند نفر فاسد برای چند سالی ادامه میبخشد. امروزه تنها هدف حکچ و فرقهی شیطانیاش حفظ قدرت و به تعویق انداختن نابودیاش است.
در چین امروز آداب و اصول اخلاقی به کل از بین رفتهاند. محصولات مستهجن، زنان روسپی، مواد مخدر، تبانی بین صاحبمنصبان و خلافکاران، سندیکاهای خلافهای سازماندهی شده، قمار، رشوهخواری و فساد در انواع مختلف شیوع دارد. حکچ چنین فسادهای اخلاقی را نادیده میگیرد. و بسیارند مقامات بلند پایهای که رؤسای بخشهای مهم بوده و از کسانی که از حزب در هراساند در مقابل حمایت صوری اخاذی میکنند. کای شائوچینگ (Cai Shaoqing)، متخصصی که مشغول بررسی مافیا و سازمانهای خلافکار در دانشگاه نانجینگ (Nanjing) است تخمین زده که تعداد اعضای جرایم سازماندهی شده در چین حداقل یک میلیون نفر است. هر یک از مقامات این سندیکاها که دستگیر میشوند به وجود چندین کمونیست پشت پردهی فاسد که مقامات دولتی، قضات و یا پلیس هستند اعتراف میکنند.
حزب کمونیست از این در هراس است که ممکن است مردم چین وجدان و اصول اخلاقی خود را باز یابند، از اینرو به مردم اجازه نمیدهد تا به هیچ دین و آئینی اعتقاد داشته باشند و یا اینکه آزادانه بیندیشند. او از تمام منابع و امکاناتش برای آزار و شکنجهی افراد خوبی که معتقد به آیین و دین هستند استفاده میکند. کسانی مثل گروههای مسیحی زیرزمینی و مخفی که به مسیح و خداوند اعتقاد دارند و یا مثل تمرینکنندگان فالون گونگ که به دنبال درستکار، با شفقت و بردبار بودن هستند. حکچ از این در هراس است که دمکراسی ممکن است پایانی بر حکومت تک حزبیاش باشد، از اینرو جرأت اینکه به مردم آزادی سیاسی بدهد را ندارد. او بیدرنگ آزادیخواهان و فعالان حقوق مدنی را به زندان میاندازد و به مردم نوعی آزادی انحرافی میدهد. تا زمانیکه به سیاست کاری نداشته باشید و با رهبری حکچ مخالفت نکنید میتوانید هرگونه که بخواهید عمل کنید حتی اگر اعمال شرورانه و غیر اخلاقی انجام دهید. در نتیجهی این سیاست، حکچ با سرعت زیادی در حال اضمحلال است و معیارهای اخلاق در چین نیز بطور نگرانکنندهای رو به نزول هستند.
”بستن راهها به بهشت و بازکردن دروازهی جهنم“ بهترین تعبیری است که میتواند آنچه را که فرقهی پلید حکچ بر سر جامعهی چین امروز آورده بیان کند.
چ- تأمل در مورد حکومت شیطانی حزب کمونیست چین
حزب کمونیست چیست؟
این سؤال ظاهراً ساده جواب سادهای ندارد. حزب کمونیست با تظاهر به مردممداری و در قالب یک حزب سیاسی در واقع میلیونها نفر را فریب داده است. علاوه بر این بهعنوان یک حزب سیاسی نیز قابل قبول نیست، بلکه تنها فرقهای شیطانی مضری است که توسط یک روح شیاطینی تسخیر شده است. حزب کمونیست موجودی زنده است که در این دنیا در قالب ارگانهای حزبی ظهور کرده است. آنچه در واقع حزب کمونیست را کنترل میکند روح خبیث شیطان است که از همان ابتدا به داخل آن رسوخ کرد و همان روح شیطان است که سرشت شیطانی حزب کمونیست را تعیین میکند.
رهبران حزب کمونیست در حالیکه مانند مرشدان و معلمان یک فرقه عمل میکنند عملاً به اهداف شیطانی حزب کمک میکنند. زمانیکه خواست و هدفشان با حزب در یک سو باشد و بتوانند از آن استفاده کنند بعنوان رهبر انتخاب میگردند. ولی زمانیکه دیگر نتوانند از عهدهی برآوردن نیازهای حزب برآیند، با بیرحمی تمام سرنگون میشوند. مکانیزم مبارزاتی حزب بهخوبی میداند که تنها حقهبازترین، پلیدترین و بیرحمترین افراد هستند که میتوانند سِمت مرشد فرقهی حزب کمونیست را خوب ایفا کنند. بیش از ده نفر از رهبران حزب تاکنون وجهه و حرمت خود را از دست دادهاند که خود حقیقت این مشاجرات را ثابت میکند. در حقیقت، رهبران ارشد حزب بر روی یک طناب بسیار نازک راه میروند. آنها دو راه در پیش رو دارند، یکی اینکه حزب را رها کرده و مانند گورباچف (Gorbachev) نام نیکی از خود در تاریخ بگذارند و یا اینکه مانند بسیاری از دبیرکلهای حزب قربانی آن گردند.
زمانیکه ”سرشت حزبی“ به شخص تحمیل شود ترک کردن آن بسیار سخت مینماید.
مردم هدف بردهداری و سرکوب رژیم هستند. براساس قوانین حزب مردم حق رد کردن و نیز نپذیرفتن حزب را ندارند در عوض مجبورند که رهبری حزب را پذیرفته و به وظیفهی خود در حفظ و حراست از آن عمل کنند. آنها همچنین بطور مرتب توسط فرقهی حزبی خود به زور و تهدید مورد شستشوی مغزی قرار میگیرند. حکچ همهی افراد ملت را مجبور میکند که به فرقهاش ایمان آورده و از آن حمایت کنند. چنین چیزی در دنیای امروز کمتر به چشم میخورد و باید به مهارت غیرقابل رقابت حکچ در سرکوب کردن مردم اعتراف کرد.
اعضای حزب تودههای فیزیکی هستند که بدنهی حزب را پر کردهاند. بسیاری از آنها صادق و مهربان هستند و میتوانند در زندگی اجتماعی خود بسیار موفق باشند. اینها کسانی هستند که حزب کمونیست میخواهد، چرا که با استخدام کردنشان از آبرو و خوشنامیشان جهت خدمت به حزب استفاده میکند.
بسیاری از افراد دیگر تنها بهدلیل تمایل شخصیشان به جاه و مقام و بدست آوردن جایگاه اجتماعی بالاتر تلاش میکنند که به حزب ملحق شوند و به حیات شیطانی آن کمک کنند. افراد دیگری هم هستند که علت ملحق شدنشان به حزب انجام کارهایی در زندگی شخصیشان است، چرا که میدانند بدون ملحق شدن به حزب اجازه و امتیاز انجام چنین کاری به آنها داده نمیشود. برخی دیگر تنها بهخاطر بدست آوردن یک آپارتمان و تنها وجههای بهتر به حزب میپیوندند. از اینرو در میان دهها میلیون نفر اعضای حزب، هم افراد خوب و هم بد می
فصل ۸- چگونه حزب کمونیست چین فرقهای شیطانی است
ج- انحطاط و تباهی فرقهی شیطانی حزب کمونیست چین
فرقهی شیطانی حکچ اساساً در مبارزه با فطرت بشری و قوانین آسمانی است. حکچ بهواسطهی تکبر، خود بزرگ بینی، خودخواهی و اعمال ظالمانه و بی حد و مرزش معروف است. به طور مداوم بلایا و مصیبتهایی را برای کشور و مردم بهبار میآورد با اینحال هرگز به اشتباهاتش اعتراف نمیکند و هرگز چهرهی واقعیاش را به مردم نمینمایاند. حکچ هیچگاه در عوض کردن شعارها و عناوینش به خود شک راه نداده، شعارها و عنوانهایی که برای حزب ابزارهای حفظ کنترل حکومتش محسوب میشوند. بدون توجه به اخلاقیات، عدالت و زندگی بشر هر کاری میکند تا قدرت خود را حفظ کند.
نهادی کردن و سوسیالیستی نمودن این فرقهی شیطانی به سقوط آن منتهی میشود. در نتیجهی تمرکز قدرت، افکار عمومی ساکت گردیده و تمامی مکانیزمهای نظارتی ممکن نابود گردیدهاند و هیچ نیرویی برای توقف حکچ در راهی که به سمت فساد و فروپاشی میرود باقی نمانده است.
حکچِ امروز، تبدیل به بزرگترین ”حزب از لحاظ میزان اختلاس و فساد“ در جهان گردیده است. بر اساس آمار رسمی در چین، از میان ۲۰ میلیون مقامات، افسرها و اعضای حزب و دولت در طول ۲۰ سال گذشته، ۸ میلیون نفر بهعلت فساد گناهکار شناخته شده و بر اساس قوانین دولتی و یا حزبی مجازات شدهاند.
اگر مقامات شناسایی نشده را نیز به حساب آوریم تعداد مقامات حزبی و دولتی فاسد به چیزی بالغ بر دو سوم تعداد کل بالغ میشود که تنها بخش کوچکی از آنها مورد بررسی قرار گرفته و افشا گردیده است.
امن کردن منافع مادی با توسل به فساد و اخاذی تبدیل به عظیمترین نیروی انسجام بخش و متحد کنندهی حکچ امروز گردیده است. مقامات فاسد میدانند که بدون وجود حزب شانسی برای مالاندوزی و کسب منافع شخصی ندارند و اگر حزب سقوط کند آنها نه تنها موقعیت و قدرتشان را از دست میدهند بلکه اعمالشان مورد بررسی قرار میگیرد. در کتاب ”خشم آسمانی“ که رمانی بیانگر معاملات پشت پردهی مقامات حکچ است، آقای چن فنگ (Chen Fang) نویسندهی این رمان بزرگترین راز حزب را از زبان هائو شیانگشو (Hao Xiangshou)، قائم مقام رئیس دفتر شهری حکچ بیان میکند. او گفته است: ”فساد قدرت سیاسی ما را ثبات بخشیده است.“
مردم چین این را بهخوبی تشخیص میدهند، ”اگر ما با فساد بجنگیم، حزب سقوط میکند، اگر با فساد نجنگیم، ملت نابود میشود.“
حکچ نیز با مبارزه با فساد در مورد سرنوشت خود ریسک نمیکند. تنها کاری را که انجام میدهد کشتن چند نفر شخص فاسد به منظور حفظ وجههی خود است. این کار به حیاتش به قیمت از بین بردن چند نفر فاسد برای چند سالی ادامه میبخشد. امروزه تنها هدف حکچ و فرقهی شیطانیاش حفظ قدرت و به تعویق انداختن نابودیاش است.
در چین امروز آداب و اصول اخلاقی به کل از بین رفتهاند. محصولات مستهجن، زنان روسپی، مواد مخدر، تبانی بین صاحبمنصبان و خلافکاران، سندیکاهای خلافهای سازماندهی شده، قمار، رشوهخواری و فساد در انواع مختلف شیوع دارد. حکچ چنین فسادهای اخلاقی را نادیده میگیرد. و بسیارند مقامات بلند پایهای که رؤسای بخشهای مهم بوده و از کسانی که از حزب در هراساند در مقابل حمایت صوری اخاذی میکنند. کای شائوچینگ (Cai Shaoqing)، متخصصی که مشغول بررسی مافیا و سازمانهای خلافکار در دانشگاه نانجینگ (Nanjing) است تخمین زده که تعداد اعضای جرایم سازماندهی شده در چین حداقل یک میلیون نفر است. هر یک از مقامات این سندیکاها که دستگیر میشوند به وجود چندین کمونیست پشت پردهی فاسد که مقامات دولتی، قضات و یا پلیس هستند اعتراف میکنند.
حزب کمونیست از این در هراس است که ممکن است مردم چین وجدان و اصول اخلاقی خود را باز یابند، از اینرو به مردم اجازه نمیدهد تا به هیچ دین و آئینی اعتقاد داشته باشند و یا اینکه آزادانه بیندیشند. او از تمام منابع و امکاناتش برای آزار و شکنجهی افراد خوبی که معتقد به آیین و دین هستند استفاده میکند. کسانی مثل گروههای مسیحی زیرزمینی و مخفی که به مسیح و خداوند اعتقاد دارند و یا مثل تمرینکنندگان فالون گونگ که به دنبال درستکار، با شفقت و بردبار بودن هستند. حکچ از این در هراس است که دمکراسی ممکن است پایانی بر حکومت تک حزبیاش باشد، از اینرو جرأت اینکه به مردم آزادی سیاسی بدهد را ندارد. او بیدرنگ آزادیخواهان و فعالان حقوق مدنی را به زندان میاندازد و به مردم نوعی آزادی انحرافی میدهد. تا زمانیکه به سیاست کاری نداشته باشید و با رهبری حکچ مخالفت نکنید میتوانید هرگونه که بخواهید عمل کنید حتی اگر اعمال شرورانه و غیر اخلاقی انجام دهید. در نتیجهی این سیاست، حکچ با سرعت زیادی در حال اضمحلال است و معیارهای اخلاق در چین نیز بطور نگرانکنندهای رو به نزول هستند.
”بستن راهها به بهشت و بازکردن دروازهی جهنم“ بهترین تعبیری است که میتواند آنچه را که فرقهی پلید حکچ بر سر جامعهی چین امروز آورده بیان کند.
چ- تأمل در مورد حکومت شیطانی حزب کمونیست چین
حزب کمونیست چیست؟
این سؤال ظاهراً ساده جواب سادهای ندارد. حزب کمونیست با تظاهر به مردممداری و در قالب یک حزب سیاسی در واقع میلیونها نفر را فریب داده است. علاوه بر این بهعنوان یک حزب سیاسی نیز قابل قبول نیست، بلکه تنها فرقهای شیطانی مضری است که توسط یک روح شیاطینی تسخیر شده است. حزب کمونیست موجودی زنده است که در این دنیا در قالب ارگانهای حزبی ظهور کرده است. آنچه در واقع حزب کمونیست را کنترل میکند روح خبیث شیطان است که از همان ابتدا به داخل آن رسوخ کرد و همان روح شیطان است که سرشت شیطانی حزب کمونیست را تعیین میکند.
رهبران حزب کمونیست در حالیکه مانند مرشدان و معلمان یک فرقه عمل میکنند عملاً به اهداف شیطانی حزب کمک میکنند. زمانیکه خواست و هدفشان با حزب در یک سو باشد و بتوانند از آن استفاده کنند بعنوان رهبر انتخاب میگردند. ولی زمانیکه دیگر نتوانند از عهدهی برآوردن نیازهای حزب برآیند، با بیرحمی تمام سرنگون میشوند. مکانیزم مبارزاتی حزب بهخوبی میداند که تنها حقهبازترین، پلیدترین و بیرحمترین افراد هستند که میتوانند سِمت مرشد فرقهی حزب کمونیست را خوب ایفا کنند. بیش از ده نفر از رهبران حزب تاکنون وجهه و حرمت خود را از دست دادهاند که خود حقیقت این مشاجرات را ثابت میکند. در حقیقت، رهبران ارشد حزب بر روی یک طناب بسیار نازک راه میروند. آنها دو راه در پیش رو دارند، یکی اینکه حزب را رها کرده و مانند گورباچف (Gorbachev) نام نیکی از خود در تاریخ بگذارند و یا اینکه مانند بسیاری از دبیرکلهای حزب قربانی آن گردند.
مردم هدف بردهداری و سرکوب رژیم هستند. براساس قوانین حزب مردم حق رد کردن و نیز نپذیرفتن حزب را ندارند در عوض مجبورند که رهبری حزب را پذیرفته و به وظیفهی خود در حفظ و حراست از آن عمل کنند. آنها همچنین بطور مرتب توسط فرقهی حزبی خود به زور و تهدید مورد شستشوی مغزی قرار میگیرند. حکچ همهی افراد ملت را مجبور میکند که به فرقهاش ایمان آورده و از آن حمایت کنند. چنین چیزی در دنیای امروز کمتر به چشم میخورد و باید به مهارت غیرقابل رقابت حکچ در سرکوب کردن مردم اعتراف کرد.
اعضای حزب تودههای فیزیکی هستند که بدنهی حزب را پر کردهاند. بسیاری از آنها صادق و مهربان هستند و میتوانند در زندگی اجتماعی خود بسیار موفق باشند. اینها کسانی هستند که حزب کمونیست میخواهد، چرا که با استخدام کردنشان از آبرو و خوشنامیشان جهت خدمت به حزب استفاده میکند.
بسیاری از افراد دیگر تنها بهدلیل تمایل شخصیشان به جاه و مقام و بدست آوردن جایگاه اجتماعی بالاتر تلاش میکنند که به حزب ملحق شوند و به حیات شیطانی آن کمک کنند. افراد دیگری هم هستند که علت ملحق شدنشان به حزب انجام کارهایی در زندگی شخصیشان است، چرا که میدانند بدون ملحق شدن به حزب اجازه و امتیاز انجام چنین کاری به آنها داده نمیشود. برخی دیگر تنها بهخاطر بدست آوردن یک آپارتمان و تنها وجههای بهتر به حزب میپیوندند. از اینرو در میان دهها میلیون نفر اعضای حزب، هم افراد خوب و هم بد می
رئیس شورای اطلاعات رسانی دولت گزارش درباره استعفای پزشکیان را تکذیب کرد
بازگشت تیم قهرمان اروپا به پاریس؛ جشن هواداران پاریسنژرمن با تدابیر شدید امنیتی همراه شد
«آزادی بیان» چیست؟ سه مناقشهای که در ۲۵۰ سال گذشته بین آمریکاییها جریان داشته است
گزارشها از جمعآوری دستگاههای استخراج رمز ارز در ایران
قطع برق ۱۴۲ اداره پرمصرف در خوزستان در پی هشدار جمهوری اسلامی برای کاهش مصرف انرژی
کاناداییها دوباره به خرید خانه در آمریکا روی آوردهاند
«آزادی بیان» چیست؟ سه مناقشهای که در ۲۵۰ سال گذشته بین آمریکاییها جریان داشته است
نگاهی به گزارشهای نیویورک تایمز؛ مرز واقعیت و شبهواقعیت در کجاست؟
تحلیل؛ آیا چین سیستم باجگذاری بینالمللی خود را احیا خواهد کرد؟
«ببر خیزان، اژدهای پنهان» واقعی
تعامل همزمانِ چین با آمریکا و روسیه از تغییر مناسبات قدرت در عرصه جهانی حکایت دارد
تحلیل؛ صنعت دفاعی ژاپن بیدار میشود