حکچ برای بهدستآوردن قدرت به کشاورزان تکیه کرد. ساکنین مناطق روستایی در نواحی تحت کنترل حکچ در اوایل شکلگیری آن هر آنچه داشتند وقف حکچ کردند. ولی به مجرد اینکه حکچ کنترل کشور را به دست گرفت، کشاورزان به شدت مورد تبعیض قرار گرفتند.
پس از آن که حکچ دولتش را پایهگذاری کرد نظامی کاملاً ناعادلانه را برقرار نمود که ”نظام ثبت احوال ساکنین“ نام داشت. این نظام مردم را به دو گروه روستایی و غیرروستایی تقسیم کرد که تقسیم کاملاً بیمنطقی بود و مخالفتهای زیادی را در پی داشت.
کشاورزان فقرزدهترین طبقه در چین هستند ولی در عین حال بیشترین بار پرداخت مالیات را به دوش میکشند.
کشاورزان از هیچگونه بیمهی درمانی، بیمهی بیکاری، مستمری بازنشستگی برخوردار نبوده و نمیتوانستند از بانک وام بگیرند.
کشاورزان فقرزدهترین طبقه در چین هستند ولی در عین حال بیشترین بار پرداخت مالیات را به دوش میکشند. کشاورزان مجبورند که هزینههای بسیاری را تأمین کنند. از جمله هزینهی تأمین اجتماعی، مدیریت اداری، تحصیلات، کنترل جمعیت، آموزش و سازماندهی نظامیان، ساخت جادهها در سراسر کشور و خدمت سربازی. در کنار تمامی این هزینهها آنها مجبورند که بخشی از محصول خود را نیز به قیمت ناچیز بالاجبار به دولت بفروشند و مالیاتهای کشاورزی، زمین، محصولات خاص محلی، مالیات ذبح دام و بسیاری دیگر از این نوع را بپردازند. در مقایسه با آنها، جمعیت غیرروستایی هیچ یک از این مالیاتها و هزینهها را نمیپردازد.
در ابتدای سال ۲۰۰۴، نخستوزیر چین وِن جیابائو (Wen Jiabao) متنی مشهور به ”سند شماره یک“ را صادر کرد که در آن نوشته بود روستاهای چین از آغاز اصلاحات سال ۱۹۷۸ با سختترین شرایط زندگی دست و پنجه نرم میکردند. درآمد اکثر کشاورزان ثابت بوده و یا کاهش پیدا کرده بود. آنها فقیرتر شده بودند و اختلاف درآمد بین آنان و ساکنان شهرها بسیار بیشتر شده بود.
در مورد یک پروژهی درختکاری در استان سیچوآن (Sichuan) شرقی، مقامات بالادست ۵۰۰ هزار یوان (حدوداً معادل ۶۰۵۰۰ دلار آمریکا) را برای احیاء جنگلها اختصاص دادند. رهبران پروژه در ابتدا ۲۰۰ هزار یوان را در جیب خود گذاشته و سپس ۳۰۰ هزار یوان را به درختکاری اختصاص دادند، ولی همینطور که پول از ردههای مختلف دولت میگذشت مقدارش کم و کمتر میشد و هر یک از مقامات بخشی از آن را برمیداشتند تا اینکه نهایتاً مقدار بسیار ناچیزی به دست کشاورزان که انجام دهندهی اصلی پروژه بودند رسید. دولت از اینکه کشاورزان بهخاطر کم بودن مزد از کار سر باز زنند نگرانی نداشت. کشاورزان آنقدر فقیر بودند که با مبلغی هر چند ناچیز کار میکردند. این یکی از دلایلی است که اجناس ساخت چین بسیار ارزانند.
بهرهگیری از علایق اقتصادی برای تحت فشار قرار دادن کشورهای غربی
بسیاری از مردم معتقدند که تجارت با چین باعث ارتقاء حقوق بشر، آزادی بیان و اصلاحات دمکراتیک در این کشور میشود. پس از گذشت بیش از یکدهه مشخص شده است که چنین فرضیهای خیال باطلی بیش نیست.
استفاده از منافع اقتصادی برای تحتفشار قراردادن کشورهای غربی: فقط با کشورهایی که درخصوص مسئله حقوق بشر چین سکوت اختیار میکنند، قراردادهای سودآور بسته میشود.
مقایسهی اصول تجارت در چین با اصول تجارت در کشورهای غربی مثال خوبی برای اثبات این مدعاست. عدالت و شفافیت جوامع غربی جای خود را به تبارگماری، رشوهخواری و اختلاس در چین داده است. بسیاری از شرکتهای غربی به علت فساد موجود در تجارت چین مجرم شدهاند. بعضی از شرکتها حتی به حکچ کمک میکنند تا موارد نقض حقوق بشر و آزار و شکنجهی انسانها را مخفی نگه دارد.
حکچ در دیپلماسی خارجی به قمار اقتصادی مشغول بوده و درست مثل مافیا رفتار میکند. اینکه قرارداد ساخت هواپیما از طرف دولت چین با کدامیک از کشورهای آمریکا یا فرانسه امضاء گردد بستگی زیادی به این دارد که کدامیک در برابر نقض حقوق بشر در چین بیشتر سکوت اختیار کنند. بسیاری از تجار و سیاستمداران غربی تحت کنترل منافع اقتصادی عاید از کشور چین هستند. برخی از شرکتهای فنآوری اطلاعات آمریکای شمالی محصولات ویژهای را به سفارش حکچ برای ایجاد محدودیتهای اینترنتی تولید کردهاند. برخی از وبسایتهای اینترنتی برای اینکه به بازار چین دسترسی داشته باشند، قبول کردهاند که اطلاعات مخالف با حکچ موجود در سایت خود را سانسور کنند.
حکچ از این سرمایهها برای تبلیغات خود استفاده کرده و از همکاری بدون قید و شرط سرمایهگذاران خارجی و برخی کشورهای مشوق سود میبرد.
بر اساس اطلاعات وزارت بازرگانی چین، تا آخر ماه آوریل سال ۲۰۰۴ چین ۹۹۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی توسط قراردادهای مختلف به دست آورده است. این همچون ”انتقال خون“ عظیمی به پیکر اقتصاد چین توسط سرمایههای خارجی بوده است. ولی در روند سرمایهگذاری، سرمایههای خارجی هیچ دمکراسی، آزادی و حقوق بشر خاصی را برای مردم چین بههمراه نداشتهاند.
حکچ از این سرمایهها برای تبلیغات خود استفاده کرده و از همکاری بدون قید و شرط سرمایهگذاران خارجی و برخی کشورهای مشوق سود میبرد. سران حکچ با استفاده از موفقیتهای ظاهری در اقتصاد خود راه تبانی با تجار مختلف را یاد گرفته و میدانند چگونه ثروت کشور را بین خود تقسیم کرده و اصلاحات سیاسی را متوقف کند.
پ- تغییر تکنیکهای شستشوی مغزی حکچ از حالت تغییر شکل داده نشده به ”دقیق و ظریف“
اغلب میشنویم که مردم میگویند، ”میدانم که حکچ در گذشته دروغهای زیادی گفته ولی اینبار حقیقت را میگوید.“ در بازنگری درمییابیم که این چیزی بوده که حزب هربار که اشتباه فاحشی را مرتکب شده مردم گفتهاند. این امر توانایی حکچ در تحمیق مردم توسط دروغهایش را میرساند. تواناییای که طی دهههای گذشته کسب کرده است.
مردم در برابر داستانهای دروغین حکچ به نوعی مقاوم شدهاند. در عین حال دروغپردازیها و تبلیغات حکچ نیز ظریفتر و حرفهایتر شدهاند. دروغهای شعارگونهی گذشته، امروز به حد اعلا رسیده و به طور بسیار ظریفی مطرح میگردند. به خصوص در شرایطی که در آن سانسور اطلاعاتی شدیدی در سرتاسر چین اتخاذ گردیده، حکچ به داستانپردازیهایی متوسل شده که تنها بر پایهی اطلاعات ناقص و گمراه کننده بوده که این خود بسیار مخربتر از داستانپردازیهای گذشته است.
یک مجلهی انگلیسی زبان به نام چاینااسکوپ (Chinascope) در اکتبر سال ۲۰۰۴ مطلبی را چاپ کرد که با تحلیل آن میتوان روشهای ظریف به کار برده شده توسط حکچ برای مخفی نگهداشتن حقایق را دریافت. زمانیکه بیماری سارس در سال ۲۰۰۳ در چین شیوع پیدا کرد کشورهای دیگر ظن بردند که چین اطلاعاتی را در مورد شیوع این بیماری مخفی کرده است و حکچ نیز به طور مکرر از اعلام آن امتناع میکرد. نویسندهی مقاله برای اینکه پی ببرد که آیا حکچ در گزارش سارس صداقت داشته است یا نه، تمامی بیش از ۴۰۰ مورد بیماری سارس را که از ابتدای آوریل سال ۲۰۰۳ به وب سایت شینهوآ (Xinhua) ارسال شدهاند مورد مطالعه قرار داد.
از یک سو حزب میگوید که مسافرت به چین بسیار ایمن است؛ از سوی دیگر، مردم مناطق آلوده به سارس را تخلیه میکنند.
این گزارشات حاوی مطالب زیر بود: به محضی که بیماری سارس ظاهر شد، بخشهای دولتی از مرکزی گرفته تا بخشهای محلی متخصصان را بسیج کردند و بیماران را بدون فوت وقت مورد درمان قرار دادند و پس از درمان از بیمارستانها مرخص کردند. در مقابله با افراد شروری که مردم را به احتکار اجناس تشویق میکردند تا مجبور نباشند پس از همهگیر شدن بیماری ازخانههایشان بیرون آیند دولت بلافاصله شروع به جلوگیری از انتشار شایعات کرد و متعاقب آن نظم اجتماعی به طور کامل برقرار گردید. گرچه تعداد اندکی از نیروهای ضد چین بدون هیچ مدرکی دولت چین را به سرپوش گذاشتن بر شیوع این بیماری محکوم کردند، اکثر مردم و کشورهای دیگر شایعات مذکور را نپذیرفتند. نمایشگاه تجاری گوآنگجو (Guangzhou) بیشترین شرکتکننده از شرکتهای تجاری همهی دنیا را دارد. گردشگران خارجی بیخطر بودن گردش در چین را تأیید کردند. علیالخصوص متخصصان سازمان جهانی بهداشت [که فریب حکچ را خورده بودند] بطور عمومی اظهار کردهاند که دولت چین اقدامات و هماهنگیهای لازم جهت مقابله با این بیماری را نموده و بنابراین مشکلی وجود ندارد و متخصصان [پس از بیست روز تأخیر] بازرسی استان گوانگدونگ (Guangdong) را آغاز کردند.
این ۴۰۰ مورد مقاله به نویسنده چنین نمایاند که حکچ در طول چهار ماه فوق شفاف عمل کرده و با احساس مسئولیت جهت حفاظت از سلامتی افراد عمل کرده و هیچ حقیقتی را پنهان نکرده است. با این وجود در تاریخ ۲۰ آوریل سال ۲۰۰۳ دفتر اطلاعات شورای کشور در کنفرانس مطبوعاتی خود اعلان کرد که بیماری سارس به واقع در سراسر کشور چین شایع گردیده و به طور غیر مستقیم اعلام کرد که دولت به روی آن سرپوش گذاشته بوده. فقط پس از آن بود که نویسنده حقیقت را دید و حیلههای شرورانهی حکچ که ”همراه با زمان“ پیشرفت کرده بودند هویدا گردید.
در زمان انتخابات عمومی در کشور تایوان، حکچ با استفاده از حیلههای ”ظریف“ و بهبود بخشیده شدهی خود ادعا کرد که انتخابات ریاست جمهوری میتواند به مصائب بسیاری منتهی گردد. مسائلی از قبیل ازدیاد موارد خودکشی، سقوط بازار بورس، افزایش ”بیماریهای عجیب و ناشناخته“، اختلالات روانی، مهاجرت بسیاری از اهالی این جزیره، نزاع بین افراد خانواده و خویشاوندان، نگرش بیرحمانه نسبت به زندگی، بازار راکد، تیراندازیهای پراکنده در خیابانها، اعتراضات و تظاهرات، حملهی نظامی به ساختمانهای مسکونی، ناآرامی اجتماعی، هرج و مرج سیاسی و غیره.
مردمی که قرار بود آقا و صاحب کشور باشند حتی حق تصمیمگیری برای خودشان را نیز ندارند.
حکچ ذهن مردم چین را با چنین افکاری پر کرد تا به آنان بقبولاند که چنین مصائبی حاصل انتخابات است تا چینیها هرگز خواستار انتخابات دمکراتیک نشوند.
در مورد فالون گونگ، حکچ مهارت بسیار بالایی را در فریبکاری نشان داد تا بتواند برای فالون گونگ پاپوش درست کند. حکچ نمایشهای خود را یکی پس از دیگری به صحنه برد. جای تعجب نیست اگر میبینیم که چه تعداد از چینیها فریب خورده و گمراهند. تبلیغات رذیلانهی حکچ آنقدر فریبدهنده هستند که قربانیان آن ناخواسته آنها را باور کرده و به آن به دیدهی حقیقت مینگرند.
تبلیغات و شستشوی مغزی حکچ در طول دهههای گذشته در زمینهی فریب مردم به حد اعلای خود رسیده که این نتیجهی سرشت عاری از وجدان آن است.
ت- ریاکاری و تزویر حکچ در مقولهی حقوق بشر
از غصب کردن دمکراسی برای گرفتن قدرت تا تظاهر به دمکراسی برای حفظ حکومت استبداد
”در یک کشور دمکراتیک، حاکمیت باید در دستان مردم باشد. این همان چیزی است که با اصول آسمان و زمین تطبیق دارد. اگر کشوری ادعای دمکراسی کرده و حاکمیت آن در دستان مردم نباشد مسلماً بر مسیر صحیح نبوده و از مسیرش منحرف گردیده و آن کشور اساساً دمکراتیک نیست… چگونه میتوان بدون خاتمه دادن به حکومت حزب و بدون برقراری انتخابات مردمی ادعای دمکراسی کرد؟ حق مردم را به آنان بازگردانید!“
آیا گفتهی بالا شبیه جملات مقالهای که به دست ”دشمنان خارجی“ به منظور ضربه زدن به حکچ نوشته شده باشد نیست؟ در حقیقت این جمله مربوط به مقالهای است در روزنامهی شینهوآ دیلی (Xinhua Daily)، روزنامهی رسمی حکچ در ۲۷ سپتامبر ۱۹۴۵.
حزب کمونیست چین خودش را “خادم خلق” قلمداد میکند درحالیکه حقوق مردم را لگدمال میکند.
حکچ که با بوق و کرنا دم از ”انتخابات مردمی“ زده بود و خواستار ”بازگرداندن حق مردم به مردم“ بود، از زمان به دستگیری قدرت، با ”حق رأی مردم“ مثل چیزی حرام و ممنوع برخورد کرده است. مردمی که قرار بود آقا و صاحب کشور باشند حتی حق تصمیمگیری برای خودشان را نیز ندارند. کلمات از بیان سرشت عاری از وجدان حکچ قاصرند.
اگر به این معتقد هستید که آنچه در گذشته بوده دیگر گذشته است و فرقهی شیطانی حکچ که با کشتن مردم قدرت گرفته و با دروغ حکومت خود را حفظ کرده به دنبال اصلاحات است و میتواند درستکار شده و مایل است که ”حق مردم را به ایشان بازگرداند“، سخت در اشتباه هستید. بگذارید ببینیم که روزنامهی ”مردم“ که بلندگوی حکچ است در ۲۳ نوامبر سال ۲۰۰۴ یعنی ۶۰ سال پس از آنکه مقالهی فوق انتشار یافت چه نوشته است: ”کنترل شدید ایدئولوژی از ضروریترین مبانی سیاسی و ایدئولوژیکی برای انسجام بخشیدن به حکومت حزب است.“
اخیراً حکچ به اصطلاح ”اصل سه “بدون”“ جدید [۶] را ارائه کرد که اولین اصل آن ”توسعهی بدون کشمکش“ است. ”توسعه“ دروغ است ولی ”بدون کشمکش“ که بر یک ”صدای واحد و سرای واحد“ تأکید دارد قصد اصلی حکچ است.
زمانی که خبرنگار مشهور CBS، مایک والاس (Mike Wallace) در سال ۲۰۰۰ از جیانگ زمین پرسید که چرا چین انتخابات مردمی را اجرا نمیکند، جیانگ پاسخ داد، ”مردم چین از لحاظ تحصیلات در سطح بسیار پایینی هستند.“
با این وجود در ۲۵ فوریهی سال ۱۹۳۹ حکچ در روزنامهی شینهوآ دیلی اعلام کرد: ”آنها (KMT) اعتقاد دارند که سیاستهای دمکراتیک در حال حاضر در چین قابل اجرا نیستند، ولی پس از مدت زمانی انجام میگیرد. آنها امید دارند که زمان آن فرا رسد که دانش و تحصیلات مردم چین به حد کشورهای دمکراتیک سرمایهداری در اروپا و آمریکا برسد تا دمکراسی عملی گردد… ولی تنها در سایه یک نظام دمکراتیک است که آموزش و تحصیل برای مردم آسان میگردد.“
تفاوت ریاکارانهای که بین آنچه روزنامهی شینهوآ در سال ۱۹۳۹ نوشت و آنچه جیانگ زمین در سال ۲۰۰۰ گفت نشان دهندهی سرشت بدنهاد حکچ است.
پس از کشتار تیانآنمن در سال ۱۹۸۹، حکچ با پروندهای سیاه ناشی از نقض حقوق بشر وارد عرصهی جهانی گردید. تاریخ به حکچ حق انتخابی داد. یا میتوانست به مردمش احترام گذاشته و وضعیت حقوق بشر را ارتقاء دهد یا به خلافهای خود در چین ادامه داده و تظاهر به احترام گذاشتن به حقوق بشر کند تا وجههی بینالمللی خود را حفظ کند.
متأسفانه حکچ آنطور که از ذات خودکامهاش برمیآمد روش دوم را انتخاب کرد. تعداد زیادی افراد عاری از وجدان ولی بااستعداد و باهوش را در حوزههای مختلف علمی و مذهبی گرد آورد و آنها را به انتشار و تبلیغات دروغ در کشورهای خارجی به کار گماشت تا چنین وانمود کند که حکچ در حال بهبود بخشیدن به حقوق بشر است. حزب یک سری ”حقوق“ کاذب را از خود درآورد مثل ”حق ادامهی حیات“ یا حقوق مسکن و غذا. اینگونه مطرح شد که: وقتی مردم گرسنهاند آیا حق ندارند که صحبت کنند؟ حتی اگر قشر گرسنه نتواند صحبت کند، آیا میتوان به آنانی که حق بقیه را تا خرخره خوردهاند اجازه دادکه بهجای قشر گرسنه صحبت کنند؟ حکچ با بازی کردن با مقولهی حقوق بشر سعی در فریب دادن مردم چین و دمکراسیهای غربی داشت، حتی ادعا کرد که ”زمان حاضر از لحاظ رعایت حقوق بشر بهترین دوره در تاریخ چین است.“
مادهی ۳۵ قانون اساسی چین چنین بیان کرده که شهروندان جمهوری خلق چین از حق آزادی بیان، نشر، گردهمایی، ایجاد انجمن، اعتراض و تظاهرات برخوردارند. حکچ تنها با کلمات بازی کرده است. تحت قانون حکچ مردم بیشماری از حق اعتقاد، بیان، نشر، گردهمایی و دفاعیهی قانونی محروم شدهاند. حکچ حتی دستور داد که استیناف بعضی گروههای خاص غیرقانونی اعلام گردد. در چندین مورد در سال ۲۰۰۴ بعضی از شهروندان تقاضای راهپیمایی در پکن را کردند. به جای موافقت با آن، دولت اقدام به دستگیری آنان کرد. سیاست ”یک کشور و دو نظام“ هنگکنگ که توسط حکچ به قانون اساسی این کشور اضافه شد نیز حقهای بیش نیست. حکچ اعلام میدارد که تا ۵۰ سال هیچ تغییری در هنگکنگ داده نمیشود حال آنکه تنها در مدت ۵ سال پس از بازگردانده شدن آن به چین با تصویب قوانین ظالمانه مثل مادهی ۲۳ سعی در تبدیل دو نظام به یک نظام دارد. [۷]
سیاست شریرانهی جدید حکچ استفاده از ”آزادی بیان“ دروغین برای گسترش نظارت و کنترل خود بر مردم است. امروزه به نظر میرسد که چینیها با آزادی بیشتری سخنان خود را بیان میکنند و در عین حال اینترنت اجازه داده است تا اخبار با سرعت بیشتری پخش شود. از این رو امروزه حکچ ادعا میکند که آزادی بیان به مردم اعطاء گردیده و بسیاری از مردم چنین چیزی را پذیرفتهاند. این ظاهری دروغین است. علت این نیست که حکچ با مردم مهربان شده بلکه به هر حال نمیتواند از پیشرفتهای اجتماعی و فنآوری جلوگیری نماید. بگذارید به نقشی که حکچ در برخورد با اینترنت ایفا میکند بپردازیم: حکچ وب سایتها را مسدود میکند، اطلاعات را فیلتر میکند، تالارهای گفتگو (Chat Room) را نظارت کرده، نامههای الکترونیکی را کنترل کرده و کاربرهای اینترنتی را متهم میکند. هرآنچه که انجام میدهد سیری قهقرایی دارد. امروزه با کمک سرمایهدارانی که از حقوق بشر و وجدان بویی نبردهاند، حکچ پلیس خود را به وسایلی مدرنی مجهز کرده که میتوانند از درون اتومبیلهای مخصوص پلیس کوچکترین حرکت کاربران اینترنت را از بیرون کنترل کنند. وقتی میبینیم که چگونه حکچ در روز روشن چنین اعمال شیطانی را انجام میدهد و اینگونه در مسیر رسیدن به رعایت حقوق بشر سیر قهقرایی را میپیماید چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که بهبودی در این زمینه حاصل کند؟ حکچ خود اینگونه بیان داشت که: ”آن به سمت خارج بازتر شده اما از درون بستهتر میگردد.“ سرشت پلید حکچ هرگز تغییر نکرده است.
حکچ با استفاده از لغتها و عبارات محبوب مثل ”حکومت قانون“، ”بازار“، ”برای مردم“، و ”اصلاحات“ مردم را سردرگم میکند.
حکچ بهمنظور ایجاد وجههی قابل قبول برای خود در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در سال ۲۰۰۴ مواردی را برشمرد که در آنها سوء استفادهکنندگان از حقوق بشر را به شدت تنبیه کرده بود. این موارد تنها تظاهری در پیش چشمان افراد خارجی بود حال آنکه هیچ پایه و اساسی نداشت. علت این است که در چین بزرگترین ناقضین حقوق بشر خود حکچ و دبیر کل اسبق حزب جیانگ زمین، وزیر اسبق کمسیون قضایی و سیاسی لوئو گان (Luo Gan)، وزیر امنیت عمومی جو یونگکانگ (Zhou Yongkang) و قائم مقام آن وزاتخانه لیو جینگ (Liu Jing) هستند. نمایش آنها مبنی بر تنبیه ناقضین حقوق بشر مثل این است که دزدی فریاد بکشد ”دزد را بگیرید!“
این کار حزب را میتوان اینگونه به زبان تمثیل بیان کرد: فرض کنید که یک تجاوزگر زنجیرهای دور از چشم مردم روزانه ۱۰ دختر را مورد تجاوز قرار میداد. ولی حالا که مردم در اطرافش هستند تنها یک دختر را پیش روی آنها مورد تجاوز قرار میدهد. آیا میتوان گفت که این شخص سیر صعودی را پیموده و بهتر شده است؟ تغییر او از تجاوز دور از چشم مردم به تجاوز در پیش چشم آنها فقط این را میرساند که او بیشرمتر و وقیحتر شده است. طبیعت او هرگز تغییری نیافته است. تنها چیزی که برای او عوض شده این است که ارتکاب به جرم برایش به سادگی گذشته نیست.
حکچ درست شبیه همان متجاوز زنجیرهای است. طبیعت خودکامهی حکچ و ترس باطنی او از از دست دادن قدرت باعث شده که هیچ احترامی برای مردم قائل نباشد. منابع انسانی، مادی و مالی که برای پوشش دادن به پروندهی نقض حقوق بشر خود از آنها استفاده میکرد بسیار فراتر از تلاشهایش در جهت بهبود واقعی وضعیت حقوق بشر رفته است. میل حکچ به کشتار بیحد و حصر و آزار و شکنجه بزرگترین بداقبالی مردم چین به شمار میآید.
حزب کمونیست چین ردایی برتن کرده که بیانگر “قانون” است، پرچمی را درست گرفته که نماد ” نمودهای سهگانه” بوده و میگوید: “ما، یعنی حزب کمونیست چین با زمان پیشرفت میکنیم!”
آماده شدن برای انجام اعمال شیطانی و مخفی شدن در پشت ”قانون“
حکچ برای محافظت از منافع نورچشمیهای خود از یک طرف ظاهرسازی قبلی خود را به کلی کنار گذاشته و کارگران، رعایا و تودهی مردم را رها کرده و از طرف دیگر ابزار و وسایل فریب و خدعه را گسترش داده و هر روز تعداد بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در پیش جامعهی بینالملل هویدا میشود.حکچ با استفاده از لغتها و عبارات محبوب مثل ”حکومت قانون“، ”بازار“، ”برای مردم“، و ”اصلاحات“ مردم را سردرگم میکند.
حکچ قادر نیست سرشت پلید خود را مخفی کند حتی اگر ”کت شلوار سبک غربی“ را به تن کند. چنین ظاهری تنها اثر فریبندهی بیشتری نسبت به ”لباس فرم مائو“ دارد. در مزرعهی حیوانات نوشتهی جرج ارول (George Orwell) که در سال ۱۹۴۵ به چاپ رسید، خوکها یاد گرفتند که به روی دو پا ایستاده و راه بروند. این مهارت تازه به خوکها وجهههای جدیدی داد ولی باطن آنها همان خوک بود.
أ- وضع کردن قانون و مقرراتی که ناقض قانون اساسی چین است
قوانین و مقرراتی که ناقض قانون اساسی هستند به تصویب رسیده و به ردههای مختلف و کارکنان تمام بخشهای دولتی ابلاغ شده و به عنوان مبنایی برای سد کردن راه تلاشهای مردم جهت توقف آزار و شکنجه، بدست آوردن آزادی و بهبود وضع حقوق بشر به کار میروند.
ب- مشکلات غیرسیاسی با ابزارهای سیاسی مورد بررسی قرار میگیرند
مشکلات سادهی اجتماعی بزرگنمایی شده و تحت عنوان ”رقابت با حزب برای تودهها“، ”سعی در ساقط کردن حزب و کشور“، ”اغتشاش“ و ”نیروهای دشمن“ مطرح میگردند. یک موضوع غیرسیاسی از روی عمد سیاسی جلوه داده شده تا حزب بتواند در مقابل آن تحرکات سیاسی انجام داده و با ابزار تبلیغاتی خود نفرت را در دل مردم ایجاد کند.
ج- مهار و کنترل موضوعات سیاسی از طریق روشهای فریبکارانه
آخرین سیاست حکچ برای حمله به شهروندان حامی دمکراسی و روشنفکران آزاداندیش قرار دادن تله بر سر راهشان و زندانی کردن آنها است. این تلهها شامل اتهامات دروغینی از سرپیچیهای مدنی مثل فحشا و فرار از پرداخت مالیات هستند. حملهگرها از اتهامات سطح پایین استفاده کرده تا خود مورد اتهام گروههای بیرونی قرار نگیرند. این اتهامات که اغلب برای ریختن آبروی افراد در جامعه طرحریزی میشوند کافی هستند تا شخص قربانی را مورد تمسخر عامهی مردم قرار دهند.
تنها تغییری که در سرشت پلید حکچ رخ داده اینست که نسبت به قبل بیشرمتر شده و از انسانیت فاصلهی بیشتری گرفته است.
[divide]
[۶] ”اصل سه “بدون”“ در گذشته رخ داده است. در سال ۱۹۹۷ دنگشیائوپینگ ”اصل سه “بدون”“ را پیشنهاد داد تا مردم را تشویق کند که حرفهایشان را بزنند: بدون برچسب زدن، بدون حمله کردن و بدون اشکال گرفتن. این کار احتمالاً مردم را بهیاد تشویقی که در دههی ۱۹۵۰ در مورد روشنفکران اتفاق افتاد میاندازد که به شکنجه وحشیانهی کسانی که لب از لب گشوده بودند ختم شد. حال، پیشنهاد جدید ”اصل سه “بدون”“ به ”توسعه بدون بدهی، پیشرفت بدون مبارزه و توسعه بدون رضایت از عقبماندگی“ برمیگردد.
فصل ۹- سرشت عاری از وجدان حزب کمونیست چین
حکچ دوباره کشاورزان را فریب میدهد
حکچ برای بهدستآوردن قدرت به کشاورزان تکیه کرد. ساکنین مناطق روستایی در نواحی تحت کنترل حکچ در اوایل شکلگیری آن هر آنچه داشتند وقف حکچ کردند. ولی به مجرد اینکه حکچ کنترل کشور را به دست گرفت، کشاورزان به شدت مورد تبعیض قرار گرفتند.
پس از آن که حکچ دولتش را پایهگذاری کرد نظامی کاملاً ناعادلانه را برقرار نمود که ”نظام ثبت احوال ساکنین“ نام داشت. این نظام مردم را به دو گروه روستایی و غیرروستایی تقسیم کرد که تقسیم کاملاً بیمنطقی بود و مخالفتهای زیادی را در پی داشت.
کشاورزان از هیچگونه بیمهی درمانی، بیمهی بیکاری، مستمری بازنشستگی برخوردار نبوده و نمیتوانستند از بانک وام بگیرند.
کشاورزان فقرزدهترین طبقه در چین هستند ولی در عین حال بیشترین بار پرداخت مالیات را به دوش میکشند. کشاورزان مجبورند که هزینههای بسیاری را تأمین کنند. از جمله هزینهی تأمین اجتماعی، مدیریت اداری، تحصیلات، کنترل جمعیت، آموزش و سازماندهی نظامیان، ساخت جادهها در سراسر کشور و خدمت سربازی. در کنار تمامی این هزینهها آنها مجبورند که بخشی از محصول خود را نیز به قیمت ناچیز بالاجبار به دولت بفروشند و مالیاتهای کشاورزی، زمین، محصولات خاص محلی، مالیات ذبح دام و بسیاری دیگر از این نوع را بپردازند. در مقایسه با آنها، جمعیت غیرروستایی هیچ یک از این مالیاتها و هزینهها را نمیپردازد.
در ابتدای سال ۲۰۰۴، نخستوزیر چین وِن جیابائو (Wen Jiabao) متنی مشهور به ”سند شماره یک“ را صادر کرد که در آن نوشته بود روستاهای چین از آغاز اصلاحات سال ۱۹۷۸ با سختترین شرایط زندگی دست و پنجه نرم میکردند. درآمد اکثر کشاورزان ثابت بوده و یا کاهش پیدا کرده بود. آنها فقیرتر شده بودند و اختلاف درآمد بین آنان و ساکنان شهرها بسیار بیشتر شده بود.
در مورد یک پروژهی درختکاری در استان سیچوآن (Sichuan) شرقی، مقامات بالادست ۵۰۰ هزار یوان (حدوداً معادل ۶۰۵۰۰ دلار آمریکا) را برای احیاء جنگلها اختصاص دادند. رهبران پروژه در ابتدا ۲۰۰ هزار یوان را در جیب خود گذاشته و سپس ۳۰۰ هزار یوان را به درختکاری اختصاص دادند، ولی همینطور که پول از ردههای مختلف دولت میگذشت مقدارش کم و کمتر میشد و هر یک از مقامات بخشی از آن را برمیداشتند تا اینکه نهایتاً مقدار بسیار ناچیزی به دست کشاورزان که انجام دهندهی اصلی پروژه بودند رسید. دولت از اینکه کشاورزان بهخاطر کم بودن مزد از کار سر باز زنند نگرانی نداشت. کشاورزان آنقدر فقیر بودند که با مبلغی هر چند ناچیز کار میکردند. این یکی از دلایلی است که اجناس ساخت چین بسیار ارزانند.
بهرهگیری از علایق اقتصادی برای تحت فشار قرار دادن کشورهای غربی
بسیاری از مردم معتقدند که تجارت با چین باعث ارتقاء حقوق بشر، آزادی بیان و اصلاحات دمکراتیک در این کشور میشود. پس از گذشت بیش از یکدهه مشخص شده است که چنین فرضیهای خیال باطلی بیش نیست.
مقایسهی اصول تجارت در چین با اصول تجارت در کشورهای غربی مثال خوبی برای اثبات این مدعاست. عدالت و شفافیت جوامع غربی جای خود را به تبارگماری، رشوهخواری و اختلاس در چین داده است. بسیاری از شرکتهای غربی به علت فساد موجود در تجارت چین مجرم شدهاند. بعضی از شرکتها حتی به حکچ کمک میکنند تا موارد نقض حقوق بشر و آزار و شکنجهی انسانها را مخفی نگه دارد.
حکچ در دیپلماسی خارجی به قمار اقتصادی مشغول بوده و درست مثل مافیا رفتار میکند. اینکه قرارداد ساخت هواپیما از طرف دولت چین با کدامیک از کشورهای آمریکا یا فرانسه امضاء گردد بستگی زیادی به این دارد که کدامیک در برابر نقض حقوق بشر در چین بیشتر سکوت اختیار کنند. بسیاری از تجار و سیاستمداران غربی تحت کنترل منافع اقتصادی عاید از کشور چین هستند. برخی از شرکتهای فنآوری اطلاعات آمریکای شمالی محصولات ویژهای را به سفارش حکچ برای ایجاد محدودیتهای اینترنتی تولید کردهاند. برخی از وبسایتهای اینترنتی برای اینکه به بازار چین دسترسی داشته باشند، قبول کردهاند که اطلاعات مخالف با حکچ موجود در سایت خود را سانسور کنند.
بر اساس اطلاعات وزارت بازرگانی چین، تا آخر ماه آوریل سال ۲۰۰۴ چین ۹۹۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی توسط قراردادهای مختلف به دست آورده است. این همچون ”انتقال خون“ عظیمی به پیکر اقتصاد چین توسط سرمایههای خارجی بوده است. ولی در روند سرمایهگذاری، سرمایههای خارجی هیچ دمکراسی، آزادی و حقوق بشر خاصی را برای مردم چین بههمراه نداشتهاند.
حکچ از این سرمایهها برای تبلیغات خود استفاده کرده و از همکاری بدون قید و شرط سرمایهگذاران خارجی و برخی کشورهای مشوق سود میبرد. سران حکچ با استفاده از موفقیتهای ظاهری در اقتصاد خود راه تبانی با تجار مختلف را یاد گرفته و میدانند چگونه ثروت کشور را بین خود تقسیم کرده و اصلاحات سیاسی را متوقف کند.
پ- تغییر تکنیکهای شستشوی مغزی حکچ از حالت تغییر شکل داده نشده به ”دقیق و ظریف“
اغلب میشنویم که مردم میگویند، ”میدانم که حکچ در گذشته دروغهای زیادی گفته ولی اینبار حقیقت را میگوید.“ در بازنگری درمییابیم که این چیزی بوده که حزب هربار که اشتباه فاحشی را مرتکب شده مردم گفتهاند. این امر توانایی حکچ در تحمیق مردم توسط دروغهایش را میرساند. تواناییای که طی دهههای گذشته کسب کرده است.
مردم در برابر داستانهای دروغین حکچ به نوعی مقاوم شدهاند. در عین حال دروغپردازیها و تبلیغات حکچ نیز ظریفتر و حرفهایتر شدهاند. دروغهای شعارگونهی گذشته، امروز به حد اعلا رسیده و به طور بسیار ظریفی مطرح میگردند. به خصوص در شرایطی که در آن سانسور اطلاعاتی شدیدی در سرتاسر چین اتخاذ گردیده، حکچ به داستانپردازیهایی متوسل شده که تنها بر پایهی اطلاعات ناقص و گمراه کننده بوده که این خود بسیار مخربتر از داستانپردازیهای گذشته است.
یک مجلهی انگلیسی زبان به نام چاینااسکوپ (Chinascope) در اکتبر سال ۲۰۰۴ مطلبی را چاپ کرد که با تحلیل آن میتوان روشهای ظریف به کار برده شده توسط حکچ برای مخفی نگهداشتن حقایق را دریافت. زمانیکه بیماری سارس در سال ۲۰۰۳ در چین شیوع پیدا کرد کشورهای دیگر ظن بردند که چین اطلاعاتی را در مورد شیوع این بیماری مخفی کرده است و حکچ نیز به طور مکرر از اعلام آن امتناع میکرد. نویسندهی مقاله برای اینکه پی ببرد که آیا حکچ در گزارش سارس صداقت داشته است یا نه، تمامی بیش از ۴۰۰ مورد بیماری سارس را که از ابتدای آوریل سال ۲۰۰۳ به وب سایت شینهوآ (Xinhua) ارسال شدهاند مورد مطالعه قرار داد.
این گزارشات حاوی مطالب زیر بود: به محضی که بیماری سارس ظاهر شد، بخشهای دولتی از مرکزی گرفته تا بخشهای محلی متخصصان را بسیج کردند و بیماران را بدون فوت وقت مورد درمان قرار دادند و پس از درمان از بیمارستانها مرخص کردند. در مقابله با افراد شروری که مردم را به احتکار اجناس تشویق میکردند تا مجبور نباشند پس از همهگیر شدن بیماری ازخانههایشان بیرون آیند دولت بلافاصله شروع به جلوگیری از انتشار شایعات کرد و متعاقب آن نظم اجتماعی به طور کامل برقرار گردید. گرچه تعداد اندکی از نیروهای ضد چین بدون هیچ مدرکی دولت چین را به سرپوش گذاشتن بر شیوع این بیماری محکوم کردند، اکثر مردم و کشورهای دیگر شایعات مذکور را نپذیرفتند. نمایشگاه تجاری گوآنگجو (Guangzhou) بیشترین شرکتکننده از شرکتهای تجاری همهی دنیا را دارد. گردشگران خارجی بیخطر بودن گردش در چین را تأیید کردند. علیالخصوص متخصصان سازمان جهانی بهداشت [که فریب حکچ را خورده بودند] بطور عمومی اظهار کردهاند که دولت چین اقدامات و هماهنگیهای لازم جهت مقابله با این بیماری را نموده و بنابراین مشکلی وجود ندارد و متخصصان [پس از بیست روز تأخیر] بازرسی استان گوانگدونگ (Guangdong) را آغاز کردند.
این ۴۰۰ مورد مقاله به نویسنده چنین نمایاند که حکچ در طول چهار ماه فوق شفاف عمل کرده و با احساس مسئولیت جهت حفاظت از سلامتی افراد عمل کرده و هیچ حقیقتی را پنهان نکرده است. با این وجود در تاریخ ۲۰ آوریل سال ۲۰۰۳ دفتر اطلاعات شورای کشور در کنفرانس مطبوعاتی خود اعلان کرد که بیماری سارس به واقع در سراسر کشور چین شایع گردیده و به طور غیر مستقیم اعلام کرد که دولت به روی آن سرپوش گذاشته بوده. فقط پس از آن بود که نویسنده حقیقت را دید و حیلههای شرورانهی حکچ که ”همراه با زمان“ پیشرفت کرده بودند هویدا گردید.
در زمان انتخابات عمومی در کشور تایوان، حکچ با استفاده از حیلههای ”ظریف“ و بهبود بخشیده شدهی خود ادعا کرد که انتخابات ریاست جمهوری میتواند به مصائب بسیاری منتهی گردد. مسائلی از قبیل ازدیاد موارد خودکشی، سقوط بازار بورس، افزایش ”بیماریهای عجیب و ناشناخته“، اختلالات روانی، مهاجرت بسیاری از اهالی این جزیره، نزاع بین افراد خانواده و خویشاوندان، نگرش بیرحمانه نسبت به زندگی، بازار راکد، تیراندازیهای پراکنده در خیابانها، اعتراضات و تظاهرات، حملهی نظامی به ساختمانهای مسکونی، ناآرامی اجتماعی، هرج و مرج سیاسی و غیره.
حکچ ذهن مردم چین را با چنین افکاری پر کرد تا به آنان بقبولاند که چنین مصائبی حاصل انتخابات است تا چینیها هرگز خواستار انتخابات دمکراتیک نشوند.
در مورد فالون گونگ، حکچ مهارت بسیار بالایی را در فریبکاری نشان داد تا بتواند برای فالون گونگ پاپوش درست کند. حکچ نمایشهای خود را یکی پس از دیگری به صحنه برد. جای تعجب نیست اگر میبینیم که چه تعداد از چینیها فریب خورده و گمراهند. تبلیغات رذیلانهی حکچ آنقدر فریبدهنده هستند که قربانیان آن ناخواسته آنها را باور کرده و به آن به دیدهی حقیقت مینگرند.
تبلیغات و شستشوی مغزی حکچ در طول دهههای گذشته در زمینهی فریب مردم به حد اعلای خود رسیده که این نتیجهی سرشت عاری از وجدان آن است.
ت- ریاکاری و تزویر حکچ در مقولهی حقوق بشر
از غصب کردن دمکراسی برای گرفتن قدرت تا تظاهر به دمکراسی برای حفظ حکومت استبداد
”در یک کشور دمکراتیک، حاکمیت باید در دستان مردم باشد. این همان چیزی است که با اصول آسمان و زمین تطبیق دارد. اگر کشوری ادعای دمکراسی کرده و حاکمیت آن در دستان مردم نباشد مسلماً بر مسیر صحیح نبوده و از مسیرش منحرف گردیده و آن کشور اساساً دمکراتیک نیست… چگونه میتوان بدون خاتمه دادن به حکومت حزب و بدون برقراری انتخابات مردمی ادعای دمکراسی کرد؟ حق مردم را به آنان بازگردانید!“
آیا گفتهی بالا شبیه جملات مقالهای که به دست ”دشمنان خارجی“ به منظور ضربه زدن به حکچ نوشته شده باشد نیست؟ در حقیقت این جمله مربوط به مقالهای است در روزنامهی شینهوآ دیلی (Xinhua Daily)، روزنامهی رسمی حکچ در ۲۷ سپتامبر ۱۹۴۵.
حکچ که با بوق و کرنا دم از ”انتخابات مردمی“ زده بود و خواستار ”بازگرداندن حق مردم به مردم“ بود، از زمان به دستگیری قدرت، با ”حق رأی مردم“ مثل چیزی حرام و ممنوع برخورد کرده است. مردمی که قرار بود آقا و صاحب کشور باشند حتی حق تصمیمگیری برای خودشان را نیز ندارند. کلمات از بیان سرشت عاری از وجدان حکچ قاصرند.
اگر به این معتقد هستید که آنچه در گذشته بوده دیگر گذشته است و فرقهی شیطانی حکچ که با کشتن مردم قدرت گرفته و با دروغ حکومت خود را حفظ کرده به دنبال اصلاحات است و میتواند درستکار شده و مایل است که ”حق مردم را به ایشان بازگرداند“، سخت در اشتباه هستید. بگذارید ببینیم که روزنامهی ”مردم“ که بلندگوی حکچ است در ۲۳ نوامبر سال ۲۰۰۴ یعنی ۶۰ سال پس از آنکه مقالهی فوق انتشار یافت چه نوشته است: ”کنترل شدید ایدئولوژی از ضروریترین مبانی سیاسی و ایدئولوژیکی برای انسجام بخشیدن به حکومت حزب است.“
اخیراً حکچ به اصطلاح ”اصل سه “بدون”“ جدید [۶] را ارائه کرد که اولین اصل آن ”توسعهی بدون کشمکش“ است. ”توسعه“ دروغ است ولی ”بدون کشمکش“ که بر یک ”صدای واحد و سرای واحد“ تأکید دارد قصد اصلی حکچ است.
زمانی که خبرنگار مشهور CBS، مایک والاس (Mike Wallace) در سال ۲۰۰۰ از جیانگ زمین پرسید که چرا چین انتخابات مردمی را اجرا نمیکند، جیانگ پاسخ داد، ”مردم چین از لحاظ تحصیلات در سطح بسیار پایینی هستند.“
با این وجود در ۲۵ فوریهی سال ۱۹۳۹ حکچ در روزنامهی شینهوآ دیلی اعلام کرد: ”آنها (KMT) اعتقاد دارند که سیاستهای دمکراتیک در حال حاضر در چین قابل اجرا نیستند، ولی پس از مدت زمانی انجام میگیرد. آنها امید دارند که زمان آن فرا رسد که دانش و تحصیلات مردم چین به حد کشورهای دمکراتیک سرمایهداری در اروپا و آمریکا برسد تا دمکراسی عملی گردد… ولی تنها در سایه یک نظام دمکراتیک است که آموزش و تحصیل برای مردم آسان میگردد.“
تفاوت ریاکارانهای که بین آنچه روزنامهی شینهوآ در سال ۱۹۳۹ نوشت و آنچه جیانگ زمین در سال ۲۰۰۰ گفت نشان دهندهی سرشت بدنهاد حکچ است.
پس از کشتار تیانآنمن در سال ۱۹۸۹، حکچ با پروندهای سیاه ناشی از نقض حقوق بشر وارد عرصهی جهانی گردید. تاریخ به حکچ حق انتخابی داد. یا میتوانست به مردمش احترام گذاشته و وضعیت حقوق بشر را ارتقاء دهد یا به خلافهای خود در چین ادامه داده و تظاهر به احترام گذاشتن به حقوق بشر کند تا وجههی بینالمللی خود را حفظ کند.
متأسفانه حکچ آنطور که از ذات خودکامهاش برمیآمد روش دوم را انتخاب کرد. تعداد زیادی افراد عاری از وجدان ولی بااستعداد و باهوش را در حوزههای مختلف علمی و مذهبی گرد آورد و آنها را به انتشار و تبلیغات دروغ در کشورهای خارجی به کار گماشت تا چنین وانمود کند که حکچ در حال بهبود بخشیدن به حقوق بشر است. حزب یک سری ”حقوق“ کاذب را از خود درآورد مثل ”حق ادامهی حیات“ یا حقوق مسکن و غذا. اینگونه مطرح شد که: وقتی مردم گرسنهاند آیا حق ندارند که صحبت کنند؟ حتی اگر قشر گرسنه نتواند صحبت کند، آیا میتوان به آنانی که حق بقیه را تا خرخره خوردهاند اجازه دادکه بهجای قشر گرسنه صحبت کنند؟ حکچ با بازی کردن با مقولهی حقوق بشر سعی در فریب دادن مردم چین و دمکراسیهای غربی داشت، حتی ادعا کرد که ”زمان حاضر از لحاظ رعایت حقوق بشر بهترین دوره در تاریخ چین است.“
مادهی ۳۵ قانون اساسی چین چنین بیان کرده که شهروندان جمهوری خلق چین از حق آزادی بیان، نشر، گردهمایی، ایجاد انجمن، اعتراض و تظاهرات برخوردارند. حکچ تنها با کلمات بازی کرده است. تحت قانون حکچ مردم بیشماری از حق اعتقاد، بیان، نشر، گردهمایی و دفاعیهی قانونی محروم شدهاند. حکچ حتی دستور داد که استیناف بعضی گروههای خاص غیرقانونی اعلام گردد. در چندین مورد در سال ۲۰۰۴ بعضی از شهروندان تقاضای راهپیمایی در پکن را کردند. به جای موافقت با آن، دولت اقدام به دستگیری آنان کرد. سیاست ”یک کشور و دو نظام“ هنگکنگ که توسط حکچ به قانون اساسی این کشور اضافه شد نیز حقهای بیش نیست. حکچ اعلام میدارد که تا ۵۰ سال هیچ تغییری در هنگکنگ داده نمیشود حال آنکه تنها در مدت ۵ سال پس از بازگردانده شدن آن به چین با تصویب قوانین ظالمانه مثل مادهی ۲۳ سعی در تبدیل دو نظام به یک نظام دارد. [۷]
سیاست شریرانهی جدید حکچ استفاده از ”آزادی بیان“ دروغین برای گسترش نظارت و کنترل خود بر مردم است. امروزه به نظر میرسد که چینیها با آزادی بیشتری سخنان خود را بیان میکنند و در عین حال اینترنت اجازه داده است تا اخبار با سرعت بیشتری پخش شود. از این رو امروزه حکچ ادعا میکند که آزادی بیان به مردم اعطاء گردیده و بسیاری از مردم چنین چیزی را پذیرفتهاند. این ظاهری دروغین است. علت این نیست که حکچ با مردم مهربان شده بلکه به هر حال نمیتواند از پیشرفتهای اجتماعی و فنآوری جلوگیری نماید. بگذارید به نقشی که حکچ در برخورد با اینترنت ایفا میکند بپردازیم: حکچ وب سایتها را مسدود میکند، اطلاعات را فیلتر میکند، تالارهای گفتگو (Chat Room) را نظارت کرده، نامههای الکترونیکی را کنترل کرده و کاربرهای اینترنتی را متهم میکند. هرآنچه که انجام میدهد سیری قهقرایی دارد. امروزه با کمک سرمایهدارانی که از حقوق بشر و وجدان بویی نبردهاند، حکچ پلیس خود را به وسایلی مدرنی مجهز کرده که میتوانند از درون اتومبیلهای مخصوص پلیس کوچکترین حرکت کاربران اینترنت را از بیرون کنترل کنند. وقتی میبینیم که چگونه حکچ در روز روشن چنین اعمال شیطانی را انجام میدهد و اینگونه در مسیر رسیدن به رعایت حقوق بشر سیر قهقرایی را میپیماید چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که بهبودی در این زمینه حاصل کند؟ حکچ خود اینگونه بیان داشت که: ”آن به سمت خارج بازتر شده اما از درون بستهتر میگردد.“ سرشت پلید حکچ هرگز تغییر نکرده است.
حکچ بهمنظور ایجاد وجههی قابل قبول برای خود در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در سال ۲۰۰۴ مواردی را برشمرد که در آنها سوء استفادهکنندگان از حقوق بشر را به شدت تنبیه کرده بود. این موارد تنها تظاهری در پیش چشمان افراد خارجی بود حال آنکه هیچ پایه و اساسی نداشت. علت این است که در چین بزرگترین ناقضین حقوق بشر خود حکچ و دبیر کل اسبق حزب جیانگ زمین، وزیر اسبق کمسیون قضایی و سیاسی لوئو گان (Luo Gan)، وزیر امنیت عمومی جو یونگکانگ (Zhou Yongkang) و قائم مقام آن وزاتخانه لیو جینگ (Liu Jing) هستند. نمایش آنها مبنی بر تنبیه ناقضین حقوق بشر مثل این است که دزدی فریاد بکشد ”دزد را بگیرید!“
این کار حزب را میتوان اینگونه به زبان تمثیل بیان کرد: فرض کنید که یک تجاوزگر زنجیرهای دور از چشم مردم روزانه ۱۰ دختر را مورد تجاوز قرار میداد. ولی حالا که مردم در اطرافش هستند تنها یک دختر را پیش روی آنها مورد تجاوز قرار میدهد. آیا میتوان گفت که این شخص سیر صعودی را پیموده و بهتر شده است؟ تغییر او از تجاوز دور از چشم مردم به تجاوز در پیش چشم آنها فقط این را میرساند که او بیشرمتر و وقیحتر شده است. طبیعت او هرگز تغییری نیافته است. تنها چیزی که برای او عوض شده این است که ارتکاب به جرم برایش به سادگی گذشته نیست.
حکچ درست شبیه همان متجاوز زنجیرهای است. طبیعت خودکامهی حکچ و ترس باطنی او از از دست دادن قدرت باعث شده که هیچ احترامی برای مردم قائل نباشد. منابع انسانی، مادی و مالی که برای پوشش دادن به پروندهی نقض حقوق بشر خود از آنها استفاده میکرد بسیار فراتر از تلاشهایش در جهت بهبود واقعی وضعیت حقوق بشر رفته است. میل حکچ به کشتار بیحد و حصر و آزار و شکنجه بزرگترین بداقبالی مردم چین به شمار میآید.
آماده شدن برای انجام اعمال شیطانی و مخفی شدن در پشت ”قانون“
حکچ برای محافظت از منافع نورچشمیهای خود از یک طرف ظاهرسازی قبلی خود را به کلی کنار گذاشته و کارگران، رعایا و تودهی مردم را رها کرده و از طرف دیگر ابزار و وسایل فریب و خدعه را گسترش داده و هر روز تعداد بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در پیش جامعهی بینالملل هویدا میشود.حکچ با استفاده از لغتها و عبارات محبوب مثل ”حکومت قانون“، ”بازار“، ”برای مردم“، و ”اصلاحات“ مردم را سردرگم میکند.
حکچ قادر نیست سرشت پلید خود را مخفی کند حتی اگر ”کت شلوار سبک غربی“ را به تن کند. چنین ظاهری تنها اثر فریبندهی بیشتری نسبت به ”لباس فرم مائو“ دارد. در مزرعهی حیوانات نوشتهی جرج ارول (George Orwell) که در سال ۱۹۴۵ به چاپ رسید، خوکها یاد گرفتند که به روی دو پا ایستاده و راه بروند. این مهارت تازه به خوکها وجهههای جدیدی داد ولی باطن آنها همان خوک بود.
أ- وضع کردن قانون و مقرراتی که ناقض قانون اساسی چین است
قوانین و مقرراتی که ناقض قانون اساسی هستند به تصویب رسیده و به ردههای مختلف و کارکنان تمام بخشهای دولتی ابلاغ شده و به عنوان مبنایی برای سد کردن راه تلاشهای مردم جهت توقف آزار و شکنجه، بدست آوردن آزادی و بهبود وضع حقوق بشر به کار میروند.
ب- مشکلات غیرسیاسی با ابزارهای سیاسی مورد بررسی قرار میگیرند
مشکلات سادهی اجتماعی بزرگنمایی شده و تحت عنوان ”رقابت با حزب برای تودهها“، ”سعی در ساقط کردن حزب و کشور“، ”اغتشاش“ و ”نیروهای دشمن“ مطرح میگردند. یک موضوع غیرسیاسی از روی عمد سیاسی جلوه داده شده تا حزب بتواند در مقابل آن تحرکات سیاسی انجام داده و با ابزار تبلیغاتی خود نفرت را در دل مردم ایجاد کند.
ج- مهار و کنترل موضوعات سیاسی از طریق روشهای فریبکارانه
آخرین سیاست حکچ برای حمله به شهروندان حامی دمکراسی و روشنفکران آزاداندیش قرار دادن تله بر سر راهشان و زندانی کردن آنها است. این تلهها شامل اتهامات دروغینی از سرپیچیهای مدنی مثل فحشا و فرار از پرداخت مالیات هستند. حملهگرها از اتهامات سطح پایین استفاده کرده تا خود مورد اتهام گروههای بیرونی قرار نگیرند. این اتهامات که اغلب برای ریختن آبروی افراد در جامعه طرحریزی میشوند کافی هستند تا شخص قربانی را مورد تمسخر عامهی مردم قرار دهند.
تنها تغییری که در سرشت پلید حکچ رخ داده اینست که نسبت به قبل بیشرمتر شده و از انسانیت فاصلهی بیشتری گرفته است.
[divide]
[۶] ”اصل سه “بدون”“ در گذشته رخ داده است. در سال ۱۹۹۷ دنگشیائوپینگ ”اصل سه “بدون”“ را پیشنهاد داد تا مردم را تشویق کند که حرفهایشان را بزنند: بدون برچسب زدن، بدون حمله کردن و بدون اشکال گرفتن. این کار احتمالاً مردم را بهیاد تشویقی که در دههی ۱۹۵۰ در مورد روشنفکران اتفاق افتاد میاندازد که به شکنجه وحشیانهی کسانی که لب از لب گشوده بودند ختم شد. حال، پیشنهاد جدید ”اصل سه “بدون”“ به ”توسعه بدون بدهی، پیشرفت بدون مبارزه و توسعه بدون رضایت از عقبماندگی“ برمیگردد.
وزیر کشور لبنان دستور جمعآوری تصاویر رهبران جمهوری اسلامی در بیروت را صادر کرد
چهار کشور به اروپا درباره اختلال در تأمین انرژی در پی اجرای مقررات متان هشدار دادند
نهاد دریانوردی سازمان ملل: طرح تخلیه کشتیها در تنگه هرمز متوقف شده است
پلیس مونتهنگرو: یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری بازداشت شد
قرارگاه خاتمالانبیا: پرواز هواپیماهای نظامی اسرائیل به سمت ایران تهدیدی علیه جمهوری اسلامی است
گروسی: توافق موقت تهران و واشنگتن دسترسی بازرسان آژانس به برنامه هستهای ایران را فراهم میکند
تحلیل؛ چرا پکن از شعار «ثروتمند شوید» فاصله میگیرد؟
تحلیل؛ چرا رسانهها ابتدا ترامپ را جنگطلب خواندند و حالا او را به سازشکاری متهم میکنند؟
کنراد بلک: نظام سیاسی سنتی بریتانیا درحال فروپاشی است
مروری بر تاریخ پرتنش روابط آمریکا و کوبای کمونیستی
تحلیلگران: بیمهگران و خطوط کشتیرانی برای اطمینان از امنیت تنگه هرمز به سه ماه زمان نیاز دارند
تحلیل؛ ماشین صادرات چین با مقاومت روزافزون کشورهای جهان دستوپنجه نرم میکند