Search
Asset 2

فصل ۹- سرشت عاری از وجدان حزب کمونیست چین

9-sworded-red-dragon-435x590

ح‌ک‌چ با دست‌کاری حس وطن‌پرستی موجبات تحریک عامه‌ی مردم را فراهم می‌کند

ح‌ک‌چ برای تحریک مردم از شعارهای ”وطن‌پرستانه“ و ”ملی‌گرایانه“ استفاده می‌کند. این شعارها نه‌تنها با صدای بلند توسط ح‌ک‌چ مورد استفاده قرار می‌گیرند بلکه استراتژی‌های مختلف بکارگرفته شده برای تحریک مردم در زمان‌های مختلف مورد آزمایش قرار می‌گیرند.

بعضی از چینی‌های مقیم خارج از کشور که ده‌ها سال است جرأت بازگشت به چین نداشته‌اند با خواندن شعارهای وطن‌پرستانه در روزنامه‌ی مردم که خارج از چین منتشر می‌گردد دچار حس وطن‌پرستی به مراتب قوی‌تر از کسانی که در خود چین زندگی می‌کنند می‌گردند.

حقایق تغییر می‌کنند تا اخبار سی سی تی وی(تلویزیون حزب کمونیست چین) تولید شود. احساس میهن‌پرستی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.

چینی‌هایی که تحت تحریک ح‌ک‌چ قرار گرفته و در عین حال جرأت ”نه“ گفتن به سیاست‌های ح‌ک‌چ را ندارند خشم خود را با هجوم به سفارت آمریکا یا کنسول‌گری‌ آن در چین و پرتاب تخم‌مرغ و سنگ و به آتش کشیدن اتومبیل و پرچم آمریکا نشان می‌دهند و این همه تحت لوای ”وطن‌پرستی“ صورت می‌گیرد.

هر زمان که حزب کمونیست با موضوعی جدی که اطاعت مردم را می‌طلبد مواجه می‌شود از شعارهای ”وطن‌پرستی“ و ”ملی‌گرایی“ برای بسیج کردن مردم استفاده می‌کند. در تمامی موارد از جمله مسئله‌ی تایوان، هنگ‌کنگ، فالون ‌گونگ، تصادف هواپیمای جاسوسی آمریکا و جت جنگنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چین، ح‌ک‌چ از روش‌های تلفیقی ایجاد ترس و وحشت و شستشوی مغزی استفاده کرده و مردم را از لحاظ ذهنی به خشم آورده و برای جنگ آماده ساخته است. این روش همان روشی است که توسط فاشیست‌های آلمانی استفاده‌ می‌شد.

از آنجا که تمامی منابع اطلاعات دیگر سانسور می‌شوند، روند شستشوی مغزی ح‌ک‌چ معمولاً بسیار موفق است. گرچه چینی‌ها علاقه‌ای به ح‌ک‌چ ندارند ولی در فضایی مسموم در اثر تحریفات و اکاذیب ح‌ک‌چ زندگی کرده و می‌اندیشند. در زمان حمله‌ی آمریکا به عراق، برای مثال، بسیاری از مردم چین با تماشای تحلیل‌های خبری CCTV [۹] (تلویزیون رسمی چین) به خشم آمده و احساس تنفر، انتقام و میل به جنگیدن شدیدی وجودشان را پر می‌کرد حال آنکه در دل، جنگی دیگر را نفرین می‌کردند.

بی‌شرمی- مقدم دانستن حزب به مملکت و اجبار مردم به ترجیح دشمن به پدر خود

یکی از عبارت‌هایی که ح‌ک‌چ اغلب برای ترساندن مردم از آن استفاده می‌کند عبارت ”نابودی حزب و کشور“ است، که در آن حزب را قبل از کلمه‌ی کشور ذکر می‌کند. اصل بارز و مهم چین عبارت است از: ”چین جدیدی بدون ح‌ک‌چ وجود نخواهد داشت.“ مردم از کودکی آموزش داده می‌شوند تا ”به حزب گوش فرا دهند“ و ”رفتاری مثل بچه‌های خوب حزب داشته باشند.“ سرودهایی در مدح حزب بخوانند: ”من حزب را مادر خود می‌دانم.“ ”اوه، ای حزب، مادر عزیز من.“ ”لطف نجات حزب عمیق‌تر از اقیانوس‌هاست.“ ”عشق نسبت به پدر و مادرم نمی‌تواند از عشق من نسبت به حزب بیشتر باشد.“ [۱۰]

آنها ”هر کجا که حزب بگوید رفته و می‌جنگند.“ در زمان وقوع بلایا وقتی دولت به کمک مردم می‌رود آنها ”از حزب و دولت تشکر می‌کنند“- اول حزب و بعد دولت. یکی از شعارهای نظامی می‌گوید: ”حزب فرمان شلیک را صادر می‌کند.“ حتی زمانی که متخصصان چینی شروع به طراحی یونیفرم برای قضات دادگاه‌ها کردند، برای دستمال‌گردن آن چهار دکمه‌‌ی طلایی در نظر گرفتند که این دکمه‌ها از بالا به پایین سمبل حزب، مردم، قانون و کشور هستند. این بدین معنی است که حتی اگر قاضی باشید، باید همواره حزب را فراتر از قانون، کشور و مردم بدانید.

در کشور چین حزب به قدرت برتر و در مقابل، کشور به زیردست حزب تبدیل گردیده است. کشور وجود دارد که حزب وجود داشته باشد و گفته می‌شود که حزب تجلی مردم و سمبل کشور است. عشق به حزب، رهبران حزب و کشور همگی با هم مخلوط شده ‌است و این علت اصلی این است که چرا در چین وطن‌پرستی تحرف شده است.

بسیاری از مردم و اعضای حزب تحت آموزش‌ها و تبلیغات ظریف ولی مداوم ح‌ک‌چ دانسته و یا بدون اینکه خود متوجه باشند حزب را با کشور اشتباه می‌گیرند. آنها به این مسئله اعتقاد پیدا کرده‌اند که ”علاقه‌ی حزب“ بر همه چیز ارجح بوده و ”علاقه‌ی حزب همان علاقه‌ی مردم و کشور است.“ این کار که نتیجه‌ی تلقینات ح‌ک‌چ است فضایی را به وجود آورده که حزب بتواند به راحتی به کشور خیانت کند.

بازی ”پرداخت خسارت“ و جلوه دادن خلاف‌کاری تحت عنوان ”موفقیت‌های بزرگ“

ح‌ک‌چ در طول تاریخ اشتباهات زیادی کرده است ولی همواره گناه آنها را به گردن اشخاص یا گروه‌های دیگر انداخته و آنها را وادار به پرداخت خسارت و بازسازی می‌کند. این کار نه‌تنها باعث می‌شود که قربانیان این اشتباهات از ح‌ک‌چ سپاس‌گزار باشند بلکه این توانایی را به ح‌ک‌چ می‌دهد که بتواند از زیر مسئولیت اعمال خلاف‌کارانه‌ی خود به طور کامل شانه خالی کند. ح‌ک‌چ ادعا می‌کند که ”نه تنها از اشتباه کردن نمی‌ترسد بلکه در تصحیح آنها بسیار خبره است.“ [۱۱] و این اکسیر جادویی ح‌ک‌چ شده است که به این وسیله به دفعات از مقصر شناخته شدن فرار کرده است. به همین دلیل نیز ح‌ک‌چ تا ابد ”عظیم، باشکوه و برحق“ باقی می‌ماند.

شاید روزی برسد که ح‌ک‌چ تصمیم بگیرد که حقوق زیان‌دیدگان کشتار میدان تیان‌آن‌من را نیز جبران کرده و فالون ‌گونگ را نیز محترم بشمرد. ولی اینها همه حقه‌های رندانه‌ای است که ح‌ک‌چ از آنها برای طولانی‌تر کردن زندگی رو به افولش استفاده می‌کند. ح‌ک‌چ هرگز شجاعت انتقاد از خود، افشای جرایم و جبران گناهانش را نخواهد داشت.

ج- ح‌ک‌چ با ایجاد وحشت در تلاش خود برای نابودی ”درست‌کاری، شفقت و بردباری“ سرشت پلید خود را به عرصه‌ی ظهور می‌گذارد

ادعای دروغین ”خودسوزی میدان تیان‌آن‌من“ که توسط فرقه‌ی ح‌ک‌چ مطرح گردید می‌تواند به عنوان دروغ قرن ثبت شود. دولت به منظور سرکوب کردن فالون ‌گونگ پنج نفر را اجیر کرد تا به ظاهر تمرین‌کننده‌ی فالون ‌گونگ باشند و به میدان تیان‌آن‌من رفته و خودسوزی دروغین خود را در آنجا به نمایش بگذارند. قربانیان با تبانی برای دریافت پول در حقیقت سند مرگ خود را امضاء کردند چرا که یا در صحنه به ضرب کتک کشته شدند و یا آنکه بعداً به قتل رسیدند. حرکت آهسته‌ی فیلم ویدئویی خودسوزی میدان تیان‌آن‌من که توسط CCTV ضبط گردیده نشان می‌دهد که لیو چان‌لینگ (Lio Chunling)، یکی از خودسوزی‌کنندگان بلافاصله پس از آنکه یک افسر پلیس به او ضربه‌ی محکمی وارد کرد در صحنه کشته شده است.

از دیگر خطاهای ضبط شده و برملا‌کننده، تصویر وانگ‌ جینگ‌دونگ (Wang Jingdong) در حالت نشسته است که بطری‌ای که گفته شده پر از بنزین بوده پس از خاموش کردن آتش بدن او دست‌نخورده و سالم بین زانوهای او باقی مانده، دیگری مکالمه‌ی بین دکتر و جوان‌ترین قربانی به نام لیو سی‌یینگ (Liu Siying) و حضور فیلمبردار آماده برای فیلمبرداری صحنه است. این مدارک کافی هستند که ثابت کنند که واقعه‌ی خودسوزی حقه‌ای شرورانه بوده که توسط رژیم پلید جیانگ‌ زمین برای اتهام وارد کردن به فالون ‌گونگ طراحی شد. [۱۲]

ح‌ک‌چ برای ریشه‌کن کردن فالون ‌گونگ از روش‌های بسیار ظالمانه‌ای استفاده کرد. تمامی منابع مالی کشور را که در طول ۲۰ سال گذشته از طریق اصلاحات و فضای باز تجاری کسب گردیده بود غصب نمود. حزب، دولت، ارتش، پلیس، جاسوسان، دیپلمات‌های خارجی و نهادهای دولتی و غیردولتی مختلف بسیار را بسیج کرد. ح‌ک‌چ سیستم پوشش خبری جهان را وادار ساخت تا سانسور شدید اطلاعاتی را با استفاده از نظارت خود و ابزار با فن‌آوری بالا اعمال کند. تمام این کارها را به قصد آزار و شکنجه گروهی از مردم صلح‌طلب که به فالون ‌گونگ، یک روش چی‌گونگ چینی پیوسته بودند انجام داد. روشی که برای پاک‌سازی بدن، فکر و اخلاقیات هماهنگ با سه اصل‌ ”راستی، شفقت و بردباری“ است. اینگونه آزار بی‌رحمانه‌ی مردم بی‌گناه تنها به دلیل اعتقادشان، روشن‌گر ذات منحط ح‌ک‌چ است.

هیچ خلاف‌کاری در طول تاریخ، دروغی به وقاهت آنچه جیانگ‌ زمین و ح‌ک‌چ می‌گویند نگفته است. آنها از طیف وسیعی از اکاذیب استفاده کرده که هر یک برای تخریب و دست‌کاری یک نوع تفکر و ایده طراحی شده و در آخر مردم را چنان گمراه می‌کنند که این اکاذیب بخشی از اعتقادشان گردد و از این طریق حزب بتواند تنفر نسبت به فالون ‌گونگ را در مردم تحریک کند.

رویداد خودسوزی میدان تیان‌آن‌من فریبی بود که توسط حزب کمونیست چین طراحی شد تا برای فالون گونگ پاپوش درست کند.

آیا شما به علم اعتقاد دارید؟ ح‌ک‌چ می‌گوید فالون ‌گونگ خرافات است. آیا به اعتقاد شما سیاست نفرت‌انگیز است؟ ح‌ک‌چ ادعا می‌کند فالون ‌گونگ درگیر مسائل سیاسی است. آیا شما به کسانی که چه در چین و چه خارج از چین ثروتمند می‌شوند رشک می‌برید؟ ح‌ک‌چ ادعا می‌کند که فالون ‌گونگ ثروت‌اندوزی می‌کند. آیا شما با سازمان‌دهی مخالفید؟ ح‌ک‌چ ادعا می‌کند که فالون ‌گونگ دارای سازمان‌دهی پیچیده‌ای است.

آیا شما از شخصیت‌پرستی که ده‌ها سال است در چین حکمفرما است خسته نشده‌اید؟ ح‌ک‌چ می‌گوید که فالون ‌گونگ افکار را کنترل می‌کند. آیا شما حس وطن‌پرستی ندارید؟ ح‌ک‌چ می‌گوید که فالون ‌گونگ ضد چین است. آیا شما از اغتشاش نمی‌ترسید؟ ح‌ک‌چ می‌گوید که فالون ‌گونگ برهم‌زننده‌ی ثبات است. آیا شما تعجب نمی‌کنید اگر فالون ‌گونگ واقعاً پایبند ”راستی، شفقت و بردباری“ باشد؟ ح‌ک‌چ می‌گوید که فالون ‌گونگ راست، شفیق و صبور نیست. ح‌ک‌چ حتی منطق را نیز تحریف کرده و ادعا می‌کند که شفقت می‌تواند به وجود آورنده‌ی میل به کشتن باشد.

آیا شما می‌توانید اعتماد کنید که دولت این دروغ‌ها را از خود درنیاورده باشد؟ ح‌ک‌چ دروغ‌هایی را می‌سازد که بزرگ‌تر و تکان‌دهنده‌تر از خودکشی و خودسوزی، کشتن اقوام و کشتار زنجیره‌ای هستند. آیا شما با فالون ‌گونگ ابراز همدردی نمی‌کنید؟ ح‌ک‌چ ارزیابی سیاسی شما را به آزار و شکنجه‌ی فالون ‌گونگ مرتبط کرده، مقام شما را تنزل داده، اخراج‌تان می‌کند و یا اگر شخصی از تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگ در محل کار شما وجود داشته باشد مزایای کاری شما را قطع می‌کند. بنابرین مجبور هستید که دشمن فالون ‌گونگ باشید.

امروزه بسیاری از فرزندان و خویشاوندان رهبران ح‌ک‌چ خود سرمایه‌دارانی جدید با ثروتی هنگفت هستند.

ح‌ک‌چ تعداد بی‌شماری از تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگ را ربوده و آنها را به جلسات شستشوی مغزی برده تا آنها را مجبور به صرف نظر از اعتقادات برحق‌شان کرده، فالون ‌گونگ را منکر شده و قول بدهند که دیگر آن را تمرین نکنند. ح‌ک‌چ از راه‌های شیطانی زیادی برای انجام این کار استفاده کرده از جمله مجازات افراد خانواده و همکاران، فشار تحصیلی، شکنجه‌های شدید و غیره. از تمرین‌کنندگان فالون ‌گونگی که با موفقیت شستشوی مغزی شده‌اند برای شستشوی مغزی و آزار دیگران استفاده می‌گردد. ح‌ک‌چ خبیث اصرار دارد که انسان‌های خوب را به شیاطین تبدیل کند و آنها را وادار سازد تا به روی خطی تاریک حرکت کرده تا به انتهای عمر خود برسند.

چ- سوسیالیسم ظالمانه با ”خصوصیات چینی“

اصطلاح ”خصوصیات چینی“ برای مخفی کردن جرایم ح‌ک‌چ به کار می‌رود. ح‌ک‌چ همواره ادعا کرده که موفقیت خود در انقلاب چین را مدیون ”تلفیق مارکسیسم – لنینیسم با حقیقت مادی انقلاب چین“ است. ح‌ک‌چ کراراً از اصطلاح ”خصوصیات“ به عنوان یک ایدئولوژی برای حمایت از سیاست‌های شرورانه و ناپایدار خود استفاده کرده است.

روش‌های فریب‌کارانه و ناپایدار

در زیر ظاهر فریبنده‌ی ”خصوصیات چینی“، ح‌ک‌چ به چیزی به جز پوچی و بیهودگی دست نیافته است.

هدف ح‌ک‌چ از انقلاب به‌دست آوردن مالکیت عمومی ابزارهای تولید بود و با همین ادعا جوانان بسیاری را فریفت تا به سازمان حزبی ملحق شده تا به ایده‌آل‌های کمونیسم و اتحاد جامه‌ی عمل بپوشانند. بسیاری از آنها حتی خانواده‌های خود را که صاحب مال و منالی بودند لو دادند. ولی اکنون که ۸۳ سال از ظهور ح‌ک‌چ می‌گذرد سرمایه‌داری مجدداً بازگشته و بخشی از خود ح‌ک‌چ گردیده است. حزبی که خود در گذشته پرچم‌دار برابری و مساوات بود.

سوسیالیسم با “ویژگی‌های چینی”.

امروزه بسیاری از فرزندان و خویشاوندان رهبران ح‌ک‌چ خود سرمایه‌دارانی جدید با ثروتی هنگفت هستند. بسیاری از اعضا در تلاشند تا به این گروه تازه به دوران رسیده بپیوندند. ح‌ک‌چ سرمایه‌داران و ملاکین را تحت نام انقلاب نابود کرد و اموال آنان را به یغما برد. اکنون ”شاه‌زادگان“ ح‌ک‌چ به وسیله‌ی اختلاس و فساد از سرمایه‌داران گذشته به مراتب ثروتمندتر شده‌اند.

کسانی که در ابتدا از حزب پیروی می‌کردند اکنون با آه و افسوس می‌گویند ”اگر می‌دانستم اوضاع به این صورت درمی‌آید، هرگز از آنها پیروی نمی‌کردم.“ پس از چندین دهه تلاش و مبارزه امروز متوجه شده‌اند که تمام آنچه کرده‌اند عبارتست از قربانی کردن دارایی‌های پدران و برادران و زندگی خودشان در راه فرقه‌ی ح‌ک‌چ.

ح‌ک‌چ ادعا می‌کند که این پایه‌ی اقتصادی است که ابرساختار را تعیین می‌کند [۱۳]؛ ولی در حقیقت این پایه‌ی اقتصادی بوروکراتیک مقامات فاسد ح‌ک‌چ است که ”ابرساختار پرفشار“ را تعیین می‌کند- یعنی ابرساختاری که حیاتش به فشار زیاد وابسته است. از‌این‌رو سرکوب کردن مردم سیاست اصلی ح‌ک‌چ می‌شود.

دیگر خصوصیت پلید ح‌ک‌چ در تغییر تعریف مفاهیم فرهنگی و در پس آن استفاده از این تعریف‌های تغییر یافته جهت کنترل و انتقاد از مردم تجلی می‌کند. مفهوم ”حزب“ مثالی در این زمینه است. از آغاز، حزب‌ها هم در چین و هم در خارج از کشور پایه‌گذاری گردیده‌اند. تنها حزب کمونیست است که ورای حیطه‌ی اختیار یک حزب عمل می‌کند. اگر به حزب بپیوندید، حزب تمامی جنبه‌های زندگی شما را تحت کنترل خود خواهد گرفت از جمله وجدان‌تان، هستی‌تان، معاش‌تان، و زندگی خصوصی‌تان. ح‌ک‌چ زمانی که به قدرت سیاسی دست یافت، جامعه، دولت و تمام ابزارهای کشور را تحت کنترل خود قرار داد.

ح‌ک‌چ همه چیز را به مردم و کشور دیکته می‌کند، از مسائل مهمی مثل اینکه چه کسی باید حاکم کشور یا وزیر دفاع باشد و چه قوانین و مقرراتی باید وضع گردند گرفته تا مسائل کوچک و حاشیه‌ای از قبیل اینکه چه کسی باید با چه کسی ازدواج کند، چند فرزند داشته باشد و یا اینکه اساساً چه کسی حق حیات دارد. ح‌ک‌چ تمامی روش‌های کنترلی قابل تصور را یک‌جا به کار گرفته است.

ح‌ک‌چ تحت نام دیالکتیک یا بحث منطقی، تفکر همبسته، قوه‌ی ذهنی نتیجه‌گیری و روح فلسفه را به‌طور کامل در مردم نابود کرده است. در حالیکه ح‌ک‌چ از ”بهره‌مندی بر اساس تلاش“ صحبت می‌کند، روند ”مهیا کردن شرایط ثروت‌اندوزی برای برخی گروه‌های خاص“ همراه با ”بهره‌مندی بر اساس تلاش“ راه خود را پیش گرفته است. ح‌ک‌چ تحت پوشش شعار ”خدمت به مردم از صمیم قلب“ کسانی را که آن را باور کرده‌اند می‌فریبند، سپس آنها را به طور کامل شستشوی مغزی کرده و تحت کنترل می‌گیرد و رفته رفته آنها را به ابزاری بله‌قربان‌گو تبدیل کرده تا ”از صمیم قلب به حزب خدمت کنند“ و جرأت حرف زدن درباره‌ی حق مردم را نداشته باشند.

حزبی ماکیاولی با ”خصوصیات چینی“

ح‌ک‌چ با به کارگیری یک اصل که براساس آن منافع و علایق حزب به بقیه ترجیح داده می‌شود و با استفاده از فرقه‌ی شیطانی خود جامعه‌ی چین را به انحراف کشیده و خود را به مشمئزکننده‌ترین موجود در عالم بشریت تبدیل کرده است. این موجود با تمامی کشورها، دولت‌ها و نهادهای دیگر متفاوت است. اصول اصلی آن بر پایه‌ی بی‌اصلی است. هیچ صداقتی پشت لبخند او وجود ندارد.

در سمت چپ، حزب کمونیست چین اظهار می‌دارد که چین در میان قدرت‌های اقتصادی قرار دارد؛ در سمت راست، می‌گوید که اقتصاد چین به حد کافی پیشرفته نیست و بنابراین “حقوق بشر” را به حق زنده‌ماندن محدود می‌کند.

با این همه مردم رئوف قادر به درک ماهیت ح‌ک‌چ نیستند. بر اساس معیارهای اخلاقی جهانی، مردم نمی‌توانند حتی تصور کنند که چنین موجود شیطانی بتواند نماینده‌ی یک کشور باشد.

با استفاده از بهانه‌ی ”خصوصیات چینی“، ح‌ک‌چ خود را در میان ملل مختلف جهان جا کرده است. اصطلاح ”خصوصیات چینی“ همان حسن تعبیر ”خصوصیات شریرانه‌ی ح‌ک‌چ“ است.

اصطلاح ”خصوصیات چینی“ تنها باعث تبدیل واژه‌ها گردید. واژه‌ی ”سرمایه‌داری بیمار چین“ به ”سوسیالیسم“، ”بیکاری“ به ”در انتظار کار“، ”اخراج از محل کار“ به ”باز‌خرید“، ”فقر“ به ”مرحله‌ی آغازین سوسیالیسم“ و حقوق بشر و آزادی بیان و عقیده به تنها حق زندگی تقلیل یافت.

ملت چین و رویارویی با بحران اخلاقی بی‌سابقه

در اوایل دهه‌ی۱۹۹۰ شعاری مشهور در چین باب شد مبنی بر اینکه ”من یک آدم خشن هستم و از هیچ چیز نمی‌ترسم.“ این نتیجه‌ی تأسف‌بار چندین دهه حاکمیت قوانین پلید ح‌ک‌چ و تحمیل فساد به ملت بود. همراه با موفقیت‌های کاذب اقتصادی چین افول معیارهای اخلاقی در تمامی بُعدهای جامعه صورت گرفت.

نماینده‌ی کنگره‌ی چین گاهاً در مورد موضوعاتی از قبیل ”صداقت و اعتماد“ در خلال کنگره‌ی مردمی چین صحبت می‌کند. در امتحانات ورودی دانشکده‌ها، از دانش‌آموزان خواسته می‌شود که در مورد صداقت و اعتماد نظرات‌شان را بنویسند. این خود نشان‌دهنده‌ی این است که فقدان صداقت و اعتماد و سقوط اخلاقیات به بحرانی نامرئی ولی دائم و مؤثر در تمام جامعه‌ تبدیل گردیده است. فساد، اختلاس، محصولات تقلبی، فریب و نقض معیارها و هنجارهای جامعه اموری عادی هستند. دیگر چیزی به نام اعتماد در بین مردم جایی ندارد.

کسانی که ادعا می‌کنند از بهبود استاندارهای زندگی‌شان راضی هستند، آیا به مسئله‌ی ثبات در زندگی‌شان اهمیتی نمی‌دهند؟ مهمترین عامل در ثبات اجتماعی چیست؟ آن چیزی نیست مگر اخلاق. جامعه‌ای که اخلاقیات در آن مرده باشد مسلماً نمی‌تواند جامعه‌ی امنی باشد.

آینده‌ی چین چه خواهد شد؟

اگر به گذشته برگردیم می‌بینیم که ح‌ک‌چ تقریباً تمامی مذاهب کهن و سنت‌ها را درهم شکسته و نظام ارزشی سنتی را متلاشی کرده است. روش‌های شیادمأبانه‌ای که ح‌ک‌چ برای ثروت‌اندوزی و فریب مردم به کار گرفته به جامعه نیز رسوخ کرده و تمامی آن را متأثر ساخته به طوریکه کل جامعه به فساد کشیده شده و مردم خود را به سمت شرارت سوق می‌دهد. ح‌ک‌چ که با توسل به ابزارهای شیطانی به حکومت خود ادامه می‌دهد به نوبه‌ی خود به جامعه‌ای فاسد نیاز دارد تا محیط لازم برای حیاتش را فراهم کند.

به همین خاطر است که ح‌ک‌چ سعی دارد به هر وسیله‌ی ممکن مردم را نیز به انحطاط کشیده و آن‌ها را به سمت کلاهبرداری و شیادی در رده‌های مختلف سوق دهد. این است روش ذات فریبکارانه‌ی ح‌ک‌چ در نابودی و ریشه کن کردن پایه‌های اخلاقی‌ای که مدت‌های مدید مردم چین را از تباهی حفظ کرده است.

نتیجه‌گیری

””تغییردادن کوه‌ها و رودخانه‌ها ساده‌تر از تغییردادن ذات یک شخص است.“ [۱۴] تاریخ نشان داده که هر زمان که ح‌ک‌چ بندها و زنجیرها را کمی شل کرده، قصد رها کردن آنها را نداشته و همچنان سر آنها را در دست خود نگه ‌داشته است. پس از قحطی بزرگ دهه‌ی ۱۹۶۰، ح‌ک‌چ برنامه‌ی ”سه آزادی و یک معاهده“ [۱۵] (سن زی یی بائو) (San Zi Yi Bao) را طرح‌ریزی کرد که هدف آن احیاء و افزایش محصولات کشاورزی بود ولی این‌کار بدون قصد هیچگونه تغییر در شرایط ”برده‌وار“ زارعان چین انجام گرفت. ”اصلاحات اقتصادی“ و ”اعطای آزادی“ در دهه‌ی ۱۹۸۰ تأثیری بر استفاده‌ی ح‌ک‌چ از چاقوی سلاخی‌اش علیه مردم در سال ۱۹۸۹ نداشت. در آینده نیز ح‌ک‌چ به تغییر چهره ادامه خواهد داد ولی تغییری در ذات پلید آن صورت نخواهد گرفت.

بعضی از مردم ممکن است بگویند که گذشته‌ها گذشته، حال اوضاع عوض شده و ح‌ک‌چ در حال حاضر آن ح‌ک‌چ سابق نیست.

نه شرح و تفسیر از طریق بیان حقیقت به مردم قدرت می‌دهد.

بعضی دیگر ممکن است گول ظاهر فریبنده‌ را خورده و به غلط تصور کنند که ح‌ک‌چ بهبود حاصل کرده یا در حال اصلاحات بوده و یا قصد جبران گذشته را دارد. آنها به‌طور مداوم در حال عقب زدن خاطره‌های تلخ گذشته‌اند. این تصورات تنها برای مفسدین ح‌ک‌چ فرصتی برای ادامه‌ی حیات و تهدید بشریت را فراهم می‌کند.

تمامی تلاش ح‌ک‌چ در جهت طرح نقشه‌ای است که مردم گذشته را فراموش کنند. تمامی کشمکش‌های گذشته‌ی مردم یادآور بی‌عدالتی‌هایی است که توسط ح‌ک‌چ در گذشته بر سر آنها آمده است.

در حقیقت، تاریخ ح‌ک‌چ همان ‌چیزی است که در حافظه و ذهن مردم باقی‌مانده، تاریخی که در آن کودکان از آنچه والدین‌شان تجربه کرده‌اند بی‌خبرند، تاریخی که در آن صدها میلیون شهروند متحمل درگیری بزرگی بین گذشته‌ی نفرت‌انگیز ح‌ک‌چ و امید به آینده‌ی آن هستند.

زمانی‌که هیولای شیطانی کمونیسم بر جهان بشریت سایه افکند، حزب کمونیست عنان از اراذل و اوباش جامعه برداشت و از شورشیان و اراذل برای پایه‌گذاری قدرت سیاسی استفاده کرد. آنچه آن انجام داده به‌کارگیری خدعه و نیرنگ و ظلم جهت پایه‌گذاری و حفظ حکومتی خودکامه به شکل یک ”تسخیر [بوسیله‌ی] حزب“ بوده است. با پایه‌گذاری به اصطلاح ایدئولوژی ”مبارزه“ که برخلاف طبیعت، قوانین آسمانی، طبیعت انسان و جهان است شروع به نابودسازی وجدان و خیرخواهی آدمی کرد و سپس تمدن کهن و اخلاقیات سنتی را به ویرانی کشید. از کشتارهای فجیع و شستشوی مغزی برای تأسیس فرقه‌ی شیطانی کمونیستی بهره گرفت و برای حکومت به کشور، ملتی با ذهنی منحرف را بوجود آورد.

در طول تاریخ ح‌ک‌چ، دوره‌هایی مملو از خشونت به چشم می‌خورد که در آن رعب و وحشت سرخ به نهایت خود رسیده بوده و در عین حال دوره‌هایی نامساعد که در آن ح‌ک‌چ موفق شد موذیانه از عقوبت خود فرار کند. در تمامی این دوره‌ها ح‌ک‌چ از تمامی امکانات فریب‌کارانه‌ی خود جهت بیرون کشیدن خود از مهلکه استفاده کرد و بلافاصله دوره‌ی بعدی خشونت را آغاز کرد و به فریب مردم چین ادامه داد.

زمانیکه مردم به‌ذات خبیث ح‌ک‌چ پی‌برده و در مقابل نیرنگ‌های ظاهر دروغین آن مقاومت کنند، پایان کار ح‌ک‌چ و ذات‌ پلید آن فرامی‌رسد.

***

در مقایسه با تاریخ ۵۰۰۰ ساله‌ی چین، حکومت ۵۵ ساله‌ی ح‌ک‌چ تنها یک چشم به هم زدن است. قبل از آنکه ح‌ک‌چ به‌وجود آید، چین چشم‌گیرترین و منحصربه‌فردترین تمدن بشریت را به‌وجود آورده بود.

جنبش خروج از حزب کمونیست چین.

ح‌ک‌چ فرصت به‌دست آمده در اثر مشکلات داخلی و حمله‌ی غارت‌گران و متجاوزان خارجی را مغتنم شمرد و دق‌دلی خود را بر سر ملت چین خالی کرد. ح‌ک‌چ ده‌ها میلیون نفر را کشته، خانواده‌های بسیاری را نابود کرده و منابع اکولوژیکی را که حیات آینده‌ی چین به آنها بستگی دارد فدا کرده است. آنچه از همه‌ مخرب‌تر است، تخریب و تباهی پایه‌های اخلاقی و سنت‌های فرهنگی ملت چین است.

آینده‌ی چین چه خواهد شد؟ چین به‌ چه ‌جهتی خواهد ‌رفت؟ پاسخ به چنین سؤالات جدی در چند کلمه بسیار مشکل است. با این وجود یک چیز قطعی است و آن اینکه اگر اصول اخلاقی ملت احیاء نگردند، اگر توازن و هماهنگی بین انسان و طبیعت، بین انسان‌ها و آسمان‌ و زمین برگردانده نشود و اگر هیچ اعتقاد و فرهنگی جهت ایجاد همزیستی مسالمت‌آمیز بین انسان‌ها برقرار نگردد، رسیدن به آینده‌ای روشن برای ملت چین غیر‌ممکن است.

پس از ده‌ها سال سرکوب و شستشوی مغزی، ح‌ک‌چ شیوه‌های فکری و معیارهای خود از خوب و بد را در زندگی مردم چین جا انداخته است. این امر چنین نتیجه داده که مردم فریب‌کاری و حقه‌بازی ح‌ک‌چ را پذیرفته و خود نیز بخشی از فلسفه‌ی غلط آن شوند و از این طریق زمینه‌های ایدئولوژیکی برای ادامه‌ی حیات ح‌ک‌چ را ایجاد کنند.

ریشه‌کن کردن مکتب و طرز فکر شیطانی که توسط ح‌ک‌چ در مردم رسوخ کرده، تشخیص ذات کاملاً خبیث ح‌ک‌چ و تلاش برای احیای وجدان و سرشت انسانی؛ این‌ها اولین قدم‌های ضروری در مسیری به‌سوی گذری آرام به جامعه‌ای آزاد از حزب کمونیست هستند.

این‌که بتوان در این راه ثابت قدم بود و آن را با آرامش پیمود یا نه، بستگی کامل به تغییراتی دارد که باید در قلب تمامی مردم چین انجام گیرد. گرچه ح‌ک‌چ تمامی منابع و ابزار خشونت کشور را در دست دارد ولی اگر همه‌ی مردم به قدرت حقیقت و پایبندی به اخلاقیات پی‌ببرند، ذات خبیث ح‌ک‌چ پایگاه حیات خود را از دست خواهد داد. تمامی این منابع سریعاً به دستان عدالت بازمی‌گردند. آن زمانی است که چین دوباره متولد می‌شود.

تنها در نبود حزب کمونیست چین است که می‌توان چین جدیدی داشت.

تنها در نبود حزب کمونیست چین است که چین می‌تواند امیدی داشته باشد.

بدون حزب کمونیست چین، مردم صادق و مهربان چین جلال ‌و ‌جبروت تاریخی چین را دوباره خواهند ساخت.

[divide]

[۷] قانون اساسی هنگ‌کنگ، ماده‌ی۲۳ در سال ۲۰۰۲ توسط دولت هنگ‌کنگ تحت فشار پکن پیشنهاد گردید. این ماده حقوق ‌بشر و آزادی را در هنگ‌کنگ بسیار محدود کرد که خود حاصل سیاست ”یک کشور و دو نظام“ ح‌ک‌چ بود. ماده‌ی ۲۳ به ‌طور جهانی مورد مخالفت قرار گرفت و نهایتاً در سال ۲۰۰۳ لغو شد.

[۸] لیو ‌شائوچی (Liu Shaoqi) رئیس حکومت چین بین سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۸ که انتظار می‌رفت جانشین مائو باشد. در زمان انقلاب فرهنگی (۱۹۷۶-۱۹۶۶) او به ‌عنوان خیانت‌کار، جاسوس و نفوذی مورد شکنجه قرار گرفت. او در سال ۱۹۶۹ پس از آنکه در زندان بسیار مورد آزار و شکنجه قرار گرفت درگذشت.

[۹] CCTV (تلویزیون مرکزی چین) متعلق به دولت مرکزی و تحت نظارت کامل آن است و مهمترین شبکه‌ی تلویزیونی در چین است.

[۱۰] عبارات نقل شده همگی برگرفته از شعرهایی هستند که در زمان مائو در دهه‌های ۱۹۶۰و۱۹۷۰ نوشته و خوانده‌ می‌شدند.

[۱۲] برای تحلیل دقیق فیلم ویدئویی خودسوزی به وب‌سایت زیر مراجعه کنید:

http://www.clearharmony.net/articles/200109/1165.html

[۱۳] ابرساختار در متون تئوری اجتماعی مارکسیست به نحوه‌ی رویارویی ذهنیت انسان با جامعه‌ی مادی گفته ‌می‌شود.

[۱۴] این یک ضرب‌المثل چینی است که بر تغییرناپذیری فطرت انسان تأکید دارد. این ضرب‌المثل همچنین به‌صورت ”روباه ممکن است بتواند پوستش را عوض کند ولی عادتش را نمی‌تواند“ نیز ترجمه گردیده است.

[۱۵] سیاست‌های اصلاحات اقتصادی که به‌نام ”سه آزادی و یک معاهده“ معروف است توسط لیو‌ شائوچی (Lio Shaoqi) رئیس‌جمهور وقت چین پیشنهاد شد. این برنامه عبارت بود از: قطعات زمین برای استفاده‌ی خصوصی، بازارهای آزاد، مسئولیت داشتن شرکت‌های تجاری فقط در مقابل ضرر و سود خودشان و تثبیت سهمیه‌ی بر اساس خانوار.

 

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی