Search
Asset 2

کنراد بلک: تهدید تنگه هرمز راهبرد آمریکا در جنگ ایران را منحرف نخواهد کرد

تحلیل: تهدید تنگه هرمز نمی‌تواند راهبرد آمریکا در جنگ ایران را مختل کند
کشتی هندی «ناندا دوی» (Nanda Devi) حامل گاز مایع (LPG)، در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۲۶ در بندر وادینار ایالت گجرات پهلو گرفت. این کشتی پس از دریافت مجوز عبور از تنگه هرمز توسط ایران، موفق به گذر از این گلوگاه حیاتی که در پی جنگ خاورمیانه دچار اختلال شده است.(AFP via Getty Images)

نویسنده: کنراد بلک

همان‌گونه که معمولاً وقتی رویدادهای سیاسی در مناطق بی‌ثبات به خشونت کشیده می‌شود رخ می‌دهد، قیمت سهام و کالاهای مرتبط دچار نوسان شده و معمولاً بیش‌واکنش نشان می‌دهند. این وضعیت در مورد قیمت نفت نیز در واکنش به تحولات جنگ ایران رخ داده است. دولت آمریکا پیش‌تر «قانون جونز» را برای تسهیل انتقال نفت خارجی با کشتی‌های خارجی به بنادر آمریکا معاف کرده و همچنین افزایش عرضه از ذخایر نفتی نیروی دریایی را اعلام کرده است.

ایالات متحده اکنون به کشوری خودکفا در حوزه انرژی تبدیل شده است؛ بنابراین نگرانی‌ها در داخل این کشور درباره قیمت نفت بی‌اساس است. افزایش فعلی قیمت در کالیفرنیا کاملاً نتیجه سیاست‌های دولت‌های پیاپی این ایالت است که با اتخاذ رویکردی خصمانه علیه صنعت نفت، ظرفیت پالایش نفت در کالیفرنیا را به‌شدت کاهش داده‌اند. با این حال، حتی کالیفرنیا نیز مدت زیادی با این مشکل درگیر نخواهد بود.

نگرانی اصلی تنگه هرمز است؛ مسیری که ۲۰ درصد از جریان نفت جهان از آن عبور می‌کند و در باریک‌ترین نقطه، ایران در ساحل شمالی آن قرار دارد. حکومت تحت فشار و ضربه‌خورده جمهوری اسلامی مدعی شده است که با استفاده از مین‌ها و آتش راکتی این تنگه را خواهد بست؛ شرایطی که نفتکش‌ها—کشتی‌های عظیم و کندی که محموله‌های قابل اشتعال حمل می‌کنند—در برابر آن بسیار آسیب‌پذیر هستند. دونالد ترامپ و دیگر مقام‌های نظامی و غیرنظامی آمریکا اعلام کرده‌اند که نیروی دریایی این کشور تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد. حملات آمریکا پیش‌تر به‌شدت به تأسیسات نظامی در جزیره خارک، مهم‌ترین نقطه صادرات نفت ایران، و همچنین به مراکز اصلی تجمع نیروهای نظامی در نزدیکی تنگه آسیب وارد کرده است. هیچ‌کس نباید در توانایی ارتش آمریکا برای غلبه در این موضوع تردید کند. حدود ۹۰ درصد توان شلیک موشکی جمهوری اسلامی و ۹۵ درصد توان پرتاب پهپادی آن پیش‌تر نابود شده و نیروی دریایی آن تقریباً به‌طور کامل از بین رفته است.

اکنون نوعی بازی جالب در جریان است که در آن ایالات متحده از کشورهایی که تأمین نفت‌شان توسط جمهوری اسلامی تهدید می‌شود دعوت می‌کند تا در عملیات دریایی برای پاک‌سازی و بازگشایی تنگه مشارکت کنند. در مقابل، جمهوری اسلامی برخی از همین کشورها را دعوت می‌کند که از حمایت از تلاش آمریکا و اسرائیل خودداری کنند، در ازای آنکه جمهوری اسلامی به نفتکش‌هایی که برای آن‌ها از تنگه عبور می‌کنند تعرض نکند. مهم‌ترین بازیگر در این معادله احتمالاً چین است: اگر چین به‌صورت نمادین در کنار آمریکا کشتی اعزام کند، ترامپ همچنان اجازه خواهد داد جمهوری اسلامی به چین نفت صادر کند؛ اما اگر چنین نکند، نه‌تنها صادرات نفت ایران متوقف خواهد شد، بلکه چین—پس از قطع نفت ونزوئلا—برای تأمین انرژی با بحران مواجه خواهد شد.

هر کشور عضو ناتو که عملاً با جمهوری اسلامی به توافق برسد نه با ایالات متحده، ممکن است با واکنش ناخوشایند آمریکا روبه‌رو شود؛ از کاهش سطح حمایت امنیتی آمریکا در ناتو گرفته تا اقدامات تهاجمی بیشتر در حوزه تعرفه‌ها. مواضع متزلزل کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، و امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به‌شکلی خطرناک به نوعی نسبی‌گرایی میان متحد اصلی خود که به آن وابسته‌اند و اصلی‌ترین دولت حامی تروریسم در جهان نزدیک شده است. این رهبران و دیگر متحدان ظاهری آمریکا مواضعی متزلزل داشته‌اند و جمهوری اسلامی را تنها دو تا سه برابر کمتر از آمریکا و اسرائیل محکوم کرده‌اند.

فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اعلام کرده است که این موضوع به ناتو مربوط نمی‌شود زیرا ناتو یک اتحاد دفاعی است؛ گویی جمهوری اسلامی در طول نزدیک به نیم‌قرن گذشته بارها اقدامات تروریستی علیه بیشتر کشورهای عضو ناتو انجام نداده است. با این حال، مرتس دست‌کم اذعان کرده که ایالات متحده و اسرائیل «کارهای سخت را برای همه ما انجام می‌دهند.»

با توجه به نسبت نیروها میان جمهوری اسلامی که اکنون تا حد زیادی تضعیف شده و تلاش می‌کند با اختلال در عرضه جهانی نفت در حالی که به‌طور هم‌زمان با نارضایتی گسترده داخلی مواجه است، و از سوی دیگر قدرت برتر و دقت بالای نیروهای آمریکا و اسرائیل که در بالاترین سطح حرفه‌ای آموزش دیده‌اند، عملاً ادامه این جنگ فراتر از پنج هفته‌ای که ترامپ و اطرافیانش پیش‌بینی کرده‌اند، غیرممکن است؛ مگر آنکه متحدان به دلایل تاکتیکی شدت حملات خود را کاهش دهند که این امر بعید به نظر می‌رسد.

دستاورد بزرگ این جنگ، نابودی کامل آن دسته از عناصر مسلحی خواهد بود که آماده ارتکاب اقدامات مداوم تروریستی و خشونت‌بار در مخالفت با پذیرش حق موجودیت اسرائیل به‌عنوان یک کشور یهودی بودند. تا زمانی که این نیروها وجود داشتند و فعال بودند، صلح امکان‌پذیر نبود. تمامی بحث‌ها درباره راه‌حل دوکشوری در دهه‌های گذشته عملی نبود. تلاش‌های دولت‌های اوباما و بایدن و برخی دیگر برای مماشات با جمهوری اسلامی کاملاً شکست خورد.

حتی کشورهای اروپای غربی نیز اذعان دارند که دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای—چشم‌اندازی که عملاً به آن تن داده بودند و در آن سهیم بودند—خطری غیرقابل قبول برای تمدن است. به‌زودی امکان بازسازی غزه به‌عنوان مکانی صلح‌آمیز و شکوفا فراهم خواهد شد و لبنان نیز، با وجود تنش‌های میان مسلمانان و مسیحیان، می‌تواند برای نخستین‌بار در ۵۰ سال گذشته به یک دولت کارآمد تبدیل شود. ایران نیز به‌سرعت بازسازی خواهد شد و جایگاه خود به‌عنوان کشوری جدی و محترم با سابقه بیش از ۳۰۰۰ سال را از سر خواهد گرفت.

و سپس زمان آن فرا می‌رسد که پرسیده شود: آینده ناتو چه خواهد شد؟ من مدت‌هاست که از تبدیل آن به یک اتحاد دفاعی جهانی متشکل از کشورهایی که به سطح قابل قبولی از احترام به حقوق بشر پایبند هستند دفاع کرده‌ام؛ اتحادی که مرزهای موجود اعضای خود را تضمین کند (که در مورد اسرائیل نیازمند دقت بیشتری است) و همچنین به‌صورت پیش‌دستانه علیه تهدیدهای واقعی برای امنیت جهانی از سوی رژیم‌های یاغی مانند جمهوری اسلامی ایران اقدام کند. نمی‌توان ادامه داد که ایالات متحده بار نامتناسبی از هزینه‌های ناتو را بر دوش بکشد، در حالی که حتی از سوی قدرت‌های اصلی اروپای غربی کمترین قدردانی برای همکاری در تأمین امنیت منابع نفتی خود در کنار آمریکا دریافت نمی‌کند و در عوض این کشورها به توافق‌های ضعیف با حکومت ایران روی می‌آورند—حکومتی که همگی آن را از نظر اخلاقی نفرت‌انگیز می‌دانند اما هیچ اقدامی برای مهار آن انجام نداده‌اند.

برای نقد روش‌های دیپلماتیک ترامپ جا وجود دارد؛ اما از نظر سیاست‌گذاری، انگیزه‌های او نمونه‌وار و موفقیت او شگفت‌انگیز بوده است. و به‌عنوان یک نتیجه جانبی، دوران ۶۷ ساله کوبای کمونیست نیز به پایان نزدیک می‌شود و این جزیره دلپذیر به‌زودی در کنار سوریه، ونزوئلا و جمهوری اسلامی از مدار روسیه و چین خارج شده و به سوی آمریکا خواهد آمد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: کنراد بلک به مدت ۴۰ سال از برجسته‌ترین سرمایه‌گذاران کانادا بوده و جزو پیشگامان انتشار روزنامه در جهان است. او مؤلف زندگی‌نامه فرانکلین دی. روزولت و ریچارد نیکسون و اخیراً «دونالد جی. ترامپ: رئیس‌جمهوری که مثل هیچ‌کس نیست» است که نسخه جدید آن به تازگی منتشر شده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی