Search
Asset 2

جنایت برای ارعاب؛ نگاهی به حملات شیمیایی به مدارس

مسمومیت دانش آموزان
(Mehrnews)

نجات بهرامی، روزنامه نگار  

حدود چهار ماه است که به طور مستمر به مدارس کشور حمله شده و دانشآموزان با مواد ناشناخته مسموم می‌شوند. بیش از ۳۰۰ مدرسه مورد حمله قرار گرفته و حدود ۱۵ هزار دانشآموز در معرض مواد خطرناک شیمیایی قرار گرفته و تعداد زیادی از آنان راهی مراکز درمانی شده و با مشکلات جدی مواجه شدهاند.  

به‌رغم ادعای مقامات دولتی و امنیتی و متهمکردن دانشآموزان به دست داشتن در این اتفاقات آن هم از سر شیطنت و بازیگوشی، شواهد و قرائن نشان از یک پروژه پیچیده امنیتی دارد که متولی و آمران و عاملان آن نمیتوانند بیرون از قدرت و جدای از نهادهای نظامی و اطلاعاتی حکومت باشند. شواهد فراوانی در اثبات این مدعا وجود دارد که در اینجا به چند مورد از آنان اشاره میکنیم.  

۱.نهادهای امنیتی بهتر از هر کسی میدانند که آن عوامل و دلایلی که خیزش انقلابی مردم در شهریور ۱۴۰۱ را رقم زد، کماکان باقی بوده و حتی تقویت شدهاند. در نتیجه، ایجاد فضای ارعاب و اثبات این نکته به جامعه که جمهوری اسلامی تردیدی برای سرکوب خشن و گسترده ندارد، میتواند چنین حرکتهای جنایتکارانهای را رقم بزند. 

 انتخاب کودکان و نوجوانان که حساسترین قشر جامعه محسوب میشوند، این پیام را به خانوادهها منتقل میکند که در صورت بروز هر اعتراض، مراقب فرزندان خود باشند و مانع حضور آنان در خیابان شوند. انتخاب دختران برای این حملات شیمیایی نیز جنبهای نمادین داشته و به شرکت گسترده زنان و دختران در خیزش اخیر اشاره دارد.  

 ۲.جمهوری اسلامی پس از فروکشکردن تقریبیِ اعتراضات خیابانی و اطمینان از سرکوب (ولو موقت) آن، دست به چنین حملاتی زد تا عواقب آن در قالب اوجگرفتن خیزش متوجه حکومت نشود. به عبارت دیگر، چنانچه این حملات را در همان هفتههای ابتدای خیزش انجام میدادند، همچون نفتی بر آتش عمل میکرد. اما دستگاه امنیتی متوجه این نکته هست که با فروکش کردن یک خیزش، زمان مشخصی برای انباشت مجدد انرژی و رقمخوردن یک خیزش دوباره نیاز است و در چنین فاصلهای می‌تواند از «ارعاب جمعی» به مثابه یک اهرم بازدارنده استفاده کند.  

 ۳.در این حملات کمتر مدرسه غیردولتی مورد تعرض قرار گرفته و اکثریت قریب به اتفاق مدارس هدف، دولتی بودهاند. بیشتر مدارس غیردولتی از نظر مقررات ورود و خروج و داشتن نگهبان و منع ورود افراد متفرقه و … وضعیتی بهمراتب بهتر از مدارس عادی و دولتی دارند و همین موضوع ما را مجاب می‌کند تا دروغ حکومت مبنی بر انجام حمله توسط خود دانشآموزان را باور نکنیم. آنگونه که از برخی والدین دانش آموزان شنیدم، در مدرسه «قیاس» که یک مدرسه غیردولتی واقع در منطقه ۶ تهران است، حمله شیمیایی زمانی انجام شد که نگهبان استخدامشده توسط مدرسه، چند روزی به هر دلیلی در محل کارش نبوده است. 

 ۴.موشکافی رفتار حکومت در موارد و موضوعات متعدد، نشان می‌دهد که حرکتهای بهظاهر غیرعقلانی که شاید از دید عموم مردم و تحلیلگران نفعی برای او نداشته باشد، در نتیجه محاسبات پیچیده امنیتی و ماهیت توتالیتر و سرکوبگر جمهوری اسلامی، همواره رخ داده و پس از مدتی عاملیت حکومت در آن اثبات شده است. به عنوان نمونه، چرا جمهوری اسلامی یا حداقل بخش اصلی و هسته سخت حکومت در ابتدای سالهایی که به اصلاحات موسوم بود و مشارکت مردم در انتخابات حکومت در اوج بود، چند نفر از روشنفکران و نویسندگان و چهرههای سیاسی مانند داریوش فروهر را سلاخی کرد؟ پاسخ این پرسش می‌تواند «نگرانی حکومت از گسترش و تعمیق اصلاحات با کمک بدنه جامعه و استحاله یا سرنگونی حکومت» باشد و راهحل موردنظر آنان هم «کشتن چند نفر غیرخودی و ایجاد فضای ترس با هدف کشیدن ترمز همان نیروها و جریانهای درون نظام»! 

از اسیدپاشی به صورت زنان بیحجاب با هدف کندکردن روند شتابناک تغییر پوشش و سبک زندگی زنان ایران نیز می‌توان به عنوان نمونهای دیگر یاد کرد. چنین کارهایی در همان زمان و در نظر هواداران جمهوری اسلامی، شاید کاری نامعقول و بیارتباط به حکومت به نظر می‌رسید و ذهنها را به سمت چند جوان حزباللهی و تندرو سوق می‌داد. اما با حمایتهایی که روحانیون بلندپایه در سالهای بعد به طور ضمنی از آن حرکت به عمل آوردند و عدم بازداشت یا محاکمه عاملان آن، مشخص شد که دستگاه حکومت طراح چنین بازیهای خطرناک و جنایتکارانهای است.  

حال که احتمال خیزش دوباره مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی وجود دارد، چه راهحلی بهتر از این که فضای ارعاب و چشمانداز سرکوب بیرحمانه را زمانی ایجاد کنند که خیزش اولیه فروکش کرده و احتمال دارد افکار عمومی به سرعت حکومت را متهم نکنند. 

۵.شاید این پرسش مطرح شود که دوگانه «عاقل – تندرو» در جمهوری اسلامی کجای این ماجراست و آیا اختلاف بنیادینی در لایههای نظام بر سر مباحث کلان وجود دارد؟ تجربههای پیشین به ما می‌گویند که هر روندی که به اعمال جنایتکارانهای همچون قتلهای زنجیرهای، اسیدپاشی و حملات شیمیایی فعلیت می‌بخشد، برآمده از یک تقسیم کار مشخص میان دستگاهها و نهادهای امنیتی است. ابتدا لایههایی تندرو یا افرادی خودسر بهعنوان عاملان جنایت معرفی می‌شوند که همین مرحله نیز به یکپارچگی یا عدم یکپارچگی کامل حکومت بستگی دارد. به عنوان مثال در زمانی که دولتهایی با گرایش سیاسیِ متفاوت بر سر کار بودهاند، حتی تا قربانیکردن افرادی از ردههای میانی و پایینی دستگاه امنیتی هم ابایی نداشتهاند تا در همان مرحله موضوع را مختومه کنند 

۶.در ماجرای حمله به مدارس دخترانه نیز شائبه اختلاف سران نظام بر سر حجاب و برخوردهای امنیتی با پوشش زنان را به افکار عمومی القا کردند تا چنین وانمود شود که لایههای تندروتر با هدف منصرف کردن نظام از کنارگذاشتن سرکوب زنان، دست به کار شدهاند تا این گزینه را از روی میز حکومت بردارند. به سخنان قالیباف درباره انتقاد او از برخورد با «بدحجاب‌ها»، پس از دفاع خامنه‌ای از «ضعیف‌الحجاب‌ها» و امثال او نیز استناد شد تا چنین ذهنیتی را بیشتر تقویت کنند.  

 ۷.بسیج مدیران مدارس و ادارات آموزش و پرورش برای محو آثار حملات شیمیایی، ممانعت از درز شواهد به بیرون از مدرسه، ایجاد فضای امنیتی در بیمارستانها و آزمایشگاه و محرومکردن خانوادهها از اطلاعرسانی شفاف درباره آزمایشها، به کارگیری دقیق و کنترل شده مواد سمی که به تخصص ویژه نظامی نیاز دارد و گستره جغرافیایی وسیع حملات که مستلزم سازماندهی پیچیده و دقیق است، هیچ شبههای در ارتباط با دخالت حکومت با لحاظ کردن ملاحظات و ظرایفی که در سطور بالا اشاره شد، باقی نمی‌گذارد.   

اخبار مرتبط

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی