رقص میتواند مسیرهای عصبی را که داروها به آن دسترسی ندارند بازسازی کند.
پارکینسون توانایی حرکت را از بیمار میگیرد. با اینحال، رقصیدن یکی از محبوبترین روشهای درمانی برای بیماران مبتلا به پارکینسون است.
در نقاط مختلف دنیا برای بیماران مبتلا به پارکینسون کلاسهای رقص برگزار میشود و این مقوله بیش از همیشه در حوزه بالینی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهشها نشان میدهند که رقصیدن برای بیماران مبتلا به پارکینسون مزایایی دارد که داروها توان رقابت با آن را ندارند.
دکتر فیونا گوپتا، متخصص مغز و اعصاب و مدیر بخش اختلالات حرکتی در مرکز مغز و اعصاب نیویورک، به اپک تایمز گفت: «داروها علائم بیماری را کنترل میکنند، اما رقصیدن به بازسازی مسیرهای عصبی کمک میکند.»
چرا رقصیدن مؤثر است؟
رقص بهعنوان یک توانبخشی عصبی همهجانبه مطرح شده است.
گوپتا گفت: «رقصیدن بهطور همزمان حرکات فیزیکی، چالشهای ذهنی، پردازش موسیقی، ریتم و تعامل احساسی و اجتماعی بیمار را دربرمیگیرد؛ چیزی که در مورد ورزشهای مرسوم مانند پیادهروی روی تردمیل صدق نمیکند. تحریک همزمان سامانههای مختلف بدن اهمیت ویژهای دارد، زیرا پارکینسون چندین شبکه مغزی را بهطور همزمان درگیر میکند.»
موسیقی در اثربخشی رقص جایگاه ویژهای دارد. نشانههای شنیداری به افراد مبتلا به پارکینسون کمک میکنند سرعت راهرفتن و طول قدمهای خود را بهبود دهند. موسیقی در این مورد مؤثرتر از مترونوم عمل میکند، زیرا علاوه بر ریتم باعث ایجاد تعامل احساسی میشود.
اگر از نظر زیستی بررسی کنیم، متوجه میشویم که موسیقی با شکلگیری واکنشهای عاطفی مثبت همراه است که با فعالیت دوپامین در سامانه پاداش مغز ارتباط دارند؛ مسئلهای که در مورد پارکینسون اهمیت ویژهای دارد، زیرا این بیماری با تحلیلرفتن سلولهای تولیدکننده دوپامین در مغز شناخته میشود.
بعضی از شیوههای رقصیدن بهطور ویژه مورد مطالعه قرار گرفتهاند. تانگو به بهبود تعادل و تحرک کمک میکند. رقص ترکیبی هم احتمال «خشکشدن در حین راهرفتن» را که یکی از بدترین علائم این بیماری است، به حداقل میرساند.
گوپتا میگوید یادگیری حرکات و رقصهای جدید با ایجاد تغییرات ساختاری در مغز بهویژه در عقدههای قاعدهای همراه است؛ شبکهای که مسئولیت کنترل حرکات را برعهده دارد و بیش از همه تحت تأثیر پارکینسون قرار میگیرد. این تغییرات به مغز کمک میکنند که شیوه مشاهده و تقلید حرکات را از نو یاد بگیرد و مسیرهای عصبی آسیبدیده را با مسیرهای جدید جایگزین کند. این همان شکلی از حفاظت عصبی است که داروهای محرک دوپامین قادر به انجام آن نیستند.
روایتهایی از کف سالنهای رقص
دیوید لیونتال، از بنیانگذاران و مدرسان برنامه «رقص برای پارکینسون» در گروه رقص مارک موریس در بروکلین، میگوید ایده استفاده از رقص برای کمک به بیماران مبتلا به پارکینسون در حین یک گفتوگوی ساده شکل گرفت، نه مطالعات آزمایشگاهی.
لیونتال به اپک تایمز گفت: «درواقع این پارکینسون بود که ما را انتخاب کرد.»
این ایده در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت؛ زمانی که اولی وستهایمر، بنیانگذار گروه پارکینسون بروکلین، ایدهاش را با گروه رقص مارک موریس در میان گذاشت: برگزاری کلاس رقص واقعی برای افراد مبتلا به پارکینسون. وستهایمر معتقد بود که مهارت رقصندگان در زمینه تعادل، ریتم، هماهنگی و توالی حرکات بهشکلی به افراد دارای اختلالات حرکتی کمک میکند که روشهای درمانی مرسوم قادر به انجام آن نیستند.
لیونتال گفت: «بعد از برگزاری جلسه اول به چشم خودم دیدم که ترکیب رقص و موسیقی میتواند تجربه جسمانی و عاطفی رقصندگان مبتلا به پارکینسون را تنها در مدت یک ساعت متحول کند. تغییر واقعاً بزرگی بود.»
فراتر از حرکت
اگر از افراد مبتلا به پارکینسون بپرسید چرا در این کلاسها شرکت میکنند، میبینید که جوابشان در تحرک و تعادل خلاصه نمیشود.
لیونتال درباره یکی از داوطلبان گفت: «یک تفنگدار دریایی سابق و وکیل کلهشق نیویورکی بود که در نگاه اول میگفتید بعید است عاشق رقصیدن باشد. بعد از تشخیص پارکینسون در کلاس حضور یافته بود. تپ دنس را امتحان کرد و درنهایت اجرای تکنفره خود را که ماهها روی آن کار کرده بود روی صحنه برد. حس غرور و شادمانیاش را هرگز فراموش نمیکنم.»
او درباره داوطلب دیگری گفت: «اعتمادبهنفس و قوای جسمانی لازم را پیدا کرد تا در مراسم عروسی یکی از بستگان برقصد؛ کاری که از صمیم قلب آرزوی انجام آن را داشت. شاید این کارها کماهمیت به نظر برسند، اما بازیابی اعتمادبهنفس و استقلال برای افرادی که با پارکینسون دستبهگریبان هستند اهمیت بسزایی دارد.»
تأثیر پارکینسون فراتر از دامنه حرکتی است، زیرا اعتمادبهنفس، هویت فردی، گفتار و ارتباطات اجتماعی فرد هم با ابتلا به این بیماری مختل میشوند. چهره بیاحساس، که از ویژگیهای شایع این بیماری است، روابط بیمار را تحت تأثیر میگذارد. رقص در این موارد کاری میکند که پزشکی قادر به انجام آن نیست: ایجاد فضایی برای خلاقیت، ابراز وجود و برقراری روابط انسانی.
الین هاروی، مدیر برنامه «ذهنهای پویا» و تسهیلگر مرکز فایندینگ فلو، به اپک تایمز گفت: «ما به دنبال توسعه برنامهای بودیم که کل وجود انسان را درگیر کند و صرفاً روی علائم بیمار متمرکز نباشد.»
هاروی افزود که فایده این برنامهها شامل حال مراقبان و اعضای خانواده هم میشود. داشتن تجربههای خلاقانه مشترک میتواند روابط را از چارچوب مراقبتی فراتر ببرد و فرصت شادی و همکاری را فراهم کند؛ فرصتی که بیماری باعث میشود از آن محروم بمانید. هاروی میگوید بسیاری از داوطلبان به همراه همسر یا شریک زندگیشان در کلاسها شرکت میکنند و همین فعالیت مشترک و ارتباط نزدیک باعث میشود تأثیر کلاسها دوچندان شود.
کیت ویلسون در بریتانیا زندگی میکند و پارکینسون دارد. او از حامیان حقوق بیماران مبتلا به پارکینسون است. ویلسون کلاسهای رقص هفتگی خود را یکی از بهترین اوقات هفته میداند.
ویلسون گفت: «قبل از تشخیص بیماری باله میرقصیدم، اما دیگر نمیتوانم تعادلم را مثل گذشته حفظ کنم. با اینحال، کلاس رقص پارکینسون یکی از لذتبخشترین برنامههای هفتگی من است.»
کلاس رقص چگونه برگزار میشود؟
کلاسهای رقص بسته به مربی و محل برگزاری ممکن است متفاوت باشند، اما ساختار مشابهی دارند و بهشکلی طراحی شدهاند که افراد با تواناییهای مختلف بتوانند در آنها شرکت کنند.
یک کلاس رقص معمولی برای پارکینسون با حرکات نشسته شروع میشود تا همه بتوانند بدنشان را بدون ترس از برهمخوردن تعادل گرم کنند. سپس بسته به توانایی و راحتی داوطلبان از تمرینات ایستاده، حرکت به کمک صندلی، تمرین با میله و رقصهای گروهی استفاده میشود. در تمام مراحل میتوان به تمرینات نشسته رجوع کرد.
در کلاسهای خلاقانهتر از ترکیب حرکات بیانی، ریتم و بداههپردازی استفاده میشود که همگی به همراه موسیقی انجام میگیرند. فضای این کلاسها به اندازه خود رقص اهمیت دارد و معمولاً به تقویت ارتباط و حس پشتیبانی کمک میکند.
لیونتال گفت: «فرقی نمیکند کلاسها کجا برگزار میشوند. قرار نیست همهچیز بینقص باشد. هدف این است که افراد با اعتمادبهنفس، تخیل، درک موسیقایی و شادمانی بیشتر حرکت کنند و روابط اجتماعی قویتری بسازند.»
هاروی میگوید رویکردهای سلامتمحور خلاقانه گاهی دستکم گرفته میشوند، زیرا معمولاً جایی در مدلهای سنتی پزشکی ندارند. اما شواهد و تجربههای عملی نشان میدهند که شاید بهتر باشد در این مورد تجدیدنظر کنیم.
هاروی گفت: «رقص بهطور همزمان جنبههای جسمانی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی بیماران را بهشکل انسانی تحریک میکند و به آنها انگیزه میدهد. تأثیر رقص شگفتانگیز است.»

















