گزارشهای شاهدان عینی از تهران و رشت نشان میدهد که همزمان با ادامه اعتراضات سراسری، فضای بسیاری از شهرهای ایران به صحنهای از سرکوب، کمبود شدید کالا و وحشت عمومی تبدیل شده است.
دو شهروند ایرانی، یکی از تهران و دیگری از رشت، در گفتوگوهای جداگانه با اپکتایمز فارسی، جزئیاتی تکاندهنده از آنچه در روزهای اخیر دیدهاند، روایت کردند.
مریم، شهروند ایرانی-هلندی ساکن هلند که پیش از آغاز اعتراضات به تهران سفر کرده بود و روز دوشنبه ۲۲ دیماه ایران را ترک کرده است، گفت برخی خیابانهای اصلی تهران در روزهای اخیر «شبیه خط مقدم جبهه» بود.
به گفته او، بلوار مرزداران حوالی ساعت پنج بعد از ظهر «پر از جمعیت» میشد و در مناطق دیگری مانند مطهری، کریمخان، شریعتی و آریاشهر نیز تجمعهای گسترده شکل میگرفت.
مریم افزود: «روزهای اول بیشتر جوانها بودند، اما در روزهای اخیر از هر سنی در خیابان هستند و حتی مردم از پنجره خانهها شعار میدهند.»
او شبهای تهران را «مثل جبهه جنگ» توصیف کرد و افزود «از جمعه صدای اسلحه میآمد و وقتی در خانه باز میشد، صدای گلوله میشنیدیم.»
به گفته این شاهد عینی، نیروهای سرکوب اغلب سوار بر موتورسیکلت وارد تجمعها میشدند؛ با چهرههایی پوشیده و سلاح در دست، دو نفره در میان جمعیت حرکت میکردند و بیهدف تیراندازی میکردند. او همچنین گفت حتی افرادی که در اعتراضات حضور نداشتند نیز در امان نبودند و با عبور این نیروها هدف شلیک قرار میگرفتند.
این شهروند ایرانی در ادامه افزود که صبحها شهر خلوتتر است، اما «از حدود شش عصر به بعد همهچیز شروع میشود.»
مریم همچنین گفت که در میدان آریاشهر با صحنههایی هولناک روبهرو شده است؛ به گفته او، دستکم دو پیکر بیجان روی زمین را دیده بود و صبح آثار خون قربانیان شب پیش همچنان بر سطح خیابانها دیده میشود.
به گفته او، مردم به رهبری شاهزاده رضا پهلوی امیدوارند. همچنین شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و شعارهای حمایتی از شاهزاده رضا پهلوی همچون «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده؛ پهلوی بر میگرده»، در بسیاری از تجمعها شنیده میشد و هر روز جمعیت بیشتر میشد. مریم گفت: «من معمولاً نمیترسم، اما این بار ترسیدم. جمعیت خیلی زیاد است؛ بسیار بیشتر از اعتراضات مهسا امینی.»
این شهروند ایرانی–هلندی با اشاره به کمبود جدی اقلام اساسی در ایران گفت که برنج و روغن حتی با کالابرگ دولتی نیز در دسترس نیست. به گفته او، قفسههای فروشگاهها نیمهخالی است، احتمالا تولیدکنندگان هم برای کمک به اعتصاب از عرضه کالا خودداری میکنند، برخی واحدهای تولیدی فعالیت خود را متوقف کردهاند و حتی فروشگاههای دولتی نیز با کمبود شدید کالا مواجهاند.
مریم به نقل از یکی از آشنایانش گفت که به خانوادههای کشتهشدگان یا زخمیها گفته میشود باید «حق تیر» بدهند و «گفتهاند اینها اغتشاشگر بودهاند و هزینه تیراندازی را خانواده باید بدهند.»
او همچنین از ارسال پیامکهایی خبر میدهد که در آن ادعا شده «تروریستها در میان جمعیت هستند و آنها شلیک میکنند، نه نیروهای حکومتی» و هدف این پیامها را «ترساندن مردم برای تجمع نکردن» میداند.
مریم همچنین بیان کرد که از آشنایان خود شنیده است که در جنوب تهران «دود سفید» از هواپیما در فضا پخش شده که باعث «گیجی و سردرد» مردم میشود تا نتوانند برای اعتراض از خانه خارج شوند.
به گفته این شهروند ایرانی، هنگام خروج از کشور، در فرودگاه «سیل عظیمی از چینیها» را دیده که قصد خروج داشتهاند و افزود: «به چینیها راحتتر جا میدادند که بلیت بگیرند.»
در رشت نیز، پگاه، یکی دیگر از شاهدان، به اپک تایمز فارسی گفت شهر نسبت به چند روز قبل «دیگر شلوغ نیست»، اما «تعداد کشتهشدهها متأسفانه زیاد بوده است.»
او از مرگ پدر مسعود ذاتپرور، که پس از کشتهشدن پسرش دچار سکته قلبی شده و جان باخته، خبر داد.
پگاه بیان کرد در این مدت همراه با چند نفر از دوستانش بهعنوان پرستار داوطلب به مداوای برخی زخمیها کمک کرده است.
به گفته او، در روزهای اخیر ماهوارهها کار نمیکنند و این موضوع را به «جلوگیری از رسیدن پیامهای شاهزاده رضا پهلوی به مردم ایران» نسبت میدهد.
او در پایان ابراز امیدواری کرده است که «جامعه جهانی هرچه زودتر به کمک مردم ایران بشتابد.»

















