گزارشی که اخیراً از مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده حکایت از آن دارد که گردش مالی عروسک لبوبو در ایران بالغ بر یکصد میلیارد تومان بوده است که این گردش مالی عمدتاً از طریق فروش نمونههای اصلی و فیک در فروشگاههای مجازی و اینترنتی بوده است.
عروسک لبوبو و کمی بعد از آن عروسکهایی موسوم به مرضیه و مرتضی بار دیگر موضوع بازار اسباببازی در ایران و جوانب اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن را مورد توجه قرار داده است.
آمار گمرک ایران نشان میدهد سال گذشته حدود ۱۵ میلیون دلار برای واردات اسباب بازی هزینه شده است، که بخش عمده این واردات از چین انجام شده است. این واردات نسبت به هفت سال قبلتر رشدی حدوداً سیصد درصدی داشته است. این روند ایران را به یکی از واردکنندههای بزرگ اسباببازی در جهان تبدیل کرده است. در مقابل تولید داخلی کمتر از ۱۰ درصد بازار اسباب بازی ایران را پوشش میدهد. بازار صد میلیاردی فروش لبوبو، که بخش قابل توجهی از واردات و توزیع آن از مبادی قاچاق و غیر رسمی است، زیان قابل توجهی از طریق فرار مالیاتی و گمرکی برای کشور به همراه داشته است.
جدا از جنبههای اقتصادی یک جنبه تاریک و کمتر دیده شده عروسکها و دیگر اسباببازیهای چینی، برمیگردد به نظام بیگاری زندانیان عقیدتی در چین و سیستم اردوگاهای کار اجباری در این کشور که سالها است مورد انتقاد دولتهای غربی و نهادهای حقوق بشری است. به طوری که دولت آمریکا مکرراً اقدام به تحریم بسیاری از شرکتهایی کرده است که در سیستم کار اجباری دخیل هستند.
سال گذشته دولت ترامپ تلاش کرد دو شرکت خردهفروشی ارزانقیمت چینی به نامهای «شین» و «تمو» را به فهرست کار اجباری وزارت امنیت داخلی اضافه کند. کمی پیش از آن با امضای یک فرمان اجرایی معافیت تعرفهای برای مرسولات کوچک را لغو کرد، که به طور عمده محصولات خردهفروشی چینی را شامل میشود. یک سال پیشتر از آن نیز دولت ایالات متحده واردات از ۳۷ شرکت چینی را به دلیل کار اجباری در منطقه سینکیانگ ممنوع کرده است.
گرچه حزب کمونیست چین طی یک دهه اخیر به خاطر فشارهای بینالمللی اعلام کرده است که اردوگاههای کار اجباری را برچیده است. اما سازمان عفو بینالملل و دیگر گروههای حامی حقوق بشر معتقدند که این اقدام چین صرفاً یک تغییر شگرد است و در واقع تظاهر به بهبود اوضاع است. به طوری که این اردوگاهها با همان روشهای سابق، تحت نام مراکز بازپروری، زندان، مراکز آموزش فنی و حرفهای و… به فعالیت خود ادامه میدهند. اقلیت مسلمان منطقه سینکیانگ چین، تمرینکنندگان روش معنوی فالونگونگ، گروههای عقیدتی، فعالان سیاسی مخالف رژیم چین و دیگر گروهها هدف انجام کار اجباری در چین بودهاند.
طی گزارشی که یک بار توسط سیانان منتشر شد، یک شهروند آمریکایی پس از خرید یک جعبه تزئیناتی، متوجه نامهای شد که در آن جاسازی شده بود. در نامه نوشته بود که جعبه در اردوگاه کار اجباری «ماسانجیا» واقع در استان لیائونینگ چین ساخته شده است. او افزوده بود که در آنجا هزاران نفر حبس هستند و پانزده ساعت در روز کار میکنند. در موردی دیگر یک شهروند چینی به نام «لینگ شنلی» که پس از آزادی از یک اردوگاه کار اجباری به کانادا پناه برده بود به رسانهها گفت «کار ما تولید توپهای ورزشی با مارکهای معروف غربی بود. برای این کار با سوزنهای آهنی، نخ را از سوراخها عبور میدادیم و دو سر آن را کشیده و محکم میکردیم. تکرار این کار برای مدت طولانی باعث میشد دستها بریده شوند و خونریزی کند. مواد آغشته به مادهای سمی بود. به همین دلیل دستها ورم کرده و دچار عفونت میشدند. حتی در چنین شرایطی هنوز مجبور بودیم ساعتها کار کنیم.»
در مورد اخیر، یعنی عروسکهای لبوبو گرچه مستقیماً از سیستم کار اجباری استخراج نشدهاند و در ویتنام و هنگکنگ تولید میشوند، اما پژوهشهای مستقل نشان داده است زنجیره تأمین (شامل پنبه و قطعات) به منطقه سینکیانگ وابسته است. جایی که بیش از یک میلیون نفر از مردم اویغور با اتهامات امنیتی در حبس هستند و در سیستم کار اجباری به کار گرفته میشوند. حتی عروسکهای غربی مانند باربی از برند آمریکایی متل نیز عمدتاً در چین تولید میشوند. دیگر برندهای غربی مانند هاتویلز، توماستانک انجین و نشانهای گمنام متعدد دیگر نیز در کارخانههای چینی ساخته میشوند، که نشاندهنده وابستگی جهانی به تولید چینی است.
گرچه مقابله با نظام ظالمانه کار اجباری نیاز تلاش دولتهای قدرتمند از طریق اعمال تحریمهای اقتصادی همهجانبه و دیگر روشها است، لیکن هر فردی در هر جای کره زمین میتواند با نخریدن کالاهایی که احتمال میدهد در چرخه کار اجباری در چین تولید شده است، نقشی هرچند کوچک در پایان این چرخه داشته باشد.

















