نویسنده: جیمز آر. گوری
چین در سال ۲۰۲۰ از دستیابی به اهداف برنامه کربنخنثی تا سال ۲۰۶۰ خبر داد. انتظار میرود انتشار گازهای گلخانهای در سال ۲۰۳۰ به اوج خود برسد و سپس سیر نزولی پیدا کند.
گرینپیس ماه گذشته از قول گائو یوهه، رهبر پروژه کربنخنثی در پکن، گفت که شاید این اتفاق زودتر از موعد رخ دهد. به گفته یوهه، «سال ۲۰۲۵ سال مهمی برای چین خواهد بود، چراکه باید جلوی افزایش انتشار گازهای گلخانهای را در بخش نیرو متوقف کند.»
وقتی صحبت از انرژیِ به اصطلاح سبز به میان میآید، مقامات چینی خیلی خوب با کلمات بازی میکنند، اما آیا در کاهش استفاده از زغالسنگ آلاینده اقدام عملی هم میکنند؟
درواقع، خیر. از این گذشته، مقوله انرژی سبز بهطور کلی از چند جهت اشکالات اساسی دارد که بعداً درباره این موضوع بیشتر صحبت خواهم کرد.
فناوری سبز
چین در توسعه، ساخت و استقرار فناوریهای سبز در زمره کشورهای پیشتاز جهان است. هیچ کشوری در تولید پنلهای خورشیدی، ژنراتورهای بادی، باتریها و دیگر فناوریهای مبتنی بر انرژی تجدیدپذیر توان رقابت با چین را ندارد. چین تنها در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۵ آنقدر پنل خورشیدی و ژنراتور بادی تولید کرده که با آنها میتوان به اندازه لهستان، اندونزی یا ترکیه برق تولید کرد. ظرفیت تولید برق خورشیدی چین در سال جاری تقریباً با ۵۰ درصد از کل ظرفیت برق خورشیدی جهان برابری میکند.
این روند احتمالاً تحت هدایت پکن ادامه خواهد یافت. چین نهتنها در بهکارگیری منابع تجدیدپذیر پیشتاز است، بلکه بازار جهانی را نیز در اختیار خود دارد. هیچ کشوری نمیتواند با قیمت نازل فناوری انرژیهای تجدیدپذیر چین رقابت کند.
قیمتگذاری برای دیگر کشورهای جهان مقوله حساسی است، زیرا استیلای چین از طریق یارانههای دولتی و فروش زیر قیمت در بازارهای خارجی محقق شده است. این کار «قیمتشکنی» نام دارد و برخلاف قوانین تجارت بینالمللی است، زیرا به صنایع تولید انرژی تجدیدپذیر در دیگر کشورها آسیب جدی وارد میکند. البته این موضوع کاملاً متفاوت بوده و باید در مقاله دیگری به آن پرداخته شود.
پارادوکس انرژی چین
اگر استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و وابستگی به زغالسنگ برای تولید انرژی را در نظر بگیریم، خواهیم دید که داستان انرژی چین تناقضآمیز است. چین از یکسو در بهکارگیری انرژیهای تجدیدپذیر جزو کشورهای پیشتاز جهان است و از سوی دیگر بزرگترین مصرفکننده زغالسنگ به شمار میآید که عامل اصلی آلودگی هوا محسوب میشود.
درمجموع، چین نهتنها بزرگترین تولیدکننده انرژی تجدیدپذیر در سطح جهان است، بلکه بهعنوان بزرگترین مصرفکننده زغالسنگ و بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانهای شناخته میشود.
چگونه میتوان این واقعیت را با تصویری که چین بهعنوان رهبر جهانی انرژی پاک از خود نشان میدهد توجیه کرد؟ چندان قابل توجیه نیست. همچنین بهرغم ادعای دولت درخصوص کاهش مصرف زغالسنگ، باید گفت که هیچکدام از این موارد در آینده نزدیک دستخوش تغییر نخواهند شد.
امنیت انرژی، اولویت اصلی است
دلیل سیاست گیجکننده چین در حوزه انرژی کاملاً روشن است: آینده انرژی این کشور نامعلوم و بلاتکلیف است. این مسئله حزب کمونیست چین را به شدت نگران کرده است، زیرا پایایی انرژیهای تجدیدپذیر از جمله انرژی خورشیدی و بادی بهمراتب کمتر از زغالسنگ است. شرایط اقلیمی نیز نقش مهمی دارد و هیچ کشور توسعهیافتهای نمیتواند ناپایداری انرژی را تاب بیاورد.
حزب کمونیست چین به خوبی از آسیبپذیری خود در بخش انرژی آگاه است. از اینرو، چین در سال ۲۰۲۴ از افزایش ۶۶.۷ گیگاواتی تولید برق در نیروگاههای زغالسنگسوز خود خبر داد و فرایند ساخت یک نیروگاه ۹۴.۵ گیگاواتی را کلید زد که بالاترین میزان تولید در ده سال اخیر است. برای درک مقیاس این نیروگاهها باید بدانید که ۹۳ درصد از پروژههای مربوط به نیروگاههای زغالسنگسوز جهان در سال ۲۰۲۴ به چین اختصاص داشتهاند. هر ۱ گیگاوات تقریباً معادل تولید یک نیروگاه زغالسنگسوز بزرگ است.
این واقعیت نشان میدهد که چرا چین از نظر حجمی بزرگترین تولیدکننده و واردکننده زغالسنگ جهان است. واردات زغالسنگ تنها بخش کوچکی از نیاز گسترده انرژی چین را تأمین میکند، اما این کشور در سال ۲۰۲۳ حدود ۴۴۲ میلیون تن زغالسنگ وارد کرد. این رقم در سال ۲۰۲۴ به حجم بیسابقه ۵۴۲.۷ میلیون تن رسید.
پیشبینیها نشان میدهند که مصرف زغالسنگ در چین ممکن است در سال ۲۰۲۵ اندکی کاهش پیدا کند، اما روند کلی مصرف و وابستگی این کشور به زغالسنگ غیرقابل انکار است. چین با سرعت در حال ساخت نیروگاههای زغالسنگسوز جدید است و پروژههای معوق ۳.۳ گیگاواتی خود را از سر گرفته است. با توجه به اینکه عمر متوسط یک نیروگاه زغالسنگسوز حدود ۴۶ سال بوده و ممکن است تا ۶۰ سال هم ادامه پیدا کند، بدیهی است که پکن قصد ندارد به همین زودیها منابع تجدیدپذیر را به منبع اصلی تأمین انرژی خود تبدیل کند.
توهم سبز «انرژیهای تجدیدپذیر»
انرژی سبز درحقیقت یک توهم است.
نخست آنکه مواد مورد استفاده در توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی و باتریهای لازم برای ذخیرهسازی انرژی بهمانند مواد هستهای، زغالسنگ، نفت و گاز طبیعی از دل زمین استخراج میشوند. وقتی این منابع مصرف میشوند، باید از نو دست به تولید آنها بزنیم. از اینرو، با منابعی تجدیدناپذیر در فرایند تولید مواجه هستیم که از معادلات مربوط به انرژی سبز کنار گذاشته میشوند و بههیچعنوان کربنخنثی یا دوستدار محیطزیست نیستند.
دوم آنکه انرژی بادی و خورشیدی ناپایدار بوده و به شرایط اقلیمی و عوامل دیگر بستگی دارند.
سوم آنکه چگالی پایین انرژی بادی و خورشیدی (به خاموشیهای اخیر در اسپانیا یا بحران انرژی آلمان در سال ۲۰۲۲ توجه کنید) به این معنی است که فرایند استخراج مواد معدنی از جمله فلزات کمیاب، نفت مورد نیاز برای تولید پلاستیک و فلزات لازم برای زیرساختها بسیار عظیم و بیپایان است. اگر روزی برسد که این منابع دیگر قابل استفاده نباشند، بازیافت آنها به لحاظ اقتصادی بهصرفه نخواهد بود.
کجای این فرایند «سبز» است؟
چهارم آنکه مطالعه دانشگاه تگزاس در آستین با مقایسه انرژیهای تجدیدپذیر با گاز طبیعی به این نتیجه رسید که تولید انرژی بادی و خورشیدی از نظر کاهش منابع معدنی بهترتیب ۳۳ و ۲۳ برابر بدتر از مصرف گاز طبیعی است و اگر تولید باتریها را نیز در نظر بگیریم، تأثیر آنها چندبرابر شده و بهترتیب ۴۲۱ و ۴۱۲ برابر بدتر از گاز طبیعی خواهند بود.
پنجم آنکه حتی مراکز حامی انرژیهای تجدیدپذیر مانند مرکز سیاستگذاری انرژی کلاینمن در دانشگاه پنسیلوانیا از وجود یک مشکل بزرگ و لاینحل میگویند. به گفته این مرکز، «گذار به انرژی پاک مستلزم یک حرکت جمعی اقتصادی در مقیاسی است که از زمان انقلاب صنعتی بیسابقه بوده و تولید جهانی سیلیکون، کبالت، لیتیوم، منگنز و بسیاری از عناصر حیاتی دیگر را تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
اگر این واقعیتها را در نظر بگیریم، خواهیم دید که استفاده ادامهدارِ چین از نیروگاههای زغالسنگسوز فارغ از نگرانیهای اقلیمی، ملاحظات زیستمحیطی و تبلیغات رسانهای کاملاً منطقی است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: جیمز آر. گوری نویسنده «بحران چین» (وایلی، ۲۰۱۳) است و در وبلاگ خود، TheBananaRepublican.com، مطلب مینویسد. او ساکن کالیفرنیای جنوبی است.

















