Search
Asset 2

طبیعت مغز ما را به‌شکلی ملموس بازسازی می‌کند

پژوهش جدید: حضور در طبیعت استرس را کاهش می‌دهد و تمرکز ذهنی را تقویت می‌کند
(Smileus/Shutterstock)

بررسی ۱۰۸ مطالعه مبتنی بر اسکن مغزی نشان داده که حضور در طبیعت باعث کاهش استرس می‌شود، تمرکز ذهنی را احیا می‌کند و مغز را در حالتی شبیه مراقبه قرار می‌دهد.

احتمالاً خودتان هم تجربه کرده‌اید: پا به جنگل می‌گذارید، کنار دریا می‌ایستید یا لحظه‌ای در کنار درختان درنگ می‌کنید و چیزی در وجودتان تغییر می‌کند. شانه‌هایتان از حالت انقباض خارج می‌شوند، آرام‌تر نفس می‌کشید و مشغله فکری‌تان فروکش می‌کند.

این احساس آرامش‌بخش کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد و شاید به همین دلیل باشد که انسان‌ها از دیرباز پیش برای استراحت و تجدید قوا به طبیعت پناه می‌برند.

پژوهشگران توانسته‌اند فعل‌و‌انفعالاتی را که در خلال این تجربه‌ها در مغز جریان دارند، با جزئیات عصب‌شناختی دقیق تشریح کنند.

بررسی بیش از ۱۰۰ مطالعه مبتنی بر اسکن مغزی، که در نشریه «مقالات علوم اعصاب و رفتارهای زیستی» انتشار یافته است، کامل‌ترین تصویر عصب‌شناختی را از تأثیر طبیعت بر مغز انسان ارائه کرده است.

نتایج نشان می‌دهند که حضور در طبیعت فقط باعث آرامش نمی‌شود، بلکه تغییرات ملموسی در مغز ایجاد می‌کند که مدارهای عصبی استرس را از کار می‌اندازد، تمرکز ذهنی ازدست‌رفته را احیا می‌کند و مغز را در حالتی شبیه مراقبه قرار می‌دهد.

زنجیره آرامش

این مطالعه مروری که تحقیقات مربوط به حضور در طبیعت، مشاهده تصاویر و ویدئوهای مرتبط با طبیعت در آزمایشگاه، واقعیت مجازی و مواجهه با گل و گیاه در محیط‌های بسته را شامل می‌شود، از وجود یک یک الگوی مشترک در اسکن‌های مغزی مختلف پرده برداشته است: طبیعت مغز را به‌سمت آرامش و تعادل بیشتر سوق می‌دهد.

کانستنزا باکوادنو، استادیار روان‌شناسی دانشگاه آدولفو ایبانز شیلی و نویسنده اصلی این مطالعه، به اپک تایمز گفت: «تیم پژوهشی ما معتقد است که تأثیر طبیعت بر مغز به‌صورت زنجیره‌ای در چند سطح به‌هم‌پیوسته رخ می‌دهد، اما این صرفاً یک چارچوب نظری است و با حقایق علمی فاصله دارد.»

باکوادنو گفت: «این سطوح با هم تعامل دارند. حسی که از طبیعت می‌گیریم، این زنجیره را آغاز می‌کند و تأثیر آن به تنظیم استرس، احیای تمرکز ذهنی و درنهایت به شکل‌گیری یک تجربه منحصربه‌فرد منجر می‌شود.»

سطح اول: چیزی که چشم‌ها می‌بینند

این زنجیره با پردازش اطلاعات بصری در مغز آغاز می‌شود. طبیعت مملو از الگوهای مختلف است که بسیاری از آن‌ها فراکتال یا بَرخال هستند؛ الگویی که در برگ‌ها، شاخه‌های درخت و خطوط ساحلی دیده می‌شود. مغز این ساختارها را به‌راحتی پردازش می‌کند. از آن‌جا که این ساختارها با شیوه پردازش اطلاعات در شبکه بینایی هم‌خوانی دارند، مغز برای تفسیر آن‌ها خیلی به زحمت نمی‌افتد. به این ترتیب، فشار ناشی از پردازش اطلاعات در نقاطی مانند قشر بینایی به حداقل می‌رسد.»

مطالعات نشان می‌دهند که مؤلفه‌های بصری طبیعت بر شدت واکنش مغز اثر می‌گذارند. منظره‌های سرسبز که نظم طبیعی بیشتری دارند، با آرامش و بازیابی تمرکز ذهنی همراهند و ساختارهای فراکتال و دیگر الگوهای طبیعی با آرامش ذهنی ارتباط دارند و مغز را در حالتی شبیه مراقبه قرار می‌دهند.

سطح دوم: کاهش واکنش به استرس

هرچه مغز منظره‌های طبیعی را با زحمت کمتری پردازش کند، فعالیت سامانه‌های مرتبط با استرس و شناسایی تهدید هم کمتر می‌شود.

مطالعات مبتنی بر اسکن مغزی نشان داده‌اند که فعالیت بخش‌های دخیل در تشخیص استرس و تهدید در دستگاه لیمبیک به‌ویژه بخش آمیگدال با مشاهده منظره‌های طبیعی کاهش پیدا می‌کند. از این گذشته، فعالیت بخش‌های مرتبط با نشخوار فکری و فشار ذهنی در قشر پیش‌پیشانی هم به حداقل می‌رسد.

رد پای تغییرات مغزی در بدن هم دیده می‌شود. بررسی تغییرپذیری ضربان قلب نشان داده که این شاخص پس از حضور در طبیعت افزایش می‌یابد که نشانه افزایش فعالیت دستگاه عصبی پاراسمپاتیک است؛ سامانه‌ای که مسئول «استراحت و هضم» بوده و واکنش «ستیز یا گریز» را به تعادل می‌کشاند.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که طبیعت مدارهای عصبی مرتبط با استرس را از کار می‌اندازد و هم‌زمان بدن را به‌سمت ترمیم و بازیابی سوق می‌دهد.

سطح سوم: احیای تمرکز ذهنی و ساکت کردن ندای درون

طبیعت علاوه بر کاهش استرس و فشار ناشی از پردازش حسی به احیای تمرکز ارادی مغز کمک می‌کند؛ سامانه‌ای که به‌واسطه تمرکز طولانی‌مدت، حل مسئله، تصمیم‌گیری و توجه مفرط در طول روز دچار خستگی می‌شود.

تصاویر مغزی نشان می‌دهند که فعالیت امواج آلفا و تتا با حضور در طبیعت افزایش می‌یابد؛ امری که با آرامش، تمرکز ذهنی و کاهش فشار ذهنی ارتباط دارد. باکوادنو گفت: «طبیعت باعث فعال‌شدن چیزی می‌شود که روان‌شناسان به آن «تمرکز غیرارادی» می‌گویند؛ نوعی تمرکز ناخواسته که باعث می‌شود سامانه‌های توجه ارادی در قشر پیش‌پیشانی فرصت استراحت و بازیابی پیدا کنند.»

فرایند بازسازی ذهنی، فعالیت شبکه پیش‌فرض مغز را به حداقل می‌رساند؛ سامانه‌ای که با خوداندیشی سروکار دارد و درصورت فعالیت افراطی به چرخه افکار مخرب دامن می‌زند.

این تغییرات به‌خوبی نشان می‌دهند که چرا وقت‌گذراندن در طبیعت باعث بهبود وضوح فکری می‌شود. مطالعه مختلف نشان داده‌اند که حضور در طبیعت با کاهش نشخوار فکری همراه است که یعنی ذهن از چرخه افکار مخرب فاصله می‌گیرد و به تعادل و آرامش می‌رسد.

تجربه‌ای شبیه مراقبه که نیازی به تمرین ندارد

بررسی داده‌های مربوط به فعالیت الکتریکی مغز نشان داده که حضور در طبیعت باعث می‌شود مغز در حالتی شبیه مراقبه قرار بگیرد.

این تغییرات با افزایش فعالیت امواج آلفا همراهند که باعث آرامش و تمرکز ذهنی می‌شود. فعالیت امواج تتا هم در طبیعت افزایش می‌یابد که با آرامش بیشتر و تمرکز پایدارتر همراه است. پژوهشگران همچنین شاهد کاهش فعالیت مدارهای استرس بوده‌اند.

این تغییرات با ۳۰ تا ۹۰ دقیقه حضور در فضاهای طبیعی از جمله جنگل‌ها و پارک‌ها ظاهر می‌شوند. البته تحقیقات دیگری انجام گرفته که نشان می‌دهند تغییرات ملموس به‌مراتب زودتر رخ می‌دهند. بررسی فعالیت الکتریکی مغز نشان داده که تنها ۳ تا ۱۰ دقیقه حضور در طبیعت باعث آرامش می‌شود.

میازاکی می‌گوید واکنش‌های فیزیولوژیکی خیلی زود آغاز می‌شوند. او گفت: «براساس شواهد، فعالیت قشر پیش‌پیشانی مغز تنها چند ثانیه پس از حضور در طبیعت به حداقل می‌رسد و فعالیت دستگاه عصبی پاراسمپاتیک هم ظرف مدت ۳۰ ثانیه افزایش می‌یابد.»

باکوادنو می‌گوید مهم‌ترین چیز تمرکزی است که طبیعت به انسان القا می‌کند. طبیعت حتی برای افرادی که با مراقبه آشنایی ندارند مفید است و چارچوب حمایتی لازم برای ذهن‌آگاهی را فراهم می‌کند.

باکوادنو افزود: «محیطی که باعث می‌شود دست از عجله بردارید، با آرامش قدم بزنید و تمام حواس‌تان را به کار بگیرید، در مقایسه با محیط‌های شلوغ یا تحریک‌برانگیز به ایجاد حالتی شبیه ذهن‌آگاهی کمک می‌کند.»

حضور منظم در طبیعت، تاب‌آوری را تقویت می‌کند

شواهد نشان می‌دهند که تأثیر حضور منظم در طبیعت به‌مرور زمان چندبرابر می‌شود.

مطالعات مبتنی بر اسکن مغزی نشان داده‌اند مغز افرادی که در نقاط سرسبز زندگی می‌کنند، از نظر ساختاری با مغز دیگران تفاوت دارد؛ به‌ویژه در بخش‌هایی که با تنظیم استرس، پردازش احساسات و عملکرد ذهنی سروکار دارند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که حضور منظم در طبیعت به‌تدریج مغز را بازسازی می‌کند و تاب‌آوری را به حداکثر می‌رساند. الگوی مشابهی هم در محیط‌های آموزشی و در میان بزرگسالانی که به‌طور منظم در فضای باز ورزش می‌کنند مشاهده شده است.

باکوادنو گفت حضور روزمره کوتاه‌مدت اما دائمی در طبیعت می‌تواند به‌اندازه وقت‌گذرانی‌های طولانی در دل طبیعت مؤثر باشد. او افزود: «مغز نه‌تنها به تجربه حضور در دل طبیعت بکر واکنش نشان می‌دهد، بلکه از حضور روزمره و منظم در فضای سبز هم تأثیر می‌پذیرد.»

او افزود: «میزان ایده‌آل حضور در طبیعت هنوز در دست بررسی است، اما همین حضور کوتاه و مداوم در فضای باز هم در کنار ارتباط طولانی‌تر و عمیق‌تر با طبیعت به تنظیم استرس، بهبود خلق‌وخو و افزایش تمرکز کمک می‌کند.

یوشیفومی میازاکی، پژوهشگر ژاپنی و از پیشگامان جنگل‌درمانی، که تحقیقات او پایه‌گذار سنت «حمام جنگل» بوده‌اند، معتقد است که ارتباط «میزان حضور در طبیعت با اثرگذاری آن» شاید نتواند تأثیر طبیعت را به‌طور کامل به تصویر بکشد.

میازاکی به اپک تایمز گفت تفاوت‌های فردی و ویژگی‌های فیزیولوژیکی باعث می‌شوند هرکسی واکنش متفاوتی به طبیعت داشته باشد. تیم پژوهشی او همچنین به پدیده «اثر تعدیل فیزیولوژیکی» پی بردند که باعث می‌شود طبیعت به‌جای ایجاد تأثیر یکسان، بدن را به‌سمت تعادل هدایت کند. برای نمونه، پیاده‌روی در جنگل ممکن است فشار خون بالا را پایین بیاورد، اما در افرادی که فشار خون‌شان به‌طور طبیعی پایین است، باعث بالا رفتن آن می‌شود.

این مطالعه همچنین نشان داد افرادی که ارتباط ذهنی عمیق‌تری با طبیعت دارند و به قول پژوهشگران از «همبستگی با طبیعت» برخوردارند، از حضور در طبیعت تأثیر بیشتری می‌گیرند. این نشان می‌دهد که کیفیت رابطه ما با طبیعت بر میزان تأثیر آن بر مغز و سلامت روان اثر می‌گذارد.

تأثیر طبیعت واقعی بر صفحه‌نمایش می‌چربد

فضای سبز شبیه‌سازی‌شده یا مصنوعی هم تأثیر قابل‌توجهی بر توانمندی‌های ذهنی و سلامت روان دارد. دیوارهای پوشیده از گل و گیاه، نور طبیعی یا تصاویر الهام‌گرفته از طبیعت، در مقایسه با محیط‌های مرسوم شهری، باعث کاهش استرس می‌شوند؛ نکته‌ای که باید در طراحی محل کار، بیمارستان‌ها و مدارس در نظر گرفته شود.

با این‌حال، حضور در طبیعت واقعی تأثیر قوی‌تر و ماندگارتری دارد.

پژوهشگران این تأثیر را به غنای احساسی طبیعت نسبت می‌دهند؛ جایی که حس لامسه، رایحه‌های طبیعی و تصویر و صدای متغیر محیط به‌شکلی درهم می‌آمیزند که شبیه‌سازی‌های دیجیتالی و فضاهای سبز مصنوعی قادر به بازتولید آن نیستند.

میازاکی به یکی از فواید مهم طبیعت اشاره کرده که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد: تجربه حضور در طبیعت هرگز تکراری نمی‌شود. از این‌رو، محیط‌های مجازی نمی‌توانند جای تجربه واقعی حمام جنگل را بگیرند.

او افزود که محیط‌های مجازی هم مزایای خود را دارند: «استفاده از آن‌ها آسان است و می‌توان آن‌ها را براساس اولویت‌های فردی اصلاح کرد و به‌سادگی تغییرشان داد.»

طبیعت فراتر از ترندهای سلامتی است

باکوادنو می‌گوید فواید طبیعت واقعی برای مغز نشان می‌دهند که دسترسی به طبیعت باید در زیرساخت‌های مربوط به سلامت عمومی به‌عنوان یک مؤلفه اساسی در نظر گرفته شود.

او افزود که محیط‌های طبیعی از نظر علوم اعصاب صرفاً یک مکان زیبا و مطبوع نیستند، بلکه به تنظیم استرس، احیای تمرکز ذهنی و حمایت از سلامت روان اجتماعی کمک می‌کنند.

این موضوع به معنای آن است که ارتباط با طبیعت باید در زندگی روزمره شهرنشینان گنجانده شود: «از خیابان‌های درختکاری‌شده و مسیرهای سرسبز گرفته تا پارک‌های شهری و المان‌های طبیعی که در مسیر رفت‌وآمد روزانه مردم از خانه به محل کار، مدرسه یا سایر فعالیت‌های روزانه به چشم می‌خورند.» هدف این است که تأثیر ترمیم‌کننده طبیعت فقط نصیبِ افرادی نشود که از وقت و امکانات کافی برای گشت‌و‌گذار در طبیعت برخوردارند، بلکه تمام مردم بتوانند هرروز و به‌شکل طبیعی از مزایای آن استفاده کنند.

باکوادنو افزود که سرمایه‌گذاری در زمینه توسعه فضاهای سبز شهری به‌منزله سرمایه‌گذاری روی سلامت روانی جامعه خواهد یود.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی