بررسیها نشان میدهد که همکاری امنیتی جمهوری اسلامی و حزب کمونیست چین طی ده سال گذشته تنها به ارائه زیرساختهای سرکوب سایبری منتقدان در ایران محدود نبوده، بلکه سایر ابعاد سرکوب شامل آموزش نحوه سرکوب اعتراضات و خیزشهای مردمی و پیشگیری از اعتراضات نیز متمرکز بوده است، ضمن اینکه شواهد نشان میدهد که در شیوههای شکنجه و قتل زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران و چین شباهتهایی وجود داشته است.
پارلمان اروپا در قطعنامهای که روز پنجشنبه، ۲۳ بهمن درباره سرکوب مرگبار انقلاب ملی ایران، با اکثریت آرا تصویب کرد، به گزارشهایی اشاره کرد که تعداد کشتهشدگان در ایران را حدود ۳۵,۰۰۰ نفر تخمین زدهاند. این نهاد اروپایی هشدار داد که اقدامات مستندشده، معیار جنایات علیه بشریت را برآورده میکنند.
در حالیکه بیش از یک ماه از قتل عام معترضان در ایران می گذرد، نهادهای بینالمللی و مدافعان حقوق بشر، آمار ارائه شده توسط نهادهای جمهوری اسلامی درباره کشته شدن ۳ هزار نفر را رد کردهاند، زیرا شواهد و گزارشهای نهادهای حقوق بشری کشتارها را بسیار فراتر از این آمار اعلام شده میدانند.
برخی ناظران این کشتارها را با اقدام حکومت کمونیستی چین در کشتار و سرکوب دانشجویان در میدان تیانآنمن مقایسه کردهاند.
حادثه میدان تیانآنمن، نمادی از سرکوب خونبار اعتراضات مردمی در تاریخ معاصر است، اما چه شد که انقلاب ملی ایران که انقلاب شیروخورشید ایران نیز نامیده میشود، حادثه میدان تیانآنمن را بار دیگر در حافظه جهان زنده کرد؟
دِنگ شیائوپینگ، از رهبران وقت حزب کمونیست چین که دستور سرکوب مردم و دانشجویان در تیان آنمن را داده بود، یک سخن مهم تاریخی دارد که در آن درباره مفهوم برقراری ثبات گفت: «ما دویست هزار نفر را در مقابل بیست سال ثبات حکومت قتلعام میکنیم!»
افزایش همکاریهای امنیتی تهران و پکن
عزت واقدی، تحلیلگر در مقالهای با عنوان «سرکوب در ایران با چاشنی چینی» نوشته است: «همکاری امنیتی در سطح نهادی میان پکن و تهران از سال ۲۰۱۵ بهطور ملموس شکل گرفت؛ مهمترین نمود آن برنامههایی بود که طی آن افسران پلیس ایران تحت نظارت همتایان چینی خود آموزش دیدند. این برنامهها شامل تاکتیکهای پیشرفته کنترل تجمعات و فنون نظارتی چین بود که با هدف مهار ناآرامیهای داخلی طراحی شدهاند.»
در همان سال «دانشگاه امنیت عمومی خلق چین» در پکن که یکی از برجستهترین آکادمیهای پلیس چین به شمار میرود، یک کارگاه پیشرفته برای افسران ارشد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی برگزار کرد.
در مه ۲۰۱۶، یک هیئت رسمی جمهوری اسلامی به ریاست معاون وزیر کشور از مقر این دانشگاه در پکن بازدید کرد تا شیوههای آموزشی و تجهیزات آن را بررسی کند.
در سال ۲۰۱۷، افسران پلیس جمهوری اسلامی بار دیگر از این دانشگاه دیدن کردند تا راههای همکاری را بررسی کنند؛ همزمان چین نیز مدرسان ارشد خود را برای برگزاری یک دوره پیشرفته برای ۱۹ افسر ایرانی از سطوح میانی و عالی رهبری اعزام کرد.
این ارتباطات منظم با سفر هیئتی از وزارت کشور جمهوری اسلامی در آوریل ۲۰۱۸ ادامه یافت.
در ژوئیه ۲۰۲۰ اویلپرس در مقالهای با عنوان «چین در چارچوب برنامهای محرمانه ۲۵ ساله، توافق نظامی با ایران امضا کرد» نوشت که تهران قرار است علاوه بر خریداری تسلیحات نظامی از چین، هر سال ۱۱۰ فرمانده ارشد سپاه پاسداران را برای آموزش به پکن و مسکو اعزام کند؛ زیرا بخشی از همکاری نظامی جدید شامل تبادل نیروی انسانی میان تهران، پکن و مسکو است.
به نوشته عزت واقدی، ارتباطات امنیتی تهران و پکن در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ – تنها چند روز پس از آغاز اعتراضات – به اوج خود رسید، زمانی که سفیر جمهوری اسلامی در پکن بار دیگر از دانشگاه امنیت عمومی خلق چین بازدید کرد.
او افزود همزمان با آموزشهای عملی، پکن تلاش کرد الگوهای فکری خود در زمینه کنترل و «مدیریت امنیت داخلی» را نیز به تهران صادر کند.
مدت کوتاهی بعد از سرکوب مرگبار مردمی در ایران، احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در ابتدای بهمن امسال اعلام کرد که یادداشت تفاهم همکاری امنیتی میان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و وزارت امنیت عمومی چین نهایی شده و قرار است بزودی در دیدار بعدی میان طرفین امضا شود.
به گفته واقدی، حکومت چین دکترینی به نام «حفظ ثبات» دارد؛ که براساس آن، بالاترین اولویت را به حفظ نظم و تأمین امنیت حکومت حاکم، فراتر از هر ملاحظه دیگری میدهد.
با تمام این توضیحات، لازم به ذکر است که میزان مشارکت نیروهای انتظامی، پلیس و حتی برخی زیرمجموعههای رسمی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در سرکوب مرگبار انقلاب ملی در دی ماه امسال تا لحظه نگارش این مقاله مشخص نشده است و نگارنده تلاش دارد تا تحقیقات و شواهد را بررسی کند.
طرح امنیت جهانی حزب کمونیست چین و تقویت توان سرکوب
با این حال آموزش و تجهیز نیروهای سپاه پاسداران و ماموران امنیتی جمهوری اسلامی تنها به دکترین پکن از «حفظ ثبات» محدود نمیشود، بلکه بخشی از طرح امنیت جهانی حزب کمونیست چین است، که براساس روایت حکومت این کشور از «امنیت» و «ثبات» ترسیم شده است.
بنیاد کارنگی در تحقیقی با عنوان «طرح چین برای آموزش پلیس خارجی؛ ردپای جهانی» که در نوامبر ۲۰۲۵ برابر با آبان امسال منتشر شد، نشان داده است که چین طی بیش از یک دهه گذشته در آموزش شیوههای سرکوب موثر داخلی و ایجاد یک دولت پلیسی به رژیمهای اقتدارگرا در منطقه نقش دارد.
نویسندگان این تحقیق با بررسی شواهد گفتهاند: «آموزشهای پلیسی خارجی چین ترکیبی است از دورههای متعارف درباره موضوعات استاندارد اجرای قانون و کنترل جرم—مانند مبارزه با مواد مخدر و علوم جنایی—و فعالیتهایی که بهطور آشکارتر بر امنیت رژیم متمرکزند، که شامل حفاظت از رهبران، چگونگی مواجهه با اعتراضات، نظارت و حفظ ثبات اجتماعی میشود. بخش عمدهای از این آموزشها بهطور کلی با عنوان «ظرفیتسازی» توصیف میشود، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد چین بهطور عمدی برخی جنبههای فعالیتهای آموزشی خود را که ممکن است موجب مناقشه سیاسی یا تشدید انتقادها از جمهوری خلق چین بهعنوان یک «دولت پلیسی» شود، علنی نمیکند.»
آنها تاکید کردهاند که واژه پلیس در این تحقیق، اشاره به نیروهای انتظامی، شبهنظامیان، پلیس، یگانهای امنیتی و حفاظتی و سایر کادرهای درگیر در امنیت داخلی است.
در این تحقیق آمده است که چین بیشتر آموزشهای پلیسی خود را متمرکز بر کشورهای همسایه و منطقهای پیرامونیش انجام میدهد، یعنی اولویت با مناطقی است که از نظر امنیتی و سیاسی به چین نزدیک است و رژیم ایران نیز از جمله حکومتهایی است که طی سالهای گذشته در این دورههای آموزشی شرکت کرده است.
از آموزشهای ایدئولوژیک تا یادگیری سرکوب
در ادامه تحقیق حاضر آمده است که پکن شدت و نوع آموزشهای پلیسی به این کشورها را بسته به نیازهای امنیتی و منافع خود تنظیم کرده است، به همین دلیل پیامدهای این آموزشها برای کشورهایی که آنها را دریافت میکنند، هم میتواند متفاوت باشد و هم برخی از پیامدهای این شکل از آموزشهای چین بر کشورها ناشناخته باقی مانده است.
به گفته نویسندگان این پژوهش، بررسی برنامههای آموزش پلیس خارجی چین نشان میدهد که پکن دو نوع آموزش را بهصورت همزمان ترکیب میکند: از یک سو، آموزشهای معمول و فنی در حوزه اجرای قانون کیفری—مانند شیوههای مبارزه با مواد مخدر و تحقیقات جنایی؛ و از سوی دیگر، آموزشهایی که هدف آن تقویت امنیت رژیمهای سیاسی و افزایش توان آنها برای کنترل و سرکوب داخلی است، بهویژه در حکومتهای اقتدارگرایی که با حکومت کمونیستی چین همکاری امنیتی دارند.
به بیان سادهتر، چین آموزشهای حرفهای و متعارف پلیسی را با آموزشهایی پیوند میزند که میتواند به تحکیم قدرت سیاسی و امنیت رژیمهای همسو با چین کمک کند. این آموزشها از حاکمیت سایبری و انتقال فناوریهای پیشرفته نظارتی به ماموران امنیتی گرفته تا آموزش نبردهای میدانی با سلاح یا تن به تن را در بر میگیرد.
همچنین بخشی از این آموزشها متمرکز بر آموزش سیاسی- ایدئولوژیک است که بر «اندیشه شی جینپینگ» و طرح مائو موسس حزب کمونیست چین برای برقراری امنیت و حکومت پلیسی تاکید دارد، به این معنا که نیروهای امنیتی کشورهای همجوار و منطقه باید هم در تئوری و هم در عمل روایت حزب کمونیست چین از امنیت و ثبات داخلی را بیاموزند و به کار گیرند، اما برای فهم این روایت باید به فلسفه حکمرانی این حزب توجه کرد.
براساس فصل سوم کتاب نه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست چین، فلسفهی حکومت این حزب در یک کلمه خلاصه میشود و آن «نزاع یا درگیری» است و قوانینش نیز بر اساس یکسری مبانی از قبیل «درگیریهای طبقاتی»، «درگیریهای خطی» و «نزاعهای ایدئولوژیکی» چه در داخل چین و چه در مقابل کشورهای دیگر استوار گردیدهاند.
مائو اولین رهبر حزب کمونیست چین بود که با تکیه بر همین فلسفه حکمرانی، بسیار رک و بیپرده بیان کرد: «امپراطور چین شی هوانگ چه چیز دارد که به آن بنازد؟ او تنها ۴۶۰ دانشمند کنفسیوسی را کشت، حال آنکه ما ۴۶ هزار روشنفکر را کشتیم. کسانی هستند که ما را به ایجاد دیکتاتوری شبیه امپراطور چین شی هوانگ متهم میکنند و ما به این امر اعتراف میکنیم. این امر حقیقت دارد. جای تأسف است که به این کار ما ارزش لازم را ننهادند پس مجبوریم که خود به آن بیفزاییم.»
امپراطور چین شی هوانگ اولین امپراطور سلسله چین بود که به بیرحمی و کشتار شهرت داشت.
آموزش سرکوب مخالفان سیاسی
تحقیق بنیاد کارنگی همچنین با ارائه نمونههایی نشان داده است که حکومت چین تلاش کرده است به نیروهای نظامی در حکومتهای همسو آموزش دهد که فراتر از بحث امنیت عمومی، چگونه به سرکوب منتقدان و مخالفان سیاسی خود دست بزند.
نویسندگان تحقیق حاضر با ارائه مثالهایی توضیح دادهاند مقامات حکومت چین در آموزش نیروهای امنیتی اهمیتی نمیدهند که شرکای خارجیشان چه تعریفی از دشمنان یا مخالفان خود ارائه میکنند و بر همین اساس، پکن از سال ۲۰۱۹ تصمیم حکومت نظامی میانمار برای تروریست خواندن مسلمانان روهینگیا را پذیرفت و آموزشهای ضدتروریسم برای سرکوب اقلیت روهینگیا به نظامیان دولت میانمار ارائه داد. سپس تحلیلگران همسو با حزب کمونیست چین امتناع پکن از بررسی تصمیم دولت نظامی میانمار را موضع بیطرفانه و عدم دخالت چین خواندند، در حالیکه سرکوب اقلیت روهینگیا را «اقدامات حفظ ثبات دولت میانمار» نامیدند.
نویسندگان تحقیق یادشده همچنین با اشاره به اقدام «نیروهای مسلح خلق چین» در آموزش به نیروهای یگان ویژه ضدشورش کوبا موسوم به کلاهسیاهها که به خاطر نقششان در سرکوب مخالفان سیاسی در کوبا بدنام هستند، نوشتهاند کلاهسیاهها به دلیل نقض حقوق بشر در سرکوب مخالفان رژیم خودکامه کوبا تحت تحریم ایالات متحده قرار دارند.
براساس شواهد میتوان گفت که در تمامی موارد سرکوبها و نقض حقوق بشر در حاکمیتهای اقتدارگرای همسو با حکومت کمونیستی چین، پکن در مجامع بین المللی موضع حمایتی از این رژیمها را گرفته و ادعا کرده است که این اقدامات، مساله داخلی کشورهاست.
همچنین دو هفته بعد از اقدام جمهوری اسلامی در کشتار گسترده مردم ایران در انقلاب ملی ایران، سفیر چین در شورای حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرد که سرکوب معترضان در ایران «مسئلهای داخلی» است و پکن از برگزاری نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران حمایت نمیکند.
نویسندگان تحقیق خاطرنشان کردهاند: «آنچه روشن است این است که تلاشهای چین اکنون به شیوههای گوناگون در حال شکلدهی به نهادها، رویهها، هنجارها، ظرفیتها و توانمندیهای فناورانه سازمانهای کلیدی در کشورهای دریافتکننده آموزشهای پلیسی چین است، که هم قدرت شکلدهی به حاکمیت قانون و هم توان اعمال سرکوب و خشونت دولتی را دارند. در برخی موارد، کمکهای چین ممکن است به تقویت حکمرانی ضعیف دولتی بینجامد؛ در موارد دیگر، این کمکها پیشاپیش به افزایش ظرفیت سرکوب نهادهای امنیتی اقتدارگرا کمک کرده است.»
ادامه مقاله در قسمت دوم
















