
بو شیلای شخصیت محبوبی برای جامعه تجارت کانادا بود. وی برای انجمن تجارت کانادا و چین، فردی مطمئن به حساب میآمد. هیئت تجاری اعزامی از کانادا به چین، اصرار به ملاقات با بو شیلای داشت. وقتی استفان هارپر، نخستوزیر کانادا، در ۱۱ فوریه امسال به چین سفر کرد، درصدد دیدار با بو شیلای بود.
وانگ لیجون، معاون سابق شهردار و رئیس پلیس شهر چونگچینگ، در دوم فوریه امسال، تنزل مرتبه یافت. وی چهار روز بعد به کنسولگری امریکا در شهر چِنگدو رفت و مدت یک روز کامل را درآنجا سپری کرد. به هنگام ترک آنجا، توسط پلیس امنیت چین دستگیری شد. در ۱۵ مارس، بو شیلای از مقام دبیرکل حزب کمونیست شهر چونگچینگ عزل شد. در ۱۰ آوریل پُست وی در پولیتبورو (کمیته اجرائی حزب کمونیست) نیز به حالت تعلیق درآمد.
این تغییر و تحولات باعث پخش شایعات و برانگیختن شک و تردیدهای بسیاری شد و تجزیه و تحلیلها و شرح و تفاسیر عجیب و غریب بسیاری نیز به دنبال داشت. من یک وکیل خصوصی و مستقل در وینیپِگ هستم. نه یکی از اعضای بخش مطالعات چین در دانشگاه هستم و نه یک دیپلمات سیاسی اعزامی به چین. من خبرنگاری که موضوعات مربوط به چین را پوشش میدهد هم نیستم. وقتی این وقایع پیش آمدند، همه به اندازه من شگفتزده شدند.
به خاطر اینکه بو شیلای را میشناسم. هرگز وی را ملاقات نکردم، اما میدانم او چه کسی است. من وکیل یک دادخواهی علیه او برای قربانیان آزارو شکنجه در اونتاریو بودم. دادخواهیهای دیگری مشابه آن در سراسر دنیا وجود داشت و من در طی مسافرتهایم، با سایر شاکیان و وکلای آنان ملاقات کردم که در نقاط دیگر علیه بو شیلای اقامه دعوی کرده بودند.
زنی با استفاده از نام مستعار آنی در واشنگتن دی سی، رویدادی را به اطلاع اِپُک تایمز رساند که در ۱۷ مارس ۲۰۰۶ به چاپ رسید. براساس اظهارات وی، همسر سابقش، بین سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵، قرنیههای تمرینکنندگان فالون گونگ را در بیمارستان سوجیاتون درمیآورد. وی بیان کرد که سایر پزشکان نیز همزمان بقیه اعضای بدن این قربانیان را خارج میکردند، و تمرینکنندگان فالون گونگ، در طی برداشتن اعضای بدنشان کشته میشدند و اجسادشان نیز سوزانده میشد.
فالون گونگ آمیزهای از روشهای معنوی چین باستان است که توسط آقای لیهنگجی مطابق روز درآمده و ایشان آموزش آن را در سال ۱۹۹۲ آغاز کردند. در سال ۱۹۹۹، جیانگ زِمین، رئیس وقت حزب کمونیست چین، به خاطر گسترش و افزایش شهرت آن، راه دشمنی با آن را درپیش گرفت و حزب را به سمتی هدایت کرد که فالون گونگ را ممنوع اعلان کند.
مصاحبه آنی بحثهایی را به دنبال داشت مبنی براینکه آیا گفتههای وی مبتنی بر حقیقت هستند یا خیر. حکومت چین، همانطور که انتظار میرفت، دست به انکار گفتههای او زد. انجمن تحقیق درباره آزار و اذیت فالون گونگ که یک انجمن غیردولتی (اِن جی اُ) در در واشنگتن دی سی است، از دیوید گیلگور و من درخواست کرد که اظهارات آنی را مورد تحقیق و بررسی قرار دهیم و این درخواست مورد موافقت ما قرار گرفت.
سوجیاتون منطقهای واقع در شهر شنیانگ است. شنیانگ نیز یکی از شهرهای استان لیائونینگ میباشد.
بو شیلای پسر یک سیاستمدار است. پدرش معاون نخستوزیر چین بود. وی از سال ۱۹۹۳ تا سال ۲۰۰۱ شهردار شهر دالیان در استان لیائونینگ بود. در سال ۲۰۰۰ در مقام معاون دبیرکل حزب کمونیست چین در استان لیائونینگ به کار گماشته شد. او از فوریه سال ۲۰۰۱ تا فوریه سال ۲۰۰۴، استاندار استان لیائونینگ بود.
وی در لیائونینگ، با تحکیم خود به عنوان فرماندهی ظالم در آزار و شکنجه فالون گونگ، به شهرت قابل توجهی دست یافت. دوره زمانی که همسر آنی در بیمارستان سوجیاتون کار میکرد همزمان است با دوره زمانی که بو شیلای استاندار استانی بود که بیمارستان در آن واقع بود.
بو در فوریه ۲۰۰۴، به پکن رفت و به مقام وزارت بازرگانی دست یافت. درطول تصدی این مقام، برای گسترش تجارت بینالمللی با چین و سرمایهگذاری در چین، به دور دنیا سفر کرد. سفرهای او این فرصت را دراختیار قربانیان گذاشت تا به خاطر نقش وی در آزار و شکنجه فالون گونگ در استان لیائونینگ، علیه او اقامه دعوی نمایند. آنان در ۱۳ کشور مختلف دست به دادخواهی علیه او زدند که وکالت یکی از این پروندهها به من واگذار شد.
کنسولگری امریکا در شانگهای در دسامبر ۲۰۰۷، به بخش ایالتی واشنگتن چنین نوشت: ” گو [استاد دانشگاه نانجینگ] به این موضوع اشاره کرد که بو با دسیسهچینی سعی داشت مقام خود را به مقام معاونت نخستوزیر ترفیع دهد. اما نخستوزیر وِن در مخالفت با این امر، به بحث پرداخت، که در خلال آن به دادخواهیهای بیشماری اشاره کرد که تمرینکنندگان فالون گونگ در استرالیا، کانادا، انگلستان، ایالات متحده، و سایر کشورها علیه بو آغاز کرده بودند. وِن به طور موفقیتآمیزی چهره منفی بسیار بارز بو را در گستره بینالمللی مورد بحث قرار داد و متذکر شد که با وجود این حقایق، وی برای نمایندگی چین در سطح بالاتر بینالمللی، گزینه مناسبی نیست.”(۱)
بو در نوامبر ۲۰۰۷، به عضویت پولیتبورو درآمد و از مقام وزیر بازرگانی در پکن به ریاست حزب کمونیست چونگچینگ دست یافت.
وانگ لیجون از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸، رئیس اداره امنیت عمومی، و مرکز تحقیقات روانشناسی در شهر جینژو واقع در استان لیائونینگ بود. وی در زمینه شیوه اعدام با تزریق دارو، دست به انجام تحقیقی زد. او با تزریق دارو زمان مرگ را به تعویق میانداخت، بدین ترتیب آنها قبل از اینکه فرد دراثر تزریق دارو کشته شود، زمان کافی برای برداشتن اعضای بدن فرد اعدامی جهت پیوند داشتند. او همچنین تحقیقاتی برروی بیمارانی انجام داد که از زندانیان اعدامشده با تزریق دارو، عضو دریافت کرده بودند. این تحقیقات به این منظور بود که از تاثیرات مضر ناشی از داروهای تزریق شده جلوگیری نمایند.
وی در سپتامبر ۲۰۰۶، به خاطر انجام این تحقیق و آزمایش تزریق داروی مهلک به زندانیان اعدامی، جایزه ویژه ابداع و نوآوری مؤسسه علم و فناوری گوآنگهوآ را از آن خود کرد. او در سخنرانی خود، از “هزاران” عمل جراحی پیوند اعضا یاد کرد که همزمان با تزریق داروی مهلک به زندانیان محکوم به اعدام، توسط او و افراد زیردست او انجام شده بودند. وی درادامه اظهار داشت که، “این واقعاً هیجانآور است که فرد با چشمان خود ببیند که فردی کشته میشود و اعضای بدن او به بدن چندین نفر دیگر پیوند زده میشوند.” وی با بیان این گفته در زمره افرادی همچون جوزف مِنگِل قرار میگیرد که به عنوان یک پزشک در آلمان نازی، انسانهای بیشماری را روانه کورههای آدمسوزی کرد و لقب فرشته مرگ را به خود اختصاص داد.
وانگ بین سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴، تحت فرمان بو در استان لیائونینگ فعالیت کرد. در سال ۲۰۰۸، که بو از پکن به چونگچینگ منتقل شد، ظرف مدت کوتاهی وانگ را از استان لیائونینگ فرا خواند. وانگ تحت امر بو به منصبهای مختلفی در اداره امنیت عمومی شهر چونگچینگ دست یافت و در سال ۲۰۱۱ به مقام معاونت شهردار شهر منصوب شد.
چین دارای دو ساختار قدرت موازی است: ساختار حزب کمونیست و ساختار حکومت. ساختار حزب، حاکم بر ساختار حکومت است. هریک از منصبهای رده بالا و پایین نظام حکومتی، در مراکز و نواحی مختلف، مناصب نظیر و موازی خود را درساختار حزبی دارند. این ساختار حزب است که تمامی مناصب نظیرخود درساختار حکومتی را در ید قدرت خود دارد.
این دوساختار در رأس خود به یک فرد ختم میشوند. رئیس حزب کمونیست چین، یعنی دبیرکل حزب که مقام ریاست جمهوری را نیز به عهده دارد. اما در بقیه قسمتهای این سیستم، این دو مؤلفه، بیشتر از هم دور میشوند. یک شخص یا گروه ساختار حکومت را شکل میدهد. فرد یا گروه دیگر به تشکیل ساختار حزب میپردازد.
مقامات حکومتی از اعضا حزب هستند و وظایف حزبی نیز برعهده دارند. اما، وظایف حکومتی آنها کاملاً از وظایف حزبی آنها فاصله دارد. آنها از طریق حزب، مؤلفهای از نظام حکومتی را کنترل میکنند و از طریق نظام حکومتی، توسط مولفهای از نظام حزبی اداره میشوند.
ساختار حزب
کمونیسم از نظر ایدئولوژیکی در چین، از پایبندی به اصول سوسیالیسم (جامعهگرایی – مالکیت اجتماعی) رها شد. اما این تغییر رَویه از سوسیالیسم (جامعهگرایی – مالکیت اجتماعی) به سرمایهداری، ماهیت این ساختار دوگانه قدرت را تغییر نداده است. هنوز این حزب است که حکومت را در چنگال قدرت خود دارد.
درنتیجه، نمیتوان دید که نقطه اصلی قدرت در چین کجا قرار دارد، چه کسی چهکاری انجام میدهد؛ زیرا همه در هر کجای دنیا، دولت هرکشوری را مرکز اصلی قدرت درنظر میگیرند، درحالیکه در چین باید حزب را دراین موقعیت قرار داد.
حزب کمونیست توسط کمیته دائمی خود حزب اداره میشود. این کمیته دائمی شامل نه نفر بوده که به مدت پنج سال انتخاب میشوند. آخرین کنگره انتصاب این نه نفر در اکتبر ۲۰۰۷ برگزار شد. بنابراین به زودی، باید برگزاری کنگره جدیدی دراین خصوص در راه باشد.
سن بازنشستگی مقامات رده بالای حزب کمونیست ۶۸ سال است. دراین دوره حدود هفت نفر از نُه عضو کنونی کمیته دائمی، ۶۸ ساله یا بیشتر هستند. بنابراین پیشبینی میشود که پاییز امسال، تغییر و تحول بسیار عظیمی در رهبری حزب به وقوع بپیوندد.
اگر از زاویه حقوق بشر به آن نگاه شود، مهمترین عضو کمیته دائمی حزب، فردی است که مسئولیت رهبری کمیته حزب در امور قضایی و سیاسی را بر عهده دارد. چنین فردی، مسئول هر گونه سرکوبی و آزادی، اجرای قانون، و نقض آن است.
اداره ۶۱۰، (براساس تاریخ تأسیس آن نامگذاری شد که در روز دهم از ماه ششم سال هزار و نهصد و نود و نه بوده است) ادارهای است که مسئول سرکوبی فالون گونگ بوده و یکی از ادارات وابسته به حزب است نه وابسته به حکومت. اداره ۶۱۰ ابزاری است در دست حزب تا ادارات پلیس، زندان، پیگرد قانونی و دادگاههای مربوط به سرکوبی فالون گونگ را در چنگ خود داشته باشد. اداره ۶۱۰ تحت حوزه قضایی کمیته امور قضایی و سیاسی حزب اداره میشود.
درحال حاضر ژو یونگکانگ ریاست کمیته امور قضایی و سیاسی حزب را برعهده دارد. وی از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷، وزیر امنیت عمومی بود. این موضوع ماهیت ساختار قدرت درچین را نشان میدهد که جایگاه ژو یونگکانگ از وزیر امنیت عمومی در کابینه دولت، به تصدی مقامی در حزب به عنوان رئیس کمیته حزب تغییر میکند و ترفیع مقام میگیرد. ژو یونگکانگ به عنوان رئیس کمیته حزب در امور قضایی و سیاسی، در رده مقامات حزب قرار گرفته تا وزارتخانه امنیت عمومی پیشین را دراختیار گرفته و ریاست جانشین خود در مقام وزارت امنیت عمومی را به عهده میگیرد.
حزب اعضا کمیته دائمی را رتبهبندی میکند. دبیرکل حزب در رده اول قرار دارد. رئیس کمیته امور سیاسی و قضایی در پایینترین رده یعنی نهم، قرار میگیرد. اما وقتی به موضوع حقوق بشر و نقض آن ارتباط پیدا میکند، رئیس این کمیته قدرت را دردست دارد.
ژو یونگکانگ در دسامبر سال ۱۹۴۲ متولد شد. دسامبر امسال ۷۰ ساله میشود. بنابراین، در برنامه تغییراتی که قرار است در کمیته دائمی حزب در پاییز انجام شود، ژو یونگکانگ یکی از هفتنفری است که در زمره بازنشستهها قرار میگیرد. قبل از تصفیه سیاسی او، فردی که انتظار میرفت جایگزین وی شود کسی نبود جز بو شیلای که عضو پولیتبورو و دبیر حزب در چونگچینگ بوده است.
حزب کمونیست با زنجیرهای از کمیتههای درون همدیگر سازماندهی میشود. هسته مرکزی آن کمیته دائمی است. لایه یا سطح بعدی پولیتبورو یا اداره سیاسی، کمیته مرکزی حزب کمونیست چین است.
طی جلسه محرمانه حزب کمونیست در ۱۴ مارس در ژونگنانهای، گزارشی به وِن جیابائو نخستوزیر چین ارائه شد، که به موضوع برداشتن اعضا زندانیان و دست داشتن بو شیلای در آن اشاره میکند. یک منبع آگاه این اظهارات را به اطلاع وِن رساند: “برداشتن اعضای بدن انسان زنده بدون داروی بیهوشی و فروش آنها برای کسب پول، چگونه میتواند توسط یک انسان انجام شود؟ سالهای بسیاری است که وقایعی از این دست رخ میدهد. ما در شُرُف بازنشستگی هستیم، اما این موضوع همچنان لاینحل باقیمانده است. اکنون که تمامی دنیا در جریان رسوایی وانگ لیجون قرار گرفتند، باید بو شیلای را به خاطر آن مجازات کرد. برطرف کردن مشکل تمرینکنندگان فالون گونگ باید در زمره یکی از کارهای معمول و واقعی ما قرار گیرد.” (۲)
روز بعد حزب اعلان کرد که بو شیلای از مقام دبیرکلی حزب کمونیست چونگچینگ برکنار شد.
آنچه در پشت درهای بسته جلسات حزب کمونیست روی میدهد، به خاطر ماهیت خود حزب، موضوعی نیست که در سطح عمومی قابل ثبت یا اثبات باشد. آنچه درحال حاضر میتواند در معرض دید همگان قرار گیرد، برداشتن سانسور در خصوص کشتن تمرینکنندگان فالون گونگ و برداشتن اعضای بدن آنان است. در اوایل مارس ۲۰۱۲، جستجوی کاربران درباره پیوند اعضا در سایت رسمی بایدو در چین، اطلاعاتی در باره کار مشترک دیوید کیلگور و من دراختیار کاربران گذاشت که گزارشی به نام”خرمن خونین” بود. همچنین کاربران به اطلاعاتی دست یافتند که حاکی از دستداشتن وانگ لیجون در موضوع برداشتن اعضای بدن تمرینکنندگان فالون گونگ بود.
ضربالمثلی میگوید که کافی است برای جِنی که در یک بطری محبوس است به اندازه یک سرسوزن راه گذاشت؛ بلافاصله از آن خارج میشود. اخبار و اطلاعات پخش خواهند شد حتی در جامعهای که تحت سانسور شدید باشد. افشا شدن اخبار برگزیده ودستیابی به منابع آنها در خصوص سوءاستفاده ازجراحی پیوند اعضا، بیش از تاثیرگذاری بر کشمکشها بر سر قدرت، میتواند بر موضوع تجاوز به حقوق انسانی تاثیرگذار باشد.
عکس این مسئله نیز صادق است. سوءاستفاده از جراحی پیوند اعضا نیز اثری واقعاً شدید بر جنگ قدرت در چین میگذارد.
درسهایی از تاریخ
من از تلاش بو شیلای برای ایجاد رابطه نزدیک با انجمن تجارت کانادا در طول سالهای بسیار آگاه بودم و به اعضای این انجمن که با آنها آشنا بودم، هشدار دادم که از بو شیلای دوری کنند، زیرا فرد دردسرآفرینی است. زمانی که خبر یافتم نخستوزیر هارپِر در طی سفر فوریه خود قصد ملاقات با بو را دارد، علناً وی را تشویق کردم که از این ملاقات صرفنظر کند.
پیشینه حزب درسهای بسیاری به من آموخت. حزب کمونیست چین یک سیستم یکپارچه نیست. اگرچه مباحثات قابلتوجهی در آن صورت میگیرد، اما در مقایسه با سیستمی با ساختار دمکراسی، دامنه و شیوه گفتمان در آن بسیار محدود بوده و فاصله بسیاری با دمکراسی دارد. ازاینرو، هیچگونه تعارض یا مخالفت در بیرون از حزب مجاز نیست. گفتمانها و مباحثات مجاز تنها در درون حزب اتفاق میافتد.
هیچفردی در درون حزب وجود ندارد که موضوع حقوق بشر را، آنطور که مد نظر ما است، اداره کرده و آن را بهبود بخشد. حامیان و فعالان واقعی حقوق بشر در چین، یا در تبعید هستند یا در زندان به سر میبرند. در درون حزب هیچ فرد شرافتمندی وجود ندارد. حزب از خاکستری کمرنگ به سیاهی محض میگراید و مسیری جز سقوط در ورطه پلیدی محض ندارد. در مواجهه با موضوع چین، ما باید به آنهایی که حزب را به سمت بهبودی وضع حقوق بشر سوق میدهند کمک کنیم، و از کسانی که از نقض حقوقبشر در جهت منافع شخصی خود بهرهبرداری میکنند، برحذر باشیم.
وِن جیابائو و بو شیلای صرفاً دو فرد به تنهایی نیستند. آنها نمایانگر جناحها و سلسله عقاید و دیدگاههای درون حزب هستند. آنچه آنها را از هم متمایز میکند، به طور بالقوه نقشی در جدال قدرت میان جناحها ایفا خواهد کرد.
موضوع این نیست که وِن یا بو به عنوان دو فرد منفرد پیروز میدان میشوند. بو درحال حاضر منزوی شده است. با اینحال افراد دیگری هستند که دیدگاههایی همانند وی دارند. با تشکیل دوباره کمیته دائمی کنونی، جناحبندی و جنگ قدرت در چین به پایان نمیرسد.
در طی دوره کمیته دائمی کنونی، در طول این پنج سال گذشته، گفتگوهای مردم چین در خصوص فالون گونگ و سوءاستفاده از اعمال جراحی پیوند اعضا به جایی نرسید. هرزمان که افراد خارجی در خصوص آزار و اذیت فالون گونگ به مقامات رسمی چین اعتراض میکردند، پاسخ، دروغپراکنی و افترازدن نسبت به فالون گونگ بود. وقتی به موضوع سوءاستفاده از اعمال جراحی پیوند اعضا در چین اشاره میشد، مقامات رسمی در پاسخ اظهار میکردند که منبع تأمین اعضای بدن برای پیوند، زندانیان محکوم به مرگی هستند که به هرحال اعدام میشوند. به ما زمان بدهید، تا موضوع را سر و سامان دهیم.
اکنون، موضوع فالون گونگ و سوءاستفاده از اعمال جراحی پیوند اعضا، موضوع اصلی جنگ قدرت در چین شده است. یک جناح به دنبال بخشودگی و معافیت از مجازات است، درحالیکه طرف دیگر با استفاده از خشونت، سعی در بیاعتبارکردن مخالفتهای آنان دارد.
بههر حال، جنگ قدرت، مسائل بیشتری در درون خود دارد. بو شیلای از سیستم اعتقادی اخلاقی، معنوی که معروف و مشهور باشد واهمه داشته و نسبت به آن حسادت میورزد. جناح نخستوزیر وِن جیابائو ارتباط فالون گونگ با سنتهای کهن چین را ارج گذاشته و به اخلاقیات آن احترام میگذارد.
کانادا در خصوص این مذاکرات چین نباید در نقش یک ناظر خاموش باشد. درحالیکه جنگ قدرت داخلی مسائلی عادی بوده فقط به داخل چین مربوط میشود، اما آزار و شکنجه فالون گونگ و سوء استفاده از اعمال جراحی پیوند اعضا به تمامی بشریت ارتباط دارد. آنها جرائمی علیه بشریت هستند، جرائمی علیه ما. ما باید از فرصتی که این جنگ قدرت دراختیار ما قرار میدهد نهایت استفاده را در جهت حمایت از جناح حامی بکنیم تا آزار و شکنجه فالون گونگ و سوء استفاده از اعمال جراحی پیوند اعضا به پایان برسد.
در این وضعیت که چین کنونی در حال گذر از تغییر و تحول است، کانادا در پی دمکراسی، آزادی و حقوق بشر است، که پیگیری آن ضروری میباشد.
(۱) چِنگ جینگ ” منابع آگاه اظهار میدارند که وِن جیابائو در جهت دلجویی از فالون گونگ تلاش میکند” اِپُک تایمز، ۹ آوریل، ۲۰۱۲.
(۲) مشخصات منبع (مرجع)، ۰۷ شانگهای۷۷۱، ۴ دسامبر، ۲۰۰۷، پاراگراف ۲۵، منتشرشده توسط ویکیلیکس










