نویسنده: شارمین هدینگ
بالغ بر ۲ هزار و ۵۰۰ زن و کودک ایزدی از زمان پاکسازی قومی این گروه در سال ۲۰۱۴ همچنان مفقود هستند.
۳ اوت ۲۰۱۴ بود. خوب به خاطر دارم که مقابل تلویزیون نشسته بودم و با وحشت به تصاویر پیشروی گروه دولت اسلامی در عراق و سوریه (داعش) نگاه میکردم. ایزدیها و مسیحیان را از هر سرزمینی که تصرف میکردند بیرون میراندند. تصاویر دردناکِ کوه سنجار که دهها هزار ایزدی به آن پناه برده بودند، از تلویزیون پخش میشد. ایزدیها در آنجا گرفتار شده بودند و تشنه و گرسنه، زیر آفتاب سوزان، جان میدادند.
گزارشها دلخراش بودند. هلیکوپترهایی که سعی داشتند آب و غذا برسانند و افراد آسیبپذیر را از آنجا تخلیه کنند، دچار سانحه شده بودند. مردم در کوه سنجار بلاتکلیف ماندند. من که سالها در خاورمیانه و آفریقا کار کرده بودم، میدانستم چه بلایی بر سراقلیتهای دینی خواهد آمد. همان لحظه تصمیمم را گرفتم: باید میرفتم. باید کمکشان میکردم.
چند هفته بعد به اربیل عراق رسیدم. بازماندگان بهتدریج وارد منطقه کردستان میشدند و من به کمک آنها شتافتم. به زنان و دخترانی برخوردم که از فجایعی هولناک جان سالم به در برده بودند.
به رهبران محلی ایزدی ملحق شدم تا زنان و دختران ربودهشده را بازگردانیم. در اردوگاهها با بازماندگانی که اخیراً بازگشته بودند صحبت کردم و پای روایتِ خشونت، بقا و مرگ عزیزانشان نشستم. دشوارترین تجربه دوران فعالیت در حوزههای بشردوستانه را پشت سر گذاشتم.
با میرزا دینایی، قهرمان واقعی مردم ایزدی، آشنا شدم که عملیات نجات با هلیکوپتر را سازماندهی کرده بود؛ همان عملیاتی که تصاویرش را در تلویزیون دیدم و بعد از آن تصمیم گرفتم به عراق بروم. در اردوگاههای پناهجویان استان دهوک و مناطق دیگر دوشادوش یکدیگر کار کردیم و تا جایی که در توان داشتیم به دیگران یاری رساندیم. دینایی بعدها به دریافت جایزه آرورا برای بیداری بشریت مفتخر شد. صندوق شای نیز که من بنیانگذار آن بودم، موفق به دریافت جایزه شد. آن روز، نقطه عطف عزم و اراده و دیدهشدن بود؛ نه برای ما، که برای بازماندگان.
اما فعالیت ما به اردوگاهها محدود نبود. تلاش کردیم تا جهان این جنایت را آنطور که باید به رسمیت بشناسد: نسلکشی.
مجلس نمایندگان آمریکا در قطعنامهای در مارس ۲۰۱۵ جنایات داعش را مصداق نسلکشی دانست. جان کری، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، سال بعد بهطور رسمی از تصمیم مجلس پرده برداشت. کمیته حقیقتیاب سازمان ملل در ژوئن ۲۰۱۶ به این نتیجه رسید که داعش علیه ایزدیها مرتکب نسلکشی شده است. سپس پارلمانهای اروپا و بریتانیا این جنایت را به رسمیت شناختند. این روند به آهستگی پیش میرفت، اما اهمیت بسیاری داشت، زیرا راه را برای عدالت، جبران خسارت و گرامیداشت یاد و خاطره قربانیان هموار میکرد.
در ۳ اوت ۲۰۲۵، همزمان با یازدهمین سالگرد آن روز هولناک، یاد و خاطره بازماندگان و هزاران نفری را که هرگز بازنگشتند گرامی میداریم. اما زنده نگهداشتن یاد و خاطره آنها کفایت نمیکند.
ما هربار یاد و خاطره قربانیان این نسلکشی را گرامی میداریم، اما در واقعیت تغییر چندانی در جامعه ایزدیها رخ نداده است. همچنان هزاران نفر در اردوگاههای پناهجویان در عراق زندگی میکنند و امکان بازگشت به خرابههای سنجار را ندارند.
بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ زن و کودک ایزدی همچنان مفقود هستند و احتمالاً در اسارت تحت آزار و اذیت و بردگی زندگی میکنند. یازده سال گذشته است، اما روایتهای آنها همچنان یادآورِ اقدامات شرورانهای است که بیپاسخ ماندهاند.
جامعه جهانی مسئولیت زیادی در قبال حمایت از ایزدیها دارد تا آنها را در روند التیام و پشت سر نهادن ظلمی که صرفاً به دلیل اعتقاداتشان بر آنها رفته است، یاری کند.
باید از خود بپرسیم: آیا سیاستهایی که در خاورمیانه و دیگر نقاط در پیش گرفتهایم، به تحقق آزادی دینی برای همه، در همهجا و همه زمانها منتهی میشوند؟
نسلکشی ایزدیان یادآور آن است که شر آنگاه بالوپر میگیرد که نیکمردان سکوت پیشه کنند و گواه آن است که اگر شجاعت پیشه کنیم، امید از نو جان میگیرد.
درباره نویسنده: شارمین هدینگ رئیس و بنیانگذار صندوق شای است؛ سازمانی بشردوستانه که از اقلیتهای دینی و قربانیان آزار و اذیت در سراسر جهان حمایت میکند. هدینگ با سالها تجربه در واکنش به بحرانهای خاورمیانه و آفریقا، از مدافعان عدالت، آزادی و کرامت انسانی به شمار میآید.











