تور نمایشی «شنیون» بعد از تعلیق موقت نمایشهایش در تورنتو در پی تهدیدهای بمبگذاری پکن، برنامههایش را اخیرا در ونکوور کانادا به پایان رسانده است.
در میانه اخبار داغ جنگ و آتشبس در ایران، رهبران حزب کمونیست چین تصور میکردند فرستادن تهدیدهای پیاپی بمبگذاری سالن تئاتر «چهار فصل» در تورنتو و تحت فشار گذاشتن مسئولان این سالن برای لغو نمایشهای «شنیون» که تمدن ۵ هزار ساله چین پیش از کمونیسم را روایت میکند، در مرکز توجه رسانههای دنیا قرار نخواهد گرفت؛ اما محاسباتشان غلط از آب درآمد و رسانههای جریان اصلی کانادا به این موضوع پرداختند.
طی روزهای گذشته، نمایندگان پارلمان کانادا به ماجرای تهدید تروریستی در کشورشان برای لغو این اجرای هنری-تمدنی توجه کردند و تعدادی از نمایندگان این کشور تهدید به بمبگذاری را محکوم کردند.
برای بسیاری از کشورهای آزاد دنیا، از دولتها گرفته تا شهروندان، نمایش شکوه و قدمت فرهنگی و تمدنیشان به جهان، یک امتیاز برجسته محسوب میشود و برخی کشورها برای این کار هزینههای بسیار میکنند؛ اما در کشوری که دارای یکی از قدیمیترین تمدنهای جهان است، چرا حکومت آن کشور در تلاش است تا مانع از نمایش فرهنگ و تمدن ۵ هزار ساله چین برای مردم دنیا شود؟ آن هم نمایشی که هیچ هزینهای برای حکومت چین ندارد.
چرا حکومت کمونیستی چین چنین نمایشی را که شکوه و عظمت فرهنگ و تمدن اصیل چین را به جهان نشان میدهد، تهدیدی برای خود میداند؟
جراد رن، رقصنده یکی از هشت گروه هنرهای نمایشی «شنیون»، پس از لغو اجراهای اخیر این گروه در تورنتو در کنفرانس خبری «شنیون» گفت طی دو سال گذشته این مجموعه با موج بیسابقهای از حملات هماهنگ از سوی حکومت کمونیست چین روبهرو بوده است؛ از اطلاعات نادرست رسانهای و جنگ حقوقی گرفته تا تهدیدهای مکرر بمبگذاری که همگی جعلی از آب درآمدند.
شنیون به دنبال احیای میراث ازدسترفته
مجموعه هنرهای نمایشی «شنیون» در توضیح مأموریتش در وبسایت خود، درباره علت بهوجود آمدن این گروه نوشته است: «چین زمانی بهعنوان سرزمین الهی شناخته میشد. این نام بازتاب این باور بود که فرهنگ باشکوه آن از جهان کائنات به زمین آورده شده است. مردم در چین باستان در پی هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان بودند و روند طبیعی را دنبال میکردند. اما در سال ۱۹۴۹، حزب کمونیست چین به قدرت رسید. این حزب این میراث معنوی را تهدیدی ایدئولوژیک میدانست و برای دههها تلاش کرد این سنتها را نابود کند و تا حدی موفق شد.»
به گفتهٔ این مجموعه: «سپس، در سال ۲۰۰۶، گروهی از هنرمندان چینی در نیویورک گرد هم آمدند، با ماموریتی مشترک: احیای فرهنگ اصیل چینی. آنها «شنیون» را بنیان نهادند. این گروه که غیرانتفاعی و مستقل از هر دولتی است، این فرهنگ را از آستانه نابودی نجات داده است.»
بر اساس آمار منتشرشده در وبسایت این مجموعه هنری، طی دو دهه، میلیونها نفر از ۳۶ کشور و ۵ قاره جهان در نمایشهای «شنیون» با تمدن کهن چین آشنا شدهاند؛ با داستانهای باستانی آن، از روزی که موجودات الهی از عالم کائنات به زمین هبوط میکنند و بدینگونه انسان فرودآمده از افلاک، در پهنه زمین تاریخ خود را آغاز میکند.
«شنیون» مخاطبانش را در ادامه مسیر، در گهواره ادبیات کهن چین قرار میدهد؛ آنجایی که راهب «ژوانزانگ» از سلسله تانگ قدم در سفری طولانی برای جاودانگی میگذارد تا متون مقدس را از سرزمین هند بیابد. این داستان برگرفته از کتاب «سفر به غرب» است که یکی از چهار ستون اصلی ادبیات کهن چین بهشمار میرود.
او در این مسیر بسیار سخت و دشوار، در حالی که با دیوان، هیولاها، راهزنان و کوههای صعبالعبور آتشین و یخی روبهرو میشود، چند موجود با تواناییهای خارقالعاده با او همراه میشوند که هر کدام به دلیل کاستیهای رفتاری خود از آسمان به زمین سقوط کردهاند و از قدرتهای خاصی برخوردارند. آنها نیز در این مسیر معنوی به راهب کمک میکنند تا بر چالشها برای رسیدن به مقصود غلبه کند.
این داستان، ذهن را بهطور ناخودآگاه به سوی «هفت شهر عشق» از عطار نیشابوری میبرد؛ آنجایی که سالکان در مسیری سخت قدم میگذارند تا به سیمرغ برسند.
در جای دیگری از «سفر به غرب»، راهب ژوانزانگ با سه همراه خود با دیوی به نام «دیو استخوان سفید» در یکی از کوههای مرتفع روبهرو میشود که برای مخاطب فارسیزبان، یادآور داستانی از شاهنامه درباره رویارویی رستم دستان با دیو سپید در غاری کوهستانی است؛ با این تفاوت که «سان ووکونگ» (پادشاه میمون) در این داستان کهن چینی، دیو استخوان سفید را از بین میبرد.
گروه مسافران در مسیر «سفر به غرب» در معرض ۸۱ امتحان قرار گرفتند که بسیاری از این آزمایشها بازتابی از عیوب درونی آنها بود.
در شرح وبسایت «شنیون» آمده است: «در واقع، این رمان در نمادگرایی رنجهایی که مسافرانِ سفر معنوی باید در مسیر خود طی کنند، بسیار غنی است. با این حال، در پایان، آنها پیروز با متون مقدس به چین بازگشتند و به مکانهای واقعی خود در آسمانها بازگشتند. داستان پادشاه میمون ما را درباره جایی که از آن آمدهایم و سفر به منزلگاه خود، به فکر وامیدارد.»

رقص؛ راوی داستانهای کهن
اسد زرینمهر، مسئول یک رسانه در تورنتو که در ژانویه ۲۰۱۸ به تماشای یکی از نمایشهای «شنیون» رفته بود، به اپکتایمز گفته بود که نمایش «شنیون»، داستانهای شاهنامه—همچون رستم و سهراب—را برایش تداعی کرده است.
او افزود: «به خاطر باستانی و تاریخی بودن داستانهای شنیون، ارتباط میان این دو را بهخوبی میتوانستم ببینم؛ چراکه داستانهایی بودند که نظیرشان در سرزمین ما هم هست. برایم بسیار جالب بود که داستانهای فولکلوریک و افسانهای چین را بهصورت رقص درآورده و داستان را به زیبایی بازگو میکردند.»
اما چگونه «شنیون» توانست پلی فرهنگی میان چین، ایران و سایر تمدنهای بزرگ ایجاد کند و با مخاطبان نمایشهای خود از شرق و غرب ارتباط برقرار کند؟ رقص، زبانی جهانی است که «شنیون» برای روایت داستانی در نمایشهای خود از آن استفاده میکند. در این میان، رقص کلاسیک چینی، زمانی که با لباسهای سنتی رنگارنگ و شاد دختران و پسران جوان رقصنده تلفیق میشود، ترکیبی منحصربهفرد ایجاد میکند: حرکات موزون، پرشها و حرکات معلق، و لباسهایی با رنگهای زنده که گویی تجلی بهارند.
همزمان، گروه ارکستری که تلفیقی از موسیقی شرقی و غربی را مینوازد، به مخاطبان این حس را میدهد که فرهنگهای اصیل بشری، با وجود گوناگونی و تفاوتها، در قالب ارکستر تا چه اندازه زیبا و گوشنواز هستند و چگونه میتوانند در این نقطه از نمایش به یکدیگر متصل شده و به یگانگی برسند.
به گفته بن چن، رقصنده «شنیون»: «حرکات رقص، احساسات را منتقل میکنند، در حالی که رقص بهعنوان یک هنر، حامل تجربهای زیبا فراتر از ظاهر است. صحنه، حامل اجرای ماست—اجرایی که هدفش زندهکردن فرهنگی غنی است… اجرایی که جوهر فرهنگ سنتی چین را در خود دارد.»
جرد مدسن، از مجریان نمایشهای «شنیون» میگوید هر نمایش تقریبا یک تجربه فرازمینی است. او به اپک تایمز گفت: «ما واقعا مردم را به دورههای مختلف میبریم. ما آنها را بالا میکشیم و آسمانها را نشانشان میدهیم و آنها را پایین میبریم و تاریخ را نشانشان میدهیم.»
اجراهای «شنیون» نهتنها سیستمی از رقص را که پیشتر کمتر شناخته شده بود به مخاطبان معرفی کرده، بلکه رقص را در خالصترین شکل آن ارائه کرده و ارزشهای معنوی جهانی همچون حقیقت، نیکخواهی و بردباری را از طریق شخصیتها و صحنههایی که رقصندگان به تصویر میکشند، مجسم میکنند.
















