نویسنده: گرانت نیوشم
البته، گذراندن وقت با ولادیمیر پوتین دقیقاً شبیه یک روز خوش در ساحل نیست. اما دونالد ترامپ شاید بیش از هر رئیسجمهور مدرن دیگری برای مواجهه با افرادی مانند پوتین و شی جینپینگ آماده باشد.
تردیدی نیست که دولت ترامپ همه توصیههای لازم را درباره چگونگی برخورد با پوتین و نوع توافق احتمالی، در صورت وجود، در اختیار دارد.
اما ما ناظران بیرونی نیز میتوانیم برداشت و ارزیابی خود را داشته باشیم.
شاید بهترین و تنها «دستاورد» نشست آلاسکا این باشد: آتشبس. از هرگونه پیمان صلح دائمی پرهیز کرد، آن را به تأخیر انداخت و موقتاً مدیریت کرد. نباید وقت و سرمایه سیاسی را هدر داد؛ پوتین به هر حال آن را نادیده خواهد گرفت. چنین توافقی تا زمانی که رهبری در روسیه تغییر نکند، دستیافتنی نیست.
هیچگونه تغییر مرزها روی نقشه (مانند کاری که نخستوزیر بریتانیا، نویل چمبرلین، با هیتلر انجام داد؛ یا آنچه فرانکلین روزولت و وینستون چرچیل در یالتا با استالین کردند) نباید صورت گیرد. وقتی چنین کاری انجام شود، بازگرداندن آن تنها با تلاش و رنج فراوان ممکن خواهد بود و به منبع دائمی دردسر تبدیل میشود.
برای درک موضوع، کافی است به شیوهٔ عمل پوتین نگاه کنیم: او حمله میکند، سرزمینی را بهطور کاملاً غیرقانونی تصرف میکند و سپس وارد آتشبس میشود. گرجستان نمونه کلاسیک آن است.
نباید با هیچگونه شناسایی رسمیِ تغییر مرزها، به تجاوز او مشروعیت بخشید. باید از اصطلاحاتی استفاده کرد که آتشبسی را توصیف کند که ــ هرچند با ناخرسندی ــ سرزمین تحت اشغال فیزیکی نیروهای روسی را «بهطور بالفعل» میپذیرد، بیآنکه با ازسرگیری جنگ تلاش شود کنترل اوکراین بازگردانده شود. و هرگز نباید در یک پیمان صلح رسمی «بهطور قانونی» پذیرفت که مرزها بهطور دائمی تغییر کنند؛ چراکه این کار تجاوز را برای روسیه مشروع میکند (و بهزودی همین راه را برای تجاوز چین به تایوان و دیگر کشورها هموار خواهد ساخت).
نباید مانع عضویت اوکراین در ناتو شد. اگر پوتین همچنان به تهدید ادامه دهد؛ که خواهد داد؛ لازم است این تهدید حفظ شود،
و هرگز نباید با محدود کردن تسلیح مجدد اوکراین موافقت شود. تکیه بر حسننیت آیندهٔ روسیه نسبت به اوکراین (یا هر کشور دیگر) کاملاً غیرعاقلانه است.
در مورد غرامت روسیه بابت ویرانیهای هولناک اوکراین نباید بحث کرد؛ روسها هرگز بهطور داوطلبانه پرداخت غرامت را نمیپذیرند. بنابراین نباید وقت را برای گرفتن چنین امتیازی تلف کرد. در عوض، دولتهای اروپایی که داراییهای متعلق به دولت روسیه را مسدود کردهاند، باید سازوکاری قانونی برای انتقال یکجانبه این داراییها به یک صندوق بازسازی اوکراین ایجاد کنند.
این انتقال باید فقط پس از برقراری آتشبس انجام شود؛ زیرا پیش از آن، بر فضای مذاکرات اثر منفی و بازدارنده خواهد داشت. دلیل این اقدام صرفاً «تنبیه» دولت روسیه بهخاطر تجاوز نیست؛ بلکه بازسازی هزینهای بسیار سنگین خواهد داشت و صادقانه بگوییم، اوکراین و اروپاییها برای آغاز کار به این منابع مالی نیاز دارند.
بلافاصله پس از آتشبس، روند پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا باید با سرعت آغاز شود و بازسازی شروع شود.
بهترین امید برای نسل آیندهٔ روسها شاید الگویی از یک اوکراین اسلاو، ارتدوکس و دموکراتیک باشد که بهعنوان یک عضو برابر در جامعهٔ اروپایی حضور دارد. شکافی که پوتین با کشوری ایجاد کرده که باید نزدیکترین متحدش میبود، دههها طول خواهد کشید تا ترمیم شود؛ اگر اصلاً ترمیم شود. روسیه بار دیگر به یک دولت دستنشانده و کوچکشدهٔ چینِ رو به رشد تبدیل خواهد شد.
اگر ترامپ بتواند از این بنبست خونین یک آتشبس بگیرد، بیش از هر نهاد بینالمللی و دولت اروپایی دستاورد خواهد داشت. همین کافی است؛ باقی مسائل میتوانند در مذاکرات بیپایان گرفتار شوند، اما ویرانی و کشتار متوقف خواهد شد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: گرانت نیوشم افسر بازنشستهٔ تفنگداران دریایی آمریکا و دیپلمات و مدیر اجرایی پیشین با سالها تجربه در منطقه آسیا/اقیانوسیه است. او پژوهشگر ارشد در «انجمن مطالعات راهبردی ژاپن» (توکیو)، «مرکز سیاست امنیتی» و «مؤسسه یورکتاون» در واشینگتن دیسی است. او نویسندهٔ کتاب پرفروش «وقتی چین حمله میکند: هشداری به آمریکا» است.
















