چگونه میتوان از قدرت خلاقِ پنهان مغز استفاده بهینه کرد؛ قابلیتی که تنها در آستانه خواب شکوفا میشود.
زمانی که در آستانه یک خواب آرام و مطلوب هستید، ناگهان ایدهای به ذهنتان میرسد که میتواند یک راهحل عالی برای مشکلی باشد که فکرتان را در طول روز مشغول کرده بود. این جرقه ذهنی که درست در آستانه خواب تجربهاش میکنید، بیدلیل نیست.
محققان دریافتهاند که مغز در لحظات خواب و بیداری وارد «فاز خلاقیت» میشود؛ حالتی که میتواند توانایی مشکلگشایی شما را سهبرابر کند. از این گذشته، همه میتوانند بهطور هدفمند به این حالت دسترسی پیدا کنند.
لحظات مبهم بین خواب و بیداری که به آن هیپناگوژیا میگویند، شاید بهترین زمان برای نوآوری باشد. زمانی که ذهن آرام میگیرد و تفکر منطقی رنگ میبازد، ایدهها به شکلی شگفتانگیز درهم میآمیزند و ارتباطاتی میسازند که در حالت بیداری بهندرت شکل میگیرند.
دلایل علمی فاز خلاقیت
ذهن در حالت هیپناگوژیا بهشدت خلاق میشود و ایدههای مؤثری برای حل مشکلات ارائه میکند.
داوطلبان در یک مطالعه با چند دنباله ۸ عددی مواجه شدند و میبایست عدد آخر را در کمترین زمان ممکن کشف میکردند. پژوهشگران به آنها گفتند که میتوانند عدد آخر را با استفاده از دو قانون ساده پیدا کنند، اما چیزی درباره آندو قانون نگفتند.
افرادی که دستکم ۱۵ ثانیه وارد حالت هیپناگوژیا شدند، سهبرابر بیشتر از افرادی که بیدار بودند، موفق به کشف عدد آخر شدند.
حالت موقت و منحصر بهفردِ نیمهبیداری در مرحله خاصی از چرخه خواب شکل میگیرد. زمانی که خوابآلود میشویم، ماهیچهها شل میشوند، ضربان قلب به حداقل میرسد و فعالیت مغز کند میشود. ما معمولاً مراحل مختلفی را در حین خواب پشت سر میگذاریم که از خواب با حرکات آرام چشم شروع- که خود از مراحل فرعی N1، N2 و N3 تشکیل شده- و به حالت خواب با حرکات سریع چشم منتهی میشود.
هیپناگوژیا در مرحله کوتاه N1 رخ میدهد که معمولاً ۱ تا ۵ دقیقه طول میکشد و در فاصله بین بیداری و خواب عمیق شکل میگیرد.
دکتر یوجین لیپاف، پژوهشگر و متخصص بیهوشی، به اپک تایمز گفت: «فعالیت مغز در حالت هیپناگوژیا از امواج غالب بتا- که با تفکر منطقی و هوشیاری ارتباط دارند- بهسوی امواج آرام آلفا و تتا تغییر میکند؛ الگویی که با هوشیاری آرام و دیدن تصاویر رویایی همراه است.»
مطالعه ادامهدارِ لیپاف بر ظرفیت بازتنظیم و سازگاری مغز در مواجهه با تروما متمرکز است که ذهن به موجب آن در حالت خلاقیت و بهبودی قرار میگیرد؛ مشابه فرایندی که در حالت هیپناگوژیا رخ میدهد. او گفت: «هردو حالت باعث میشوند که مغز الگوهای قدیمی را بهطور موقت کنار بگذارد و شرایط را برای ظهور ایدههای جدید مهیا کند.»
لیپاف افزود که قشر پیشپیشانی مغز، که با ساماندهی افکار سروکار دارد، بهطور موقت از اختیارات خود دست میکشد و شرایط بروز افکار و ایدههای غیرمعمول را مهیا میکند.
آنچه در مرز بین خواب و بیداری رخ میدهد
افراد در حالت کوتاه هیپناگوژیا طیف وسیعی از تصویرسازیها و احساسات غیرارادی را تجربه میکنند. مطالعهای در سال ۲۰۱۶ نشان داد که بعضیها ممکن است الگوهای هندسی متغیر یا تصاویر مشابه کلایدسکوپ را مشاهده کنند و یا با تصاویر دقیق و واقعی چهره افراد مواجه شوند. بعضیها هم ممکن است صدای افراد یا حیوانات را بشنوند.
بعضیها ممکن است حس بیوزنی را تجربه کنند یا با حس پرواز و سقوط مواجه شوند.
بعضیها در حالت هیپناگوژیا احساس میکنند یک تماشاگر منفعل هستند که تصاویر و ایدههای مختلف مثل یک فیلم در ذهنشان به نمایش درمیآید. براساس مطالعهای که در سال ۲۰۲۲ در نشریه تحقیقات خواب انتشار یافت، ایدهها یا تصاویری که در این حالت پدیدار میشوند، معمولاً فاقد احساس بوده و گاهی با فعالیتها یا موقعیتهای روز مرتبط هستند.
زمانی که فرد در آستانه خواب قرار میگیرد، ذهن هنوز تا حدی بیدار است و ایده خلق میکند. در عینحال، مغز آنقدر آرام میگیرد که فیلترهای انتقادی و خودسانسوری از کار میافتند. لیا کیلر، کارشناس خواب، روانشناس بالینی و نویسنده کتاب «اگر خواب دارو بود»، میگوید: «خاطرات، احساسات و ارتباطات تصادفی در این فضای بیانتها با آزادی کامل درهم میآمیزند و بستر لازم را برای خلاقیت و خلق ایده مهیا میکنند.»
کیلر به اپک تایمز گفت: «میتوان گفت که مغز وارد «حالت آزاد» میشود و اتفاقات غیرمنتظرهای را رقم میزند.»
دسترسی به هیپناگوژیا
لیپاف گفت: «توماس ادیسون از روش «سقوط اجسام» استفاده میکرد. او یک توپ فولادی را به دست میگرفت که در آستانه خواب به زمین میافتاد و بیدارش میکرد و به این ترتیب میتوانست ایدههای خود را در مرز بین خواب و بیداری ثبت کند.»
همه میتوانند این تکنیک را که به آن «خواب نیمروزی ادیسون» گفته میشود تمرین کنند. کیلر توضیح داد که برای این کار باید در مکانی آرام و کمنور دراز بکشید، چشمهای خود را ببندید و یک وسیله سبک مثل قلم یا کلید را در دستتان بگیرید. وقتی وارد حالت خواب میشوید، وسیله مذکور به زمین میافتد و باعث میشود که از خواب بیدار شوید. به این ترتیب میتوانید هر تصویر یا ایدهای را قبل از ورود به حالت خواب ثبت کنید.
لیپاف افزود: «تکنیکهایی مانند خواب نیمروزی کوتاه و هدفمند در حین تمرکز روی یک مسئله مشخص سودمند هستند.»
برای نمونه، فرد میتواند کلمه یا عبارت مشخصی را در ذهن خود تکرار کند یا آن را ضبط کرده و با صدای کم پخش کند و آرام آرام به خواب برود.
با توجه به اینکه مرحله N1 فقط حدود ۵ دقیقه طول میکشد، فعالکردن یک زنگ هشدار ملایم کمک میکند که افکار و ایدههای خود را پیش از فرورفتن به حالت خواب عمیق ثبت کنید.
لیپاف افزود که تمرین تکنیکهای ذهنآگاهی یا تمرینات تنفسی پیش از خواب میتواند احتمال ورود به حالت هیپناگوژیا را دوچندان کند.
اما از آنجا که این حالت مرزی تنها چند دقیقه طول میکشد، بعضیها ممکن است پس از بیداری در ثبت یا به خاطر آوردن ایدههای خود به مشکل بخورند. کیلر میگوید اگر افکارتان را بلافاصله پس از حالت هیپناگوژیا روی کاغذ بیاورید یا صدای خود را ضبط کنید، میتوانید همه را قبل از محو شدن به ثبت برسانید.
محققان امآیتی روش خواب نیمروزی ادیسون را بهروز کردند و سیستم «دورمیو» را توسعه دادند؛ دستگاهی شبیه دستکش که مجهز به حسگر است و روند هیپناگوژیا را رهگیری میکند. دورمیو در ادامه خواب کاربر را مختل میکند تا وارد حالت عمیق خواب نشود.
پژوهشگران در مطالعهای در سال ۲۰۲۳ دریافتند افرادی که در حین استفاده از دورمیو چرت میزدند، نسبت به افرادی که بیدار میماندند، عملکرد خلاقانه بهتری داشتند. این مسئله زمانی مشخص شد که پژوهشگران از داوطلبان خواستند داستانی بنویسند که در آن از کلمه «درخت» استفاده شده باشد، فهرست کلمات خلاقانه و جایگزین درخت را دربیاورند و فعلهای بهکاررفته در داستان را با اسامی مورد استفاده مطابقت دهند.
هیپناگوژیا نه فقط در حین خواب بلکه در اوقات دیگر هم رخ میدهد. داوطلبان در مطالعهای در سال ۲۰۲۳ گزارش دادند که هنگام دوش گرفتن، خیرهشدن به فضا، «غرقشدن در عالم هپروت» یا سفر با قطار حالتی شبیه هیپناگوژیا را تجربه کردهاند. تمرکز روی افکاری که در این لحظات شکل میگیرند، به کشف ایدههای پنهان و خلاقانه کمک میکند.
خطر زیادهروی
تکنیکهای دسترسی به راهکارها و ایدههای پنهان در قلمرو مرموز خواب و بیداری جالبتوجه هستند، اما نکاتی وجود دارد که باید آنها را در نظر بگیرید.
مقالهای در سال ۲۰۲۴ نشان داد که تمرین مکرر هیپناگوژیا یا اتکا به این حالت خلاقانه مرزی بعضاً باعث میشود که توجه افراد از راهکارهای منطقی و متمرکز منحرف شود.
خطر دیگر این است که از هیپناگوژیا برای فرار از مشکلات واقعی- نه حل مشکل- استفاده کنید و الگوی طبیعی خوابتان را به دلیل تمرینات مکرر و رمزگشایی از ایدههای انتزاعی یا غیرمتمرکز مختل کنید که ممکن است درعمل بیفایده باشد.
لیپاف گفت: «تجربه کوتاه هیپناگوژیا معمولاً بیخطر است. با اینحال، افرادی که مستعد بیخوابی یا اضطراب هستند باید مراقب باشند؛ چرا که تلاش مکرر برای ماندن در حالت هیپناگوژیا میتواند الگوی طبیعی خواب را مختل کند.»
لیپاف تأکید دارد که در تمرین هیپناگوژیا محتاطانه عمل کنید و از سلامت برنامه خواب خود مطمئن شوید.
کیلر افزود که فعالکردن حالت هیپناگوژیا در بیشتر افراد بیخطر و سرگرمکننده است، اما اگر مستعد کابوس هستید، ماندن در حالت نیمهبیداری باعث بروز خیالات نگرانکننده میشود که خوابیدن بعد از آن دشوار خواهد بود.
«بهتر است از این حالت بهصورت مقطعی و بهعنوان ابزار خلاقیت استفاده کنید و آن را به عادت شبانه خود تبدیل نکنید.»

















