logo_eet

آسیب شناسی خانواده (قسمت اول)

آسیب شناسی خانواده
آسیب شناسی خانواده

زندگی مشترک همواره با دورنمایی زیبا برای زوجین آغاز می شود؛ اما به دلیل تفاوت هایی بین زن و شوهرها که ناشی از تربیت در دو محیط متفاوت است و همچنین عدم شناخت کافی از یکدیگر، پس از چندی مشکلاتی بروز می کند که چنانچه با تدبیر و درایت با آنها برخورد نشود، می تواند بنیان زندگی خانوادگی را به مخاطره بیاندازد. برای به حداقل رساندن این خطر، و نشان دادن راهکارهایی دراین ارتباط، نظر شما را به نکات زیر جلب می نمایم.

بدون شک کانون خانواده ای که در آن میان زن و شوهر و اعضای خانواده انس و الفت نباشد، کانونی است همچون جهنمی سوزان که نخستین آثار سوء خود را بر سلامت روانی و جسمانی اعضا باقی می گذارد. کودکان در چنین خانواده سرد و بی روح، از ناامنی و آشفتگی عاطفی و اضطراب رنج می برند و احتمال ظهور و بروز ناهنجاری های عاطفی و رفتاری در آنان زیاد می شود، زیرا سرنوشت والدین و فرزندان با یکدیگر گره خورده و رفتار هریک، آثار و پیامدهایی بر رفتار دیگری دارد.

یکی از مهمترین عملکرد اصلی نهاد خانواده، فرآیند جامعه پذیری است؛ و به نظر می رسد که جامعه پذیری اولیه بر شخصیت فرد تأثیری عمیق و ماندگار به جای می گذارد. فضایی که این فرآیند درون آن شکل می گیرد بسیار اهمیت دارد. در فضا یا جو خانواده ای که فاقد مهر و محبت، حمایت، اتحاد و دلبستگی است، احتمال کمی برای شکل گیری شخصیتی سالم که عاری از عقده ها و حقارت ها باشد، وجود دارد. سلامت روانی فرزندان در گرو پرورش یافتن در محیطی است که به لحاظ عاطفی گرم و مهرآمیز باشد، در غیر این صورت اختلالات و کمبودها آنقدر جدی خواهند بود که زمینه ساز انواع رفتار های جبرانی منفی در سال های بعدی رشد می گردند.

از طرفی دیگر، فقدان عشق در زندگی زناشویی زوجین در کنار سایر عوامل، زمینه ساز پدیده طلاق است. آثار مخرب و ویرانگر طلاق هم بر زوجین و هم بر فرزندان به قدری وسیع و چشمگیر است که نیازی به استدلال های پیچیده نیست. قطع نظر از خود طلاق، مشاجرات و منازعات دامنه داری که روزگاری توأم با تلخکامی را برای تمامی اعضای خانواده رقم می زنند هم زمینه را برای دلزدگی و نارضایتی از زندگی مشترک مساعد می کنند. با این همه عدم رابطه ای مهر آمیز و برآورده نشدن نیازهای عاطفی افراد، ساختار زندگی مشترک را بسیار متزلزل ساخته و زمینه را برای از هم گسستن پیوند مهیا می کند.

از پیامد های دیگر فقدان مهر و محبت در فضای خانواده، ایجاد خشونت خانگی است. کانونی که قرار بوده مملو از موهبت عشق و شادمانی باشد به مکانی که مولد رنج و درد و آسیب است تبدل می گردد. در این فضا، نه تنها نقش حمایتی خانواده شکل نمی گیرد، بلکه زمینه هایی جدی برای دوری و بیزاری از این کانون نیز فراهم می شود.

خشونت خانگی، که الزاماً در فقدان رابطه ای عاشقانه و مهرآمیز بروز می کند (جز در مواردی چون بیماری روانی)، انواع گوناگونی از آزار و اذیت را دربر می گیرد که هر دو جنس می توانند نسبت به یکدیگر ابراز دارند. چنین خانواده ای به میدان نبردی شباهت پیدا می کند که هر یک در پی ضربه زدن به طرف مقابل در فرصت مناسب بر می آیند و نتیجه چیزی جز تلخی، تنهایی و ضعف شدید اعتماد به نفس نخواهد بود.

ادامه دارد…

مرضیه آهنکوب؛ روانشناس بالینی و مشاور خانواده

اخبار مرتبط